اهل سنت ایران

برای مادر مظلومم عائشه (رضی الله عنها)

تجدّد، مدرنیته، دهکده‌ی جهانی، عصر ارتباطات، آزادی بشر، جمله‌های پر طمطراق، اسم‌های پر زرق و برق، نشست‌های پر حاشیه و «مردم» و «عقیده» دو تنهای فراموش شده و «زن» باز هم جنس دوم. همه جا حتی در پایتخت‌های مدعی دموکراسی بدترین حلقه‌ی اتصال بشر به همدیگر و معرفی زن با تعریفی ناقص، با هیئتی شیطانی و ذاتی گناهکار نابخشودنی... .

نگاهی به مدارس علوم دینی کردستان

فرصتی پیش آمد تا در مورد مبحثی فراموش‌شده، امّا بسیار مهمّ، مطالبی را به [رشته‌ی] تحریر درآورم. اگر با دید انصاف به تاریخِ تمدّن و فرهنگ خود بنگریم؛ به این نکته پی خواهیم برد که ما وارث تلاش، کوشش و رشادتهای سلف صالحی هستیم که اکثریت قریب به اتّفاق آنان، مدّتی از عمر گهربار خود را در مدارس علوم دینی (حجره) و مساجد سپری کرده‌اند.
تاریخ شاهد است که در جهان اسلام، مسجد و مدارس دینی، خدمات ارزنده‌ای به جوامع اسلامی ارائه کرده‌اند در ایران، عراق، ترکیه، سوریه، اسپانیا، عربستان، مراکش و ... مدارس مراکز جنبش‌های آزادی‌خواهانه بوده‌اند. رادمردانی همچون شافعی، ابوحنیفه،

نگاهی گذرا بر احوال و آثار علاّمه‌ قاضی ‌محمّد خضری (قازیی شنۆ)

تهیه و تنظیم: ‌محمّد عبدلی

علاّمه ‌محمّد خضری نزریوه‌ای اشنویی فرزند ملا عبدالعزیز، به سال 1277ه.ش در خانواده‌ای متدین و عالم‌پرور در روستای نزریوه[1]‌ به دنیا آمد. در سنّ شش سالگی قرآن را ختم نمود،‌ سپس همراه برادرش ملاخضر در حجره‌های سنتّی اشنویه و بیمضرته[2] به تحصیل کتابهای آن زمان چون «گلستان سعدی»، «بوستان سعدی» و «نصاب‌ الصّبیان» پرداخت.
پس از تحصیل کتابهای مقدّماتی چون «عوامل جرجانی» در نحو و «تصریف زنجانی»، شروع به فرا گرفتن کتابهای «سعدالله صفیر» و «شرح مغنی» نمود.

ملا کمال خان هوت اسطوره‌ی موسیقی بلوچستان

در سال 1320 هـ. ش در بندر پیشوکان(pišokān) در منزل هوت مراد در ناصیه‌ی کمال آثار بزرگی و کمال هوش و ذکاوت از همان دوران صباوت هویدا بود. او از همان دوران کودکی در دامان خانواده‌‌ای مذهبی و فرهنگ دوست بالید. کمال به شنیدن داستان‌های قومی-بلوچی علاقه‌‌ای وافر داشت. اشعاری را که از بزرگان خاندان(مردان و زنان)می‌شنید مدام زیر لب زمزمه می‌کرد و گاه مدت‌ها به حفظ کردن اشعار مشغول بود. حاجی دادکریم از بستگان کمال خان هوت می‌گوید عمویی داشتیم که او نیز به اشعار و داستان‌های بلوچی فوق العاده علاقه‌مند بود.

نگاهی به‌ شخصیت ابوبکر (رض) در پرتوی آیات قرآن و مسأله‌ی غدیر خم

نویسنده: 
عبدالرحمن سلیمی

 1- «إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»[1]. یعنی: «اگر او (پیامبر) را یارى نکنید، در حقیقت خداوند هنگامى به او یارى کرد که کافران در حالى که یکى از دو تن بود [از مکه‏] بیرونش کردند، هنگامى که در غار بودند، آن گاه که به یار خود مى‏گفت: نگران مباش. بى گمان خداوند با ماست‏».

