بررسی معنا و مفهوم اسم «لطیف» از اسماء الله‌ الحسنی

نویسنده‌: استاد ناصر سبحانی

اشاره‌: چندی پیش مجموعه‌ی تلویزیونی پرهزینه‌ی «یوسف پیامبر(ع)» ساخته‌ی فرج‌الله‌ سلحشور، در چندین هفته‌ی پیاپی، از شبکه‌ی یک سیما پخش گردید به‌ پایان رسید، در آن مجموعه‌ی تلویزیونی قرائت خاصی نسبت به‌ زندگی و شخصیت یوسف پیامبر(ع) به‌ تصویر کشیده‌ شده‌ بود، که‌ بحثها و جدلهایی را از لحاظ فنی-هنری به‌ دنبال داشت؛ اما کمتر به‌ جنبه‌ی دینی-تفسیری مسئله‌ پرداخته‌ شد. در این مقاله که‌ در اصل‌ درسگفتاری از کتاب «اسماءالحسنی» اثر گرانقدر عالم ربانی استاد ناصر سبحانی مفسر بزرگ قرآن‎‌، که‌ عمر پربرکت اما کوتاهش را در زیر سایه‌های قرآن سپری نمود، است؛ در تفسیر متینی که‌ از ماجرای احسن القصص سیدنا یوسف (ع) در رابطه‌ با اسم «لطیف» از اسمای حسنا به‌ دست داده‌ ‌است، ما را به‌ عمق تجارب، آموزه‌ها، معارف و اسرار الهی که‌ در بطن این سوره‌ی مبارک نهفته‌ است می‌برد. توجه‌ شما را بدان جلب می‌نماییم.
اسم «لطیف» از کلمه‌ی «لطف» (نازک بودن) گرفته شده و چون نازک بودن با نرمی و نرمش متناسب است و در مقابل آن، ضخیم بودن قرار دارد که غلظت و شدت را می‌رساند، پس «لطف» به معنی نرمش و مهربانی به کار رفته است و «لطیف بودن خداوند» به این معنی است که خداوند با بندگان خود با نرمی و مهربانی برخورد می‌کند و او - جل جلاله- به این صفت متصف است.

چگونه نرمشی و چگونه مهربانی‌ای؟!

خداوند متعال می‌خواهد از «یوسف» (ع) بنده‌ای بسازد که یکی از بزرگترین نقش‌ها را در زمینه‌ی عبودیت بر عهده بگیرد؛ نقش استقرار دین خدا در مصر که مکان و مأوای طغیان و طواغیت است.

راستی خداوند لطیف چگونه یوسف را به این منزلت می‌رساند؟!

خداوند لطیف این کار را ابتدا با خوابی که در اثر آن، هم یوسف متوجه استعدادها و تا حدودی آینده خود می‌شود و هم مربی او یعنی پدرش، شروع می‌کند. شناخت فرد از خود و شناخت مربی از متربی و استعدادهایش، در امر تربیت قضیه‌ای بسیار مهم و اساسی است. از طرف دیگر توجه بیش از حد پدر به یوسف سبب بر افروخته شدن آتش حسد در برادران او می‌شود و همین امر سبب صورت آن توطئه می‌گردد؛ امّا چون قرار بر این نیست که این فرد (یوسف) از بین برود، پس یکی از توطئه گران بر خلاف سایرین دارای خصوصیتی است و همین خصوصیت او را وادار به چنین اظهار نظری می‌کند که: «لا تقتلوا یوسف». و این جا مظهری از مظاهر لطف خداوند جلوه گر می‌شود.

بعد از این که به چاه انداخته می‌شود افرادی می‌آیند و او را از چاه بیرون می‌آورند که چندان رغبتی در نگهداری و به برده گرفتن یوسف ندارند و می‌خواهند هر چه زودتر او را از خود دور کنند، پس او را با بهایی بسیار اندک می‌فروشند، و خریدار چه کسی است، عزیز مصر! اگر عزیز مصر او را نمی‌خرید یوسف نیز همچون سایر برده‌ها، برده‌ای بیش نبود. در این جا نیز مظهری از مظاهر لطف خدا نمایان می‌شود و همین لطف سرنوشت یوسف را به گونه‌ای رقم می‌زند که خریدار او فردی نباشد که چون سایر خریداران با برده‌ها رفتار کند. [لطیف بودن خداوند چنین اقتضا می‌کند که] یوسف به منزلی برده شود که مانند منازل عادی نباشد. در چنین منزلی اموری مهم در جریان است و یوسف در امورات جزئی و پست فرو نمی‌رود و گرفتار خدمتکاری‌های بی‌ارزش نمی‌شود و علاوه بر این، پسری هم در این منزل وجود ندارد و قرار بر این است که چنین فردی (یوسف) اگر استعداد لازم را داشته باشد به عنوان فرزند آن خانه پذیرفته شود: « عَسَى أَن یَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ». (یوسف: 21)

مشخص است که یوسف در چنین منزلتی چه موقعیتی به دست خواهد آورد! لطف خداوند ادامه‌ی کار را به گونه‌ای رقم می‌زند که در این خاتمه بعد، از مدتی فتنه و بلایی روی دهد و باید هم چنین باشد [چون لطیف بودن خداوند چنین اقتضایی را دارد]. زن خانه‌ای که یوسف درخواست ارتباط نامشروع می‌کند و همین امر منجر به این می‌شود که یوسف دچار اتهامی شود که نتیجه اش زندانی شدن اوست؛ پس مدتی به زندان برده می‌شود. پیش آمدن آن جریان و زندانی رفتن یوسف، به ظاهر بلا و مصیبتی است که او گرفتارش شده است؛ امّا واقعیت امر چنین نیست. اگر یوسف در همان خانه عزیز مصر می‌ماند و زندگی عادی و بی دغدغه‌ای را پشت سر می‌گذاشت، ممکن نبود که در آینده به آن مقام دست یابد و با پادشاه مصر ارتباط برقرار کند و مسئول خزاین مصر گردد. او باید به زندان برود و این رفتن به زندان مصادف باشد با ورود دو نفر از نزدیکان پادشاه به آن جا، آن هم به خاطر مسایلی که در ارتباط با پادشاه انجام داده بودند! [لطف خدا چنین اقتضا می‌کند که] این دو نفر باید خوابی ببینند و یوسف خوابشان را تعبیر کند و تعبیر خواب یکی زودتر از دیگری تحقق یابد (کشته شدن یکی از آن دو ) و بعد از مدتی تعبیر خواب فرد دوم نیز محقق شود. وقتی فرد دوم از زندان بیرون می‌رود و قرار است نزد پادشاه و دربار او برگردد و این تعبیر همان خوابی بود که دیده و یوسف آن را تعبیر کرده بود، به محض بیرون رفتن او از زندان و جدا شدنش از یوسف، ضعفی در یوسف ایجاد می‌شود و از او می‌خواهد نزد خدایش (پادشاهش) یادی از او و بی گناهیش شود. برای حل چنین ضعفی، [لطف] خداوند [این بار هم چنین اقتضا می‌کند که] آن مرد قضیه‌ی یوسف را فراموش کند؛ زیرا قرار بر این است که یوسف از هر لحاظ آماده شود و تصفیه گردد. اگر او با چنین ضعفی از زندان بیرون رود همچون یک فرد عادی بیرون رفته است و دیگر مسئله خواب پادشاه و بعد از آن، مسئولیت خزاین مصر مطرح نخواهد شد، پس باید در زندان بماند تا هم تصفیه شود و هم پادشاه خوابی ببیند و با تعبیر آن توسط یوسف زمینه ارتقای موقعیت او فراهم شود.

