دین و دعوت

اسباب گمراهی

گمراهی اسباب زیادی دارد، و در روشنایی سنت الهی در ترتیب نتایج بر مقدمات و وابستگی مسببات بر اسباب؛ گاهی اسباب گمراهی فکری است و گاهی روحی و گاهی اخلاقی، و گاهی از وراثت و محیط تأثیر می‌پذیرد و برخی مواقع از طبیعت زندگی شخص اثرپذیر می‌شود، اینک مهمترین اسباب و عوامل گمراهی را بیان می‌کنیم:

١ – عدم استفاده انسان از موهبت‌های خویش در تفکر در مورد آیات الهی:

الله متعال می‌فرماید: «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا» [الفرقان: 44] آيا گمان می‌بري كه بيشتر آنان (چنان كه بايد) می‌شنوند يا می‌فهمند؟! (نه! آنان تفكّر و تعقّل ندارند). ايشان همچون چهارپايان هستند، و بلكه گمراهتر. 

نقش مربّی در دعوت فردی-بخش اوّل

ترجمه: 
فاطمه شمسی

مقدّمه

سپاس و ستایش از آن پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر پیامبری که خاتم پیامبران است. یکی از وسایل دعوت به سوی خداوند دعوت فردی است. من در این باب، سخن تعدادی دعوتگر را شنیده یا خوانده و در گفتارشان خیر زیادی پیدا کرده بودم. پس خود را وا داشتم تا خیر کلامشان را از پراکندگی برهانم و یکجا جمع نمایم و خود نیز چیزهایی که می‌دانستم بدان افزودم تا حاصل کارم یک مطلب آسان و قابل فهم باشد و امیدوارم توشه‌ی راه آموزگاران و مربّیان قرار گیرد و این خداوند بلندمرتبه است که توفیقگر و هدایتگر راهِ راستین است.

لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی دوم و پایانی

نویسنده: 
صالح احمد الشامی

... تا نعمتِ خداوند (برخود) را کم و حقیر نشمارید!

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِی الله عَنهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَنْ لَا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللهِ - قَالَ أَبُو مُعَاوِيَةَ عَلَيْكُمْ»[20].

از ابو هریره (رض) روایت است که گفت: رسول خدا (صلّی الله علیه وسلّم)  فرمودند: «(در دنیا)، به پایین‌تر از خودتان نگاه نکنید و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید، چون که این بهتر و مؤثّرتر است در این که نعمت خداوند بر خودتان را کم نشمارید».

لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی نخست

نویسنده: 
صالح احمد الشامی

پیشگفتار

حمد و سپاس بی‌کران برای پروردگار عالمیان و صلاة و سلام فراوان بر بهترین رسولان حضرت محمد مصطفی و بر همه‌ی آل و یاران و پیروان او، و نفرین و خواری هردو سرای بر دشمنان آنان باد.

خواننده‌ی عزیز، با توجه به این که جامعه‌ی امروز ما با سنت و اخلاق رسول گرامی روز به روز فاصله‌اش بیشتر و بیشتر شده است و احادیث گهربار پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم)  همچون کلام خداوند (قرآن) غریب و مهجور افتاده است، و کوشش مردم برای کسب معنویت به پایین‌ترین درجه رسیده و در عوض تلاش آنان برای اکتساب مال و جاه شبانه روزی شده است، و بنا به آیه‌ی: ﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥٥﴾ [الذاريات: 55].

زن و نشانه‌های وجودی او

ترجمه: 
زهرا صالحی

بخش اول: زن و نفس واحده

جایگاه زن؟ 

این مسئله سوالی است که امروزه در جمله مباحثی قرار می‌گیرد که مردمان آن را بدیهیات می‌نامند و به تحقق یافتن مفاهیمی باز می‌گردد که در جامعه انسانی رسوخ پیدا کرده است. می‌پرسیم واژه زن به چه معناست تا به این سوال پاسخی مشخص بدهیم بر این مبنا که زن جنس مونث انسان است و قاعده نیز بر مراجعه به همین بدیهیات است که ظاهراً تعیین کننده‌‌ی بسیاری از اسراری است که بر ما پوشیده هستند.

جنس مونث انسان.....

