چگونگی دعوت دیگران به سوی دین خدا

نویسنده‌: عبدالله الیاس- کرمانشاه

دعوت به سوی خدا و دین او روندی است که به درازای تاریخ بشر قدمت دارد و در این راستا پیامبران و پیروانشان مهمترین نقشها را ایفا و سنگین‌ترین مسؤلیتها را عهده‌دار بودند، با اندکی تأمل در وضعیت جامعه‌ی بشری امروز و بررسی آمار و ارقامی که حاکی از انحرافات بشریت از مسیری که او را به سوی انسانیت و کمال سوق می‌دهد، می‌باشد، به خوبی درمی‌یابیم که امر دعوت و اصلاح تا چه حد می‌تواند در راستای تصحیح عقاید و اندیشه‌ها و تأمین امنیت روحی و روانی جانهای حیران و سرگشته و ارایه‌ی برنامه‌ی درست زیستن، ایفای نقش نماید؛ مشروط بر این که به همان کیفیتی صورت گیرد که دعوتگر نخستین بر آن بوده و منهج آن را تبیین نموده است.
مسلم است که اسلوب و روش دعوت، جزئی از دعوت است و نباید بلندی و عظمت معانی و مفاهیمی که به سوی آن دعوت می‌کنیم را کافی بدانیم؛ چه بسا که روش به حدی بد و نامناسب باشد که به جای ایجاد تمایل و علاقه در مخاطبین به نفرت و انزجار بینجامد. به همین دلیل است که خداوند می‌فرماید: «ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»: به راه پروردگارت با حکمت و پند پسندیده فراخوان و به روشی که آن (روش) بهتر است با آنان مناظره کن.
بنابراین به نکاتی چند در مورد اسلوب و روشی که دعوتگر باید همواره مد نظر داشته باشد، گذرا اشاره‌ای می‌کنیم به امید آنکه منتفع واقع گردد:
1-‌ گفتن حق ولو اینکه ناگوار باشد اما به روشی که به مقبولیت آن منتهی گردد، پس نباید دعوتگر به قصد جلب توجه و به دست آوردن دل مردم به چاپلوسی و حیله‌گری و یا نفاق و دورویی جهت بیان حق روی آورد؛ چون این رویه با عظمت و بزرگی چیزی که به سوی آن فرامی‌خواند تناسب و سنخیت ندارد؛ به همین دلیل خداوند پیامبرش را از این روش برحذر داشته و می‌فرماید: {ودوا لو تدهن فیدهنون} : آرزو کردند که با آنان سازگاری کنی تا (آنان نیز) سازگاری کنند.
2- ‌دعوتگر باید با روحیات و طبایع مردم آشنا باشد و کلید بازکردن دلهای بسته را بشناسد تا آنچه را که می‌خواهد بدانها برساند؛ نباید آنها را با مسایلی روبرو کند که سبب نفرت و فرار آنها گردد؛ پس باید بداند که از کجا و چگونه شروع کند.
3-‌ باید مطالبی که می‌خواهد درباره‌ی آنها صحبت کند طوری مشخص کند که شنونده را نفعی عاید و مثمرثمر واقع گردد. معانی و مفاهیم ارائه شده را به گونه‌ای زیبا و رسا ترتیب دهد که قناعت و همراهی افکار و اذهان را به همراه داشته باشد.
4-‌ شایسته و لازم است که دعوتگر در روش خود در میان مخاطب ساختن عقل و احساس و وجدان هماهنگی و انسجام ایجاد کند و صحبت خود را عقلی صرف و بی‌روح و یا عاطفی محض خالی از قناعت علمی قرار ندهد.
5-‌ از جمله روشهای نتیجه‌ ‌بخش و دارای آثار ماندگار، متقاعد ساختن اعتقادی است که به اثبات وجود خداوند و توضیح حقیقت رسالت ما در زندگی دنیوی شروع و به اثبات اینکه اسلام تنها راه‌ حل و برنامه‌ی زندگی است و باید برای بازگرداندن حیاتی اسلامی و حکومتی اسلامی کار کرد، منتهی می‌شود.
6- ‌دعوتگر باید در روش خود امید را در دل شنوندگان زنده کند که آینده از آن اسلام است و زنگار هر گونه ناامیدی و سستی را از روح و روان آنان بزداید.
7-‌ هر گاه دعوتگر با بی‌توجهی و دوری مردم از او مواجه شد، روش خود را بازنگری کند چه بسا مشکل به نحوه‌ی دعوت و روش آن برگردد.
8-‌ فرد داعی حریص باشد که در دعوت خود علم را با عمل پیوند دهد و سهم شنوندگان خود را در کامیابی عقلی منحصر ننماید، بلکه سعی کند آثاری عملی و جاودان در آن به جا بگذارد.
9-‌ زمان را مد نظر داشته باشد و مخاطبین خود را به درجه‌ی ملامت نرساند.
اینها نمونه‌هایی هستند پیرامون چگونگی دعوت دیگران به سوی دین خدا، امید است که برای نگارنده و سایر دعوتگران مفید واقع گردد. إن شاء الله

بدون امتیاز