سیره نبوی

سیره پیامبر صلی الله علیه وسلم تفسیر و تطبیق عملی قرآن می باشد؛ بهترین الگوی عملی ما در شیوه‌ی دعوت و تربیت است؛ ما را به فهم مقاصد قرآن راهنمایی می‌کند؛ فهم جامعی از اسلام به عنوان برنامه عملی زندگی را به ما خواهد بخشید و در نهایت یکی از اسباب بسیار مؤثر در ایجاد محبت پیامبر (ص) در دل‌ها، مطالعه سیره می‌باشد.

لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی دوّم و پایانی)

نویسنده: 
صالح احمد شامی

بهترین استغفارها

«عَنْ شَدَّادِ بْنِ أَوْسٍ رَضِیَ الله عَن النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَُ: سَيِّدِ الاِسْتِغْفَارِ: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَ أَبِوءُ لَك بِذَنبِي، فَاغْفِرْ لِي ذُنُوبِي فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ»، قَالَ: «وَ مَن قَالَهَا مِنَ النَّهارِ مُوقِناً بِها، فَماتَ مِن یِومِهِ قَبلَ أَن یُمسِیَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَّنَةِ، وَ مَن قَالهَا مِن اللَّیلِ وَ هُوّ مُوقِنٌ بِها فَماتَ قَبلَ أَن یُصبِحَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ»[24].

لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی نخست)

نویسنده: 
صالح احمد شامی

در حدیث متفق علیه از ابی وائل روایت شده که فرمود: «عبداللّه بن مسعود(رض) هر پنجشنبه برای مردم موعظه می‌کرد که مردی به او گفت: ای ابو عبدالرّحمن! من بسیار دوست دارم که شما هر روز برای ما موعظه و نصیحت می‌کردی! عبداللّه گفت: چیزی که مرا از این کار منع می‌کند آن است که دوست ندارم که شما را خسته کنم و گاه به گاه برای شما موعظه می‌کنم همان طور که پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم-  برای ما گاه به گاه موعظه می‌کرد كه مبادا مارا خسته کند».

شورا در سنّت نبوی (ص)

نویسنده: 
ذبیح‌الله ساعی

ب- شورا در سنت نبوی (ص) 

شورا یكی از سنت‌های فعلی و قولی رسول اكرم (ص) بوده است. آن حضرت (ص) در موارد مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی در امور زندگی و زندگانی شخصی به مشورت پرداخته‌اند. چنانکه صحابی جلیل القدر (حضرت ابوهریرهس) می‌گوید: «حضرت رسول اكرم (ص) بیش از هر كس دیگری با اصحاب خود به مشورت می‌پرداختند».

همچنان گفته است: «هیچ كسی را ندیدم كه بیشتر از پیامبر اكرم (ص) با اصحاب خود مشورت كند»[١٢].

بعضی از علما گفته‌اند: هیچكس بیشتر از پیامبر (ص) با یاران خود مشوره نکرده است[١٣].

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی هفدهم و پایانی(آخرین روزها)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

پس از فتح مكّه محمّد تبدیل به بزرگترین قدرت بدون رقیب در عربستان گشته بود و شهرهای بزرگ مكّه و مدینه در دست او بودند و پس از ساماندهی مسلمانان با لشكركشی عظیمی به سوی امپراطوری روم، ناحیه تبوك در شام را ضمیه قلمرو خود كرده و دیگر تمامی عربستان در دستان او بود و در این شرایط كه كسی توان رویارویی با وی را نداشت، تقریباً دیگر كسی جرات دست اندازی و تعرض به تازه مسلمانان را نداشت.

این موضوع سبب گردید كه از سراسر عربستان، نمایندگان قبایل به مكّه بیایند و پس از عقد اتحاد و اعلام پیمان وفادری به محمّد، مسلمان گردند؛ به نحوی كه سال نهم هجری، در منابع تاریخی به عام الوفود(سال گروه‌‌‌ها و ملت‌‌‌ها) مشهور است

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی شانزدهم (آخرین سالها...)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

محمّد در روز بیستم رمضان سال هشتم هجری و در سن ٦١ سالگی؛ پس از ٨ سال دوری از مكّه با سپاه عظیم ده‌ها هزار نفری اش به مكّه وارد گردید و مكیان از ترس جان به خانه‌هایشان پناه بردند و مكّه فتح گردید.

مسلمانان فریاد انتقام سر می‌دادند و از محمّد می‌خواستند كه دستور قصاص و انتقام خون شهیدان را صادر كند؛ اما محمّد به یكباره گفت، امروز روز مرحمت است و فرمان عفو عمومی صادر كرد. 

به زودی تمامی مردم مكّه مسلمان شدند و نیز از سراسر عربستان دسته‌دسته؛ سران قبایل به مكّه آمده و اعلام وفاداری به محمّد نموده و مسلمان شدند.

