نوع‌دوستی زیست‌شناختی-پاره‌ی سوّم و پایانی

نویسنده: 
سمیر عکاشه
نوع‌دوستی زیست‌شناختی-پاره‌ی سوّم و پایانی

5. کدام نوع‌دوستی واقعی است؟

نظریه‌های تکاملی تشریح شده‌ی فوق به ویژه انتخاب خویشاوندی در راستای تطبیق وجود نوع‌دوستی در طبیعت با اصول داروینی، مسیری طولانی را طی می‌کنند. با این وجود، برخی از افراد این نظریه‌ها را به نوعی بی‌ارزش جلوه می‌دهند و رفتارهایی که توضیح می‌دهند، واقعاً نوع‌دوستانه نیستند. زمینه‌های این دیدگاه به آسانی قابل مشاهده است. معمولاً ما اقدامات نوع‌دوستانه را بدون علاقه تصور می‌کنیم و آن را با توجه به منافع گیرنده انجام می‌دهیم، بیش از آن‌که به منافع خود در ذهن فکر کنیم. اما نظریه انتخاب خویشاوندی، رفتار نوع‌دوستانه را به عنوان یك استراتژی هوشمندانه ترسیم شده توسط ژن‌های خودخواه به عنوان راهی برای افزایش بازنمایی آنها در مجموعه‌ی ژنی در کنار سایر ژن‌ها توضیح می‌دهد. مطمئناً این بدان معناست که رفتارهای مورد بحث فقط ظاهراً نوع‌دوستانه هستند، زیرا آنها در نهایت نتیجه منافع شخصی ژن هستند؟ همچنین به نظر می‌رسد که نظریه نوع‌دوستی متقابل «نوع‌دوستی را از نوع‌دوستی دور می‌کند.» به نظر می‌رسد خوب بودن برای کسی به منظور به دست آوردن مزایای بازگشت از آنها در آینده، به نوعی به نظر می‌رسد نقطه‌ی مقابل نوع‌دوستی «واقعی» است و تنها به تأخیر انداختن منافع شخصی است.

این یک استدلال وسوسه‌انگیز است. در واقع تریورز (1971) و قطعاً داوکینز (1976) خودشان را با آن وسوسه کردند. اما نباید متقاعد شد. نکته کلیدی که باید به خاطر بسپاریم این است که نوع‌دوستی بیولوژیکی را نمی‌توان با معنای روزمره نوع‌دوستی برابر دانست. نوع‌دوستی بیولوژیکی از نظر پیامدهای تندرستی و نه با اهداف انگیزشی تعریف می‌شود. اگر منظور از نوع‌دوستی «واقعی» آن است که با هدف آگاهانه کمک می‌شود، اکثریت قریب به اتفاق موجودات زنده قادر به نوع‌دوستی واقعی نیستند و بنابراین خودخواهی «واقعی» نیز ندارند. برای مثال، مورچه‌ها و موریانه‌ها ظاهراً دارای اهداف آگاهانه‌ای نیستند، بنابراین رفتار آنها نمی‌تواند با هدف ارتقای منافع شخصی خود و نه منافع دیگران انجام شود. بنابراین ادعای نظریه‌های تکاملی بررسی شده‌ی فوق نشان می‌دهد که نوع‌دوستی مشهود در طبیعت معنای کمی دارد. تقابل بین نوع‌دوستی «واقعی» و نوع‌دوستی صرفاً آشکار برای بیشتر گونه‌های حیوانات صدق نمی‌کند.