پادشاه خوابی می‌بیند که همه از تعبیر آن عاجز می‌مانند و یوسف و قدرت او بر تعبیر خواب‌ها مطرح می‌گردد. با دستور پادشاه فرستاده‌ای نزد یوسف می‌رود تا او را از زندان بیرون و نزد پادشاه آورد و خواب او تعبیر کند؛ امّا یوسف امروز، دیگر آن یوسف دیروز نیست و دیگر از آن ضعف درونی خبری نیست. دیروز خود می‌خواست و درخواست می‌کرد که نزد پادشاه یادی از او و داستانش شود و از زندان بیرون آید، امّا امروز چنان شخصیتی پیدا کرده و چنان تصفیه شده که دیگر نمی‌خواهد به صورت یک فرد عادی بیرون آید. او درخواست فرستاده پادشاه را مبنی بر بیرون آمدنش رد کرده و خطاب به او می‌گوید: من بیرون نمی‌آیم. من امروز دیگر یک فرد عادی نیستم. من به عنوان فردی دعوت کننده به حق و خیر از زندان بیرون می‌آیم. چنین فردی چگونه می‌تواند در کار دعوت دیگران موفق باشد در حالی که خود متهم به خلاف حق و خیر است؛ بنابراین پیش از بیرون آمدنم باید از آن اتهام تبرئه شوم [پس ای فرستاده پادشاه! برو و این را به پادشاه بگو ].

یوسف با رد درخواست پادشاه و مطرح کردن شرط بیرون آمدنش از زندان، ارزش و موقعیت خود را نزد او بسیار بالا می‌برد.

همه آن چه اتفاق می‌افتد به این خاطر است که یوسفی با چنان توانایی و قدرتی تربیت شود که به محض بیرون آمدن از زندان، قادر بر اداره خزاین مصر گردد.

ادامه داستان یوسف و خشکسالی و آمدن برادران و ... همه و همه منجر به آمدن پدر و مادر یوسف و همه‌ی اعضای خانواده او به مصر و سرانجام تبعیت آن‌ها از شریعتش که در مصر حاکم است و بیعت دادن آن‌ها با او می‌شود : « إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ ». (یوسف: 100) به راستی خداوندم در هر مورد که بخواهد لطیف است. چه مهربانانه و نازک کارانه آن چه را که بخواهد انجام می‌دهد. یوسف را از میان تمام مشکلات و خطرات ذکر شده عبور می‌دهد تا سرانجام او را به این مقام و موقعیت می‌رساند.

[جالب تر از این را ببینید] .

سوره‌ی یوسف زمانی بر حضرت محمد (ص) نازل می‌شود که آتش حسد برادرانش یعنی اهل قریش برافروخته شده و به حدی رسیده که در حال تدارک توطئه‌ای برای مقابله با آن حضرت (ص) هستند. در این توطئه قرار بر این است که او را زندانی یا بکشند و یا از سرزمین خود بیرون کنند. خداوند در چنین موقعیتی با نزول چنین سوره‌ای خطاب به حضرت (ص) می‌فرماید: تو نیز همچون یوسف باید از سرزمین خود بیرون بروی. باید از مشکلات متعدد عبور کنی؛ امّا این را فراموش مکن که خداوند تو «لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ » است. او مهربانانه و نازک‌کارانه تو را از بدر و احد و احزاب و همه‌ی آن مشکلات عبور می‌دهد تا با عزت به مکه برگردی و بر پله‌های کعبه بایستی و خطاب به بیرون کنندگان خود از مکه بگویی: امروز من با شما چه کار کنم و آن‌ها نیز در برابر تو سر تسلیم فرود آورند و بگویند: تو برای ما برادری گرامی و برادر زاده‌ی گرامی هستی. و تو نیز در اوج عزّت خطاب به آنان بگویی: « إذهبوا فأنتم الطلقآء »*

به راستی « إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ ».(یوسف: 100)

آری، وقتی خداوند لطیف بخواهد کاری را انجام دهد این گونه انجام می‌دهد مشخص است که چنین اسمی چه تأثیری در دل و درون و شخصیت انسان ایجاد خواهد کرد. وقتی خداوند لطیف است؛ پس در مسیر عبودیت هر آن چه از مسئولیت و منزلتی که برایم مقرر کرده است به یقین مرا از همه مشکلاتی که در این مسیر پیش خواهد آمد مهربانانه و نازک کارانه عبور خواهد داد و مرا به جایی خواهد رسانید که برایم مقرر کرده است؛ بنابراین جایی برای ترس از مشکلات نمی‌ماند. و اگر در این مسیر قرار بر این است که از این جهان بروم و مسئولیتم به پایان رسیده باشد، پس چه جایی برای غصه می‌ماند. من در هر دو صورت مطلوبی را از دست خواهم داد.

منبع: سبحانی، استاد ناصر؛ اسماء حسنی، تنظیم، تطبیق و ویراستار :جهانگیر ولدبیگی، ناشر: مردم‌سالاری، سنندج، چاپ اول 1388

ارجاعات
--------------------------------------------------------------------------------

*«بروید شما آزاد شدگانید.»

