اجتماعی

غم نان، اگر بگذارد

نویسنده: 
دکتر اسماعیل شمس

بار دیگر جان کولبری جوان فدای نان شد؛ بار دیگر کودکانی یتیم، خانواده‌ای عزادار و خلقی داغدار شدند. به دنبال آن هم بار دیگر نویسندگان کُرد در داخل کشور یادداشت‌های اعتراضی می‌نویسند و خارج‌نشینان هم هریک با انگیزه‌ای داد سخن بلند خواهند کرد. بار دیگر سیاسیون مرکزنشین که تنها در روزهای انتخابات یاد مردم کرد و ایرانی بودن آنان می‌افتند، سکوت خواهند کرد و روشنفکران هم به جای جستن اسرار زندگی رنج‌آور این مردم از درون، از دور و از ظنّ خود یار آنان خواهند شد

کولبری، ضرورت عزیمت از روایتی صرفاً تراژیک به یافتن راهکاری استراتژیک

نویسنده: 
اردشیر پشنگ

در اینکه کولبر کیست؟ کولبران کیستند؟ آیا کار آنان مصداق قاچاق است؟ یا به مانند آنچه که برخی توصیفش کردند، انتخاب ناگزیر مسیری سخت و پرخطر تنها برای تأمین معاش و گذاشتن نانی، هرچند شاید برای ما شاید سهل و کم‌بها اما برای آنان بسیار سخت و پربها، بر سر سفره‌های عمدتاً خالی و کم‌نواست؟ بحثی نخواهم کرد!

در اینجا و در این معدود فرصتی که پژوهشگاه علوم انسانی و زحمات دوست و استاد گرامی‌ جناب دکتر کسرائی فراهم کرده‌اند

ضرورت اهتمام به ایثارگری‌های مدنی

نویسنده: 
جلیل بهرامی‌نیا
 در شرایطی که به گفته‌ی تحلیلگران، هنوز پختگی ملّیّت در ایران به حدّ کافی نرسیده و حس تعلّق به بزرگترین «ما» در کشور، کم و ضعیف است و احساس مسؤولیت نسبت به اموال ملّت شدیداً آسیب دیده و اخبار متناوب اختلاس‌ها در سطوح مختلف، نشان می‌دهد که اموال عمومی و بیت‌المال، نوعی خوان یغما انگاشته می‌شود، تن سپردن داوطلبانه‌ی حافظان محیط زیست به شعله‌های آتش در مریوان، قابلیت این را داشت که به عنوان نمادی از تعلّق ناب و مسؤولیت‌شناسی راستین و تابلویی گویا از شکوفایی مدنی، معرّفی و تمجید شود؛ ایثارگری مدنی در شرایطی که سلامت و امنیّت کشور دستخوش بیماری فرهنگی-اداری است، هیچ کمتر از ایثارگری نظامی

مرگ شریف می‌تواند شرافت یک ملت را از بین ببرد

از خودتان بپرسید که بعد از یک تصادف چه اتفاقی می‌افتد؟ یا فرد تا ابد از رانندگی می‌ترسد و دیگر سراغ آن نمی‌رود و هرگاه هم که صدای ترمز ماشین بشنود طوری بهم میریزد که اگر تصادف می‌شد آنقدر بهم نمی‌ریخت.
یا از این عبور میکند و رانندگیش از تجربه‌ای که کسب کرده بهتر می‌شود.
البته هستند کسانی که در همین دسته‌ی اول بی پروا می‌شوند و کسب و کارشان تصادف می‌شود.
این نکته‌ی مهمیست و به همین دلیل است که انسان‌ها با هم می‌جنگند و به همدیگر آسیب می‌زنند.

یادداشت‌های روزانه‌ی یک نماینده‌ی مجلس

نویسنده: 
دکتر جلیل رحیمی

امروز دوشنبه ۱مرداد، صبح مجلس تعطیل بود و پیگیر برخی امور شخصی بودم. عصر با آیت‌الله محسن اراکی رئيس مجمع جهانی تقریب جلسه داشتیم در این جلسه علاوه بر ایشان، معاونانشان هم آمده بودند اما از فراکسیون اهل سنت فقط ۴نفر آمدند بنده و ناصر شریفی نماینده‌ی بندرلنگه و مرادی نماینده‌ی قروه و سید مهدی فرشادان نماینده‌ی سنندج.

سنندج در آتش!

