زکات و احکام آن

نویسنده: 
دکتر محمود ویسی
زکات و احکام آن

زکات در لغت به معنی نموّ و رشد و زیاد شدن است و به معنی مدح و ستایش نیز آمده است. و در اصطلاح شرع عبارت است از: اندازه مخصوص از مال مخصوص برای اشخاص مخصوص با شرائط مخصوص.
پرداخت زکات مال موجب برکت آن شده و پاکیزه‌اش می‌گرداند.
«و ما آتیتم من زکاة تریدون وجه الله فاولئک هم المفلحون» (روم/30) و آنچه را از زکات می‌دهید و قصدتان رضای خداست موجب فزونی مال شما می‌شود.
اما پاکیزه نمودن: «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها» (توبه/103) از مالهایشان صدقه (زکات) را بگیر و جان و مال آن‌ها را پاکیزه گردان.
انسان مسیر بندگی خداوند را با برداشتن دو گام آغاز می‌کند، گام نخست: به پا داشتن نماز، گام دوم: دادن زکات.
اگر ز منزل هوسات دو گام پیش نهی نزول به حرم کبریا توانی کرد

فلسفه و حکمت زکات:
اساساً زکات برای جبران کمبودهای افراد جامعه و پرکردن شکاف‌های عمیق طبقاتی و ایجاد رفاه و آسایش هر چه بیشتر برای همگان و زدودن فقر و بیکاری تشریع گردیده است و معتبرترین ضامن حفظ آزادی و استقلال و ثبات سیاسی و اقتصادی ملت مسلمان است. بنابراین:
1- زکات درصدی شرعی از اموال مخصوصی است که خداوند مقرر فرموده است که بانوایان آن را به بینوایان بدهند.
2- زکات سبب زیادت و برکت اموال و صفای باطن می‌گردد.
3- زکات عامل زدودن فقر است.
4- زکات محبت و همبستگی را ایجاد و کینه و نفرت را در میان آحاد جامعه برطرف می‌سازد. زیرا زکات‌گیرنده خود را در اموال زکات‌دهنده سهیم می‌داند و از اموال او حفاظت می‌کند.
5- زکات برای زدودن فقر است نه تربیت فقیر پس اگر در جامعه‌ای زکات بطور صحیح داده شود حداکثر در مدت یک‌سال، فقر از بین می‌رود و مستمندی در جامعه باقی نخواهد ماند.
6- زکات باید روی حساب و کتاب و مسؤولیت‌پذیری دریافت و پرداخت شود در غیر این صورت سایه‌ی فقر به حال خود باقی خواهد بود.
آموختن کار و هنر اساس پیشرفت و سلامت اقتصاد و شکوفایی آن در هر جامعه است پس هدف اصلی زکات به کار انداختن موتور خاموش مانده‌ی ماشین اقتصاد است نه هُل دادن ماشین زیرا اگر بخواهیم ماشینی را که موتور ندارد با هُل دادن پیش ببریم باید همیشه آرام نگیریم و هر جا از هُل دادن باز ایستیم ماشین متوقف می‌شود مگر آنکه آن را به سراشیبی سقوط بیندازیم که مطلوب نیست. لذا باید به هر وسیله‌ای موتورش را بکار بیندازیم.
چو پا داری برو دستی بجنبان ترا بی‌ دست و پایی مصلحت نیست

چیزهایی که زکات به آن‌ها تعلق می‌گیرد:
1- طلا و نقره.
2- محصولات کشاورزی و باغی ... . «و آتوا حقه یوم حصاده» (انعام/141).
3- مال التجارة. «یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبات ما کسبتم» (بقرة/276).
4- معادن و هر آنچه را که از زمین استخراج شود. «و مما أخرجنا لکم من الارض» (بقرة/276).
5- سایر اموال مانند گاو، گوسفند، شتر، بز و ساختمان‌های بزرگ و کارخانه‌ها و سهام شرکت‌ها و اوراق بهادار و ... .

شروط مالی که زکات به آن تعلق می‌گیرد:
1- ملکیت کامل (زمین موقوفه و مال حرام زکات ندارند).
2- قابل نمو و زیادت باشد (زیرا زکات، مال را می‌خورد پس باید نموّ در مال زکوی لحاظ شود).
3- حد نصاب که برای هر کدام از اموال معین شده است.
4- اضافه بر رفع نیازهای اساسی باشد.
5- از دَین و قرض سالم باشد.
6- گذشت یک سال بر ملکیت مال (12ماه قمری) این شرط شامل محصولات کشاورزی و باغی و سایر چیزهایی که از خشکی و دریا استخراج می‌شوند، نمی‌شود.

زکات قرض (دَین)
دین بر دو نوع است:
1- دَین و قرضی که امید به بازپرداخت آن می‌رود [باید هر ساله زکاتش پرداخت شود.]
2- دَین و قرضی که امیدی به بازپرداختش نمی‌رود اگر وصول شد می‌توان به دو شکل زکات آن را پرداخت نمود: 1- زکات سال‌هایی را که پرداخت نشده پرداخت شود؛ 2- تنها زکات یک سال پرداخت شود و علماء بر پرداخت تنها یک‌سال اتفاق‌نظر دارند.
بنابراین مسأله‌ی اصلی زکات «مال» است و مسائل دیگر در رده‌های فرعی قرار دارند پس اگر مال نباشد ملکیت و نصاب و حول بی‌مورد خواهند بود.

فلسفه‌ی وجوب زکات پول
در دین اسلام خزانه‌داری و زراندوزی مورد نکوهش است بلکه دستور اسلام این است که مال باید به طریق مشروع صرف شود. خداوند حکیم در قرآن کریم قوانینی همانند زکات، خمس و ارث را وضع فرموده تا ثروت‌ها در دست عده‌ای معدود انباشته نشود، «... کیلا یکون دولة بین الأغنیاء منکم ...» (حشر/7) تا اموال میان ثروتمندان دست به دست نشود [جلوگیری از تراکم ثروت].

توضیحی پیرامون حد نصاب
حد نصاب زکات عبارت از میزان و اندازه‌ای است از مال وقتی که به آن اندازه برسد باید زکات آن پرداخت شود و کمتر از آن مشمول زکات نمی‌شود.
حد نصاب طلا (قرمز، زرد، سفید) بیست مثقال خالص و معادل 92گرم 18عیار و 85گرم 21عیار و حد نصاب نقره 200درهم معادل 595گرم می‌باشد.
اندازه زکات در طلا یک چهلم (40/1) یعنی 5/2درصد است و در نقره هم یک چهلم (40/1) یعنی 5/2درصد می‌باشد. زیورآلات طلا و نقره برای زن در حد متعارف بدور از زیادت‌طلبی و تفاخر مشمول زکات نمی‌شود اما اسراف در زیورآلات برای زن حرام و زکات در آن واجب است مثلاً بازوبند یا دستبند طلا که وزن آن 200مثقال باشد.
شرط وجوب زکات در طلا و نقره‌ای که به حد نصاب رسیده‌ باشند آن است که مدت یک سال قمری تمام در ملکیت زکات‌دهنده باشد.
در زکات اسکناس و پول‌های رایج دیگر بر حسب طلا یا نقره حد نصاب تعیین شده و زکات پرداخت می‌شود مثلاً اگر کسی 20مثقال طلا داشته باشد و بخواهد به شکل پولی زکاتش را پرداخت نماید قیمت نیم مثقال طلا را حساب کند و به عنوان زکات پرداخت می‌نماید. هر مثقال 6/4 گرم و نیم مثقال 3/2گرم است که قیمت امروز آن 51980تومان می‌شود. (البته بعضی هم مثقال را معادل 2/4گرم محاسبه نموده‌اند) اما قریب به یقین 4/4گرم می‌باشد و الله أعلم.
نصاب محصولات کشاورزی و باغی 5 وسق معادل 675کیلوگرم می‌باشد.(در بعضی از کتب فقهی 625 کیلوگرم آمده که میانگین آن 650 کیلوگرم می‌باشد.
اگر به صورت دیمی‌ آبیاری شوند یک دهم(10/1) و اگر به صورت دست آبیاری شوند زکاتشان یک بیستم (20/1) است. در رابطه با محصولات باغی دیگر مانند سبزیجات و زعفران و پنبه و کتان از قیمت فروخته‌شده آن‌ها زکات 5/2درصد پرداخت می‌شود نه وزن آن‌ها.
در رابطه با زکات مال التجارة یک چهلم (40/1) تعیین شده و حد نصاب آن نیز بر مبنای طلا و نقره محاسبه می‌شود.
لازم به ذکر است که مال التجارة به مالی گفته می‌شود که صرفاً به نیت خرید و فروش تهیه شده باشد نه استفاده‌ی شخصی و هم‌چنین تاجر بعد از محاسبه‌ی قرض‌هایی که نزد مشتریان دارد و یا به کسانی بدهکار است به پرداخت زکات مبادرت می‌کند.