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1388/03/31

موسوی وجها لوجه أمام خامنئی: ما یحدث یهدد «أسس الجمهوریة».. ومستعد للشهادة

الاحـد 28 جمـادى الثانى 1430 هـ 21 یونیو 2009 العدد 11163

موسوی وجها لوجه أمام خامنئی: ما یحدث یهدد «أسس الجمهوریة»..
ومستعد للشهادة
مقتل شخص فی هجوم انتحاری على مرقد الخمینی * موسوی وکروبی
یقاطعان اجتماع مجلس الأوصیاء * مصدر محافظ لـ «الشرق الأوسط»:
رفسنجانی کان یقول إنه یحب خامنئی.. لکنه کاذب
لندن: منال لطفی طهران: «الشرق الأوسط»
فی أکبر تحد لسلطة المرشد الأعلى لإیران آیة الله علی خامنئی منذ
تولى مهام منصبه عام 1989، وجه المرشح الخاسر فی انتخابات
الرئاسة الإیرانیة میر حسین موسوی انتقادات غیر مسبوقة لم یوجهها
أحد من قبل لخامنئی متهما إیاه بأنه «یهدد الطابع الجمهوری»
للجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة. وهاجم موسوی بشدة الکلمة التی
ألقاها خامنئی خلال صلاة الجمعة أول من أمس، التی صادق فیها على
إعادة انتخاب الرئیس محمود أحمدی نجاد رئیسا لإیران. واتهم
موسوی، على موقعه الإنترنتی، خامنئی بأنه یهدد «الطابع الجمهوری»
للجمهوریة الإسلامیة ویسعى لفرض «نظام سیاسی جدید». ولم تجرؤ أی
شخصیة سیاسیة فی إیران حتى الآن على توجیه مثل هذه الانتقادات
إلى خامنئی منذ أن تولى مهام منصبه. وتضع هذه الانتقادات موسوی
فی موقع «العین بالعین» أمام خامنئی. وحث موسوی الإیرانیین على
تنظیم إضراب على مستوى البلاد إذا ألقت السلطات القبض علیه وذلک
فی کلمته إلى مؤیدیه فی جیهون (منطقة بجنوب غربی طهران). کما
اعتبر موسوی فی بیانه على موقعه الإنترنتی أن مطالبته بإلغاء
نتائج الانتخابات «هی حق ثابت» لن یتغیر، متعهدا «الوقوف دائما
إلى جانب» الإیرانیین دفاعا عن حقوقهم المشروعة. وقال: «إن کان
هذا الحجم الهائل من التزویر والتلاعب بالأصوات.. الذی أساء إلى
ثقة الناس، یستخدم باعتباره الدلیل الجلی على عدم حصول تزویر،
فإن هذا یطعن فی الطابع الجمهوری للنظام نفسه ویثبت عملیا أن
الإسلام لا ینسجم مع نظام جمهوریة».
وتابع: «إن هذا المصیر سوف یسعد مجموعتین: مجموعة وقفت ضد الإمام
(الخمینی) منذ بدایة الثورة ورأت فی النظام الإسلامی طغیان
الصالحین الذین یریدون سوق الناس قسرا إلى الجنة». وأضاف:
«والمجموعة الثانیة هی التی تدعی الدفاع عن حقوق الشعب وترى فی
الإسلام عقبة على طریق قیام جمهوریة». وکان خامنئی استبعد فی
خطبة الجمعة حصول أی تزویر فی الانتخابات الرئاسیة، مصادقا على
فوز أحمدی نجاد. وحض موسوی على حمایة أصوات الشعب. وقال: «إن لم
تقابل ثقة الناس بحمایة أصواتهم وأن لم یتمکنوا من الدفاع عن
حقوقهم بتحرکات مدنیة سلمیة، فسوف تکون هناک فی المستقبل طرق
خطیرة تقع مسؤولیتها على أولئک الذین لا یسمحون بسلوک سلمی».
وتابع موسوی مؤکدا «بقوة» تمسکه بالمطالبة بإلغاء نتائج
الانتخابات وتنظیم انتخابات جدیدة. وقال إن هذا الطلب «ینبغی أن
تنظر فیه لجنة جدیرة بالثقة وینبغی أن لا تستبعد مسبقا إمکانیة
أن یفضی إلى نتیجة». وکان لافتا أن بیان موسوی ضد خامنئی سحب من
موقعه الإنترنتی لفترة ثم عاد ثانیة للظهور من دون تفسیر. وبینما
وجه الإصلاحیون دوما انتقادات ضمنیة إلى خامنئی على أساس أن
طریقة حکمه «تهدد الأسس الدیمقراطیة والجمهوریة» لإیران، فإنها
المرة الأولى التی یتحدث فیها أى سیاسی إیرانی بهذه الصراحة.
وذکر وقوف موسوی أمام سلطة خامنئی، بالطریقة التی وقف بها قائد
الثورة الإیرانیة آیة الله الخمینی أمام شاه إیران، عندما اتهمه
أیضا بعدم احترام الأسس الدیمقراطیة ودعا إلى إضراب عام فی
البلاد. وعاشت إیران أمس یوما عصیبا وعنیفا شهدت فیه سقوط قتیل
وجرحی وتفجیرات وإطلاق النار على المتظاهرین فی شوارع العاصمة
التی انتشر فیها الآلاف من قوات الباسیج فی تطور بالغ الخطوة
للأوضاع فی إیران. وبعد أن کانت المظاهرات فی إیران تتم خلال
الأیام السبعة الماضیة بتنظیم کبیر ولم تشهد إلا أعمال عنف
محدودة، کان یوم أمس یوما فارقا، إذ إن أعمال العنف امتدت بشکل
واسع فی العاصمة. وعلى الرغم من اللغة الحادة التی استخدمها
المرشد الأعلى لإیران لإسکات المتظاهرین، فإنه والحلقة المقربة
منه تعتبر أن هذه الأیام، وأمس بالذات، أسوأ یوم له فی السلطة
منذ أن تولى منصب الولی الفقیه. فعلى الرغم من التحذیرات شدیدة
اللهجة التی أطلقها خامنئی ووزارة الداخلیة الإیرانیة وقوى الأمن
بحظر التظاهر، فإن آلاف الإیرانیین خرجوا أمس فی مظاهرات
العاصمة، خاصة عند جامعة طهران، وذلک بعدما أغلقت قوات الباسیج
میدان «انقلاب» الذی کان من المقرر أن یشهد مظاهرة کبیرة بحضور
میر حسین موسوی ومحمد خاتمی وجمعیة علماء الدین المناضلین
(روحانیون مبارز). أما التحدی الآخر الکبیر لسلطة خامنئی فلم یأت
من الشارع الإیرانی فحسب، بل جاء أیضا من موسوی وکروبی. فقد قال
موسوی أمس لأنصاره إنه مستعد للشهادة وإنه سیواصل مسیرته. کما
قال فی بیان على موقعه الإنترنتی إن «التزویر فی الانتخابات خطط
له منذ أشهر»، ومتحدیا بشکل علنی وصریح کل ما دعا إلیه خامنئی فی
خطبة الجمعة أول من أمس. أما کروبی فقد جدد دعوته لإجراء
انتخابات جدیدة، وصعد أیضا برفضه هو وموسوی حضور اجتماع کان
مقررا أمس مع مجلس الأوصیاء لنظر التجاوزات فی الانتخابات. وقال
مصدر إیرانی إصلاحی من طهران لـ«الشرق الأوسط» إن موسوی وکروبی
لن یسعیا إلى تأجیج المواجهات فی الشارع الإیرانی، إلا أنهما فی
الوقت ذاته «یرفضان بشکل قاطع ما قاله خامنئی». وقال المصدر
الإیرانی: «موسوی وکروبی أعلنا أنهما سیحضران اجتماع مجلس
الأوصیاء، إلا أن ما قاله خامنئی أوضح أنه لا یستمع إلى ما یریده
الشارع، وبالتالی لا فائدة من الاشتراک فی هذا الاجتماع، لأن ما
یقدمه هو شیء جزئی أمام ما نطالب به». وفیما یبدو أن الإصلاحیین
والشارع الإیرانی المؤید للحرکة الإصلاحیة «ثابت» فی موقفه من
رفض الانتخابات ولن یوقف المظاهرات احتجاجا علیها، وضح أیضا أن
خامنئی ومکتبه وکبار مستشاریه وقادة الحرس الثوری ثابتون أیضا
على موقفهم. وکان أمس دلیلا عملیا على رجحان کفة التیار الأکثر
تشددا بین أجنحة النظام، إذ إن قوات الباسیج انتشرت بآلاف فی
میادین وشوارع طهران. وکان مسؤول إیرانی قریب من تیار الرئیس
الإیرانی محمود أحمدی نجاد قد کشف لـ«الشرق الأوسط» قبل ثلاثة
أیام أن الحرس الثوری قد سیطر على مفاصل طهران وتولى زمام معالجة
الأزمة على الصعیدین الأمنی والسیاسی. وأوضح المصدر الإیرانی
آنذاک أن خطة السلطات الإیرانیة هی أولا محاولة تهدئة الأمور على
الأرض، ثم بدء «استئصال العناصر التی حرضت على العنف»، رافضا نفی
ما إذا کان ذلک یتضمن قادة کبار من الحرکة الإصلاحیة.
وفیما باتت المواجهة الآن علنیة بین الجناح الأکثر تشددا
والمؤسسة الأمنیة من ناحیة، والتیار الإصلاحی والشارع من ناحیة
أخرى، استمرت مساعی من وراء الستار من قبل فریق خامنئی لتحیید
رئیس مجلس الخبراء هاشمی رفسنجانی، ودفعه لإعلان رفضه للتصعید
ودعوته للتهدئة، إلا أن هذه المحاولات فشلت حتى الآن. وکان لافتا
أن وکالة «فارس» الإیرانیة للأنباء القریبة من الحرس الثوری
أعلنت أمس أن رفسنجانی «سیصدر بیانا مهما» للأمة الإیرانیة من
دون أن توضح المزید، إلا أن مکتب رفسنجانی رد فورا على «فارس»
نافیا أن الرئیس الإیرانی السابق ورئیس مجلس تشخیص مصلحة النظام
ورئیس مجلس الخبراء والرجل القادر على إقالة خامنئی بحکم سلطاته
الدستوریة، سیصدر أى بیان. وأوضح مکتب رفسنجانی أن معلومات
«فارس» غیر صحیحة. ویثیر صمت رفسنجانی قلقا وخوفا بین الجناح
المتشدد فی السلطة الإیرانیة، إذ إن رفسنجانی هو «همزة الوصل
الوحیدة» بین الإصلاحیین والمتشددین بحکم نفوذه بین الطرفین،
واستمرار صمته یعنی دعمه لتحرکات الشارع الإیرانی والإصلاحیین.
ویبدو أن الأزمة بین رفسنجانی وخامنئی وصلت إلى طریق مسدود، فقد
قال مصدر قریب من المحافظین لـ«الشرق الأوسط»: «رفسنجانی کان
دوما یقول إن حبی لخامنئی لا یعادله شیء.. إلا أن الأحداث أکدت
أن رفسنجانی کاذب. فما یحدث یتم تحت عینه». وقال مصدر إیرانی
قریب من الإصلاحیین لـ«الشرق الأوسط» إن الجناح المتشدد فی
النظام الإیرانی یتحمل مسؤولیة تدهور الأزمة وانفتاحها على آفاق
لا یعلم أحد إلى أین ستتجه. وقال: «لم یکن لدى خامنئی خطة «ب».
فی خطبة الجمعة استخدم أقسى لغة ممکنة لإخافة الشارع
والإصلاحیین. لم یکن من الممکن أن یکون أکثر تشددا أو قسوة. لکن
فی الیوم التالی خرج الآلاف على الرغم من قوات الأمن التی احتلت
شوارع ومیادین طهران. ما الذی بمقدوره أن یفعله أکثر من هذا؟ لقد
خسر من الجولة الأولى. والآن السؤال: ما الذی سیفعله؟ هل سیتشدد
أکثر أم سیتجه إلى مهادنة؟ لا أحد یعرف. اعتقادی أنه عندما بدأ
بالتشدد ولم یترک مساحة لحل وسط، لم یترک أمامه مجالا سوى رفع
سقف التشدد، لأن المحیطین به الآن سیقولون له: لا یمکننا أن
نتراجع لأن أى تراجع أو مهادنة ستکون انتصارا لموسوی وفریقه. هذا
بالنسبة لخامنئی والمحیطین به یعادل الهزیمة لهم. أى انتصار
لموسوی فی هذه الأزمة هو هزیمة شخصیة للمرشد». وعلى الرغم من أن
طهران لم تشهد أمس مظاهرات «منظمة» وذلک بعدما أعلنت جمعیة
العلماء المجاهدین (روحانیون مبارز) التی أساسها خاتمی، إلغاء
تظاهرها، ثم إعلان کروبی أنه لن یشارک فی المظاهرة أیضا فیما لم
یصدر عن موسوی تأکید بالمضی قدما فی المظاهرة، فإن المظاهرات
العفویة خرجت فی أنحاء متفرقة من طهران وبالآلاف. وعمدت السلطات
الإیرانیة إلى تفریق أى تجمع قبل أن یکبر بحسب شهود عیان تحدثوا
لـ«الشرق الأوسط» ووکالات «رویترز» و«وکالة الصحافة الفرنسیة»
و«أسوشییتد برس». وقال أحد الشهود إن قوات الباسیج استخدمت
الهراوات والغازات المسیلة للدموع وخراطیم المیاه لتفریق أى
مظاهرة، إلا أن ما لا یقل عن 2000 تجمعوا أمام جامعة طهران. وقال
شاهد عیان إن أنصار موسوی أضرموا النار فی مبنى فی جنوب طهران
یستخدمه مؤیدو الرئیس محمود أحمدی نجاد. وقال الشاهد أیضا إن
الشرطة أطلقت النار فی الهواء لمنع مواجهات دمویة بین أنصار
موسوی وأنصار أحمدی نجاد فی شارع کارجار فی طهران. وجاءت
المظاهرات وسط حالة من التوتر والاستنفار غیر مسبوقة فی إیران
منذ سنوات. إذ فجر «إرهابی» نفسه بعد ظهر أمس فی ضریح الإمام
الخمینی فی طهران، ما أسفر عن سقوط قتیل وثلاثة جرحى على الأقل،
بحسب ما ذکرت وسائل الإعلام الإیرانیة. وقال نائب قائد الشرطة
الإیرانیة حسین ساجدینیا بحسب ما نقلت عنه وکالتا «فارس» و«مهر»
للأنباء، إن «إرهابیا فجر حزامه الناسف فی ضریح الإمام الخمینی»،
مشیرا إلى أن «المهاجم قتل وأصیب أحد زوار الضریح بجروح». من
جهته، ذکر تلفزیون «برس تی فی» أن الاعتداء أسفر عن قتیل
وجریحین، من دون أن یوضح مصدر خبره. ونقلت وکالة الأنباء
الطلابیة الإیرانیة عن «مسؤولی الضریح» قولهم إن الجریحین أصیبا
بجروح «سطحیة». وقالت وکالة الأنباء الإیرانیة، من دون أن تذکر
مصادر، إن ثلاثة جرحى سقطوا، بینهم مواطنان من بلد عربی لم یذکر.
وجاء الاعتداء بعد یومین من تحذیرات السلطات الإیرانیة من عملیات
«إرهابیة». یذکر أن ضریح الخمینی عبارة عن مجمع ضخم من عدة
أبنیة، والانفجار وقع فی المکان الذی یخلع فیه الزوار أحذیتهم
قبل الدخول إلى المجمع. وبتطورات أمس، تدخل إیران حالیا مرحلة
جدیدة من المواجهة العلنیة المفتوحة بین التیار الإصلاحی بزعامة
موسوی والجناح المتشدد فی المؤسسة الإیرانیة الحاکمة وعلى رأسه
خامنئی، ویبدو من الملامح الأولى لهذه المرحلة عدم قبول
الإصلاحیین لأی حلول وسطى تؤدی الى استمرار احمدی نجاد فی
السلطة، وبدء معرکة حقیقة حول دور المرشد الأعلى فی النظام.