گذری کوتاه بر زندگانی علامه ماموستا محمدامین حسینی کلاشی(ره)

تحقیق و گردآوری: یاسین عبدی shaho.kurd@yahoo.com

استاد فقیه و عالم ربّانی ماموستا محمدامین حسینی(رح) که در منطقه‌ی جوانرود وحوالی آن معروف و ملقّب به «حاجی ماموسای کلاش» است؛ داستان زندگی ایشان هم چون دیگر بزرگان شنیدنی است و هم یادآور زندگانی بزرگانی در تاریخ بشریت می‌باشد. ایشان به سال 1300هجری شمسی در قریه‌ی کلاش باغان از توابع شهرستان جوانرود (قلعه‌ی جوانرود) دیده به جهان گشود. حکایات کودکی و ایام تحصیل و جوانی ایشان شنیدنی است. پدر ایشان مرحوم نادر و مادرش مرحومه سلمی در این هنگام به رسم متداول عشایر کوچ‌کننده زمستان را در قریه‌ی قشلاقی (مره‌میر) و تابستان را در منطقه‌ی ییلاقی باغان و ماکوان به سر می‌بردند.

مختصرى از شرح حال استاد شهید ناصر سبحانی(رح) از زبان برادرش

نویسنده: 
منصور سبحانی

 (به‌ مناسبت ۲۸ اسفندماه‌، نوزدهمین سالگرد عروج ملکوتی استاد شهید ناصر سبحانی) 

استاد ناصر سبحانى‏، در مهرماه ۱۳۳۰ ه. ش. در روستاى «دوریسان»، از توابع شهرستان پاوه، استان کرمانشاه، در یک خانوادەی متدیّن و بى‏آلایش دیده به جهان گشود. 

شش بهارى که از عمر مبارکش سپرى شد، توسط پدر وارد اوّلین دبستان تازه تأسیس شده‏ى زادگاهش شد و در کلاس اول دبستان ثبت نام گردید؛ اما بعد از اندکى، به علت استعداد شگرف ایشان و به پیشنهاد معلّم دلسوزش، در کلاس دوّم دبستان ثبت نام شد. 

استاد، در سن ۱۰ سالگى، با از دست دادن مادرش، از لطف و مهر مادرى محروم شد. 

متن کامل سخنرانی استاد ناصر سبحانی در مسجد جامع پاوه‌

خدایا از تو صحبت می‌کنم که روح انسانی را در جسدم نهادی و مرا به انسان تبدیل کردی برای اینکه در روی خاک با امتیاز و خصوصیت انسانی زندگی کنم هرچند زمینه مساعد نیست اما من از تو تعریف می‌کنم چون به من نعمت داده‌ای از تو تعریف می‌کنم که به من زبان داده‌ای تا آنچه را که در دلم می‌گذرد بگویم هر چند که اوضاع مساعد نیست که تعبیر آنچه در دلم می‌گذرد بگویم تو را ستایش می‌کنم که از محبت مادر برخوردارم کردی هرچند از زبان او محرومم خدایا تو را ستایش می‌کنم که به من عقل دادی تا خوب و بد را از هم تشخیص بدهم و از هم تشخیص دادم از تو خیلی ممنون هستم خدایا اما نمی‌گذارند که آن را اجرا کنم و به آن عمل کنم. (حاضرین در مسجد احسنت- الله اکبر)

سخنی با صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران تهیّه و تصویب قانون قصاص(لایحه‌ی قصاص)

منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه کمترین حساسیت را برانگیزد. تکلیفی است اسلامی که این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دست‌اندرکاران تهیه‌ی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر می‌کنم؛ که شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ کنند.

بررسی مشکلات حوزه‌ها و روحانیت اهل سنّت کرد

احساس ضرورت اصلاح ساختارهای موجود کشور در سالهای اخیر و نیاز به‌ تغییرات اجتماعی بیشتر جهت گسترش جامعه‌ی مدنی و نهادهای آن، واقعیت عینی جامعه‌ در حال گذر ایران است. اگر چه این نیاز نه تنها برای محافظه‌کاران و لایه‌های قدرتمند حامی آن‌ها قابل درک نبوده، حتی در برابر آن بسیار مقاومت هم کرده‌اند که روند روبه قهقرای حوزه‌ی مدنی در دو سال اخیر مؤید این ویژگی است؛ با این حال و علیرغم شرایط نامناسب موجود این اندیشه‌ که‌ سامان اجتماعی در ایران امروز، نیازمند گسترش و توسعه‌ی نهادهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و شکل‌گیری هویت‌های حقوقی است، اجتناب‌ناپذیر است.

همزمانی محتوا