حقوق اهل سنت در ایران؛ خودکرده را تدبیر نیست

عباس عبدی
اشاره‌ی عبدالعزیز مولودی: عباس عبدی را من همیشه به عنوان یکی از نویسندگان صریح‌اللهجه در میان سایر اصلاح‌طلبان و متفکران ایرانی دیده‌ام. معمولا در برخورد با مسایل مختلف کشور، به علت غلبه‌ی بعد حقوقی و جامعه‌شناختی اندیشه‌اش بر سیاسی‌کاری، در مواضع و تفکراتش واقع‌بینانه می‌نویسد. نوشته‌ی زیر از ایشان در پی انتشار خبر نادرست و غیرواقعی صدور فتوای علمای سعودی در تخریب اماکن مذهبی شیعیان در عراق نوشته شده است. هرچند از نظر ایشان خبر واقعی تلقی شده است با این حال از جاده‌ی انصاف خارج نگشته و به نقد جهت‌گیری قدرت در ایران پرداخته است. خبری که علیرغم نادرست بودنش فشار زیادی را بر عامه‌ی روحانیون اهل سنت، حداقل در مناطق کردنشین بدنبال داشت تا به اجبار در محکوم نمودن آن تومار امضا نمایند. مطلب را در ادامه بخوانید:

وبلاگ آینده: علمای وهابی عربستان در فتوایی مجوز تخریب و انفجار حرم امام حسین(ع) را در کربلا صادر کرده‌اند. بسیاری معتقدند که جنگ داخلی در عراق بطور مشخص پس از انفجار حرم امام حسن عسگری(ع) در سامرا وارد مرحله جدی خود شده و روشن است که اگر خدای نکرده این اقدام را در حرم امام‌حسین(ع) و کربلا نیز شاهد باشیم، شعله‌های جنگ فرقه‌ای نه تنها در عراق به اوج می‌رسد که ممکن است مناطق دیگر هم در آتش این شعله سوخته شوند.
پرسش این است که چرا چنین فتوایی صادر شده است؟ در واقع این فتوا چیز جدیدی نیست. نگاه وهابیون نسبت به شیعه و نیز زیارت‌گاه‌ها و... تغییری نکرده است. اما چرا تکرار یک نظر قدیمی و سنتی در این مقطع حساسیت‌برانگیز می‌شود؟ واقعیت این است که نگرش وهابیون در میان اهل سنت در اقلیت است. و بسیاری از اهل سنت بویژه در مناطقی چون عراق، علایق ریشه‌داری به ائمه و حتی حضرت ابوالفضل دارند و بارها گفته شده که عهد و پیمان خود را در حرم حضرت عباس محکم می‌کنند و اغلب اهل سنت هم چنین می‌کنند. بنابراین بطور معمول اهل سنت حاضر به همراهی با وهابیون علیه شیعیان نمی‌شوند. به همین دلیل فتوای وهابیون علیه شیعیان و زیارت‌گاه‌های شیعه در گذشته اهمیت عملی پیدا نمی‌کرده است. اما از وقتی که حکومت ایران به نام تشیع حکم راند، قضیه فرق کرد، ولی مشکل اصلی از حدود ده سال قبل پیش آمد و تشدید شد. از هنگامی که سیاست‌های داخلی در ایران زمینه‌ساز نواختن جدایی و تبعیض شدید میان شیعه و سنی و علیه اهل سنت شد. گوشه‌ای از نمونه‌های آن را می‌توان ذکر کرد:
ـ عدم موافقت با تأسیس مسجد برای اهل سنت در تهران که با هیچ منطقی جور در نمی‌آید. وقتی که در تهران مسیحیان، زرتشتی‌ها و یهودیان عبادت‌گاه‌های خود را دارند، چرا و با کدام دلیل می‌توان مانع ساختن مسجدی شد که اهل سنت از آن استفاده کنند؟ کار به جایی رسید که برای شرکت در نماز جمعه به سفارت‌خانه خارجی می‌رفتند!
ـ بجز ابتدای انقلاب، تاکنون هیچ مقام سیاسی در قوه مجریه از اهل سنت حضور نداشته است (در سطح استاندار و بالاتر) و حتی وقتی که مجلس ششم جهت اصلاح این رویه ناخوشایند و غیرعادلانه یکی از نمایندگان اهل سنت را می‌خواست به عضویت هیئت رئیسه مجلس درآورد، فریاد وا اسلامای آقایان بلند شد!!
