روابط زوجین

اگر خانمی بگوید؛ چون بیکاری با تو نزدیکی نمی‌کنم، آیا حق دارد؟

شماره: 
0

اگر کار باشد اما مرد به دنبال کار نرود و خود را به تنبلی بزند و سر بار دیگران باشد و نفقه خانواده را فراهم نکند، در این صورت زن حق دارد از نزدیکی خودداری کند، اما اگر مرد به دنبال کار برود و کاری نیابد در آن صورت زن حق ندارد از نزدیکی خودداری کند.

متاسفانه دوستم با خواهر خانمش ارتباط دارد (که متاسفانه به زنا هم رسیده) حالا من می‌خواهم بدانم که آیا خانم ایشان سه طلاقه شده یا نه؟

شماره: 
0

گناه چنین فردی دو چندان است؛ چون جرم ارتکاب گناه با خویشاوندان بسیار سنگین است. اما این گناه سبب واقع شدن طلاق همسرش نمی‌شود.
توضیح: متاسفانه این نوع کارهای گناه و زشت به سبب رعایت ننمودن موازین شرعی است و افراد می‌پندارند که با هم خویشاوند هستند و حجاب اسلامی و نشست و برخاست‌های ممنوعه را رعایت نمی‌کنند و با هم خلوت می‌کنند و سرانجام به کارهای زشت گرفتار می‌گردند که ایمان و شخصیت و آبروی خودشان را تباه می‌گردانند.

آیا با وجود داشتن این شرایط همسر بهتر است جدا شود؟

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
الف- ضعف اقتصادی شوهر و نداشتن اندوخته همچون (منزل و وسیله نقلیه و...) ب- داشتن بیماری اضطراب و افسردگی شوهر تحت نظر روانپزشک ج- فرزنددار نشدن شوهر.

الف- ضعف اقتصادی سبب جدایی میان زن و شوهر نمی‌شود، بلکه باید شوهر تلاش کند به اندازه‌ی توان خودش برای همسر و خانواده‌اش روزی حلال و اسباب معیشت فراهم کند، گرچه بعد از به کارگیری کوشش و توانش مال اندکی به دست آورد.
ب- اگر شوهر بیماری روانی خطرناکی داشته باشد که ادامه زندگی با او برای زن خطرناک باشد و احتمال فراوانی داشته باشد که زن در صورت ادامه زندگی با وی آسیب می‌بیند، خودش برای ادامه زندگی با وی یا جدایی از او اختیار دارد، هر کدام را برگزیند برای او جایز است.

طلاق غیابی در شریعت چه احکامی دارد؟ (براساس فقه امام ابوحنیفه)

شماره: 
0

اگر شوهر بدون عذر بیش از یکسال غایب باشد، خانم او می‌تواند نزد قاضی خانواده برود و درخواست طلاق کند، قاضی بعد از بررسی وضعیت و اخطاریه فرستادن برای شوهر اگر نیاید حکم طلاق غیابی را صادر می‌کند، اگر مکان شوهر معلوم نباشد باز قاضی با رعایت مصلحت زن و زدودن زیان از او حکم طلاق غیابی را صادر می‌کند.

یک شب زمانی که همسرم من را خیلی عصبی کرد این لفظ از دهانم خارج شد و به ایشان گفتم: طلاقم افتاده باشد طلاقت می‌دهم ازت بیزار شدام، حکم آن چیست و من باید چکار کنم؟

شماره: 
0

این لفظ شما طلاق نیست؛ زیرا وعده طلاق داده‌ای، هرگاه با لفظ صریح او را طلاق دادی، یک طلاق واقع می‌شود.

بنده دوبار سوگند به طلاق خورده‌ام. بار اول كه قرار بود خانمم جراحى شود بحثى پیش آمد و گفتم «طلاقم بيافتد اجازه نخواهم داد كسى پیشت بیایید» که منظورم براى پرستاری از ایشان بود. که بعداً ناچار شدم و هماهنگ کردم مادرزنم برای مواظبت همسرم آمد!

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
بار ديگر بر سر ادامه شغل همسرم، گفتم «هر سه تا طلاقم بيافتد اجازه نمى‌دهم بعد از رفتن از اينجا سر کار بروی.» که منظورم اتمام دوره‌ی دانشجوى خودم بود. كه ۲سال بعد است. در هر دو مورد عصبانى بودم اما نمى‌توانم بگویم در شرایطى بودم كه نمى‌فهميدم چه می‌گویم. در هر دو مورد نيتم حالت سوگند بود و نه خود انفصال. در مورد اول آيا طلاق واقع شده است؟ چه باید کرد؟ در مورد دوم اگر همسرم بعد از زمانی که گفتم سر کارش برود، حکم چیست؟ لطفاً نظرتان را درباره متن زير نيز بفرماييد. «اينها الفاظ طلاق معلق هستند و سوگند نام برده مي‌شوند چون از جهتي حکم سوگند دارد، يعني از جهت منع يا تشويق يا تکذيب يا تصديق چيزي که در سوگند نيز وجود دارد و راي صحيح درباره اين نوع طلاق آنست که: اگر گوينده با گفتن اين الفاظ قصد و نيت انفصال زندگي و جدايي از همسرش را داشته، در آنصورت اگر خلاف سخنش عمل کند طلاق روي خواهد داد، ولي اگر گوينده قصد و نيت جدايي نداشته بلکه به قصد منع يا تشويق خود يا همسرش چنين لفظي بر زبان آورده باشد، حکم سوگند دارد و اگر خلاف آن عمل شود طلاقي روي نخواهد داد ولي بايد کفاره سوگند بدهد و اين راي برگزيده شيخ الاسلام ابن‌تيميه و ابن‌قيم و علامه ابن‌باز نيز مي‌باشد. مثلا وقتي مي‌گويد: بر من طلاق باشد که با فلاني سخن نمي‌گويم، گويا مي‌خواهد بگويد: والله با فلاني سخن نمي‌گويم، لذا از اين جهت که مي‌خواهد نفس خويش را منع کند که با فلاني سخن بگويد، شبيه سوگند است يعني حکم آنرا دارد نه اينکه از جنس سوگند باشد، و وقتي مي‌گوئيم حکم سوگند دارد، يعني: اگر خلاف سخنش عمل کرد بايد کفاره سوگند بدهد».