اقسام تجار:
1- تاجر مدیر عبارت‌است از تاجری که به روز معامله می‌کند و کالایش را برای زیاد شدن قیمت نگه نمی‌دارد که با گذشت یک‌سال زکاتش را می‌دهد.
2- تاجر محتکر و آن تاجری است که کالا یا زمینی یا هر چیزی را خریداری نموده و آن را نگه می‌دارد تا با سود بیشتر بفروشد اگر چه ممکن است این نگهداشتن چند سال هم طول بکشد بعد از فروختن تنها یک بار زکات می‌دهد.
در ضمن وسایل مورد استفاده در تجارت‌خانه‌ها مشمول زکات نمی‌شوند از قبیل اسباب و ادوات اداری و حمل و نقل و ... .
پیرامون سایر مال‌التجارة از قبیل ابریشم، گاوداری‌هایی که تولید شیر می‌کنند، زنبورداری‌هایی که تولید عسل می‌کنند، دامداری‌هایی که تولید گوشت می‌کنند و مرغداری‌ها؛ که هیچکدام در زمان پیامبر (صلی‌الله‌وعلیه‌وسلم) و اصحاب و ... نبوده است لذا حکمی هم درباره‌ی آن‌ها نیامده است اما امروز وجود دارند غیر از ابریشم که بعد از فروش از قیمت فروخته‌شده‌ی به حد نصاب رسیده 5/2درصد زکات داده می‌شود. بقیه بر محصولات کشاورزی قیاس می‌شوند یعنی نصاب آن‌ها 675کیلوگرم یا (650 کیلوگرم) می‌باشد.
در رابطه با زکات معادن شخصی و محدود یک پنجم (5/1) پرداخته می‌شود و در مورد معادن دیگر در اختیار بیت‌المال بوده و زکاتی به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد زیرا صرف مصالح عمومی می‌شود.
اما محصولات دریایی از قبیل ماهی، میگو و ... از قیمت فروخته شده آ‌ن‌ها با لحاظ نمودن نصاب طلا یا نقره، 5/2درصد زکات پرداخت می‌شود.
زکات مستغلات از قبیل منازل جهت اجاره‌دادن، ماشین‌های سبک و سنگین اجاره‌ای جهت حمل و نقل کالا و مسافر، کشتی‌ها و هواپیماهای باربری و مسافربری به ترتیب ذیل است:
حالت اول: اینکه مانند سایر اموال تجاری سالانه از سود و سرمایه 5/2درصد زکات داده شود.
حالت دوم: اینکه تنها از منافع حاصل‌شده از آن‌ها 5/2درصد زکات داده ‌شود که حالت دوم از نظر علما ترجیح داده شده است زیرا مستغلات هم استهلاک پیدا می‌کنند لذا تنها از سود آن‌ها زکات پرداخت می‌شود.
البته زکات بعد از خارج‌کردن هزینه‌های مستغلات پرداخت می‌شود.
در رابطه با زکات شغل‌های آزاد و کارمندان دولتی و اطباء و مهندسین و وکلا و قضاة و ... بعد از رسیدن مال به حد نصاب به صورت ماهانه بدون لحاظ نمودن گذشت یک‌سال می‌توانند 5/2درصد پرداخت نمایند. دلیل عدم اشتراط یک‌سال این است که مال دریافتی ماهانه بلافاصله مورد استفاده قرار می‌گیرد و لذا هیچ وقت نمی‌توانند زکات بدهند در حالی‌که بعضی از آ‌ن‌ها دارای حقوق بالا در حد نصاب زکات هستند. نصاب حقوق ماهانه با طلا تعیین می‌شود. یعنی اگر درآمد ماهانه به حد 20مثقال طلا برسد باید نیم‌مثقال آن زکات داده شود. (5/2).



زکات فطر
عبارت است از مقداری خوراکی یا معادل قیمت آن که به عنوان حقی واجب به مستحق داده می‌شود و به آن زکات فطر گفته می‌شود زیرا به محض تمام شدن ماه مبارک رمضان و فرارسیدن شب عید فطر واجب می‌شود. در سال دوم هجری و قبل از زکات مال واجب شده است.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) زکات فطر رمضان را بر مردم، صاعی از خرما یا صاعی از جو بر هر شخص آزاد یا بنده مذکر یا مؤنث از مسلمانان واجب گردانیده است. (رواه الشیخان)
حکمت مشروعیت آن پاکیزه ساختن روزه از گفته‌های لغو و کردار ناروایی که به‌طور غیرعمدی از شخص روزه‌دار سر زده‌اند پیامبر فرمودند: زکا‌ة‌الفطر طهر‌ة للصائم من اللغو و الرفث و طعمة للمساکین. (رواه ابوداود) زکات فطر برای ماه رمضان همانند سجده‌ی سهو برای نماز است.
زکات فطر به محض غروب آفتاب آخرین روز رمضان و سرآغاز شب عید فطر واجب می‌شود.
مقدار واجب زکات فطر برای یک نفر یک صاع معادل 2400گرم از خوراک رایج منطقه در روز عیداست. هم‌چنین می‌توان از نیمه‌ دوم ماه رمضان به پرداخت آن اقدام نمود.

مستحقین زکات و زکات فطر
گروه‌های هشتگانه مذکور در آیه‌ی 60 سوره‌ی توبه هستند انما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین علیها و ... .
1- فقراء.
2- مساکین: کسانی که دخلشان به خرجشان نمی‌رسد.
3- عاملین: توزیع کننده‌ی زکات.
4- مؤلفة القلوب: تازه مسلمانان.
5- فی الرقاب: برای آزادکردن بردگان.
6- غارم و ورشکستگان مالی و دارای قرض‌های سنگین.
7- فی سبیل‌الله: در راه اعتلای اسلام و مصالح عمومی و خیریه و جهاد عمومی در صورت‌های مختلف آن جهاد قلمی، مالی، جانی، تبلیغی، ارشاد مسلمین و ... .
8- ابن‌السبیل: در راه‌ماندگان و مسافران بی‌پناه.