التعلیــقــــات
محسن السهلانی، «السوید»، 21/06/2009
فعلا ایران فی طریقها الى الهاویه

بدر المزین، «الکویت»، 21/06/2009
أتمنى أن تدور الأحداث ویصح الصحیح

همام عمر فاروق/تکساس، «الولایات المتحدة الامریکیة»، 21/06/2009
هذه نتائج سیاسة القبضه الحدیدیه وکبت الشعوب. الحریه هی سر
الأمن والأمان. المفارقة المحزنه هی أن بعض الأنظمه لا تحترم
شعوبها وترید أن تقودها مثل القطیع. أحبوا شعوبکم واحترموها
تحبکم وتحمیکم دون الحاجة ( للباسیج).
مقتطفـات مـن صفحة
عین الشرق

رحى القمح وجاروشة العدس الیدویة تعود إلى سوریة

http://aawsat.com/details.asp?section=4&article=524211&issueno=11163

2
بدون‌نام
1388/03/31

مامۆستا ناسری خۆشه‌وستمان حه‌یف کوردی ده‌نا ئه‌گه‌ر له‌ عه‌ره‌ب یا فارس یان هه‌ر نه‌ته‌وه‌یه‌کی تر بای ئێستا هه‌موو دونیا ده‌یناسی.

3
بدون‌نام
1388/03/31

اهانت فرج‌الله‌ سلحشور کارگردان سینما به‌ اهل سنت

روزنامه‌ی کیهان در شماره‌ییکشنبه 26 خرداد 1387 - 11 جمادی الثانی 1429 - 15 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189108، مصاحبه‌ای با کارگردان سریال تازه‌ساخت " حضرت یوسف" انجام داده‌ است؛ در این مصاحبه،‌ سلحشور نسبت به‌ تفاسیر اهل سنت و نوع نگاه‌ آنان به‌ قضیه‌ی عصمت پیامبران چنین می‌گوید:"- گفتید که هم تفاسیر شیعه و هم تفاسیر اهل تسنن را مورد تحقیق قرار دادید. آیا تفاوت شاخص هم بین این تفاسیر وجود دارد؟
فراوان. تفاوت های فاحش وجود دارد. نوع نگاه تفاسیر اهل تسنن آدم را به عنوان مسلمان شرمنده می کند. می توانم بگویم نگاه اهل یهود و مسیحیت به این قصه به مراتب سالم تر از نگاه اهل تسنن است. در این تفاسیر هر گناه و نسبت ناروایی را به این پیامبر خدا نسبت داده اند و جالب اینجاست که اهل تسنن پیامبران را معصوم نمی دانند ولی نمی گذارند چهره های آنها پخش شود.
- با توجه به همین نکته آخر، مخاطب سریال حضرت یوسف فقط ایرانی ها در نظر گرفته شده اند و یا فکری برای مخاطب خارج از مرزها هم کرده اید؟
اگر ما به دیدگاه اهل بیت وفادار باشیم طبیعتاً می بایست حرفی را بزنیم که به درد همه دنیا می خورد. اصلاً دیدگاه اهل بیت فقط برای شیعه نیست، برای همه دنیاست اما ما بلد نیستیم نگاه جهانی به اهل بیت داشته باشیم. ائمه معصومین جهانی هستند و دیدگاه آنها به قرآن هم جهانی است لذا اگر قصه حضرت یوسف از دیدگاه معصومین درست بیان شود، همه مردم دنیا مخاطب آن خواهند بود."