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی پانزدهم(انقلاب قلب‌ها)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

به دنبال عهد شكنی و خیانت مكّیان به پیمان صلح حدیبیه و اطلاع مسلمانان از این خیانت، ابوسفیان به همراه هیئت نمایندگی مكّه به مدینه آمد تا پیمان را دوباره برقرار کند، اما محمّد كه نمی‌توانست حق كشته شدگان بنی‌خزاعه را كه در پناه او بودند، نادیده بگیرد به ابوسفیان توجّهی نکرد و ابوسفیان كه در مدینه با مشاهده‌ی تعداد فراوان مسلمانان حیرت‌زده شده بود، در حالی كه بسیار ترسیده بود به مكّه بازگشت و قضیه را به اطلاع رؤسای طوایف و بزرگان مكّه رساند.

سال هشتم هجری:

١-حركت به سوی مكّه

سرانجام محمّد با ارتشی ده‌ هزار نفره از مسلمانان به سوی مکه حرکت کرد و در مسیر نیز هر ساعت سربازان قبیله‌های تازه مسلمان شده

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی چهاردهم(دشمنان سرسخت دیروز، نادمین امروز)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

سالهای ششم و هفتم هجری كه سال‌های آرامش و صلح و دوستی برای پیروان محمّد بود كه در این دو سال یاران محمّد(ص) از فرصتی كه در نتیجه صلح حدیبیه بدست آورده بودند استفاده كرده و به اقصی نقاط عربستان و خارج از آن رفته و پیام صلح و دوستی محمّد(ص) و آئین او را، بر مردم قبایل مختلف عربستان عرضه نموده و سبب آشنایی مردم این شبه جزیره با این دین جدید و حتّی پذیرش آئین محمّد(ص) توسط برخی از قبایل گردیدند و نیز در خارج از مرزهای عربستان، خبر ظهور پیامبری در عربستان منتشر گردید كه سبب شد هرازچند گاهی، گروهی تحقیقی از یك منطقه برای تحقیق در خصوص این پیامبر روانه مدینه شوند.

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی سیزدهم(پيكهای رحمت به سوی فرمانروايان جهان)

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:‌

مكیان با وجود جمعیت بسیار زیادی كه نسبت به مردم مدینه داشتند و با دو جنگ بزرگ بدر و احد كه با محمّد انجام داده بودند؛ دریافتند كه حریف قدرتمندی دارند كه با وجود اینكه سه برابر آنها هستند حریف آنها نیستند و از آینده و ترقی جامعه مدینه و بیشتر شدن پیروان محمّد نیز واهمه داشتند و به فكر راه حل و چاره‌ای بودند .

بنابراین مكیان پس از مذاكرات طولانی، اتحاد عظیمی از قبایل عرب را با خود همراه ساختند و با نیرویی عظیم و بسیار زیاد، تصمیم به جنگی تمام عیار و بی سابقه علیه محمّد و جامعه مدینه را نمودند

زندگانی پيامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی دوازدهم

نویسنده: 
هادی محمودی

پیشگفتار:

پیروزی حیرت‌انگیز سپاه ٣١٣ نفره‌ی محمّد، بر سپاه مجهز ٩٥٠ نفره‌ی مكّه، در جنگ بدر، سبب استحكام شدیدتر پایه‌های حكومت محمّد در مدینه گردیده و رؤسای مكّه و در رأس آنها، ابوسفیان، دریافتند كه شكست دادن محمّد به سادگی قابل انجام نیست، بنابراین تصمیم گرفتند با كارشكنی و ایجاد اختلافات داخلی در مدینه، جامعه‌ی مدینه را دچار چند دستگی كنند تا پایه‌های حكومت نوپای محمّد، سست گردد. 

بدین جهت با طوایف داخل مدینه و اطراف مدینه، ارتباط برقرار كرده تا از طریق ایجاد اختلافات داخلی، پایه‌های حكومت نوپای محمّد را سست گردانند؛

زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی یازدهم

نویسنده: 
هادی محمودی

سال سوّم و چهارم هجری

پیشگفتار:

رؤسای مكّه كه به شدت مترصد فرصتی بودند تا حكومت محمّد(ص)، بزرگتر نشده و قدرت او از مكّه كمتر است؛ یك جنگ با محمّد(ص) را آغاز كنند، تا مردم مدینه كه زیاد اهل جنگ نبود و كشاورز بودند، جنگ نكرده و محمّد(ص) را رها كنند و یا اینكه جنگ كرده و شكست بخورند و بدین وسیله حكومت نوپای محمّد(ص) نابود شود. 

بدین جهت تحریكات از طرف مكّه، حدود یك سال پس از اقامت محمّد(ص) در مدینه، آغاز گردیده و هر روز به بهانه‌ای، برخی از كاروانهای تجاری و قبایل مكّه، به مدینه نزدیك شده و اموالی را از مردم اطراف مدینه غارت كرده و گاهاً عدّه‌ای را كشته و به سرعت فرار می‌كردند.

همزمانی محتوا