نکته اخیر اینکه زکات به عنوان سومین رکن از ارکان اسلام بعد از شهادتین و نماز قرار گرفته است لذا هرگونه کم‌توجهی به آن سبب سست‌شدن رکنی از ارکان اسلام و نهایتاً شخصیت ایمانی فرد مسلمان می‌شود.
پیرامون درک عمیق‌تر ز فلسفه‌ وحکمت زکات می‌توان به منابع ذیل که خلاصه‌ی فوق‌الذکر هم، از آن‌ها اقتباس گردیده مراجعه نمود.
1- فقه‌الزکاة، دکتر یوسف القرضاوی، جلد 1-2.
2- باقیات صالحات، استاد محمدربیعی، جلد دوم و سوم.
3- عبادت در اسلام، دکتر یوسف قرضاوی.
4- التشریع الزکوی و تطبیقاته،‌دکتر محمود حمودة.


12رمضان المبارک 1430

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

Re: زکات و احکام آن

درود بر دکتر ویسی و توضیحات وافی و کافی‌شان در مورد زکات، -کثر الله‌ امثاله‌-

Re: زکات و احکام آن

روحانیت در کردستان ، مشکلات و راهکارها
سید محمد امین واژی / مهاباد

مسجد ، روحانی و طلبه مثلثی بود که یکی از شاخصه های هویت ملی مذهبی کردها را تشکیل می داد. به گونه ای که گوشه ای از فرهنگ وفعالیت مردم ازاین مثلث خالی نبود.به هرجا نگاه می کردی فرهنگ .سیاست .شادی . عزا. شعر .ادبیات. آواز.جنگ وصلح و....اثر این مثلث آشکار بود

روحانیت در کردستان ، مشکلات و راهکارها

سید محمد امین واژی / مهاباد

مقدمه:

نقش علما درطول تاریخ اسلام در جامعه بر همگان معلوم بوده است. خداوند درقرآن کریم به مسلمانان دستورمی دهد و می فرماید:(ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکرواولئک هم المفلحون) : باید ازمیان شما گروهی باشند که دعوت به نیکی کنند وامربه معروف ونهی ازمنکرنمایند وآنان خود رستگارند)... آل عمران آیه104 .

ابن کثیر درتفسیراین آیه می فرماید: مقصود این است که باید فرقه ای عهده داراین مسولیت باشند ، هرچند دعوت برفرد فرد جامعه برحسب توان واجب است.

درکردستان ایران مشکلات فراوانی فراروی علما و طلاب علوم دینی اهل سنت وجود دارد. این مشکلات هم شامل حوزه فردی وشخصی وهم شامل حوزه کاری آنها می شود

درکردستان ایران تا چند سال قبل ، مسجدی بدون حجره وهمجنین روستایی بدون مسجد وحجره ومدرَس نبوده است. حجره همان مکانی بوده که طلاب درآن درس را فرامی گرفتد ومعمولا شامل دواتاق محقر وبدون امکانات بود. یکی مخصوص طلابی بود که تازه وارد می شدند (سوخته ها ) ودیگری مخصوص طلاب ارشد (مستعد ها) بود.

.مسجد. روحانی .طلبه. مثلثی بود که یکی از شاخصه های هویت ملی مذهبی کردها را تشکیل می داد. به گونه ای که گوشه ای از فرهنگ وفعالیت مردم ازاین مثلث خالی نبود.به هرجا نگاه می کردی فرهنگ .سیاست .شادی . عزا. شعر .ادبیات. آواز.جنگ وصلح و....اثر این مثلث آشکار بود

کسی که به مرحله ماموستایی (ملاَ) می رسد، باید قبلا مراحل فهم وخواندن علوم متداول دینی را طی کند که معمولا شامل مراحل زیر است:

1) قوتابی : ] مکتبی[

کودکی است که از خانه به مسجد می رودومواردزیر رافرا می گیرد: برای فراگیری قرآن با سبک عینجه ای(هیجایی) که همان بخش خوانی وکلمه خوانی است. همزمان با آموزش نماز ، کتابهای: 1-روخوانی قرآن باروش هیجایی

2-نماز باتمام جزئیاتش

3- احمدیَه ( به زبان کردی درعلم لغت)

4عقیده شیخ سمیع (به شعر کردی درعقیده ) هم خوانده می شد.

2) سوخته :

(ماموستا هه ژارمی گوید سوخته یعنی کسی که زیاد زحمت می بیند چون دوره ابتدائی است به همین دلیل به سوخته نامگذاری شده است.) اصطلاحا به کسی گفته می شود که قرآن را با تجوید وروان خوانی خوانده وفراگرفته باشد و رسما هم وارد حجره شده باشد.

سوخته در ابتدا شروع به آموختن کتب ذیل می کند (معمولا خواندن این کتابها 3سال طول می کشد) :

الف)- کتابهای فارسی : 1- گلستان2- بوستان 3-اسماعیل نامه

ب)- کتابهای نحوی : 1- عوامل جرجانی 2- شرح الانموذج 3-صمدیه 4-کتاب اظهار

ج) - کتابهای صرفی : 1-صرف میر2- تصریف زنجانی 3- تصریف ملاعلی تالیف عالم کرد اشنویه ای

د)- کتاب تجویدی: 1- تجوید ملاّسید حسن ابن الواژی که عالم کرد می باشد است و با شعرعربی تنظیم گردیده است.

ه)- کتابهای فقهی : 1- فتح القریب ( در فقه امام شافعی )

و)- در علم بلاغه: 1- استعاره

ز) 1- درعلم وضع : 1 - کتاب الوضع

3) – مستعدّ:

درسهای این دوره ادامه علمهای گذشته است و شامل دروس زیر است البته این دوره هم معمولا شش سال طول می کشد.

الف)- درعلم نحو: 1- کتاب جامی تالیف ملاعبدالرحمن جامی که شرحی است بر کافیه ابن الحاجب 2- کتاب سیوطی شرح الفیه ابن مالک می باشد 3 - مغنی ا للبیب ابن هشام و.....

ب)- درعلم صرف: 1- شرح النظام 2- سید عبدالله صرف و...

ج)- درعلم منطق: 1عبدالله یزدی 2- ملطقه 3- مغنی طلاب 4- سبزواری قسمت اول و..

د)- درفقه امام شافعی : 1- اعانة الطالبین 2- مغنی المحتاج 3- تحفة المحتاج ابن حجرالهیتمی و...

ه)- درتفاسیر: 1- تفسیر بیضاوی 2- جلالین3- خازن ومدارک و...

و)- درحدیث: 1- ریاض الصالحین2-التا ج الجامع للاصول و...

ز)- درعلوم البلاغه: 1- مختصرالمعانی 2- مطوّل تفتازانی

ح)- درعلم اصول الفقه : 1 - جمع االجوامع 2- المستصفی امام محمد غزالی

ط)- درعلم کلام وعقاید: 1- شرح العقاید2- تقریب المرام فی شرح تهذیب الکلام مولف آن تفتازانی وشارح آن شیخ عبد القادر کردی است.

ی)- درعلم حکمت و فلسفه: 1- قسمت دوم سبزواری 2-مقولات العشرتالیف ملا علی قزلجی کردی با شرح ابن القرداغی کردی. 3- قاضی ولاری تالیف شیخ ابهری و...

ک)-در علم مناظره وگفتگو:کتاب گلنبوی آداب شیخ اسماعیل. بادوشرح1شیخ عمرقرداغی2ملاعبدالرحمن پینجوینی که هردوشارح کردبودند

بعد ازاین مراحل ، بعضیها چند سال دیگرهم در حجره می مانند و درزمینه 1- فلکیات ( تشریح الافلاک واسطرلاب وربعین ) 2- ریاضیات ( خلاصة الحساب والهندسه واشکال التاسیس) درس می خوانند.