سنندج در آتش! این شاید تیتر اول رسانه‌های چاپی و دیجیتالی فردای ایران باشد!

شاید به این جهت که متأسّفانه، سال‌هاست فعّالان مدنی، فریادشان  از  آسیب‌های جادّه‌ای با عامل تانکرهای سوخت بلند است امّا  کمتر رسانه‌ای بازنقل داد و کمتر مسؤولی شنید تا اینکه امشب، آتش حاصل از بی‌مهریهای دامنه‌دار و بی توجّهی‌های مدام، دامن شهروندان کردستانی عازم پایتخت را گرفت و غدّه‌ی چرکین مدیریتی دیگر نیز سرباز کرد!

گویند: «حادثه خبر نمی‌کند» ولی باور کنید این حادثه، از چندین سال قبل، خبر کرده بود ولی نه رسانه‌ای برای بازنشر و اطّلاع‌رسانی خبرش موجود بود

سی توصیه برای موفّقیّت در زندگی

ترجمه: 
منصور پیوند

١-  همیشه لبخند بزن و خندان باش.

٢- اوقاتت را منظّم و کارهایت را برنامه‌ریزی کن و بر وقت و زمانت حسّاس باش.

٣- در زمان حال و امروز زندگی کن.

٤- اهداف خود را به روشنی و وضوح تعیین کن.

٥- هیچ‌گاه نفست را خوار و ذلیل مشمار.

٦- در مقابل سختیهای زندگی همانند سنگ باش.

٧- به عیب و ایرادهای واهی مردم توجّه نکن.

٨- پستچی و فرمانبر شیطان مباش.

٩- همّ و غم کره‌ی زمین را در ذهن و فکرت حمل نکن.

١٠-  در انتخاب تصمیم‌ها بعد از بررسی و تحقیق، جرأت و شهامت داشته باش.

١١-  به خودت و نفست اطمینان داشته باش.

اندیشه‌ی وُفور و اندیشه‌ی ندرت

نویسنده: 
استفان کاوی
ترجمه: 
فاطمه شمسی

این دو اندیشه در واقع دو اندیشه و طرز تفکّری هستند که در زندگی ما ریشه دوانیده‌اند و استیفن  کاوی در کتاب خود «هشت عادت مؤثّر» آن‌ها را ذکر نموده است.

اندیشه‌ی وُفور(فراوانی): 

صاحب این اندیشه ایمان دارد در این دنیا به اندازه‌ای فرصت پیشرفت مهیّا شده که برای همه کافی است و به اندازه‌ای خیر و نیکی وجود دارد که می‌تواند به همه برسد پس لازم نمی‌بیند که خسارت یا اذیّتی به کسی وارد نماید تا خودش پیروز شود؛ چون می‌پندارد  خیر و خوبی به اندازه‌ی همه‌ی مردم مهیّا شده و برای همه کافی است.

نسبت فرهنگ جهانی و فرهنگ بومی

نویسنده: 
محمّدامین مروتی

کلمه‌ی فرهنگ از دو بخش «فر» به معنی نور و «هنگ» به معنی قصد و آهنگ تشکیل شده است. لذا فرهنگ عزیمت به قصد نور و روشنایی و گرماست. در زبان انگلیسی نیز culture به معنای کشت و کار است که حاصل آن آبادانی و پیشرفت است. بدین ترتیب فرهنگ عصاره‌ی فضائل ملّتهاست. مجموعه دستاوردهای مادّی و معنوی انسان‌ها در همه‌ی جهان است. مع الاسف  دیوارکشی‌های سیاسی عرصه‌ی فرهنگ و هنر را نیز مصون نداشته و اهل سیاست با تقسیم فرهنگ به خوب و بد، جهت‌گیریهای سیاسی خود را نوعی دفع فرهنگ بد و تقویت فرهنگ خوب قلمداد و بدین وسیله توجیه می‌کنند.

دل‌نوشته‌ای برای دو معلم شهیدم

امروز باز هم هفتم تیرماه دیگری است در پی آن هفتم تیری که در سال ۱۳٦٦ فاجعه‌ی شیمیایی خونبار سردشت را رقم زد. هر هفتم تیرماه با تکرار سالیانه‌اش تیری است در دل که آن داغ قدیم را تازه می‌نماید و دردت را زنده می‌گرداند. آیا می‌توان پس از گذشت سی و یک سال از زمان فاجعه، آن را به فراموشی سپرد؟

همزمانی محتوا