ـ کشتن خلیفه‌ی دوم به دست یک غیرمسلمان که به لحاظ معیارهای دینی امری کاملاً مردود و محکوم بود و برنامه‌هایی که در سال روز این واقعه نزد برخی آقایان اجرا می‌شد، برای بدبین کردن اهل سنت به شیعیان کم بود که مرمت کردن قبر موهوم و تقلبی چنین عنصری در کاشان و تبدیل آن به بارگاه و زیارت‌گاه را هم اضافه کردند که این کار‌های حرام چیزی جز دشمنی با اعتقادات اهل سنت نبود و نیست. قبری که قبل از انقلاب مخروبه بود و افراد لایعقل در آنجا بیتوته می‌کردند و نمادی از لاابالی‌گری بود، در حال تبدیل شدن به قبر و بارگاهی بود که اخیرا صرفاً به دلیل حساسیت‌های اهل سنت دستور بستن آنجا داده شد. اینها یک طرف، همراهی با نیروهای آمریکایی در عراق علیه صدامیان و نیز طالبان در افغانستان در طرف دیگر. اگر این موضع و همراهی از منظر منافع ملی و ضدیت با صدام بود، مشکل حادی ایجاد نمی‌شد، اما هنگامی‌که ایران از موضع شیعی به چنین سیاستی می‌رسد، طبیعی است که زمینه گرایش‌های ضدشیعی را فراهم می‌کند. به میزانی که شیعیان با حمایت مشترک ایران و آمریکا در عراق قدرتمند شوند، نیروهای بعثی و غیربعثی اهل سنت بطور عادی در پشت تسنن(از نوع وهابی آن) در برابر تشیع سنگر می‌گیرند و در میان مذاهب مختلف اهل سنت، وهابیت بیشترین ضدیت را با تشیع دارد و می‌تواند چنین تقابلی را راهبری کند، و اتفاقاً فرصت مناسبی هم برای وهابیون است که نفوذ خود ا در جهان اسلام و میان دیگر مذاهب اهل سنت تقویت کنند.
تمام آنچه که گفته شد به معنای آن نیست که برای اصلاح امور لازم باشد که شیعیان از عقاید اصولی خود دست بردارند، مسأله اصلی این است که وقتی به نام تشیع حکومت می‌شود، دیگر نمی‌توان موارد اعتقادی را در عمل به تبعیض حقوقی و سیاسی میان شهروندان تبدیل کرد. ما در منطقه‌ای هستیم که کشورهایی با اکثریت اهل سنت در آن حضور دارند و در عین حال بسیاری از مسئولین بالای آنها شیعه بوده‌اند و هستند (پاکستان و عمان) و در مواردی هم که شیعیان برای ارتقای سیاسی با محدودیت مواجه هستند (عربستان، کویت و...) به این رفتار معترضیم. اگر بخواهیم که این اعتراضمان واقعی و منطقی باشد، باید رفتار حکومت با شهروندانش فارغ از این تبعیض‌های دینی باشد.
علی‌رغم اینکه فتوای مذکور به دلیل سیاست‌های غلط ایران در برخورد با اهل سنت به معنای عام و نیز شهروندان سنی‌مذهب ایران، موجب شده که زمینه‌ی استقبال از آن در میان مخالفان شیعه فراهم شود، و هر انسانی که نگران جنگ‌های مذهبی است (که از بدترین جنگ‌هاست) باید در خنثی کردن این جنگ کوشش کند، اما ممکن است که این فتوا فرصتی تاریخی برای رهبران مذهبی و سیاسی ایران باشد تا بدانند که ما در ساحل قرار نداریم و دیگران در کشتی و اگر کشتی سوراخ شود، آنان غرق می‌شوند و آسیبی به ما نمی‌رسد، بلکه همه‌ی ما در جهان فعلی در کشتی مشترکی زندگی می‌کنیم. اینطور نیست که ما در مرکز عالم و آدم باشیم و همه دنیا مجبور باشند که خود را با شاقول ما تنظیم کنند. اینطور نیست که ما در ایران دیگران را مجبور به داشتن حجاب کنیم، اما دیگران حق نداشته باشند از شهروندان خود بخواهند که حجاب را بردارند!! ما نمی‌توانیم مقدسات دیگران را مسخره کنیم و برای قاتلان آنها بارگاه بسازیم، ولی دیگران نتوانند تخریب بارگاه‌های شیعه را مجاز کنند.
اقدامات ایران جز به تقویت افراطی‌ترین مذهب اهل تسنن یعنی وهابیون، کمکی نکرده است و برای جلوگیری از این روند، نیازمند تغییرات بنیادی در رفتار نسبت به برادران اهل سنت خویش در ایران و جهان هستیم. البته این تغییر باید شامل عرصه‌های دیگر هم شود و برابری شهروندی جایگزین نابرابری های ناشی از ویژگی‌های نژادی، زبانی، قومی، مذهبی و غیره شود.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1386/06/19