به کسی که این علوم را فراگرفته باشد ، ملای دوازده علم می گفتند. در چند سال اخیر که کتابهای علمای معاصر وارد بازار شدند ، گاها بجای بعضی ازاین کتابها یا همراه آنها ازاین کتابهای جدید استفاده می شود. مانند :

1- تفسیر فی ظلال 2- رسالة التوحید 3-علوم القرآن دکتر صبحی صالح ویا التبیان صابونی 4- درزمینه علوم الحدیث تیسیر مصطلح الحدیث استاد محمود طحان 5- و در اصول فقه ، الوجیز عبدالکریم زیدان و....

این خلا صه ای از شیوه فراگیری علوم عربی در مدارس علوم دینی اهل سنت بود. کسانی که خواهان توضیح بیشتر باشند می توانند به منابع مفصل مراجعه کنند.

روحانیون کردستان وامتیازات دولتی:

روحانیون درکردستان نه تنها ازهیچ گونه مزایای دولتی برخودار نیستند بلکه گاها مورد ملامت وسرزنش هم و...قرار می گیرند. از این رو است که می بینیم در دهه اخیر، عرصه طلبگی وکسب علوم دینی در میان اهل سنت درکردستان بسیار کم رنگ شده است و این خطری است که جامعه را تهدید می کند واگر تدبیری برای آن اندیشیده نشود، دچار زیانی جبران ناپذیر خواهیم شد. زیراعلمای دینی درکردستان یکی از پرچم داران مبارزه علیه بی دینی وکسانی بوده اند که به نوعی سلامتی معنوی جامعه را تهدید کرده اند (چه ازلحاظ ملی وسیاسی وچه ازلحاظ مذهبی ودینی). اگربخواهیم تاریخ سه قرن گذشته کردستان را بررسی کنیم ، در تمام زمینه ها چه مبارزات ملی مذهبی و چه در زمینه علوم و فرهنگ وهنرو.... نمی توان ازنقش روحانیت غافل ماند.

لذا در این بحث سعی می شود ابتدا مشکلات را طرح و در پایان به ارائه ی راهکارهایی برای این مشکلات بپردازیم.

مشکلاتی که برای عموم روحانیون هست :

قسمتی از این مشکلات به دشمنان آگاه وقسمتی به دوستان نادان بر می گردد.

1- دشمنان دین ، که درواقع دین را قبول ندارند وروحانیت را همچون مشکل و سدی فرا روی خود می بینند و تعمدا می خواهند انحرافات موجود در میان روحانیت مسیحی را بر روحانیت مسلمانان تعمیم دهند و بگویند روحانیت سبب عقب افتادگی جامعه است. اساسا کلمه « روحانی » اصطلاح نادرستی است وبر گرفته از آموزه های مسیحیت است که در اسلام ، محلی از اعراب ندارد.(اما به عنوان یک واقعیت وجود دارد)چون در اسلام چیزی به نام روحانیت نداریم بلکه «علمای دینی » را داریم.

2- قسمتی هم به خود مسلمانانی برمی می گردد که ادعای دین داری دارند. متاسفانه حتی در میان برخی از هواداران حرکات اسلامی که اکنون در کردستان فعالیت می کند ، تبلیغ برعلیه روحانیت بشدت وجود دارد. این در حالی است که رهبر اصلی و بنیان گزار این حرکت ( کاک احمد مفتی زاده ) خود روحانی بوده است واین دیدگاه این شخصیت والا مقام نبوده است. ولی بعضی از پیروان او وجود روحانیت را یک قشر اضافی درجامعه تلقی می کنند و می گویند روحانیت چیزی زیادی است وجامعه ومسلمانان نیازی به وجود آنها ندارد واصلا اسلام نیازی به وجود آنها ندارد. درواقع اگرچنین گفته شود وچنین تفکری باشد بی انصافی است.. متاسفانه بر اثر این تبلیغ نابجا ونسنجیده ی این هواداران، خیل عظیمی از روحانیون منتسب به مکتب قرآن ، دست ازکار روحانیت کشیدند ومحرابها را خالی کردند و وارد بازار کار شدند وعملا نقش اساسی خود درجامعه را از دست دادند و امروز هم متوجه شده اند که با این عملشان مرتکب چه خطایی شده اند. البته می توان گفت متد و نوع تبلیغ امروزه ی ماموستایان در کردستان جوابگوی نیازها ومسائل روز نیست ولی نمی توان قافله ی ماموستایان وخدمات شایان آنها وخود را وقف کردن برای این دین از سوی آنها را، نادیده گرفت.

در اینجامی توان به طرح یک پرسش پرداخت:

آیا رهبران فکری دینی ، چه رهبران ملی مذهبی قدیم از قاضی محمد و ملا مصطفی وکاک احمد مفتی زاده و کاک ناصرسبحانی و....گرفته تا رهبران ملی و مذهبی امروز ، در جامعه ما درهمین کردستان روحانی نبودند ؟ اکنون هم اگر روحانیون در حرکات ملی یا مذهبی نقش داشته باشند، قطعا این جریانات موفق تر خواهند بود.

3- درتمامی کشورهای اسلامی منبع درآمد روحانیون منابع دولتی است که ازطریق اوقاف پرداخت می شود. درکشورایران اسلامی ما هم هزینه ی زندگی روحانیون ووحوزه های علمیه دینی برادران تشیع را دولت و مردم وسهم امام خمس تاُمین میکنند. بطوری که متناسب با کفاف زندگی آنها باشد حتی طلاب تازه وارد هم شهریه خوبی دارند!

مشکلات مالی روحانیون :

اما مشکلات مالی روحانیون درکردستان ایران فراوان است. چون منبع درآمد روحانیون در کردستان ، خود نمازگزاران پشت سر آنها هستند که بیشتر آنها هم فقیر و کم در آمد هستند. اگر چه مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور که در سال1360 درکردستان تشکیل گردیده است و نماینده ولی فقیه درکردستان به ریاست حاج آقا موسی موسوی ، مسوولیت نظارت و برنامه ریزی برای روحانیون و طلاب اهل سنت را به عهده دارد و نزدیک به سه دهه است که در کردستان فعالیت می کند ، اما خدماتی که از سوی این مرکز به روحانیون ارئه داده می شود ناکافی وغیر جوابگو است.

باتوجه به رتبه بندی هرماه شهریه ای به روحانیون پرداخت می نماید. به روحانیون سطح یک « ماهیانه » 25هزارتومان ، سطح دو 35هزارتومان، سطح سه 45 هزارتومان پرداخت میکند. که این هم هرسه ماه یکبار و بعضا پنج ماه یکبار این پول پرداخت می شود. این درحالی است که درهمجواری ما ، در درکردستان عراق درحکومتی که ادعای اسلام گرایی هم ندارد ولی بازهم حرمت روحانیون و نقش و جایگاه آنها محفوظ مانده است بطوریکه هر مسجدی دارای 2موذن ، 2پیشنماز و2خادم و2مدرَس است که هرکدام همچون کارمند رسمی حقوق بگیرهستند و مبلغ پرداختی نیز کفاف مخارج خود وخانواده شان را می دهد. تنها موذن وخادم آنجا به اندازه ده روحانی کردستان ایران بلکه بیشترهم شهریه می گیرند. درحالی که هم کارشان آسان تر وهم درآمد بیشتری دارند. با این وصف متاسفانه اکثر مردم ما اینطور فکر می کنند که ممکن است هر روحانی درکردستان ایران هر ما ه حداقل 400 الی 500 هزارتومان و حتی بیشتر، ازدولت حقوق بگیرند درحالی که چنین نیست.