منبع: روزنامه‌ی کیهان

http://www.kayhannews.ir/870326/10.htm

4
بدون‌نام
1388/03/31

خیلی متاسفم که در این آشوب بیانیه و موضعتان را پنهان می کنید.
متاسفم.

فردا چه جوابی
برای دست کم
اعضای خودتان دارید؟ بماند افکار عمومی...

متاسفم

5
بدون‌نام
1388/03/31

سلام دوستان مقالاتی که زیاد هستند سعی شود در دو قسمت پخش گردد

6
بدون‌نام
1388/03/31

سلام بر شما،،،

قال الامام الشافعی رحمه الله:
(( لله أسماء وصفات لایسع أحد ردها ومن خالف بعد ثبوت الحجة علیه کفر وأما قبل قیام الحجة فإنه یعذر بالجهل ، ونثبت هذه الصفات وننفی عنه التشبیه کما نفى عن نفسه فقال "لیس کمثله شیء" )).

7
بدون‌نام
1388/04/01

متاسفانه برادران سایت اصلاح دچارشوک زدگی تظاهرات پایتخت شده اند
چرا نظرات را پخش نمی کنید ؟
خدا هرچه خداوند مقدر کرده باشد همان است

8
بدون‌نام
1388/04/03

مانگرتنی‌ سه‌رتاسه‌ری‌ زۆربه‌ی‌ شاره‌کانی‌ کوردستانی‌ گرته‌وه‌

به‌ گوێره‌ی‌ ئه‌و هه‌والانه‌ی‌ بلاو بونه‌ته‌وه‌ خه‌لکی‌ کوردستان وه‌لامی‌ (به‌لی‌) یان به‌ داواکاری‌ مانگرتن له‌ کوردستان بۆ ئه‌مرۆ داوه‌ته‌وه‌‌و به‌ ده‌نگ داواکاری‌ حیزبه‌ سیاسیه‌کان‌و رێکخراوه‌کانی‌ کۆمه‌لگای‌ مه‌ده‌نیه‌وه‌ هاتوون‌و به‌ پێی‌ دوایین زانیاریه‌کان مانگرتنه‌که‌ سه‌ره‌رای‌ فشاری‌ زۆری‌ هێزه‌کانی‌ حکومه‌ت له‌ شاره‌کانی‌ کوردستان به‌رێوه‌ ده‌چیت‌و خه‌لکی‌ خۆیان پاراستوه‌ له‌ کردنه‌وه‌ی‌ دوکان‌و بازار‌و چوونه‌ سه‌ر کار.

ئه‌مه‌ش دوای‌ ئه‌وه‌ دێت که‌ له‌ چه‌ند رۆژی‌ رابردوودا چالاکانی‌ سیاسی‌ کوردستان‌و رێکخراوه‌کانی‌ کۆمه‌لگای‌ مه‌ده‌نی‌ داوای‌ مانگرتنی‌ سه‌رتاسه‌ریان کردووه‌ له‌ کوردستان بۆ ناره‌زایی‌ ده‌ربرین له‌ کۆماری‌ ئیسلامی‌ که‌ دواتریش پالپشتی‌ زۆربه‌ی‌ حیزبه‌ کوردیه‌کانی‌ به‌ دوای‌ خویدا هێناو‌و کۆمه‌له‌ی‌ شۆرشگێری‌ زه‌حمه‌تکیشانی‌ کوردستانی‌ ئێران، حیزبی‌ دیموکراتی‌ کوردستان‌و پارتی‌ ئازادی‌ کوردستان‌و سپای‌ رزگاری‌ کوردستان، کۆمه‌له‌ی‌ زه‌حمه‌تکیشانی‌ کوردستان‌و کۆمه‌له‌ (ره‌وتی‌ یه‌کگرتنه‌وه‌)‌و زۆرێک له‌ رێکخراوه‌کانی‌ ناو وڵاتیش پشتیوانی‌ خۆیان بۆ ئه‌و مانگرتنه‌ ده‌ربری‌.

سایتی‌ ایران پریس له‌ گه‌ڵ ‌ بلاوکردنه‌وه‌ی هه‌والی ‌ مانگرتنی‌ خه‌لکی‌ کوردستان ئاماژه‌ به‌ سه‌پاندنی‌ حاله‌تی‌ نیزامی‌ حکومه‌ت له‌ شاره‌کانی‌ کوردستان ده‌کات‌و ده‌لێت به‌ هه‌زاران هێزی‌ نیزامی‌ له‌ جلی‌ لیباس شه‌خسی‌ ره‌وانه‌ی‌ ناو شاره‌کان کراون.

زانراوه‌ بازاری‌ شاری‌ سه‌قز داخراوه‌و شاریش حاله‌تێکی‌ نائاسایی‌ به‌ خۆ گرتووه‌‌و هاتوچو کردن که‌م بۆته‌وه‌. هاولاتیه‌ک فه‌زای‌ شاری‌ ورمێی‌ به‌ (قبرستانی‌) شوبهاند‌و رایگه‌یاند: بی‌ َده‌نگیه‌کی‌ سه‌یر بالی‌ به‌ سه‌ر شاردا کێشاوه‌.

له‌ شاری‌ سنه‌ له‌ سه‌ر له‌ به‌یانیه‌وه‌ به‌شێکی‌ زۆر له‌ دوکان‌و بازار داخراون‌و هێزێکی‌ زۆری‌ لیباس شه‌خسی‌ له‌ ناو شاردا بلاو بوونه‌وه‌ته‌وه‌.

له‌ شاری‌ مه‌هاباد هاولاتیان له‌ هاتوچۆ کردن خۆیان پاراستووه‌و زۆربه‌ی‌ دوکان‌و شوینه‌ گشتیه‌کانی‌ شار داخراون خه‌لکی‌ له‌ ماله‌کانیان ماونه‌ته‌وه‌.

له‌ شاری‌ دیوانده‌ره‌ هیزێکی‌ زۆر رژاوه‌ته‌ خیابانی‌ سه‌ره‌کی‌ شارۆچکه‌که‌‌و داوایان له‌ دووکانداره‌کان کردووه‌ له‌ هاتنه‌ ده‌ره‌وه‌ خۆیان بپاریزن‌و زۆرێکیش له‌ دووکانه‌کان نه‌کراونه‌ته‌وه‌.

ئه‌و هه‌واله‌ی‌ خواره‌وه‌ش له‌ زۆرێک له‌ وبلاک‌و سایته‌ فارسیه‌کان سه‌باره‌ت به‌ مانگرتنه‌که‌ بلاو بۆته‌وه‌

کردستان در اعتصاب به سر میبرد

گزارشهای‌ مردمی‌

همزمان با اعلام اعتصاب سراسری‌ در روز سه شنبه در کردستان ایران از سوی‌ فعالان سیاسی‌ کرد که‌ با حمایت گسترده‌ احزاب کردی‌ هم روبرو شد، جمهوری‌ اسلامی‌ از شب قبل نیروهای‌ نظامی‌ سرکوبگر خود را درمیادین شهرهای‌ بزرگ کردستان مستقر کرده‌و حرکت مسافران‌و خودروها را مابین شهرهای‌ کردستان را هم کنترل کرده‌ است.

بنا به‌ خبرهای‌ رسیده‌ از کردستان نیروهای‌ بسیجی‌‌و سپا پاسداران با استقرار در شهرهای‌ کردستان‌و تردد در خیابانها از صبح روز سه شنبه شهرها را به‌ پادگان نظامی‌ تیدیل کرده‌اند.