ازاظهار نظر صریح اقا عبدی تشکر وقدر دانی می شود

2
بدون‌نام
1386/09/13

به امید روزی که عدالت کام تشنگانش را سیراب کند.متشکریم.

3
بدون‌نام
1386/11/07

امیدواریم که این نظر آقای عبدی بر تمام عبادالله تاثیرگذار باشد.

4
بدون‌نام
1386/11/23

پرونده عباس عبدی . نشان میدهد که مزدور سازمان سیاست .
شیفتگی اهل سنت ایران برای چنین مزدوری . قابل تامل است !!!

5
بدون‌نام
1386/11/29

بنام خداوند عشق
زندگی زیباست : مذهب سنی وشیعه یکی از هزاران راهای رسیدن به حضرت حق است و یادمان نرود که رسول الله(ص) می فرمایند :هر کس که کلمه طیبه لااله الا الله را بر زبان جاری کند مسلمان است و کسی حق تعرض به او راندارد (ابوسفیان در فتح مکه در امان ماند )و خداوند در قران کریم میفرماید :هر کس نفسی را بکشد مثل این است که تمام انسانها راکشته .م.ق .29/11/86

6
بدون‌نام
1386/12/14

بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم ان الدین عند الله الاسلام و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه.هو سمیکم المسلمین .رب ما الله و کتاب ما قرآن و دین ما اسلام و اسم ما مسلم والسلام.مطرح کردن هر مطلبی به هر اسمی ولو وحدت زمانی که ریشه قرآنی نداشته باشد نادرست است.نه در قرآن اسمی و اذنی برای شیعه و سنی نامیدن آمده و نه پیامبر خاتم شیعه یا سنی بوده است.وحدت باید بر اساس قرآن باشد که همه مسلمین درآن وحدت دارند باشد و طرح وحدت بین شیعه و سنی خود خلاف وحدت است.ما مسلمیم و لا غیر .شیعه و سنی فرقه و موجب تفرقه اند واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا . بنده مسلم .majid 39 sh@yahoo.com

7
بدون‌نام
1387/01/05

این دوست عزیز نیز همانند سایر هم فکرانش هرکسی که باب میل او نباشد مزدور سیا میداند وایکاش به جای تهمت جواب سوالات ایشان رامیداد که چرا اهل سنت این همه ازحق انسانی خود محروم شده است

8
بدون‌نام
1387/08/30

تا زمانیکه سنی هایی چون عبدالمالک ریگی با سرکردگی عربستان و امریکا به کشتار مردم بی دفاع میپردازند آنهم به خاطر شیعه بودن - لازم است حکومت اسلامی چشم فتنه را کور کند و عمال کثیف وهابی را مانند خوارج نهروان قلع و قمع نماید. چه برسد که آنها را آدم حساب کنند و پست و مقام بدهند و برایشان مسجد و محراب بسازند. ان زرتشتی و کلیمی و مسیحی که نام بردید در 30 سال گذشته اگر کمکی به مملکت نکردند لاقل مثل سنی های کردستان و ترکمن صحرا و سیستان و بلوچستان چوب لای چرخ انقلاب نکردند و سگشان شرف دارد به سنی ها .
هر جای این مملکت که سنی نشین بوده برای مردم و کشور مایه دردسر بوده اند و این نشان از عداوت انها با حکومت شیعه دارد .
جای تعجب نیست که نویسنده از یک مزدور ضد انقلاب حمایت کند .چرا که باب دل نویسنده است . اتفاقا تمام اظهار نظرهای عبدی جنبه سوء استفاده سیاسی دارد که نویسنده چشمش را بسته و غیب گفته