کمک های مردمی هم به این صورت است که روحانی که در روستا یا شهر است ، سالانه مردم در محله پول را برایش جمع میکنند. در روستا در فصل برداشت محصول و در شهر در ماه مبارک رمضان مقداری آنهم بسته به مکان زندگی فرق می کند و حد متوسط دوملیون تومان می باشد. ماموستای که 12سال زحمت - آن هم با این همه درد ورنج- کشیده این وضع معیشتی اوست. روحانیون کردستان بعد از سی سال زحمت در منصب روحانیت اکثرا هنوزهم نتوانسته خانه و سرپناهی برای خود وخانواده تامین کنند. می بینینم وقتی که ماموستا فوت کرد باید زن و بچه اش به خانه استیجاری بروند. تازه این ماموستا باید هم روحانی مسجد ،هم موذن ،هم کدخدامنش و هم ...باشد و سعی کند همیشه درمسجد حاضر باشد و جوابگوی تمام نیازهای مردم باشد. متاسفانه در کردستان وضعیتی پیش آمده که می گویند روحانی را فقط برای مراسم فاتحه خوانی در مسجد وعقد مهریه می خواهیم. به همین خاطر می بینیم ، روحانیونی که صحنه را خالی کرده اند به این علت اشاره می کنند.

4- متاسفانه علمای ما بنا به دلایلی (جا دارد که این موضوع هم درقسمت دیگر، تحلیل و بررسی شود) نتوانسته اند نقش وجایگاه رفیع خود را در جامعه دریابند. این هم به چند مسئله بر می گردد :

الف) مستقل نبودن افکار روحانیون ب) از همه مهمترنبود تشکل فراگیر ج) وابستگی مالی آنها به مأمومین واقشار موجود در جامعه د) فشارروانی ونبود فضای نامناسب جامعه و.... مشکلات کردستان این است که مردم کرد هم مشکل مذهبی دارند هم مشکل ملی که باهیچ نقطه دیگرایران قابل مقایسه نیست

5- متاسفانه امروز عرصه طلبگی خیلی کمرنگ شده است. نمی خواهم آیه ی یأس بخوانم ولی موضوعی مبرهن است. برای نمونه در سال 1365 در شهر کوچکی همچون پیرانشهر(ومطمئنا در دیگر شهرهای کردستان هم چنین بوده اند) اکثر روستاها طلبه داشتند وبیشتر از 450 نفرطلبه در این شهر کوچک وجود داشت که اکثرا بومی بودند ولی حالا تنها در چند مکان محدود طلبه وجود دارد آنهم حدود 30 نفری که همه بومی ومحلی هم نیستند.

عواملی که باعث دست کشیدن قسمتی از روحانیون از مسوولیت روحانیت شده است:

الف- قسمتی از روحانیون متاسفانه به دیده شغل به این کسوت نگریسته لذا صحنه را خالی کردند وجذب بازار کسب و کار شدند.

ب)- قسمتی هم به قصد اینکه تا مدتی دربازار کار کنند و بعد ازاینک ثروتی پیدا کردند ، آن وقت وارد عرصه دعوت وتبلیغ دین شوند.

درواقع هردو دلیل قانع کننده نیستند. اینها که محراب را ترک کرده اند باید روز قیامت جوابگوباشند. درحالی که اکثرا هم ناموفق بوده اند مگرعده ای محدود. آنها هم بعضی وقتها در دعوت وتبلیغ نیمه آفتابی بوده اند.

ج)- قسمتی هم بعد از دریافت مدرک سطوح دانشگاهی وارد دانشگاه شدند. از کسانی که درسطوح مختلف دانشگاهی قبول شدند بغیراز عده ای محدود ، اکثرا وارد مشاغل فرهنگی دردانشگاه ومدارس آموزش وپرورش شده اند و از سلک روحانیت خارج شدند. که به نظر نگارنده این دسته ، ضربه ای بزرگی بر پیکره روحانیت زده اند.

متاسفانه این افراد مستعد که وارد این نوع مکانها شدند، درآنجا هم اکثرا خیلی ناموفق بوده اند باتوجه به اینکه ازحجرهای سنتی وارد آموزشگاهای فرهنگی شده اند ، درنحوه مدیریت کلاسداری و بعضا که نیت خیر خواهانه داشته اند و خواهان خدمت بوده اند، نتوانسته اند موفق باشند. تنهاچیزی که از آنها دراین چند سالی که درفضاهای آموزش بوده اند می توان به افراد نجیب (بی خطر) و یا بی تفاوت نام برد حتی بعضی ازآنها متاسفانه دچار غرور شده اند و خود را با دیگران مقایسه نمی کنند و خود را مدیون حجره و....نمی دانند.. قطعا این افراد اگرامروز درجایگاه روحانیت می بودند خیلی مفیدتر برای خود و جامعه واقع می شدند

راهکارهای پیشنهادی:

قبل ازهرچیز باید به جایگاه روحانیت همچون مسوولیت دینی نگاه کرد نه همچون شغل. در واقع وقتی که ما طلبه بودیم این چند سال که درحجره ها بوده ایم ازمدرس گرفته که بدون چشم داشت و تنها و تنها فی سبیل الله به ما درس گفته است، تا بیت المالی که ما از آن استفاده کرده ایم ، متعلق به مسجد واین مردم بوده است. با این نیت که ما فردا روحانی و مبلغ و دعوتگر دینی درمحراب وجانشین پیامبر دراین مکان باشیم نه این که کاسب شویم یا وارد فضاهای دیگر شویم. اگر به زندگی داعیان دین نگاه کنیم می بینیم چه ها زحمت کشیده اند و چه مشکلاتی را تحمل کرده اند.

معلوم است اگر به تمام مشکلات اشاره شود یا برای آن راهکار پیشنهاد کرد، این درتوان ما نیست. منتهی می توان به قسمتی از راهکارها اشاره کرد و دربررسی مشکلات می توان اولویت بندی کرد. برخی از راهکارها را نمی توان به آسانی همچون نسخه ای پیشنهاد کرد. ولی می توان برای هرکدام ازمشکلات به کارشناسان مجرب برای ارائه ی راهکار موفق متوسل شد. درحقیقت هدفم از ارائه این مطلب این بوده که روحانیون قبل ازاینکه از نماینده مجلس دولت و مردم و... انتظار داشته باشند ، خود آسیب شناسی کنند و راهکار را ارائه دهند. امام شافعی رحمة الله می فرماید اگر پشتت خارش داشت، خودت آن را بخاران.

برای حل مشکلات مالی باید کارشناسان اقتصادی ، راهکارهای علمی بیابند که با شأن و منزلت روحانیت همخوانی داشته باشد و قسمتی هم به مدیریت خود روحانی درمسجد و محله برمی گردد

2- برای جبران کمبود طلا ب علوم دینی هم باید این را گفت که امروز تعلیم طلاب به شیوه سنتی درحجره جوابگو نیست بلکه همچون دیگر مناطق باید به شیوه مدارس علوم دینی ودارای استادان مجرب و با امکات روزباشد. یا بهتر می توان گفت که حجره ها باید بروز باشند و ازامکانات روزبرخوردار باشند و بصورت دانشگاهی باشند. متاسفانه ماموستایان دراین زمینه اقدام عملی و قابل ذکری انجام نداده اند مگر درچند مورد چون دچار نوعی سرخوردگی شده اند و منتظرند ازجای دیگر برای این کار اقدام شود.