جمهور علما گفته‌اند این الفاظ طلاق معلق هستند و در صورت انجام گرفتن آن کارها طلاق واقع می‌شود اما برخی علما از جمله کسانی که نام برده‌اید گفته‌اند این الفاظ به نیت به کار برنده آنها بستگی دارد، اگر مرادش سوگند باشد، سوگند منعقد می‌شود و در صورت انجام گرفتن آن کار کفاره سوگند بر فرد لازم می‌شود و اگر مرادش طلاق باشد، طلاق واقع می‌شود. شورای فقهی دیدگاه دوم را ترجیح می‌دهد.

من زنی بچه‌دار هستم یک بار گرفتار دام شیطان شدم و با یک مرد خلوت کردم البته نه اینکه خدای ناکرده به زنا برسد،

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
فقط در حد لمس کردن و بوسه که کلاً به یک دقیقه نکشید و بعد از اون تصمیم گرفتم شمارم را عوض کردم و الان خیلی پشیمانم کلاً یک ماه با آن مرد تلفنی رابطه داشتم و یک بارم اون اتفاق شوم افتاد. الان از عذاب وجدان دارم می‌میرم، از بچه و شوهرم خجالت می‌کشم. هر شب توبه و استغفار می‌کنم به نظرتون در قیامت شوهرم یا خدا من را می‌بخشد؟

کار شما گناه بوده است و این گونه گناه‌ها زندگی در دنیا را تباه می‌گرداند و در روز رستاخیز عذاب دردناک در پی دارد حال که شما با لطف خداوند و ایمان و باور قلبی‌تان متوجه گناه خود شده‌اید از جهتی جای شکر دارد و خداوند مؤمنانی مانند شما که از گناه خود پشیمان هستند و توبه صادقانه می‌کنند وعده‌ی آمرزش داده است بنابراین از پذیرش توبه گناهتان مطمئن باشید ولی سعی کنید بار دیگر به اسباب گناه نزدیک نشوید و همواره از معصیت پرهیز کنید؛ زیرا شیطان همواره برای انحراف ما در کمین است.

مدت شرعی عادت ماهیانه چند روز است و تا چند مدت شوهر اجازه مقاربت ندارد؟

شماره: 
0

حداقل عادت ماهیانه سه‌روز و حد معمول شش یا هفت روز است و حداکثر نزد حنفی ده روز و نزد شافعی پانزده روز است. عادت خانم‌ها نسبت به یکدیگر متفاوت است و معمولاً بیشتر خانم‌ها طی 6 یا 7 روز عادت ماهیانه‌اشان به پایان می‌رسد. تا زمانی که زن آن مدت عادت همیشگی را سپری نکند، مقاربت مرد با او حرام است.

من به همسرم در حین دعوا با عصبانیت خیلی زیاد گفتم «یک طلاق، دو طلاق، سه طلاق» آیا با گفتن این جمله طلاق واقع شده است یا خیر؟

شماره: 
0

دیدگاه علما در این باره متفاوت است، برخی گفته‌اند: سه‌طلاق چنین فردی واقع شده است، برخی گفته‌اند: اگر عصبانیت فرد به جایی رسیده باشد که کنترل و آگاهی خود را از دست دهد و نداند که چه می‌گوید، در این حالت گفتن آن سخنان تأثیری بر طلاق او نمی‌گذارد و طلاقش واقع نمی‌شود، برخی دیگر از علما گفته‌اند: در این حالت و با تکرار طلاق یک طلاق او واقع می‌شود.

شوهری همسر خود را در خانه مادرزن رها کرده و دنبال عیش و نوش خود است، زن چنان شیفته و ترسیده است که نارضایتی ندارد و به فکر طلاق نیست اما مرد، زن و بچه‌هایشان، مادرزن را عاصی کرده‌اند به گونه‌ای که فامیل‌ها بارها با داماد خانه صحبت کرده‌اند

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
و حتی چندین بار کار به کتک‌کاری کشیده شده ولی باز هم او زن خود را در خانه مادر زن رها کرده و بی‌تفاوت است و حتی ماه‌ها ممکن است نیاید و بچه‌هایش را نبیند. خرجی زن و بچه‌هایش را تقریبا مادر زن می‌دهد. با وجود تمامی بدبختی‌هایی که سر زن آمده است، چنان سحر شده است که حاضر به طلاق نیست. برادران آن زن به هر روشی سعی داشته‌اند داماد خانه را به راه راست هدایت کنند اما فایده‌ای نداشته است و چون حرف زدن فایده‌ای نداشته بارها کار به درگیری کشیده شده است. او پس از درگیری زن و بچه‌هایش را مدت کوتاهی می‌برد ولی باز می‌آورد و در خانه مادرزن رهایشان می‌کند، این موضوع سال‌هاست که ادامه دارد. سؤال اینجانب این است بهترین راه قانونی در اهل‌سنت که به ذهن می‌رسد چیست؟

نفقه زن و بچه‌ها بر شوهر واجب است، اگر شوهر از دادن نفقه آنان خودداری کند، زن باید به دادگاه خانواده مراجعه کند و از راه قانونی حق خود را مطالبه نماید.

همزمانی محتوا