گزارشهای‌ مردمی‌ از سنندج حاکی‌ از اعتصاب عمومی‌ بازاریها در این شهر است‌و بسیاری‌ از مردم از تردد در بیرون خوداری‌ نموده‌اند. این در حالی‌ است که‌ بنا به‌ خبرهای‌ رسید از صبح زود به‌ هزاران تن از نیروهای‌ سرکوبگر غیر بومی‌ در محله‌های‌ شهر با لباس شخصی‌ پراکنده‌ شده‌اند به‌ نوعی‌ که‌ از نگاهشان به‌ عابران می‌ توان فهمید که‌ نیروهای‌ غیربومی‌ سرکوبگر هستند که‌ به‌ شدت حرکات مردم را زیر نظر دارند.

بنا به‌ خبرهای‌ رسیده‌ از شهرهای‌ دیگر کردستان، حکومت در کردستان حالت نظامی‌ را اعلام نموده‌و از ترس خیزشهای‌ خیابانی‌ بسیاری‌ از نیروهای‌ خود را در سطح شهرها گسیل داشته‌.

از شهر ارومیه‌ خبر می‌ رسد که‌ شهر در سکوت کامل به‌ سر می‌ برد، مردم مهاباد از بیرون امدن در شهر خوداری‌ کرده‌اند‌و شهر نسبتا" خالی‌ است‌و فه‌زای‌ شهر بسیار متفاوت با روزهای‌ دیگر است.

9
بدون‌نام
1388/04/03

نامه جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی مناطق کردنشین در خصوص جلوگیری از شیوه های خشنونت آمیز و آزادی دستگیر شدگان حوادث اخیر به رئیس قوه قضائیه
به نام خدا
جناب آقای آیت الله هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام ،همانگونه که مستحضرید در پی اعتراض های مسالمت آمیزوگسترده مردمی در سراسر ایران به روند برگزاری انتخابات و نحوه شمارش واعلام نتیجه آرا ، متاسفانه راهپیمایی های آرام مردم تهران وبرخی از شهرهای بزرگ کشور با مقابله جویی غیر ضرور، به خشونت گرائید وبا اندوه بسیار منجر به کشته شدن تعدادی از شهروندان که گناهی جز ابراز اعتراض نداشتند ، شد . به موازات این روند جمع کثیری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران ورهبران احزاب اصلاح طلب در نیمه های شب دستگیر و به مکان های نامعلوم برده شده اند که تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان بدست نیامده است. دستگیری شخصیت هایی با پیشینه روشن در اعتقادات و مشی سیاسی نظیر مهندس بهزاد نبوی ، مهندس محمد توسلی ، دکتر عبدالله رمضانزاده ،دکتر سید مصطفی تاج زاده ، دکتر احمد زیدآبادی ، حسین مجاهد ، محمد قوچانی ، دکترسعید حجاریان و جمعی دیگر ، بدون هیچ توجیه منطقی و مستند قانونی موجب نگرانی های جدی در افکار عمومی شده است. ما جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی مناطق کردنشین مصرانه خواستار جلوگیری از شیوه های خشنونت آمیز و آزادی دستگیر شدگان بوده و ادامه چنین وضعی را به جد به صلاح کشور و مردم و نظام سیاسی نمی دانیم ونسبت به عواقب چنین خط مشی ، هشدار می دهیم .در این میان شنیده شده است برادر عزیزمان دکتر رمضانزاده ، درهنگام دستگیری دراثر ضربات نیروهای امنیتی شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و جان وی به جد مورد تهدید است. لذا مصرانه از جنابعالی درخواست می شود بر مبنای تعهد شرعی و قانونی که نسبت به حفظ حقوق هم میهنان برعهده دارید و هم چنین برای حفظ آرامش کشور و ایجاد فضای اعتماد ، از اختیارات و امکاناتی که دارید حد اکثر استفاده را نموده و نسبت به آزادی دستگیر شدگان اقدام فرمائید. بدیهی است تاریخ در مورد عملکرد جنابعالی و سایر کسانی که می توانند در این برهه حساس برای ایجاد آرامش نقش آفرینی کنند ، قضاوت خواهد کرد وبالاتر از همه خدای قادر متعال براین رفتار ها ناظر وقطعا اراده بی قید او بر تحقق حق وعدالت خواهدبود .

احمدی سید عباس، اسدبیگی محمدکریم، توفیقی محمدعلی، توکلی خالد،جعفری شریفه، جلالی زاده جلال، دادور کوهسار، دره وزمی محمد، رضایی اقبال، رفیعی توفیق، سرفراز توفیق، سعیدزاده محمود ، سلیمانی ابراهیم، سهرابی عبدالله، صلواتی طارق، صمدی سید معروف، عرجونی ناهید، فیروزی حسین، قیداری اسماعیل، الله مرادی شهین، مرامی علیرضا، میرزاده وحید، میرکی جعفر، نصرالهی زاده بهرام، نگهداری بهزاد، هادی پور خلیل، هدایتی سید هاشم، هوشمند احسان

10
بدون‌نام
1388/04/07

یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸
حبیب الله پیمان در مصاحبه با روز:
قهر مردم با سرکوب فراموش نمی شود
سارا سماواتی

دکتر حبیب الله پیمان، از چهره های سرشناس فعالین ملی ـ مذهبی در مصاحبه با روزخواستاررفتن انتخابات به مرحله دوم شده است. وی با تاکید بر اینکه "مصلحت نظام جمهوری اسلامی نیست که با این شیوه های خشن با مردم برخورد کند" می گوید: "این بار یک ملت است که وجدانش داوری منفی کرده است و قهری دارد که قابل اغماض نیست. این قهر با یک سرکوب فراموش نمی شود."

این مصاحبه در پی می آید.

عاجل ترین تلاش این لحظه باید متوجه چه هدفی باشد؟

در وهله اول باید مسئولین نظام جمهوری اسلامی را متوجه کرد که مصلحت نه فقط کشور و مردم، بلکه مصلحت خود نظام نیز در این شیوه خشن برخورد با مردم و خواسته های آنان نیست و همچنان که اکثریت اقشار بالای نخبگان فکری، سیاسی و حتی مراجع سرشناس مذهبی پیشنهاد کرده اند، باید دست از خشونت بردارند و راه آشتی پیش بگیرند و به اعتراضات مردم به شکل جدی رسیدگی کنند. اینک نشانه های نارضایتی، نه در سطح اجتماعی و عمومی بلکه در بدنه نظام نیز مشاهده می شود و این نشانه آن است که دارد اجماعی نسبت به برخورد قهر آمیز با مردم و عدم توجه به اعتراضات آنها شکل می گیرد. به عبارت دیگر در اینجا حاکمیت، یعنی آن بخش از حاکمیت که همچنان مصر به بی اعتنایی به خواست مردم و ادامه خشونت است، منزوی است و به نظر من هر روز بیشتر در انزوا قرار می گیرد.

بنا براین برخورد سیاسی با نیرویی که در انزوا هم قرار دارد باید آسان تر از پیش باشد یعنی باید بتوان حداقل تعاملی به سود تحقق خواست های مردم انجام داد.

بله! کوشش هایی دارد صورت می گیرد. مثلاً وقتی ما اظهارات مراجعی را می شنویم و می خوانیم که تا کنون از حاکمیت دفاع کرده و هنوز هم می کنند، و می بینیم که لحن صحبتشان تغییر کرده و به هیچ وجه بر وضعیت موجود صححه نمی گذارند، این بیانگر آن است که مراجعاتی صورت می گیردو برای بیان حقیقت کوشش هایی می شود اما فضای رعب و اختناقی که جناح اقتدارگرا ایجاد کرده و دائماً تهدید به خشونت بیشتر هم می کند، جلوی پیشرفت این تلاش را گرفته است. از طرف دیگر سناریوی نخ نما شده این جناح از حاکمیت مطرح است که همواره سعی کرده همه اعتراضات را به عامل خارجی نسبت بدهد و این خود بخود جلوی پیشرفت مسئله را می گیرد. حتا آنهایی که ناآگاه اند می توانند تحت تأثیر قراربگیرند و باور کنند که چنین است و عده ای دیگر هم نگران بشوند که مبادا مورد اتهام قرار بگیرند. زیرا اینها تا جایی پیش رفته اند که دارند خونهایی را هم که در خیابان ها ریخته شده، به پای خود مردم یا آقای میرحسین موسوی می گذارند.