9
بدون‌نام
1389/05/06

برادر اول برو وببین اینها یعنی افراطیون سنی
چه ظلمهایی در حق شیعه علی میکنند بعد بفرماید شیعه وسنی نداریم نه برادر دین در نزد پروردگار جز دین محمد وعلی نیست وشیعه تنها دین خداست وراه خدا یکی است

10
بدون‌نام (مهمان)
1390/06/04

حقد و کینه شما نسبت به اهل سنت پیغمبر ریشه ای است ما که هرگز فریب شعارهای شما را نخوردیم وحدت و حق شهروندی و ... ولی بدانید هر سر بالائی یه سرازیری هم داره الحمدالله مثل شما شیفته پست و مقام نیستیم تا بخاطرش هر کاري انجام بدیم و به ناحق چنگ به این دنیای فانی بزنیم همه چی پیشکشتون دنیا مال شما. خوش باشید و ...

11
بدون‌نام (مهمان)
1391/01/28

ايران به امريكا گفته به عراق حمله كند؟و بعد اين عربستان و كويت بودند كه خاك كشورهايشان را براي حمله به عراق در اختبار ناتو و امريكا گذاشتند و نه ايران چرا كسي اين را نمي بيند؟مگر اين عربستان و كويت نبودند كه به امريكا و ناتو كمك كردند در اين حلمه؟
اينكه براي اولين بار بعد از تاسيس عراق شيعيان عراق كه در اكثريت هم هستند اجازه يافتند در حاكميت عراق حضور داشته باشند تقصير ايران است؟حكومت هاي عربي مخصوصا عربستان مي خواهند حكومت عراق يك حكومت عربي سني مثل حكومت صدام باشد و مثل هميشه شيعيان از حكومت كنار زده شوند چيزي كه در عراق وهابي ها انجام ميد هند ندادن حق شيعه عراقي به انها هست چون اين حق هميشه در طول تاريخ از انان گرفته شده است .
برعكس چيزي كه عبدي گفته در كشورهاي سني كه اقليت شيعه دارند شيعيان از حداقل حقوق محروم هستند در همين پاكستان كه هر روز شيعيان كشته مي شوند و حكومت فقط ناظر است و دست تروريست ها را براي كشتن شيعيان باز مي گذارد در ارتش پاكستان شيعيان هيچ نقشي ندارند در عربستان و امارات و كويت كه اقيلت شيعه بسياري دارند كه شيعيان هيچ نقش موثري ندارند .در بحرين كه اكثريت شيعه هستند حكومت در دست اقليت سني است چرا عباس عبدي نخواسته اين را ببيند؟در مقايسه با وضعيت شيعه در كشورهاي سني وضعيت سني در ايران بسيار ازادانه تر و بهتر است .
در شهرهاي سني نشين عربستان شيعيان با ترس به خيابان مي ايند و مذهب خود را مخفي مي كنند تا چه برسد كه بخواهند مسجدي شيعه داشته باشند در اين شهرها

12
بدون‌نام (مهمان)
1393/06/02

اگر واقعاً خواهان بقای حکومت شیعه باشید، راهی جز وحدت با جامعه اهل سنت و حفظ حقوق آنها نخواهید داشت.
این سخنان تفرقه آمیز اولین و مهم ترین اسیب را به حکومت شیعی و به کل مسلمانان وارد می کند.
تفرقه و نادیده گرفتن عقاید برادران اهل سنت و یا توهین به آنها، چیزی جز افزودن و تقویت جبهه تفکیری وهابی نیست، بنابراین بعضی از دوستان شیعی ما ناآگاهانه به بدترین دشمنان شیعه (تکفیری ها) کمک و یاری می دهند.
عباس عبدی هر که باشد و هر هدفی داشته باشد، باید به فرموده امیرمومنان به آنچه گفت نگاه کنید نه به آنکه گفت.