2-لازم است ماموستاها خود قبل ازهر کس دیگری برای این کار اقدام کنند و فرزندان خود را برای این کار وقف کنند. بعد درجامعه از مردم بخواهند دراین زمینه اقدام نمایند.

3- انتظار ازحرکات اسلامی هم این است که پیش قدم شده وهمچون تجربه موفق حزب اتحاد اسلامی ( یه ک گرتووی ئیسلامی) در کردستان عراق ، وقتی که دردوران بعث با تمام معنی این کمبود احساس می شد مسولین واعضاء احزاب اسلامی این کار را کردند و فرزندان خود و مردم را برای این کار تشویق کردند. لذا ما امروزشاهد موفقیت روحانیون درکردستان عراق هستیم که برنامه ای برایش ترتیب دادند و امروز موفقیت آن مشاهده می شود. آنها فرزندان خود را برای درس خواندن به حجره و مدارس علوم دینی فرستادند و حالا هم قسمتی از کار سیاست گزاری آنها همین است.

درکشورهای اسلامی هم رهبران فکری جماعتهای اسلامی خود اقدام به این کار کرده اند، ولی متاسفانه درکردستان ایران ما ازاین طرح ها هیچ خبری نیست و گاهابه جای تشویق دلسردشان هم می کنند باید هم حرکات ملی وهم حرکات مذهبی تجدید نظر کنند منظو از حرکات مذهبی باهمه گرایشها . باید برای این کار فرهنگ سازی کرد..
http://www.eslahe.com/

Re: زکات و احکام آن

استاد ویسی سلام
آیا حقوق معلمان شامل زکات می‌شود؟
آیا ماشین سواری شخصی هم زکات بدان تعلق می‌گیرد یا نه‌؟

Re: زکات و احکام آن

زنده‌ باشید جناب استاد ویسی
چرا برنامه‌ی مصاحبه‌ی شما با شبکه‌ی جهانی سحر در همین سایت به‌ اطلاع کردزبانان نمی‌رسد؟

Re: زکات و احکام آن

زکاتی که‌ در مکه‌ نازل شده‌ است با زکاتی که‌در سال 2 هجری نازل شده‌ چه‌ تفاوتهایی دارد؟

Re: زکات و احکام آن

مستحضرید که‌ زکات در زمان پیامبر و خلفای اربعه‌ توسط دولت جمع‌آوری می‌شده‌ است آیا اکنون که‌ حکومت اسلامیی وجود ندارد، این واجب چگونه‌ باید ادا شود؟ چون خدا هم این وظیفه ‌را به‌دوش پیامبر نهاده‌ خذ من أموالهم ...

Re: زکات و احکام آن

سفارش رسول خدا صلی الله علیه و سلم به حضرت معاذ بن جبل رضی الله عنه را دریابیم که موقع گسیل داشتن وی به سوی یمن به وی فرمود: [ إِنَّکَ سَتَأْتِی قَوْمًا أَهْلَ کِتَابٍ فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ یَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَکَ بِذَلِکَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَیْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَلَیْلَةٍ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَکَ بِذَلِکَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَیْهِمْ صَدَقَةً تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِیَائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرَائِهِمْ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَکَ بِذَلِکَ فَإِیَّاکَ وَکَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهُ لَیْسَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ اللَّهِ حِجَابٌ] یعنی: « تو همانا نزد قومی از اهل کتاب می روی، پس آنها را دعوت کن تا گواهی دهند که معبود برحقی جز الله نیست و اینکه من رسول و فرستادهء خدا می باشم. اگر آنها در این امر از تو پیروی کردند، آنها را آگاه کن که خداوند در هر شب و روز پنج وقت نماز بر ایشان فرض نموده است و اگر آنها در این امر از تو پیروی کردند، آنان را آگاه کن که الله تعالی بر آنها صدقه ای فرض نموده که از ثروتمندان شان گرفته شده و به فقرای شان باز گردانده می شود.
آیا با وجود این حدیث صحیح و آیه‌ خذ من اموالهم که‌ مستقیما مسئولیت جمع‌آوری زکات بدوش پیامبر نهاده‌ شده‌ است، آیا اکنون در غیاب دولتاسلامی میتوان زکات را پرداخت نمود؟

Re: زکات و احکام آن

اهمیت و جایگاه زکات در دین

بعد از شهادت به توحید و رسالت (لا اله الاالله و محمد رسول الله) و اقامه نماز، زکات سومین رکن اسلام است. در قرآن مجید بیش از هفتاد جا اقامه نماز و ادای زکات در کنار هم ذکر شده است. به همین جهت بعد از وفات رسول اکرم صلی الله علیه وسلم وقتی عده ای از کسانی که اسلام را قبول کرده بودند و به توحید و رسالت اعتراف کرده، نماز هم می خواندند ولی از دادن زکات خودداری کردند، حضرت صدیق اکبررضی الله عنه علیه آنها حکم جهاد را بر همین مبنا که آنها بین نماز و زکات فرق و تفاوت قائل شده اند، صادر فرمود، زیرا این امر انحراف و نوعی ارتداد محسوب می شد.

روایتی در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که صدیق اکبر در پاسخ به عمر فاروق رضی الله عنه فرمود: «والله لأقاتلنّ من فرّق بین الصلاة و الزکاة»؛ (به خدا سوگند با کسانی که میان نماز و زکات فرق قائل شوند، خواهم جنگید). آنگاه تمام صحابه کرام این نظر را قبول کرده و بر آن اجماع کردند. اینک پاره ای از آیات و احادیثی که بر نزدیک بودن جایگاه نماز و زکات دارد بیان می گردد؛

زکات در قرآن
خداوند متعال در ابتدای سوره بقره در بیان اوصاف"متقین" می فرماید« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ» [بقره:3]؛ یعنی به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان گردیده است انفاق می کنند.
در آیات دیگری خداوند در مورد اهمیت زکات می فرماید: «وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّکَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ » [بقره:110] « إِنَّ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ » [بقره: 277]. در سوره بینه می فرماید: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیُقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ» و در سوره توبه می فرماید:« فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الْآَیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ».

