سیاسی

محبوبیت‌ روحانی، وعده‌ها و جایگاه اقوام و مذاهب

بخش‌بندی رأی‌دهندگان می‌تواند با معیارهای مختلفی انجام شود. یکی از این معیارها بخش‌بندی‌های قومی، مذهبی است. نوعی بخش‌بندی که کاندیداها را با جامعه‌ای از رأی‌دهندگان که وجه اشتراک شان تفاوت و تمایزات مذهبی با دیگر رأی‌دهندگان است مواجه می‌کند. در ایران اهل سنّت یکی از بخش‌های رأی‌دهندگان غیر شیعه به شمار می‌آیند، جامعه‌ای که از پراکندگی جغرافیایی، تنوع قومی ‌و فرهنگی متنوعی برخوردار است، اما حول محور «مذهب»، جامعه‌ای واحد را در میان رأی‌دهندگان تشکیل می‌دهند.

رأی ما به روحانی یک کنش سیاسی معنادار

نویسنده: 
جلیل بهرامی‌نیا

می‌دانیم‌ بشر یک موجود مدنی و دارای زندگی اجتماعی است؛ اجتماع بشری، بسته به نوع شرایط و ساماندهی‌اش، هم بستر گذشت‌ناپذیر شکوفایی معنوی و هم سراشیبی تباهی است؛ از این رو اهتمام به ساماندهی اجتماع در جهت فضایل و مراقبت از سلامت ساختارهای آن، یک وظیفه‌ی مهم و عمومی است و همچنان که توجه به سلامت و رشد شخصی و وظایف عبادی لازم است، نقش‌آفرینی مصلحانه‌ برای موزون ساختن ساختار جامعه با الزامات توسعه نیز واجب است؛ اگر تربیت، ساختن افراد صالح و توانمند برای جامعه است، معنا و هدف سیاست نیز ساختن جامعه‌ی سالم برای افراد است و تربیت و سیاست، از یک جنس و برای یک هدف‌اند.

واقعا حماس اسرائیل را به رسمیّت‌ ‌شناخت؟!

حماس:

سند اصول و سیاست‌های کلی حماس (موسوم به سند ۲۰۱۷) که اخیراً منتشر شد در برخی جراید و منابع تحلیلی به گونه‌ای منعکس و تفسیر شده است که گویا حماس از مقاومت دست کشیده و اسرائیل را به رسمیت شناخته است.

به گزارش گروه دفاتر خارجی خبرگزاری تسنیم، امام جمعه محترم تهران هم در روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ماه جاری، ظاهراً‌ با اتّکا‌ به این گونه تحلیل‌ها و بدون هیچ توضیحی، به این مسئله واکنش نشان داده و آن را مایه تاسف و تأثر خوانده اند:

نتایج تجربی تحریم انتخابات

نویسنده: 
متین لطفی

پیش از ورود به بحث اصلی، شاید لازم باشد اشاره‌ای داشته باشم به نوشتارِ اخیرم تحت عنوان «آنالیز سرمایه‌ی اجتماعی و نقش آن در توسعه» که در تکمیل نوشتار فعلی، به بررسی مفهوم و کارکردِ «سرمایه‌ی اجتماعی» به عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارکانِ توسعه می‌پردازد و اهمیتِ «اعتماد» و «مشارکتِ مدنی» را که دو مؤلفه‌ی‌ مهمِ سرمایه‌ی اجتماعی محسوب می‌شوند، مورد اشاره و مُداقه قرار می‌دهد. یکی از مفاد نوشتار یاد شده این بود که مطابقِ نتایجِ پژوهش‌های صورت گرفته توسط پژوهشگرانی نظیر فرانسیس فوکومایا، روزالین هارپر، ماریان کِلی،

انتخاب دوازدهم

مکانیسم تحقّق‌ دمکراسی، انتخابات است. ساده‌ترین‌ برداشت از دمکراسی، حضور و نقش مردم در انتخاب حاکمان و نوع حکومت است. امروزه مستبدترین کشورها نیز برای کسب مشروعیّت‌ داخلی و بین‌المللی چاره‌ای‌ جز پذیرش ظاهری سازو کار انتخابات ندارند.

