ادب و هنر

در طریقت ما کافری است رنجیدن

نویسنده: 
صدیق قطبی

دو توصیه‌ی مهم و ارزشمند، همواره از جانب فرزانگان ما به‌ویژه عارفان و اهل‌ ادب، مورد تأکید واقع شده است: 

مرنج و مرنجان. 

عارفان دو خصلت را نشانه‌ی انسان بالنده و فضیلتمند می‌شمرند. یکی اینکه تا جای ممکن از آزردن دیگران پرهیز می‌کند و دیگر اینکه خود نیز از آزار دیگران، رنجیده‌خاطر و مکدر نمی‌شود. 

حافظ می‌گفت «رنجاندن» تنها گناهی است که در مرام او وجود دارد: 

انسان فقط با نان سیر نمی‌شود

نویسنده: 
عارف شهدادی

گاندی جمله قشنگی دارند که می‌گوید: انسان فقط با نان سیر نمی‌شود. آری یکی از بزرگ‌ترین نیازهای روحی و روانی انسان‌ها نیاز به تأیید، محبت، عشق و توجه دیگران می‌باشد. مقدمتاً دو نکته لازم است بدانیم اول اینکه تک‌تک افراد بشر نیاز به محبت، عشق، پذیرش، توجه و قدردانی دارند. دوم اینکه این نیاز از تولد تا وقتی که زنده هستیم، از کودکی تا سالمندی وجود دارد و شاید پاسخ گویی به این نیاز‌ها به تناسب سن، جنس، موقعیت فرد تغییر کند. 

اندر طواف کعبه‌ی جان

نویسنده: 
وفا حسن‌پور

این روز‌ها مراسم زیبای حج رفته رفته به پایان می‌رسد و حاجیان با قلبی پاک و آمرزیده و امیدوار از گوشه و کنار این زمین پهناور به خانه و کاشانه خود باز می‌گردند؛ به نظرم خوشحالی لحظات انس با کعبه و آشنا شدن با برادران مسلمانی که از اقصی نقاط کره‌ی خاکی برای ادای مراسم حج آمده‌اند با لحظه‌ی خداحافظی از کعبه‌ی عزیز، طواف وداع و جدا شدن از دوستانی که در این ایام چند با هم مأنوس شده‌ بودند

ماییم که اصل شادی و کان غم‌ایم

نویسنده: 
صدیق قطبی

یکی از نگرش‌های شامخ و مهم عارفان، توجه و تأکید به امکانات انفسی و درونی آدمی است. آموزگاران معنوی همواره آدمیان را به گستره‌های بی‌کران درون خویش و به توانایی‌های نامکشوف جهان دل، متوجه می‌کنند. نظر بر خویش کردن، سر در گریبان خود فرو بُردن، آسمان و ماهتاب و ستاره‌های درخشان جهان جان را مشاهده کردن، «سیر در سپهر جان» داشتن و سفر در خود کردن از تأکیدات پررنگ مدرسه‌ی عرفان است.

برخیز و مخور غم جهان گذران...

نویسنده: 
صدیق قطبی

دیده‌وران معنوی همواره ما را به گذرایی و ناپایداری جهان، التفات و تذکر می‌دهند. به اینکه هستی و احوال آن مدام دستخوش تبدل و دیگرشدن است و هر روز رنگی و جلوه‌ای می‌گیرد و نباید انتظار ثبات و قرار و مانایی از این سپهر گردان و چرخ دوّار داشت. سعدی می‌گفت:

آیا تو چنان که می‌نُمایی، هستی؟ (در فضیلت یکرنگی)

نویسنده: 
صدیق قطبی

«جرأت کنید راست و حقیقی باشید. جرأت کنید زشت باشید! اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع‌انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید، با آب فراوان بشوئید!!!»[1] «صداقت» غالباً به راست‌گویی معنا می‌شود، ولی واژه‌ی «یکرنگی» به‌گمان من، برابرنهاده‌ی دقیق‌تری است. مُراد از یکرنگی، همسویی و موافقت ظاهر و باطن فرد است یا همان: ساده بودن. 

خانه‌تکانی دل

نویسنده: 
دکتر محمود ویسی

روزهای پایانی هر سال در بسیاری از خانه و خانواده‌ها با برنامه‌ی نیکو و پسندیده‌ای همراه است، برنامه‌ی نظافت و خانه‌تکانی. در این روز‌ها گرد و غبار از قسمت‌های مختلف منزل برگرفته می‌شود و به ویژه بخش‌هایی که چند ماه یا یک سال است که نظافت نشده است، مورد بازبینی و گردگیری و خانه‌تکانی واقع می‌شود. این کار که بار‌ها و بار‌ها در زندگی ما اتفاق افتاده مانند بسیاری از کار‌ها و حوادث دیگر برای ما امری عادی شده و به همین جهت به سادگی از کنار آن می‌گذریم

به نرمیِ آب (گذری بر اندیشه‌ی پرهیز از خشونت و فضیلت نرم‌خویی)

نویسنده: 
صدیق قطبی

جهان پُرتلاطم و آشوب‌زده‌ی ما بیش از هر زمانی دیگر به فرونشاندن آتش خشم و خشونت و از میان برداشتن روحیه‌ی انتقام و کین‌جویی محتاج است و در زمانه و زمینه‌ای که بسیاری می‌کوشند بر خاکستر متراکم حوادث تاریخی بدمند و شراره‌های خشم و انتقام را دیگربار بگیرانند، تأکید بر اغماض و چشم‌پوشی و رفتار کریمانه می‌تواند نویدبخش دنیایی بهتر و جهانی صلح‌آمیز باشد.

اندوه مبر که خدا با ماست

نویسنده: 
دکتر فضل مراد
ترجمه: 
وفا حسن‌پور

برای امام یوسف قرضاوی

۱۴۰۰ پیش سال بود که سرکرده‌ی اینترپل نشست بسیار مهم و حساسی را در دار الندوه تشکیل داد و خود شخصاً ریاست آن را بر عهده گرفت تا بر جلسه نظارت کند و در واقع بر ضد خود توطئه نماید. جالب این است که او با شکل و قیافه و پوشش و نوع سخنش توانست عرب‌های آن روز را هم فریب دهد چرا که در حقیقت او کسی جز ابلیس نبود. در کتاب‌های سیره و تاریخ بار‌ها آمده است که شیطان این طرح در ‌‌نهایت شکست‌خورده‌ را در برابر سلاح سنگین «لاتحزن إن الله معنا» قرار داد و با شکست مواجه شد؛ سلاحی که رسول خدا و پیروانش در زمین خود را به آن مسلح کردند.

آیا تولستوی بر اساس فطرت مرده است؟

تولستوی در سال ۱۸۲۸م در روسیه به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۰ از دنیا رفت. او از یک خانواده‌ی اصیل به دنیا آمد و پس از وفات پدرش تحت سرپرستی پدربزرگش قرار گرفت و به قازان در قفقاز که دارای اکثریت مسلمان بود مهاجرت کرد و کتاب‌هایش را مقدمه‌ای برای مبارزه‌ای طولانی در راه حقیقت و ضد خرافات تدوین کرد.

همزمانی محتوا