زکات در احادیث
1- عن ابن عمر رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: بنی الاسلام علی خمس:شهادة أن لاإله إلا الله و أن محمداً عبده ورسوله وأقام الصلاة و إیتاء الزکاة والحج وصوم رمضان. رواه البخاری ومسلم.
ترجمه: حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنه می فرماید: آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: اساس و پایه اسلام بر پنج ستون استوار شده است؛1- گواهی دادن به این که جز الله دیگر معبودی نیست و محمد بنده و رسول او است 2- بر پا داشتن نماز3- ادای زکات 4- حج خانه کعبه 5 روزه ماه مبارک رمضان.
2- عن ابن عباس رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لمعاذ بن جبل حین بعثه إلی الیمن: «إنک ستأتی قوماً من أهل الکتاب، فاذا جئتهم فادعهم إلی أن یشهدوا أن لاإله إلا الله و أن محمداً رسول الله، فإن هم أطاعوا لک بذلک فأخبرهم أن الله قد فرض علیکم خمس صلوات فی کل یوم ولیلة، فإن هم أطاعوا لک بذلک فأخبرهم أن الله قد فرض علیکم صدقة توخذ من أغنیائهم فترد علی فقرائهم، فإن هم أطاعوا لک بذلک فإیّاک و کرائم أموالهم واتّق دعوة المظلوم فإنه لیس بینه و بین الله حجاب»؛ از حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که فرمودند: هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم معاذبن جبل رضی الله عنه را به سوی یمن فرستاد، در حالی که او را بدرقه می کرد خطاب به او فرمود: هنگامی که نزد قومی از اهل کتاب برسی نخست آنها را دعوت به این امر کن که گواهی دهند که بجز الله دیگر معبودی نیست ومحمد صلی الله علیه وسلم رسول اوست، اگر آنان این سخن تو را پذیرفتند وچنین شهادت دادند آنگاه به آنها اعلام کن که خداوند در شبانه روز پنج بار نماز را بر شما فرض گردانیده و چون این حرف تو را هم پذیرفتند به آنان اعلام کن که خداوند زکات را بر شما فرض کرده از کسانی که اغنیا هستند گرفته می شود و میان فقرای آنان تقسیم می شود. پس اگر آنان این حرف شما را هم پذیرفتند گزیده مال آنها را انتخاب نکن و از دعای بد مظلوم بر حذر باش زیرا میان او و الله هیچگونه پرده و حجابی نیست.
3- عن ابن عمر رضی الله عنه ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال:«أمرت أن أقاتل الناس حتی یشهدوا أن لاإله إلا الله و أن محمداً رسول الله و یقیموا الصلاة و یؤتوا الزکوة فإذا فعلوا ذلک عصموا منی دمائهم و أموالهم إلا بحق الاسلام و حسابهم علی الله».[رواه البخاری و مسلم]؛ از حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: به من دستور داده شده است که با مردم بجنگم تا اینکه شهادت دهند که؛ بجز الله دیگر معبودی نیست و محمد پیامبر خدا است ونماز را برپا کنند و زکات بدهند، پس هرگاه چنین کردند، جان و مال خود را از من در امان و حفاظت قرار دادند و حساب آنان محوّل به خدا است.
به هر حال در قرآن مجید وارشادات وخطبه های رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وسلم اقامه نماز و دادن زکات عموماً باهم ذکر شده اند.

زکات درادیان پیشین
زکات یک عبادت قدیمی است که در آئینهای آسمانی پیشین شناخته شده است و حکم زکات به خاطر اهمیت آن درشرایع قبلی نیز همراه با نماز ذکر شده است. در سوره انبیا درباره حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق و حضرت یعقوب- علیهم السلام- می فرماید:« وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» [انبیاء:73]؛ انجام نیکی ها و اقامه نماز و دادن زکات را بده آنان الهام نمودیم و پرستنده ما بودند.
در سوره مریم دربارۀ حضرت اسماعیل علیه السلام فرموده است: « وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ» [مریم:55]؛ خاندان واطرافیان خود را به نماز و زکات فرا می خواند.
همچنین درسوره بقره در شمار پیمانهای خود با بنی اسرائیل، زکات را ذکر نموده است « وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّکَاةَ» [بقره:83]؛ نماز را بپای دارید و زکات را بدهید.
در سوره مائده نیز می فرماید: «وَقَالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآَتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآَمَنْتُمْ بِرُسُلِی».
از زبان مسیح نوزاد نیز در قرآن آمده است:«وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا».
از این آیات قرآن مجید معلوم است که نماز و زکات پیوسته از شعائر و ارکان خاص ادیان و شرایع پیشین بوده اند. البته در حدود و احکام تفصیلی آنها فرق و تفاوت وجود داشته است.

زکات پیش از هجرت
قبل ازهجرت- در دوران زندگی مکی- نیز دستوراتی مبنی بر ادای زکات نازل شده است. (چنانکه در آیات ابتدائی سوره های مؤمنون، نحل و لقمان از صفات لازمی اهل ایمان اقامه نماز و پرداخت زکات ذکر شده است، در حالی که این هر سه سوره مکی هستند).
البته در آن زمان هدف از زکات فقط این بود که از مال خود بر بندگان نیازمند و در سایر کارهای خیر خرج کنید و احکام تفصیلی زکات درآن موقع نازل نشده بودند، بعد از هجرت در مدینه منوره احکام تفصیلی نازل شدند.
آن دسته از مورخان که نوشته اند حکم زکات در سال دوم هجری و یا بعد از آن نازل شده است، غالباً منظور آنان همین است که حدود و احکام تشریحی زکات در آن موقع نازل شدند و گرنه حکم مطلق زکات در دوران ابتدائی اسلام و پیش از هجرت نازل شده بود، این مطلب علاوه بر آیاتمربوطه در سوره های مکی، از روایت ام المؤمنین حضرت ام سلمه رضی الله عنها نیز ثابت است که در آن داستان هجرت به سوی حبشه و گفتگوی حضرت جعفر رضی الله عنه در جواب پادشاه حبشه- نجاشی- نسبت به اسلام و معرفی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بیان شده است که در آن، این الفاظ موجودند: «و یأمرنا بالصلاة و الزکاة»؛ و او ما را به نماز و دادن زکات دستور می دهد. و این هم معلوم است که حضرت جعفر و همراهان وی قبل از هجرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به سوی مدینه به حبشه هجرت کرده بودند. نیز طبق روایت صحیح بخاری و غیره در جریان صحبت ابوسفیان رضی الله عنه، با هرقل پادشاه روم، ابوسفیان در توضیح برنامه های پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می گوید:«یأمرنا بالصلاة والزکوة والصلة و العفاف»؛ او ما را دستور به نماز و زکات می دهد و به سوی صله رحمی و پاکدامنی تشویق می کند.
لذا از این دلایل معلوم می شود که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم قبل از هجرت به مدینه، دردوران زندگی مکی نیز مردم را به سوی نماز و زکات دعوت می دادند. البته نظام تشریحی زکات و حدود و مسایل آن بعد از هجرت نازل شده و برنامه دریافت زکات به طور رسمی بعد از سال هشتم هجری اجرا گردید.