پس با این وضعیتی که وجود دارد ایا اساساً امکان هیچ اقدام سیاسی واحد و متمرکزی از جانب نیروهای معترض جامعه در جهت رفع این خشونت و احقاق حق مردم وجود دارد؟ مثلاً یک تصمیم سیاسی مشترک برای متمرکز کردن همه اعتراضات به نوعی که حاکمیت مجبور به توجه و پاسخ مثبت به آن باشد؟

من فکر می کنم امروز زمینه اش بر پایه پیشنهاد های آشتی که از جانب نیروهای معین عنوان می شود، وجود دارد. این اهمیت دارد که مراجعی نظیر صافی گلپایگانی، جوادی آملی و حتی رئیس مجلس صحبت از آشتی ملی می کنند چه رسد به برخی اعضای شورای خبرگان رهبری! حالا اگر از شخصیت هایی نظیر آیت الله منتظری، آیت الله صانعی و بخشی از نمایندگان مجلس و نه حتا نمایندگان اقلیت، بلکه نمایندگان اصولگرا بگذریم. این صداهای پراکنده اکنون دارد وسعت می گیرد. برای اینکه اینها به یک نیرو و تصمیم مشترکی که تأثیر بگذارد تبدیل بشود، قطعاً باید کسانی دراین میان که می توانند با همه این نیروها در تماس و تعامل قرار بگیرند، ابتکار عمل را به دست بگیرند و این خواست مشترک را تبدیل به یک نظر و پیشنهاد معینی بکنند که بتواند منجر به یک تصمیم جمعی و یک خواست منظم مشترک شود.

چنین پیشنهاد معینی را اگر شما بخواهید تنظیم بکنید چه خواهد بود؟

من فکر می کنم چنین پیشنهادی باید در چند بند بیاید. در درجه اول، اعمال همه نوع خشونت قطع شود و دستگیر شدگان آزاد بشوند.در درجه دوم یک نهاد بی طریف در مقام حکمیت تشکیل بشود با پیشنهاد همه طرف ها؛ یعنی دولت، شورای نگهبان، نامزدهای سه گانه و شخصیت هایی که به هر حال در این میان هستند و این هیات مأمور شود که به تخلفات مورد اعتراض رسیدگی کند و سپس بر اساس وسعتی که این تخلفات دارند، قراری صادر کند که بر اساس آن انتخابات بتواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد؛به هر حال مسلم است که یک مجمع و نهاد دیگری باید در این میان مورد توافق قرار بگیرد و حکمیت کند.

ولی این پرسش پیش می آید که چگونه باید حکمیت چنین مجمع و نهادی را به مسئولین قبولاند و دیگر اینکه اگر صحبت از حکمیت و تعامل باشد ـ که اینها همه خواست های معترضین است ـ چگونه می توان با خواست های حاکمیت که بر درستی انتخابات پای می فشارد تعامل کرد؟

البته طرح چنین خواست دقیقی و نظر مشخصی باید پس از مشورت وشکل گیری یک خرد جمعی حاصل شود ولی چیزی که به ذهن می آید و شاید بشود به عنوان طرحی میانه ارائه کرد این است که اگر نمی خواهند کل انتخابات را باطل اعلام کنند، می توانند با رسیدگی به بخش عمده ای از اعتراضات نامزدها، بخشی از تفاوت آرا را در حدی بپذیرند که انتخابات به مرحله دوم برود. یعنی نه ابطال کامل باشد و نه تأیید نتایج اعلام شده. یعنی آقای احمدی نژاد به عنوان یک رقیب باقی بماند و در دور دوم نتیجه آرا رئیس جمهور را تعیین کند. این می تواند راه حل میانه و بر اساس تعاملی از جانب معترضین باشد.

و شما امیدوار هستید که چنین امری مورد قبول حاکمیت هم قرار بگیرد؟

اینجا دیگر حاکمیت است که باید تصمیم بگیرد. اگر بخواهد سرسختی کند در برابر این مصلحت اندیشی که اکثر خبرگان فکری و نظری جامعه و اهل حل و فصل در واقع به دنبال آن هستند، به نظر من باید خودش را آماده پرداختن یک هزینه سنگین، هم اجتماعی و هم اخلاقی بکند و در واقع یک جور مشروعیت زدائی را بپذیرد. اینبار نباید تصور شود که این حادثه مشابه حوادث قبلی است. در گذشته حاکمیت در مواردی گروه هایی از مخالفان را مکرراً حذف کرده است؛ الان هم ممکن است حذف مخالفان سازمان یافته مشکل نباشد ـ همینگونه که می بینیم بسیاری از فعالان شان بازداشت شده اند ـ اما این بار در عین حال مسئله یک ملت است که قضاوتی کرده و این قضاوت خیلی تعیین کننده است.

با این تأکیدات جا دارد از شما بپرسم به راستی وضعیت جاری چقدر ویژه است و چه جایگاهی در روند تحولات سیاسی در ایران دارد؟

بسیار ویژه است و به نظر من پس از انقلاب و در این سی ساله اخیر بی سابقه است. من امیدوارم که حاکمیت این ویژگی را درک کند و ببیند مسئله همان طور که اشاره کردم، این بار یک ملت است که وجدانش داوری منفی کرده است و قهری دارد که قابل اغماض نیست. این قهر با یک سرکوب فراموش نمی شود. این بار با تجربه های دیگری که حاکمیت دارد متفاوت است. آن زمانی که با سرکوب توانستند گروه های خاصی را حذف کنند، ملت از درگیری برکنار بود. یک زمانی مجاهدین بودند، یک وقتی حزب توده بود، وقتی گروه های دیگر بودند، زمانی خود ما بودیم ـ ملی مذهبی ها ـ همچنان که حالا مشارکت و امثالهم هستند، در هیچکدام از اینها ممکن است تمام ملت درگیر نباشند. اما نفس این انتخابات و اعتراضی که شده، بهیچوجه اختصاص به یک گروه خاص یا حزب معینی ندارد. رهبری اش نیز متعلق به احزاب و سازمان ها نیست. یک اعتراض ملی ِ خودجوش است. همه گروهها و قشر های اجتماعی بوده اند. جوانان، زنان، کارگران، دانشگاهیان، هنرمندان؛ همه اقشار جامعه شرکت و خودشان هم رهبری کرده اند. مشکل امروز دیگر با حذف این گروه و آن گروه حل نمی شود. بنا براین باید حاکمیت این را دریابد و اگر در نیابد آن وقت باید این را بداند که دیگر دوران جدیدی آغاز شده است. دورانی که یک ملت را فقط باید با قهر و خشونت اداره کند.
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/june/28//-f...

11
بدون‌نام
1388/04/07

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در محکوم کردن برخورد با احزاب و افشای تکمیل پروژه کودتا

