ادب و هنر

منزلت پیامبر در معنویت قدسی

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

برقرار کردن رابطه «من-تو» با خداوند شخصیت فرد را متحول می‌کند و از او موجودی دیگر می‌سازد. این رابطه اگر ادامه پیدا کند به «تولد دوباره» منجر می‌شود. این رابطه همان رابطه عاشقانه‌ای است که مرده را زنده می‌کند.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

این رابطه تیرگی‌ها را می‌زداید و آلودگی‌ها را پاک می‌کند. در ادبیات عرفانی ما خداوند به دریا تشبیه شده است.

ما ز دریایم و دریا می‌رویم

ما ز بالاییم و بالا می‌رویم

یکی از وجوه تشابه بین خدا و دریا همین است که همان‌گونه که رودها و برکه‌های کوچکی که حاوی آب آلوده و تیره‌اند در اثر پیوستن به دریا پاک و زلال می‌شوند، جان ملول و تیره آدمی نیز در اثر همنشینی با خداوند، پاک و زلال می‌شود. همنشینی با دوستان خدا نیز همین اثر و خاصیت را دارد.

درس‌های معنوی بهار

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست.

درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.

درس اول: درون خود را به گلستانی بدل کنیم که همواره خرم و سرسبز است

چوب حرّاج زدن بر یک سرزمین

شاید هم بدانیم در مفهوم آواره شدن به اینکه: بخاطر نداریهای زندگی آواره شویم، به خاطر جریانات پیش‌آمده در هر زندگی‌ آواره شویم حال چه با دست خویش و چه بخاطر شرایط محیطی نامناسب آواره شویم، در درون مرزهای کشور خود.

ولی آواره شدن به اجبار، به قیمت سرقت خاک، به جبر جبّار، به لطف خیانت و به لطف تمام زدوبندهای سردمداران دست نشانده‌ی خائن بر سرزمین‌های اسلامی، تا آواره نشویم درک آن سخت خواهد بود.

درک کوچ اجباری به اردوگاه‌ها، درکی نیست که بتوان با جان و دل فهمید تا آنکه در واقعیّت آن قرار بگیری و زندگی کنی به اجبار و دیدن آنسوی خانه‌ات با حصاری از حصاربندان قومی سرکش.

چکیده‌ی معنویت

نویسنده: 
صدیق قطبی

«يَا مُحَمَّدُ! أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ، فَإِنَّكَ مُفَارِقُه، وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَجْزِيٌّ بِهِ وَعِشْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ»(صحیح‌الترغیب و الترهیب، شعب الایمان بیهقی، مستدرك الحاكم)

(ای محمد! هر که را می‌خواهی دوست بدار، اما بدان که او را ترک خواهی کرد. هر چه می‌خواهی انجام بده، اما از یاد مبر که پیامد آن را خواهی دید. چنان که می‌خواهی زندگی کن، اما از یاد مبَر که روزی خواهی مُرد.)

این حدیث، ‌از درخشان‌ترین‌ سخنان معنوی است که در کلماتی اندک به عُمده‌ترین اوصاف معنوی اشاره می‌کند. سه توصیه‌ی ارجمندی که در حدیث قدسی آمده‌اند هر یک کتابی ژرف‌اند که می‌توانند زندگی ما را چراغ‌آیین کنند.

نیاشی برای سال نو

نویسنده: 
صدیق قطبی
 خدای کریم
یکی از عاشقان خوب تو با ما گفته است: «با کریمان کارها دشوار نیست». دل‌مان به کَرَم تو گرم است. به بارش ابرِ خطاپوش تو که قادر است تیرگی‌ها و کاستی‌های ما را بشوید و از میان ببَرَد. آنچه در نخستین آیات قرآن خود را به آن وصف کرده‌ای کرم است: اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ. تو بزرگوارترینی و بزرگواری آمرزش بی‌حساب و عطای فراگیر است. به بزرگواری تو که بیش از هر چیز در خطابخشی و جرم‌پوشی نمود یافته، پشت‌گرمیم. در عین حال که مراقبیم نگریستن به کریمیِ تو ما را فریفته نسازد و از عمل باز ندارد.

شادی نکوهیده

از آموزه‌های مهمّ قرآنی، تاکید بر شادمانی و خوشحالی است. غم و اندوه در قاموس قرآنی جایگاهی ندارد:
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» [يونس: ۵۸]: یعنی به داشته های که خداوند به شما ارزانی داشته و نگاهی توام با مهر و محبت به شما دارد شاد باشید.

باران‌وارگی! اندر فضیلت‌ بخشش بی‌منّت

«بعضی از مردم باران را حسّ می‌کنند. بعضی دیگر فقط خیس می‌شوند.» (باب مارلی)

چرا باران؟

در باران چه چیزی نهفته است که ما را به‌سوی خود می‌کشاند تا آن را حسّ کنیم و تجربه‌ای ناب عایدمان شود؟!

 باران شدن و باریدن ممکن است؟

قرآن که کتابی تجربه‌ساز و حسّ برانگیز است باران را منبع حیات و لازمه‌ی زندگی نام می‌نهد:

«جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»؛ هرچیز زنده‌ای را اعم از انسان، حیوان و گیاهان از آب آفریده‌ایم.

با تأمّل ژرف و نگاه دقیق در پدیده زیبای چون باران در می‌یابیم که در باران روح آفرینندگی نهفته است؛ لاله‌زار منتظر را می‌خنداند

گذر از ظواهر

صورت و ظاهر همیشه فریبنده و مانع از دسترسی و رفتن به اعماق و کنه امور می‌شوند ؛ دلبردگی مفرط و فریبندگی دو خصوصیت بارز ظاهر و پوسته‌ی اشیاء بشمار می‌آیند، در لایه‌های بالا ماندن و نرفتن به سطوح زیرین باعث دلزدگی و قشری نگری می‌شود.

اهل دل و صاحبان بصیرت مدام یادآوری کرده‌اند در هر حادثه‌ای علاوه بر آنچه به چشم می‌آید به آنچه به چشم ظاهر نمی‌آید نیز نظر کنید و تک به تک هر آنچه در هسته نفهته است را برکشید و بیرون آورید.

طغیانِ جدایی

«به تماشا سوگند 
و به آغاز کلام 
و به پرواز کبوتر از ذهن 
واژه ای در قفس است.»
 خدای من، خدای خوب و مهربان، امروز می‌خواهم دلتنگی‌هایم را برایت بازگو کنم. از کجا آغاز کنم که «دلتنگی‌های آدمی ر ا باد ترانه‌ای می‌خواند، رؤیاهایش را آسمان پرستاره نادیده می‌گیرد و هر دانه‌ی برفی به اشکی نریخته می‌ماند.» شرح یک عمر جدایی. 

ماهیان بحر پاک کبریا

در لابلای آثار اندیشمندان اسلامی میراث نحله عارفان بسترهای مناسب تری برای ریشه دواندن درخت معنویت را دارا هستند، مولانا پیامبران الهی را ماهیان بحر پاک کبریا می‌داند و توصیه می‌کند هر که خواهد همنشینی با خدا تا نشیند در حضور اولیا.

اولیا درس‌آموزان مکتب پیامبران هستند و با تأمّل‌ و تأسّی‌‌‌ به آثار آنان می‌توانیم از امراض روحی رهایی بیایم و اندکی از تشنگی خود را سیراب کنیم.

برای این منظور لازم است حال و وضعیت وجودی آنان را درک کنیم و خود را به آستان آنان برسانیم چون جام‌هایی که طالبان معنا می‌نوشند شادی‌آور و فرح‌افزاست.

همزمانی محتوا