بیداری اسلامی، مساله خشونت – ۲

نویسنده: دکتر حسان حتحوت، داود نارویی

پیش از همه مسأله ی خشونت است که برای رسیدن به حق مطلوب، به عنوان وسیله به کار می رود. این در حالی است که در اسلام، هدف، وسیله را توجیه نمی کند. نمی توان با شیوه ی ناپاک به هدف پاک رسید. برخی از جزوه های این عده از مردم به دست من رسیده است. از خواندن آن چه «فقه خشونت» نامیده می شود، هول کردم. می کوشند ادله ی شرعی اختراع کنند که کارهایشان را توجیه کند. برخی از آنان مطالعات اسلامی داشته اند. آخر چگونه از این امر غافل شده اند که در اسلام، حرمت انسان محفوظ است و قرآن کریم مقرر می دارد:

(انه من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنما قتل الناس جمیعا [مائده/۳۲]

«هرکس انسانی را جز به جزای قصاص کسی یا فسادی در زمین بکشد، چنان است که گویی همه مردم را کشته است.»

تنها قوه ی قضاییه ی یک دولت موجود، طبق روش روشن، در پی محاکمه ی عادلانه و ضمن کوشش برای رفع حدود با شبهه ها، حق صدور حکم اعدام دارد. راه به روی هر کسی گشوده نیست تا اگر کسی را محکوم کرد، برود و او را بکشد. یا اگر در قتل وی مصلحتی می دید، برای کسب آن مصلحت او را بکشد. در فقه گروه های خشونت طلب، ترور جایز است، زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم کسی را به سراغ کعب بن اشرف یهودی، رییس بنی نضیر فرستاد تا او را بکشد. آنان فراموش می کنند که پیامبر صلی الله علیه وسلم در کنار نبوت، رییس دولتی قانونی بود. این دولت می توانست احکام شرعی صادر کند. افزون بر آن، کعب اشرف، مرتکب جرم عهدشکنی و خیانت بزرگ شده بود. پیمان از این قرار بود که ضد مسلمانان عمل نکند. اما به ناگاه پس از غزوه ی احد در رأس چهل سواره رهسپار مکه می شود و با قریش پیمانی نظامی می بندد که آنان را در برابر مسلمانان یاری کند. فرمانی که پیامبر داده بود، «حکم دادگاه» و اقدام حکومتی مشروع و مسؤول بود. اگر کسی از مسلمانان از فرمان پیامبر پیش دستی می کرد و خودخواسته، بدون اجازه، می رفت و او را می کشست، قطعا پیامبر عمل وی را تأیید نمی کرد.

هنگامی قوز بالا قوز می شود که دایره ی قتل، وسیع شود و کسان معصوم بی گناه و غیر جانی را در بر گیرد، مثل زنان، کودکان و گردشگران خارجی که در دعوای در گرفته میان این گروه ها و حاکمیت هیچ دخالتی ندارند. سخیف ترین اقدام این است که در مصر فراخوان دهند برای فشار بر حکومت، در فصل گردشگری، شورش خواهند کرد. فراموش می کنند که با این اقدام دارند در راستای ایجاد مصری ضعیف، فقیر و گرفتار جبهه ی داخلی عمل می کنند، آن هم در مقابل اسراییل قدرتمند و ثروتمندی که از اشتیاق برای بلعیدن بیشتر در جبهه ی خارجی، دارد می سوزد.

جز اعتراض و نکوهش، کار دیگری در برابر این انحراف نمی توانیم کرد در این میان آنچه باعث اندوه ما می شود این است که به این عده، عناصر پاک و صلح طلب اسلامی مواخذه شوند و ادعا شود که این تندروها از زیر عبای همین میانه روها بیرون آمده اند. واقعیت آن است که تندروی جز در اثر انزجار از میانه روی و شورش علیه صلح طلبی، پدید نیامده است. این منصفانه نیست.

در سیره ی پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده است که هرگاه کسی از دستشویی بیرون آمد، بگوید: «الحمدلله الذی أذهب عنا الخبث / ستایش مختص خداوندی است که پلیدی را از ما دور کرد.»

بیرون آمدن این جنس نامرغوب از ظرف پاک، به معنای دور انداختن پلیدی است. بایستی در برابر آن خداوند را ستایش کرد، نه آنکه اتهام و جرم تلقی اش کرد.

کاری که این گروه می کند، در باب جرم می گنجد. نا آگاهی بزرگی است که این گروه در زمره ی بیداری اسلامی دسته بندی شود. چیزی به نام «جرم اسلامی» وجود ندارد، زیرا چنین چیزی محال است.

ادامه دارد…

————————————

منبع : رهیافتی به تفکر اسلامی معارصر/ نویسنده: دکتر حسان حتحوت، /مترجم: داود نارویی

بخش اخبار: 
اصلی