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران
حدود دو هفته از مصادره آرای ملت و بلاموضوع شدن انتخابات در کشور که با واکنش گسترده مردم روبرو شد، می گذرد. در طول این مدت کودتا گران با اعمال تبلیغات استالینیستی همه جانبه کوشیده اند اذهان جامعه را از مسئله اصلی یعنی کودتا علیه مردمسالاری منحرف ساخته، موضوع را به اعتشاشات خیابانی و تخریب اموال عمومی از سوی اجانب تقلیل دهند. اما امروز با کاهش اعتراضات مردمی به تدریج شاهد تغییر تدریجی جهت حملات تبلیغاتی سازمانیافته از اهداف موهومی نظیر تروریست ها و عوامل بیگانه و ... به سوی احزاب و تشکل های سیاسی مخالف اقتدارگرایان و آشکار شدن دم خروس از زیر ردای گوبلزهای وطنی آشکار هستیم.
در پوشش تبلیغات فریب سهمگینی که کشور نظیر آن را به خاطر ندارد، شدت عمل علیه احزاب وتشکل های سیاسی منتقد با ورود غیر قانونی و بدون حکم قضایی به دفتر مرکزی حزب مشارکت و ضبط کامپیوترها و دفاتر و اسناد و پلمب غیر قانونی دفتر مرکزی حزب آغاز شد و با دستگیری گسترده اعضای احزاب اصلاح طلب و منتقد ادامه یافت. در روزهای اخیر به رغم کاهش چشمگیر اعتراض های مردمی درخیابان ها روند برخورد با احزاب روز به روز شدت بیشتری می یابد. از جمله در روزهای اخیر دفتر انجمن مدرسین دانشگاه ها توسط مأموران نظامی اشغال و بیش از هفتاد تن از اساتید مرد و زن عضو این تشکل سیاسی قانونی به جرم ملاقات عمومی با آقای میرحسین موسوی دستگیر و با توهین و اهانت و زدن دستبند به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز چهارتن از ایشان همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برند.
به عنوان جدید ترین و نه آخرین نمونه، روز گذشته آقای امیر حسین مهدوی روزنامه نگار و جوان ترین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در کنگره اخیر سازمان به عنوان نماد جوان گرایی به عضویت شورای مرکزی درآمده است، پس از آن که مدتی در بازداشت به سر برده بود، تحت الحفظ مأموران امنیتی به خبرگزاری ایسنا هدایت شد تا در حضور خبرنگاران خبرگزاری های مختلف ، طی مصاحبه ای به تکرار محتوای مقالات کیهان و تحلیل های سست و سخیفی بپردازد که مردم ما هر ساعت از صدا و سیمای اقتدارگرایان می شنوند. این روزنامه نگار خوشفکر و عضو جوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حضوری فعال در ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی داشت و روزنامه اندیشه سبز در ستاد موسوی زیر نظر او منتشر می شد، در دوران بازداشت با هدایت و راهنمایی بازجویان تواب ساز ناگهان به این نتیجه رسیده است که در ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی فعالیتی غیر قانونی داشته، میر حسین موسوی قانون شکن است و از آغاز هم معلوم بود که رأی نمی آورد و احزاب و تشکل های سیاسی اصلاح طلب از جمله سازمان متبوعش همسو با بیگانگان هستند و نظام باید با آنها برخورد کند!!!
ماهیت این گونه اعترافات که با اعمال فشار بر حلقه های ضعیف صورت می گیرد، چنان روشن است که نیازی به توضیح ندارد. ما پیش از این هشدار داده بودیم که درادامه دستگیری های گسترده باید منتظر تکرار نمایش سناریوی رسوا و نخ نما شده اعتراف و تواب سازی و برگزاری شوهای تلویزیونی باشیم. اکنون نیز تأکید می کنیم با توجه به وسعت دستگیری ها در آینده شوهای مشابه بیشتری علیه سایر احزاب و تشکل های سیاسی شاهد خواهیم بود.
جالب این است در حالی که مصاحبه منافقی که ادعا شده در جریان اعتراضات خیابانی دستگیر شده است از سیمای جمهوری اسلامی ایران با چهره شطرنجی شده وی پخش می شود، یک روزنامه نگار ساده و عضو یک سازمان قانونی در برابر دوربین های خبری قرار داده میشود تا با اسم و رسم، احزاب قانونی و شناخته شده کشور و نماینده ای را که به اعتراف آقایان دستکم بیش از 14 میلیون نفر طرفدار دارد، متهم به اتهامات مجرمانه ای کند که در هیچ محکمه صالحه ای به اثبات نرسیده است. این صحنه عبرت انگیز و نمادین نشان می دهد اقتدارگرایان حاکم ظاهراً خود را به رعایت آبرو و حقوق قانونی منافقین ملتزم تر می بینند تا احزاب رسمی کشور.
سئوال این جاست که چگونه و چرا جهت صحنه سازی ها و نمایش های مهوع سیستم تبلیغاتی اقتدارگرایان از وابسته خواندن مردم معترض به بیگانگان به سوی تبلیغات علیه احزاب و تشکل های سیاسی چرخیده و با سامان دادن اتهامات زشت و رسوا علیه احزاب زمینه های برخورد با آن ها فراهم می شود؟
اقتدارگرایان خود بهتر از هر کسی می دانند نسبت دادن اعتراضات قانونی مردم به بیگانگان یک دروغ و تحریف بزرگ است، این همه غوغای تبلیغاتی عوامفریبانه برای آن است که خاک در چشم حقیقت بپاشند و مردم را از درک آنچه در حال وقوع است منحرف سازند. آنچه در حال رخ دادن است تکمیل پروژه کودتایی است که از انتخابات مجلس هفتم در شش سال پیش آغاز شد. هدف اقتدارگرایان حاکم از این پروژه تبدیل نظام جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است. طی این مدت آنان توانستند انتخابات مجلس را بلاموضوع کنند. چنان که دیدیم انتخابات مجلس هشتم با فضاحتی به مراتب رسواتر از انتخابات مجلس هفتم برگزارشد.
انتخابات ریاست جمهوری دهم در واقع نقطه اوج تقابل نیروهای سیاسی و اجتماعی مدافع جمهوری نظام با اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی بود. خطر از دست رفتن جمهوریت نظام و استحاله نظام همان چیزی بود که میر حسین موسوی را مانند بسیاری از فعالان سیاسی نسبت به سرنوشت کشور نگران و در نتیجه مصمم به حضور در رقابت های انتخاباتی کرد. اکنون این تقابل می رود تا با مصادره آراء ملت، عملاً به بسته شدن پرونده انتخابات به عنوان مهمترین شروط مردمسالاری ختم شود. اکنون پس از محو استقلال مجلس و بلاموضوع شدن رأی مردم در انتخاب رئیس جمهور و هیئت دولت و نیز اعمال سانسور علنی و پایمال شدن آزادی قلم و مطبوعات، نوبت به احزاب و تشکل های سیاسی به عنوان آخرین نهاد تضمین کننده مردمسالاری در ایران رسیده است. تسویه حساب با فعالان سیاسی و حزبی و محکوم کردن آنان به حبس های طولانی مدت و تعطیلی احزاب مستقل و منتقد که آخرین شاخص مردمسالاری بازمانده در ایران هستند، در واقع تکمیل آخرین حلقه کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی و شکل گیری حکومت اسلامی مطلقه فردی به شمار می رود. پیش در آمد و زمینه ساز تکمیل این آخرین سکانس سناریوی کودتا اعتراف گیری های سازمانیافته از دستگیرشدگان تحت فشار روحی و جسمی علیه احزاب و تشکل های سیاسی است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن اعمال فشارهای جسمی و روحی علیه دستگیر شدگان، به منظور اعتراف گیری و نمایش شوهای مضحک و تکراری اعتراف و توبه، نسبت به طرح سازمانیافته برخورد با احزاب و تشکل های سیاسی هشدار می دهد و خواهان آزادی هر چه سریعتر دستگیر شدگان است. طراحان و مجریان این سناریوی رسوا باید بدانند که محو جمهوریت و حاکم ساختن استبداد بر جامعه آگاه ایران، رؤیایی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. اقتدار گرایان با این گونه اقدامات عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. سازمان همچنین نگرانی عمیق خود را از شرایط نگهداری وضعیت جسمانی دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و حزبی بازداشت شده اعلام می دارد و محرومیت آنان از بدیهی ترین حقوق قانونی از جمله حق داشتن وکیل را نقض آشکار قانون می داند.
امروز سئوال مردم ما این است آیا قوه قضائیه کشور و ریاست آن از این حد از استقلال و آزادی عمل برخوردار هستند که هیئت بی طرفی را مأمور بازدید از زندانها، رسیدگی به وضعیت صدها دانشجو، روزنامه نگار و فعال سیاسی دربند کنند و حد اقل امکان دسترسی ایشان را به وکیل فراهم کنند تا دستکم بتوانند به دستگیری غیر قانونی خود اعتراض کنند؟ آیا کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به جای ملاقات های تبلیغاتی با این و آن از این حد از قدرت برخوردار است که بتواند با بازدید از زندانها و محل نگهداری دستگیر شدگان، امنیت جانی و حقوقی صدها زندانی سیاسی را تضمین کند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

7/4/88