ادب و هنر

جهان را نوازش کن!

نویسنده: 
صدیق قطبی

 

 «جهان را نوازش کن!» تعبیرِ دلاویز و رسالت شاعرانه‌ای است که سهراب سپهری در یکی از نامه‌های خود عنوان کرده است [۱]. در این آموزه، آیینِ مهربانی به تمام قد، حضور دارد. «جهان رانوازش کن!» ضرباهنگِ تمامِ جویبارهایِ آرام و مهربان و نرمایِ همه‌ی نسیم‌های ملایم و خوشبو را تداعی می‌کند.

یهود در شاهنامه‌

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

 یهودیان همیشه در میان ما کردان در کمال آرامش زیسته‌اند و اغلب مشاغل پر درآمدی مانند زرگری- عتیقه فروشی و... داشته‌اند و البته به بزدلی و ترسویی نیز مشهور بوده‌اند، بطوری که ضرب المثل است اگر کسی ترسیده باشد به او می‌گویند: چیه مانند جهود می‌ترسی!! یهودیان منطقه‌ی کردستان بعد از انقلاب اغلب یا به شهرهای بزرگ ایران یا به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند. بنا بر آمار حدود ۱۰۰هزار کرد یهودی در فلسطین اشغالی زندگی می‌کنند. (۱) 

شیخ اجل سعدی شیرازی

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

در تاریخ ادب فارسی و در بین ملّت‌های مسلمان کمتر کسی را می‌توان یافت چون سعدی شیرازی زیبایی کلام داشته و و برزبان‌ها جاری باشد بی‌شک حسن قریحه و لطف بیان سعدی موجب این تاثیر و نفوذ است ابن بطوطه جهانگرد‌ مسلمان (۷۰۳-۷۷۹ هـ. ق) در قرن هشتم هجری در چین متوجه می‌شود خنیاگران چینی این بیت فارسی را به آواز می‌خوانند: 

هنر زیبا دیدن

نویسنده: 
صدیق قطبی

زندگی، گیسوان خود را در آینه‌ی نگاه ما شانه می‌زند[1]. هستی به مثابه‌ی یک متن، تفسیر بردار و قرائت پذیر است. آدمی در جایگاه یک تماشاگر، منفعل و اثرپذیرِ محض نیست. بلکه با هستی رابطه‌ا‌ی دیالکتیکی و دوسویه دارد. آنچه در آینه‌ی ذهن و ضمیر ما نقش می‌بندد، تصویر برابر با اصل واقعیت نیست. در آینه‌ی کوچک نگاه ما تنها بخش‌‌‌هایی از واقعیت جلوه می‌کند و روی می‌نماید. اینکه در میان گستره‌ی ناپیدا کرانِ واقعیتِ پیرامون ما، سهمِ تماشای ما کدام است، بستگی به روحیه و چشم انداز ما دارد. بسته به این است که پنجره‌ی درون را به کدام سمتِ عالَمِ بیرون گشوده‌ا‌یم.

یک پنجره برای دیدن

نویسنده: 
صدیق قطبی

اگر خورشیدِ حقیقت، چهره بنماید، کسانی که پنجره‌‌‌هایِ بیشتری رو به او گشوده‌اند، بهره‌ی افزونتری می‌برند. هر انسانی یک پنجره است و ما با نزدیک شدن به چشم‌اندازانسان‌‌‌هاست که به حقیقت نزدیک می‌شویم. از زمان کانت به این سو، این انگاره در ذهن و ضمیرِ غالبِ انسان‌‌‌ها رخنه کرده است که ذهنِ آدمی نه یک آینه – آنگونه که پیشینیان می‌انگاشتند- بلکه یک عینک است

تجربه‌ی زیبایی

نویسنده: 
صدیق قطبی

برای اینکه از دریای خروشان زیبایی، کوزه‌ی وجود خود را لبریز کنیم، نیازمند تغییر نگرش و پویش خویشیم. در این زمینه، توجه به چهار امر ضروری به نظر می‌رسد: ۱. اینجایی و اکنونی زیستن. یا به دیگر سخن: تمرکز. هر چه گسسته از هر مکانی جز اینجا و هر زمانی جز اکنون، زندگی کنیم، هر چه نگاه‌مان متوجه و منعطف به زمان حالِ حاضر باشد و با تمام ابعاد وجودی در حوضچه‌ی اکنون شنا کنیم، گوهر زیبایی را بیشتر فراچنگ می‌آوریم. برای غوطه خوردن در زیبایی، توجهی ژرف به موقعیتی که در آن هستیم، لازم است. 

فلسفه‌ی لاجوردی سپهری

نویسنده: 
سروش دباغ

پس از گذشت ۱۰ سال از سرایش «حجم سبز»، دفتر «ما هیچ، ما نگاه» منتشر شده؛ فضای اشعار این دفتر از این امر حکایت می‌کند که شاعر در فضایی بی‌ارتباط با تلاطم‌های سیاسی آن روز کشور به سر می‌برده؛ دهه‌ی پر تلاطمی که به انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ انجامید. از اینرو شاملو و براهنی در سپهری طعن زدند و گفتند که شعر او از جهان پیرامون منسلخ است و نسبتی با آنچه در جامعه می‌گذرد، ندارد. 

حجمِ وقت

نویسنده: 
صدیق قطبی

تمامیِ سرمایه‌ی زندگانی را لحظه‌هایی می‌دانم که به شتابِ قطره هایِ جویبار در گذرند.‌گاه از تهی سرشار و‌ گاه ژرف و پر مغز، به تاریکخانه‌ی عدم می‌ریزند. در این میان، مهم‌ترین توصیه‌ی دیده‌وران، حجم دادن به لحظه‌ها و بسطِ زمان و خوش داشتنِ وقت بوده است. 

سرنوشتت را دوست بدار

نویسنده: 
صدیق قطبی

جهان ما، آکنده از امور و واقعیت‌های تغییرناپذیر است. خرسند بودن و رضایت دادن و پذیرش واقعیت هایِ دگرگون ناشدنی، شرط بهروزی و شادکامی است. 

پژوهش و بررسی علل و اهداف، شاعر بزرگ کرد محوی از سرودن شعر کردی و فارسی

نویسنده: 
عادل مرادپور

محوی به اقرار هنرمندان، شاعران و اندیشمندانی چون استاد گوران، استاد علاءالدین سجادی، محمد ملاعبدالکریم مدرس، استاد کاکه‌ی فلاح و ... اشعار و غزلیات محوی را زیبا، استخوان دار و دارای جایگاه رفیع ادبی و عرفانی و فکری دانسته‌اند. بویژه‌ استاد نجم‌الدین ملا سلیمانی محوی را از نظر سرودن شعر عشقی و فلسفی با حافظ و سعدی شیرازی و در عقیده و باور با جامی و مولانای رومی همطراز دانسته است. 

همزمانی محتوا