ادب و هنر

کودکم، گلوله‌ات مبارک

عید است و تو باید بازی کنی اما: 

 در کوبانی باید در خون بغلتی

 در فلسطین باید به تفنگ به دوشان اسرائیلی، سال‌ها بخندی و در غزه بمیری

 در جای جای سوریه باید شاهد تن پاره پاره پدر و مادرت باشی

 در مصر باید چهار انگشتت را در برابر دیکتاتور خونخواری بالا ببری و صدای صفیر گلولە را بشنویی و خون دوستت را کە روی صورتت پاشیدە پاک کنی. 

من از سرزمین زیتونم

از سرزمین زیتونم، آسمان وطنم دیگر صاف نیست، ستارگانش در میان آتش پرندگان فولادین ناپیداست و فرزندان سرزمینم همچنان غرق در رؤیا. 

شهر من غزه در خون می‌غلتد، آسمانش در بند، خاکش در بند، کجاست وجدان آدمیت؟ آیا فریاد‌ها بی‌صدا شده‌اند یا انسان‌ها ناشنوا؟

بر سفره‌ی معنوی ابن‌عطاء‌ سکندری-بخش سوم

نویسنده: 
صدیق قطبی

زندگی ما آدمیان آمیخته به انواع و اقسام رنج‌هاست و هر کجا که به امید راحت و آسودگی‌ای پناه می‌جوییم، اسباب دل‌آزاری و رنج را در هیأتی نو و متفاوت می‌بینیم. یکی از دستاوردهای مهم زیستن معنوی و دینی، معنادار شدن رنج‌هاست. رنج‌های زندگی وقتی قرینِ معنایی قابلِ اتکا شوند، تاب‌آوردنی و درک‌پذیر می‌شوند. بهاء ولد می‌گفت: «دین هر کس آن است که همه رنج‌های وی به وی خوش شود.»[معارف بهاء ولد]

بر سفره‌ی معنوی ابن‌عطاء‌ سکندری-بخش دوم

نویسنده: 
صدیق قطبی

معلمان معنویت بر این باورند که در مسیر بهبودِ حال، لازم است که تلخی‌‌ها و مرارت‌هایی را به جان خرید. در بسیاری از مواقع، هم‌سو و هماهنگ با کشش‌ها و خوشایندهای خود حرکت کردن، آدمی را از «حالِ خوب» و رُشد معنوی باز می‌دارد. در کثیری از اوقات «خواسته‌های» ما بیان درستی از «نیازهای» ما نیستند. آدمی در ژرفاژرفِ روح خود به خیر و معنویت و فضیلت نیازمند است، اما خواسته‌های او همواره با نیازهای واقعی روحش هم‌گامی ندارد.

بر سفره‌ی معنوی ابن‌عطاء سکندری- بخش اول

نویسنده: 
صدیق قطبی

ابن‌عطا‌ءالله سكندری، ملقب به شیخ كبیر، عارف و فقیه مالكى‌ و از مشایخ بزرگ طریقت شاذلیه است که در قرن هفت هجری و در اسكندریه دیده به جهان گشود. حِكَم(:حکمت‌های) ابن عطا، به‌گمان برخی، خلاصه‌ی آراء و تعالیم ابن‌عطاءالله در تصوف است و آنچه پس از آن نوشته است، در واقع جز شرح و تفصیل آن نیست، ازاین‌رو ابن‌عطاءالله به «صاحب الحِكَم» شهرت یافت. حِكَم ابن عطا نه‌ تنها در میان صوفیه، بلكه نزد فقها نیز اعتبار خاص حاصل كرد و در زمره‌ی كتاب‌هایى درآمد كه فقها به تدریس آن «اجازه» مى‌دادند.

آموخته‌های گابریل گارسیا مارکز

در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. / در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فاید‌ه‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. / در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

یادی از سراینده‌ی «لطف حق»

نویسنده: 
رحیم خورشیدی

نادره روزگار 

 «پروین اعتصامی هم زمان با امضای مشروطیت پا به جهان گذاشت و اندکی پیش از سقوط رضاشاه از دنیا رفت. او از فرزندان درخشان نسل پاکی بود که مؤمنانه در راه رهایی ایران از بند جهل و تاریکی قدم نهاد. نسلی که خورشید خردگرایی را در افق کشورمان تابان می‌خواست. قانون مداری، آزادی خواهی و خرد ورزی را آرمان خود می‌دانست و ملت ایران را در والا‌ترین جایگاه‌ها آن گونه که شایستگی‌اش را دارد، آرزو می‌کرد» (مریم مشرف، پروین اعتصامی پایه گذار ادبیات نئوکلاسیک ایران: نشرسخن ص۹) 

رستاخیز طبیعت پنجره‌ای رو به رستاخیز قیامت

 بلبلا، مژده بهار بیار خبر بد، به بوم باز گذار سعدی

حلول فصل بهار، نویدبخش آزادی، بشارت دهندهی تحرک و اهتزاز و رهایی از سکون و انجماد است، زیبایی‌های بهار، دل‌های مهجور و محزون را به خود مجذوب می‌کند و گرد و غبار اندوه و کولاک و بوران را از خانه‌ی دل می‌زداید و نشاط و طراوت را به مشام عاشقان بهار و طبیعت می‌رسان. 

بهار، دروس و تکالیف

نویسنده: 
دلیر عباسی

نسیم فرح بخش بهاری در حال وزیدن است و طبیعت مرده در حال نوشدن و سوز و سرمای زمستان در حال رخت بربستن. بهار نیز رویدادی است همانند سایر رویدادهای طبیعی و تاریخی که برای خردمندان برخوردار از گوش شنوا و چشم بینا حاوی درس‌ها و عبرت‌های فراوانی است. چنان که خداوند در آیه‌ی ۶۵ نحل می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ» یعنی: خدا است که از (ابر) آسمان آب را می‌باراند

بهارانه

راه که می‌روند زمین در زیر پایشان چونان مخمل نرم و سیال گا‌م‌هایشان را درست سرجایش می‌گذارد. باد که در اطرافشان می‌وزد فرح‌بخش است و بوی باران سرزمین‌های دور را به آن‌ها منتقل می‌کند. شب که می‌آید همچون پاسبانی شبگرد که مامور امنیت است «وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ» [تکویر: ۱۷] و بر پرچین شب دست می‌کشد آن‌ها را به آرامش خواب و راز و نیاز رهنمون است. صبحگاهان در هنگامی که انوار سپیده فرش می‌شود و خط سیاه و سپید از هم فاصله می‌گیرد، در زمانی که فرشتگان شام و صبح از هم جدا می‌شوند.

همزمانی محتوا