مقبولیّت‌ مردمی قانون نوشته و نانوشته انتخابات، در هر کشوری از درجات متفاوتی برخوردار است. قید و بندهای مبهم موجود در قوانین انتخابات و ضعف در اجرا از مشخصات بارز کشورهای جهان سوم است؛ به همین دلیل معمولاً‌ در این کشورها پس از هر انتخاباتی مدّت‌ها‌ شاهد تنش‌های‌ سیاسی و اجتماعی هستیم،

شرکت در انتخابات به مثابه‌ی «حق ذاتی» شهروندان

 

 

 

 

 

این‌که‌ بعضی‌ها به مردم تحت هر عنوانی «حق بدهند» که در انتخابات به عنوان نامزد و یا رأی دهنده‌ی‌ ذی‌حق شرکت کنند، امری متناقض است؛ یعنی من به شما حق بدهم که شما با استفاده از حق خودتان، منتهی در حد و اندازه‌ای که من تعیین می‌کنم، در انتخابات شرکت کنید. این گزاره مهمل است و به عنوان پدیده‌ای عجیب و غریب، درخور درنگ و تأمّل‌ بسیار. وقتی شرکت مردم در انتخابات «حق» لاینفک‌ و برابرِ انسان‌ها به عنوان موجودات ذی حق است، دست‌اندازی به قلمرو این حق به شکل‌های تعیین و تحدید و مانند این‌ها، سراپا تناقض است و در نهایت، فرجامی‌ جز شعله‌ور کردن تضاد‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه ندارد.

چرا به روحانی رأی می‌دهم؟

نویسنده: 
پرویز دارستان

میگویند ملّت‌ ایران حافظه‌ی تاریخی ندارد. این را شاید هر کدام از ما به طریقی در تجربیّات‌ زندگیمان درک کرده باشیم. امّا‌ فرارتر از این مسئله ما ملتی ‌هستیم که حوصله و صبوری لازم برای اصلاح را نداریم. هیچ وقت کنش درست نداشتهایم‌. ما در سه قرن گذشته به صورت متوسط هر ٢٥ سال یک پادشاه را یا کشتهایم، یا فراریش دادهایم یا تنهایش گذاشتهایم. تاریخ معاصر ما سراسر یا کرنش بوده یا شورش؛ راه میانی را انتخاب نکردهایم. مردم انگلستان در ٥ قرن گذشته تنها چارلز اول را آنهم‌ با برگزاری دادگاه و محاکمه،‌ اعدام کردهاند. جالب است؛ پس چگونه تعارضات خود را حل کردهاند؟

شوراهای شهر، پارلمان محلّی‌ بودن یا نبودن

قانون شوراها در راستای سپردن امور مردم به دست خود مردم اجرایی شده است. از فحوای قانون وظایف و اختیارات شوراها، می‌توان استنباط کرد که اختیارات یک پارلمان محلّی‌ به شوراها داده شده است. یعنی مرجع تصمیم‌گیری و اقدام در سطح شهرها و روستاها است. این‌که‌ پارلمان محلّی‌ گفته می‌شود، ناظر بر این است که با تصویب این قانون، هرچند به طور نانوشته، قانونگذار حدودی از اداره‌ی محلّی‌ را به شوراها سپرده است.

سپردن بخشی از اداره‌ی‌ امور محلّی‌ را در اصطلاح عدم تمرکز اداری گفته‌اند. هرچند دولت متمرکز است، امّا‌ بنابه شرایطی، بخشی از امور اداری از جمله شهرداری‌ها‌ را به مقامات محلّی‌ واگذار می‌نمایند.

انتخابات و آفات گریز و ستیز!

نویسنده: 
جلیل بهرامی‌نیا

انتخابات، شکننده است: نه توان ستیز با قدرت‌پرستان را دارد و نه تاب بی‌مهری و گریز فرودستان را دارد! صندوقی بی‌جان و بی‌زبان بر دوش می‌گیرد که اگر از سوی دولتیان امانت و محترم شمرده نشود، هر چند وجدان و ایمانشان را مسلوب و مصلوب می‌سازد، امّا پرچم کاندیدای مطلوبشان را بر می‌افرازد!

شرط کارآمدی رأی، احترام دولت و اهتمام ملّت‌ است؛ حقّ رأی‌ آن است که دولت آن را امانت و مردم آن را مسئولیّت‌ بدانند؛ اگر دولت با آن بستیزد و ملّت از آن بگریزد، ستون کشور را فرو ریزد و شوربختی و ویرانی از آن برخیزد!

انتخابات و اهمّیّت آرای خاکستری

نویسنده: 
محمّد‌علی سوره

 هر چند که هر دو طیف اصلاح‌طلب و اصول‌گرا حامیان و طرفدارن نسبتاً‌ ثابتی دارند و در هر صورت رأی خویش را به نامزد مورد علاقه‌ی خود خواهند داد، ولو از برنامه‌هایشان راضی نباشند؛ امّا‌ آنچه اهمّیّت‌ دارد، آرای خاکستری و یا به‌تعبیری آرای افرادی که هنوز تصمیم نگرفته‌اند به چه کسی رأی بدهند و یا مردّدند‌ یا سکوت اختیارکرده و منتطر روزهای پایانی هستند.

به‌گمانم آرای خاکستری در حاشیه‌ی شهرهای بزرگ و مناطق محروم، خصوصاً‌ مناطق مرزی، می‌تواند تعیین‌کننده باشد. غفلت و یا توجّه‌ به چنین مناطقی می‌تواند سرنوشت انتخابات را عوض کند.

همزمانی محتوا