اهل سنت ایران

در فضیلت استاد مصطفی خرّم‌دل

نویسنده: 
صلاح قاسمیانی

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

  کرونا به شخصیّت محبوب ما، دکتر خرّم‌دل هم رحم نیاورد و او را نیز آسمانی نمود. 

از صمیم قلب برای عروج ملکوتی دکتر اندوهناک و متأثّرم. با توجّه به ارتباطات خانوادگی و همسایگی چند ساله‌ی دیوار به دیوار با ایشان و ارجاع بازبینی کتاب الله به این‌جانب، قبل از تحویل به ناشر، توفیق یار بود که از فیض همراهی و البتّه شاگردی ایشان بهره ببرم.

پیچیده‌ترین راز هستی؛ یعنی مرگ از نظرگاه ما غایب است و در پرده! تا آن‌گاه که بی‌سر و صدا از راه می‌رسد و ناگهان عزیزی را با خود می‌برد و ما را در شوک از دست دادنش فرو می‌برد. 

دعوتگری از جنس آفتاب

در این سال‌ها، دو مسئله‌ی مهمّ و اساسی همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است و هرگز نتوانسته‌ام به‌گونه‌ای با آن دو کنار آیم که موجبات آرامش درون را از آن حاصل کنم. با گذشت زمان و تعمیق موضوع و ناکامی در یافتن راه برون‌رفت از آن – که به نظر من ریشه در تبعیت از هوای نفس دارد- عدم آرامش درونی ناشی از آن دو چندان گشته است.

این دو مسئله، یکی فعّالیّت افراد در کسب ثروت به صورت فردی و جمعی و عدم هزینه‌ی آن در راه خداست، و دیگری، عدم وحدت و همگرایی جماعت‌های دینی است.

در وصف استاد خرّم‌دل

نویسنده: 
فاروق فتحی

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

یاد باد آن روزگاران یاد باد

سال ١٣٦٨ در «دانشکده‌ی تربیت دبیر سنندج» که زیر نظر دانشگاه رازی کرمانشاه اداره می‌شد و بعدها به «دانشگاه کردستان» تغییر نام یافت به خدمت استاد شرفیاب شدیم.

 مردی موقر و آرام که با لبخند شیرین چهره‌ی مشعشع به نور ایمانش، دل را می‌ربود و جان را می‌نواخت. در وقت‌شناسی کمتر کسی از اساتید را چون ایشان یافته‌ام. دقیقاً سر وقت در کلاس حضور می‌یافت و مستمعان مشتاق را از دریای علم و اخلاقش سیراب می‌کرد.

در سوگ استاد قرآن‌پژوه و اخلاق‌مدار علامّه دکتر مصطفی خرّم‌دل

بٳسم الذی كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ

نمی‌دانم حديث‌نامه چونست               

همی بینم كه عنوانش به خونست

قال الشاعر و صدق: 

نَعَى نَاعِيَا عَمْرٍو بِلَيْلٍ فأسْمَعَا

فَرَاعَا فُؤَاداً لاَ يَزَالُ مُزَوَّعاَ

مَضَى فَمَضَتْ عَنِّي بِهِ كُلُّ لَذَّةٍ        

تَقَرُّ بِها عَيْنَايَ فانْقَطَعَا مَعا

مَضَى صَاحِبيِ واسْتقْبلَ الدَّهْرُ مَصْرَعِي     

ولاَ بُدَّ أنْ ألْقَي حَمامِي فأُصْرَعا

قال آخر:

إذَا ما دَعَوْتُ الصَّبْرَ بَعْدَكَ والبُكا      

أجابَ البُكا طَوْعاً ولَمْ يُجِبِ الصَّبرُ

فإِنْ يَنْقَطِعْ مِنْكَ الرَّجاءُ فإِنَّهُ           

سَيَبْقَى عَلَيْكَ الْحُزْنُ ما بَقِيَ الدَّهْرُ

پیری و فرزانگی

برخلاف تصوّر عامّه‌ى آحاد جامعه از كهنسالى و پيرى، که رسيدن به اين مرحله از حيات را بر نمى‌تابند؛ كهنسالى و پيرى نعمتى است كه شامل حال هر كسى نمى‌شود، و رسيدن به اين مرحله دستاوردهای ارزشمندی برای آدمی داشته و می‌بایست مورد توجّه قرار گيرد.

در وداع استاد

نویسنده: 
هیوا راشدی

خبر رحلت استاد بزرگوار، عالم متعهّد و مفسّر وارسته و قرآن‌پژوه، «استاد مصطفی خرّم‌دل» مرا بسیار اندوهگین و متٲلّم کرد. از این جهت که امثال ایشان را باید گرد شهر با چراغ جست و فقدان چنین بزرگانی خلٲیی بزرگ در جامعه ایجاد می‌کند که جبرانش بسیار مشکل است.

یتیمی از نوع دیگر!

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

انسان در زندگی گاهی پدری غیر از پدری زیستی‌اش دارد و آن پدر معنوی است. دکتر مصطفی را نوروز ۵۸ شناختم آن زمان که در دانشگاه کردستان تدریس می‌کرد و ایام تعطیلات نوروز به زادگاهش مهاباد برگشته بود، در مسجد حاج سیّدبایزید طبقه‌ی بالا کلاس آموزش عربی گذاشته بود و من که ۱۵ سال داشتم یکی از نوآموزان کلاس ایشان بودم.

در عزای مردی خُرّم و اهلِ دل

درگذشت استاد فرزانه، مفسّر نامی قرآن، مترجم «في ظلال القرآن» دکتر مصطفی خرّم‌دل را به همه‌ی دوستان آن استاد فقید فرزانه تسلیت می‌گویم. برای آن مرد خرّم‌دل و خرّم‌سیره، بهشت برین و رضوان الهی مسئلت دارم.

بزرگمردی در سایه‌سار زینب غزالی کردستان

دوستی نقل می‌کرد که مدّت‌زمانی مشغول مطالعه‌ی زندگینامه و سیره‌ی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم و یاران باوفایش بود و وقت زیادی را به آن اختصاص می‌دادم. این امر سبب شده بود که در حین مطالعه به نقش پیامبر صلّی الله علیه وسلّم در تربیت اصحاب و چگونگی رُشد همه‌جانبه‌ی این بزرگواران و تطبیق زندگی ایشان با دوران معاصر بپردازم

ماموستا عبدالله ایرانی؛ نماد صبر و بُردبارى

قريب به ١٠ سال پيش در معيت ايشان به منزل يكى از دوستان کاکه وفا رستمی رفته بوديم كه در اثناى اين ديدار از ايشان سؤال كردم اوقاتى پيش مى‌آيد كه دوستان و همراهان درخواست ارائه‌ی بحث و سخنرانى در موضوع خاصى را مى‌كنند كه به خوبى مى‌دانم در اين زمينه عملاً ضعف‌هايى دارم و تهديدات قرآنى را به ياد مى‌آورم كه می‌فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿البقرة: ٤٤﴾» گفتم ماموستا گيان استاد گرانقدرم در اين اوقات تكليف چيست، ارائه بحث و يا چشم پوشى از آن. 

بسيار حكيمانه و در كمال آرامش فرمودند: كه در همان لحظه از درون با خداى خودت پيمان ببند

همزمانی محتوا