دیباچه‌ای بر سیمای صورت و سیرت زن در اسلام

ترجمه: 
زهرا صالحی

تمامی سپاس و ستایش‌ها شایسته معبودی است که جز او پناهی نیست، وی را سپاس می‌گوییم و پیوسته از او طلب بخشش داریم. هر کس را که او هدایت دهد گمراه نخواهد شد و هر کس را که گمراه سازد هدایت نیابد. شهادت می‌دهیم الله متعال معبود یگانه‌ای است که شریکی ندارد و محمد بنده و رسول او، رسالت را ابلاغ کرد و امانت را ادا نمود. امت را دعوت داد و در راه معبود خویش چنان که باید مجاهدت کرد تا آن زمان که مرگ، روح او را از جسم خاکی‌ ایشان جدا ساخت. به راستی کلام پروردگار صادق‌ترینِ سخنان و بهترین هدایت، هدایت محمد پیامبر خدا است

بررسی «آیه حلیة» و ارتباط آن با قضاوت زن

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

مقدمه

هرچند نص شرعی صریحی که ولایت زن را در امر قضاوت ممنوع کند در کتاب و سنت وجود ندارد. اما مخالفان قضاوت زن برای اثبات عدم شایستگی زن در تصدی امر قضاوت به مجموعه ای از آیات قرآن کریم و سنّت نبوی شریف و اجماع و دلائل عقلی استدلال می‌نمایند. یکی از این آیات که به آن استناد می‌کنند آیه حلية است که ذیلاً برداشت دو گروه از علمای مخالف و موافق با قضاوت زن را در مورد این آیه‌ی کریمه از نظر می‌گذرانیم:

وجه استدلال مخالفان قضاوت زن:

در ذات خود نقص دارد،  برای جبران آن با زینت و زیور خود را می‌آراید. و نیز در بیان حجت و استدلال به هنگام مجادله و گفتگو ناتوان است. 

بررسی «قوامیّت» و ارتباط آن با قضاوت زن

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

مقدمه 

در قرآن کریم و سنّت نبوی به طور صریح و روشن نصی در مورد عدم جواز قضاوت زن بیان نشده است؛  لیکن علما و فقها با برداشتی که از نصوص قرآن و سنّت دارندو استدلال به یک مجموعه دلائل عقلی برای جواز یا عدم جواز قضاوت زن،  سه موضع را اتخاذ نموده و به سه گروه تقسیم می‌شوند.  گروه اول که شامل جمهور علما است،  قضاوت زن مطلقاً جایز نمی‌دانند؛ زیرا قضاوت نوعی ولایت عامه است و لذا،  مرد بودن از مهمترین شروط قضاوت محسوب می‌شود. فقهای مالکی،  شافعی،  و حنبلی و تعدای از علمای حنفی می‌گویند؛  قضاوت زنان مطلقا جایز نیست.

بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی سوّم و پایانی

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

نتیجه 

اصل در امور و اشیاء و تصرفات عادی بر اباحه بودن است و مادامی که نص صحیح الثبوت و صریح الدلاله‌ای بر تحریم چیزی وجود نداشته باشد، قضیه بر اصل اباحه قرار دارد. بر این اساس چون منع زنان در انتصاب برای ریاست دولت و منصب قضاوت از طریق نصوص ثابت و صریح به اثبات نرسیده است، لذا، اصل بر مباح بودن آنها است. اگر نص قطعی الثبوت و قطعی الدله‌ای وجود می‌داشت، اجماع علما به طور قطع حکم به عدم جواز زنان برای تصدی آنها صادر می‌کرد و دیگر اختلافی وجود نداشت.

بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی دوّم

نویسنده: 
دکتر مختار ویسی

آراء علما در مورد شأن بیان و سبب ورود حدیث و دلالت مفهوم آن 

ابن عربی می‌گوید « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً»، این حدیث نصی است بر اینکه زن نمی‌تواند خلیفه‌ی مسلمین باشد، و در آن اختلافی نیست[57]. 

وی می‌گوید جایز است زن داوری کند، مقصود از وضع احکام اجرای آنها توسط قاضی، و شنیدن گواهی بر آنها، و پایان دادن به خصومت دو طرف بر مبنای احکام است. زن مانند مرد می‌تواند از عهده‌ی انجام آن بر آید-یعنی؛  غیر از امامت کبری می‌تواند عهده دار همه‌ی امور شود- چون غرض از امامت کبری، حفظ حدود و مرزهای کشور، تدبیر امور، و حمایت از عرض و ناموس، گرفتن مالیات، و بخشیدن آن به مستحقان آن است.

همزمانی محتوا