اهداف و حکمتهای زکات
واژه زکات در زبان عربی دومعنی دارد: 1- پاکی و نظافت 2- رشد وافزایش .
بنابراین زکات، هر دو مفهوم پاکی و رشد را دارا می باشد. از طرفی به معنی طهارت درونی فرد ثروتمند از پلیدیهای بخل می باشد،- همان آفت روانی بزرگی که هر فرد یا جامعه ای که گرفتار آن باشد رستگار نمی شود-؛«ومن یوق شحّ نفسه فأولئک هم المفلحون»[حشر:9]؛ کسانی که از بخل نفس خود محفوظ شوند آنان سرافرازانند. از طرف دیگر زکات باعث طهارت نفس فقیر از حسد و بدخواهی نسبت به ثروتمند می گردد. زیرا که لازمه بخشش و نیکی، انعطاف قلب انسان است. زکات باعث مصونیت کل جامعه (چه ثروتمند و چه تهیدست) از عوامل نابودی و تفرقه و فتنه و تباهی است و شاید آیه کریمه «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا» یعنی از اموالشان صدقه ای (زکاتی) بگیر، که بوسیله آن پاکیزه شان کنی، اشاره به همین مطلب داشته باشد.
زکات، باعث پاکی مال نیز می شود. چون وقتی که حق کس دیگری به مال تعلق گرفت آن را آلوده می سازد و این آلودگی تا وقتی که حق مزبور از آن جدا نگردد باقی خواهد ماند. گذشته ازطهارت وپاکی، زکات دربردارندۀ رشد و فزونی است؛ رشد شخصیت فرد ثروتمند به عنوان انسانی که خیر می رساند ونیکی می کند و از دارایی و دستاورد خود می بخشد تا برادران دینی و انسانی خود را سربلند کند و حق خدا را بجای آورد. در درون احساس شخصیت پیروزمند به او دست می دهد و می بیند که عملاً بر ضعف خود و بر شیطان حرص و هوای نفس غلبه یافته است. همچینین زکات، باعث رشد شخصیت فقیر می باشد، زیرا او خود را به خاطر فقر و ناتوانی در جامعه پایمال و بی اهمیت و متروک احساس نمی کند، و دیگر این که زکات، سبب رشد مال و برکت در آن می شود. شاید گروهی از این سخن تعجب کنند و آن را بعید بدانند زیرا زکات، در ظاهر چیزی می کاهد و چگونه ممکن است عامل ازدیاد و افزایش آن باشد؟!. اما آگاهان می دانند که در پشت این کاهش ظاهری، یک افزایش حقیقی وجود دارد. افزایش در مجموع ثروت جامعه و حتی افزایش در مال شخص توانگر، زیرا این مبلغ پرداختی اندک از طریق دیگری دانسته یا ندانسته بصورت چند برابر به او بر می گردد. آیات ذیل به همین مطلب اشاره دارند:
«وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ»؛ هر چیزی را انفاق کنید [خداوند] جای آن را پر می کند و او بهترین روزی دهنده است.
«وَمَا آَتَیْتُمْ مِنْ زَکَاةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ»؛ هر زکاتی را که بخاطر خدا بدهید، از کسانی خواهید بود که فزونی می گیرند.
علاوه بر آنچه گفته شد، زکات یکی از وسایل تضمین اجتماعی است که از طرف اسلام مطرح گردیده است. اسلام نمی پذیرد که درمیان جامعه و امتش کسانی یافت شوند که امکان تأمین روزی کافی،لباس، مسکن و پناهگاهی برای خود نداشته باشند، اینها ضروریاتی می باشند که فرد مسلمان می باید این ضروریات و سایر نیازمندیها را از طریق سعی و تلاش خود بدست آورد. اما اگر فردی در جامعه اسلامی قادر به این کار نباشد بوسیله جامعه تأمین و تضمین می گردد و زکات برنامه اساسی این کفالت اجتماعی که از سوی اسلام مقرر شده است.

کیفر ندادن زکات
عن أبی هریرة قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم من آتاه الله مالاً فلم یؤدّ زکاته مُثّل له یوم القیامة شجاعآً أقرع له زبیبتان یطوقه یوم القیامة ثم یأخذ بلهزمتیه یعنی شدقیه ثم یقول: أنا مالک، أنا کنزک، ثم تلا« و لا یحسبن الذین یبخلون...»: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر کس را خداوند مال عطا کرد و او زکات آن را نداد، آن مال در روز قیامت به صورت اژدهایی در مقابل آن شخص ظاهر می شود و چنان زهر خطرناکی دارد که در اثر آن موهای سر او ریخته اند و کچل است و بالای هر دو چشم او دو نقطه سفید وجود دارد، (هر ماری که دارای این دو حالت باشد زهر آن بی نهایت خطرناک خواهد بود) سپس آن اژدها بر گردن آن شخص حلقه می زند. هر دو لب او را می گیرد و می گزد و می گوید: من مال تو هستم، من خزانۀ تو هستم. بعد از این بیان رسول اکرم صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت فرمود: «وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»
عن عائشة قالت: سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول ما خالطت الصدقة مالاً قطُّ إلا أهلکته. [رواه البخاری فی تاریخه و الحمیدی فی مسنده]: از عایشه صدیقه روایت است که من از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود: مال زکات چون با دیگر مالی مخلوط شود، حتما آن را نابود خواهد کرد. امام حمیدی که استاد امام بخاری است در مسند خود این روایت حضرت عایشه رضی الله عنها را نقل نموده و مطلب آن را چنین بیان داشته که اگر بر شخصی زکات واجب است و او آن را ادا نکند، مال او در اثر بی برکتی هلاک و نابود خواهد شد.

مصرف زکات
اسلام موارد مصرف زکات را معین نموده است. خداوند متعال می فرماید: «إنما الصدقات للفقراء إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» [توبه:60]: زکات مخصوص فقرا، مسکینان، کارگزاران جمع آوری زکات، کسانی که لازم است دل آنها بدست آورده شود ،آزادی بردگان، پرداخت بدهی بدهکاران، کارها و طرحهای عام المنفعه در راه خدا، مسافران وامانده از راه است. این فریضه ای است از طرف خداوند و خداوند از(مصالح بندگان) آگاه و (در وضع قوانین) با حکمت و تدبیر است.
توضیح موارد مصرف زکات
1- فقیر: به کسی گفته می شود که به اندازۀ برآورده شدن نیازهای ضروری لباس و غذا و مسکن دارای مال و ثروت نباشد، هر چند دارایی اندکی را هم دارا باشد.
2- مسکین: به کسی گفته می شود که وضع او اندکی از فقیر بهتر یا دارای مقداری کمی درآمد باشد. برخی از علما می گویند: آدم فقیر کسی است که هیچ دارایی و در آمدی ندارد و انسان مسکین کسی است که مخارج مشروع و معمول او از درآمدش بیشتر باشد.
3- عاملین و کارگزاران: عاملین زکات کسانی هستند که به نحوی در جمع آوری و تقسیم زکات کار و مسئولیتی را انجام می دهند. به آنان هر چند دارا و بی نیاز باشند، مقداری از زکات به عنوان حقوق پرداخت می شود.
4- مؤلفة القلوب: کسانی که ایمانشان چندان استوار نگردیده، یا در میان مردم و طایفه و گروهی مورد احترام می باشند و به سخنانشان توجه می کنند، بخاطر بدست آوردن دل آنها و گرایش بیشتر به اسلام و رسانیدن نفع بیشتر به اسلام و مسلمین، به آنان نیز زکات داده می شود. خلاصه، همه افرادی که تألیف قلب و دلجوئی آنان برای مصلحتهای مهم دینی وملی ضروری و لازم باشد، آنان اگر چه ثروتمند باشند باز هم از مال زکات به آنها دادن جایز است.
5- رقاب: یعنی آزاد سازی غلامان و بردگان، استفاده از مال زکات برای این منظور نیز جایز است.
6- غارمین: بدهکارانی که در کار و تجارتی مشروع مقروض شده اند و خود نمی توانند آن را پرداخت نمایند، به اندازه مقدار بدهکاریشان به آنان زکات داده می شود.
7- فی سبیل الله: منظور از راه خداوند همه کارهایی است که خداوند از آن خشنود می شود، مانند: جهاد در راه گسترش و تقویت دین خدا- بدین معنی که به اهل جهاد اعم از نظامی، فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هر چند نیازمند نباشند زکات داده می شود-.
8- ابن السبیل: مسافر وامانده به کسی گفته می شود که توشه و هزینه مسافرتش را به هر صورت از دست داده و به شهر یا روستای محل سکونت خود دسترسی ندارد، به اینگونه افراد- هرچند درمحل خود دارای سرمایه هم باشند به اندازه کافی از درآمد زکات کمک می شود. به نظر بعضی از علما، مسلمانان پناهنده و ستمدیده ای که از ظلم فرمانروایان کافر یا شبه کافر گریخته اند نیز از این جمله بشمار می روند و مسحق زکات قرار می گیرند..