تا حدودی این ایده که نوع‌دوستی خویشاوندی مستقیم، نوع‌دوستی «واقعی» نیست، با استفاده از اصطلاح «ژن خودخواه» داوکینز (1976) ترویج شده است. همانطور که مشاهده کردیم، چشم‌انداز منظر ژن برای درک تکامل رفتارهای نوع‌دوستانه، به ویژه مواردی که با انتخاب خویشاوندی تکامل می‌یابد، از نظر اکتشافی مفید است. اما صحبت در مورد ژن‌های «خودخواه» که سعی در افزایش بازنمایی آنها در مجموعه‌ی ژنی دارند، صرفاً یک استعاره است (همانطور که داوکینز کاملاً اعتراف می‌کند). هیچ معنای واقعی وجود ندارد که ژن‌ها «سعی کنند» هر کاری را انجام دهند. هر گونه توضیحی تکمیلی درباره‌ی چگونگی تکامل یک ویژگی فنوتیپی باید در نهایت نشان دهد که این صفت منجر به افزایش فراوانی ژن‌هایی که برای آن رمزگذاری می‌کنند، می‌شود (با فرض این‌که آن ویژگی به صورت ژنتیکی منتقل می‌شود). بنابراین روایت یک «ژن خودخواه» را می‌توان با تعریف در مورد هر ویژگی از جمله یک ویژگی رفتاری که توسط انتخاب طبیعی داروین تکامل می‌یابد، تعریف کرد. گفتن این‌که انتخاب خویشاوندی رفتار نوع‌دوستانه را به عنوان راهکاری که توسط ژن‌های «خودخواه» برای کمک به انتشار آنها طراحی شده تفسیر می‌کند، اشتباه نیست؛ اما این فقط روش دیگری برای بیانی است که توضیحی داروینی برای تکامل نوع‌دوستی می‌یابد. همانطور که سابر و ویلسون (1998) متذکر می‌شوند، اگر کسی اصرار داشته باشد که بگوید رفتارهایی که با انتخاب خویشاوندی یا رابطه‌ی بخشنده و گیرنده ارتباط پیدا می‌کنند «واقعاً خودخواهانه» هستند، در نهایت کلمه «نوع‌دوستانه» را برای رفتارهایی که نمی‌توانند با انتخاب طبیعی در تکامل قرار گیرند، قرار می‌دهد.

آیا نظریه‌های تکامل نوع‌دوستی بیولوژیکی برای انسان‌ها کاربرد دارد؟ این بخشی از سؤال گسترده‌تری است که آیا می‌توان ایده‌های مرتبط با تکامل رفتار حیوانات را برای انسان استخراج کرد، این پرسش که باعث جنجال زیست‌شناسی اجتماعی دهه 1980 شد، همچنان تا امروز به طور جدی مورد بحث قرار می‌گیرد (بنگرید به بوید و ریچرسون 2006، باولز و جینتیس 2011، استرلنی 2012). همه زیست‌شناسان می‌پذیرند که  گونه‌های هومو یک گونه‌ی تکامل یافته است، بنابراین اصول کلی تکاملی بر روی آن اعمال می‌شود. با این وجود، آشکارا رفتار انسان تحت تأثیر فرهنگ است و این تأثیر نسبت به سایر حیوانات بسیار بیشتر است و اغلب محصول باورها و تمایلات آگاهانه است (گرچه این لزوماً به این معنی نیست که ژنتیک هیچ تأثیری ندارد.) با این وجود، به نظر می‌رسد حداقل برخی از انسان‌ها رفتاری متناسب با پیش‌بینی‌های نظریه‌های تکاملی مورد بررسی فوق دارند. به طور کلی، انسان با خویشاوندان خود نسبت به غیرخویشاوندان نوع‌دوستانه‌تر (به معنای بیولوژیکی) رفتار می‌کند. به عبارت دیگر، همانطور که نظریه‌ی انتخاب خویشاوندی پیش‌بینی می‌کند، انسان با کمک به بستگان، فرزندان خود را بزرگ می‌کند. همانطور که نظریه‌ی نوع‌دوستی متقابل پیش‌بینی می‌کند، همچنین درست است که ما تمایل داریم به کسانی که در گذشته به ما کمک کرده‌اند کمک کنیم. از طرف دیگر، انسان‌ها منحصر به فرد هستند و ما با افراد خویشاوند خود همکاری بسیاری می‌کنیم. به طور کلی، رفتارهای فراوان انسانی از نظر تندرستی بیولوژیکی غیرعادی به نظر می‌رسد. به عنوان مثال، به فرزندخواندگی فکر کنید. والدینی که فرزندی را به جای فرزند خود می‌گیرند، از تندرستی بیولوژیکی خود می‌کاهند، بنابراین فرزندپروری رفتاری نوع‌دوستانه است. اما این فایده‌ی خویشاوندی ندارد، والدین معمولاً با شیرخواری که به عنوان فرزند خود را قبول می‌کنند، بی ارتباط نیستند و همچنین والدین متعهد نیستند که به شکل منافع متقابل به دست آورند. بنابراین اگرچه ملاحظات تکاملی می‌توانند در درک برخی از رفتارهای انسان به ما کمک کند، اما باید با قاطعیت اعمال شود.

در مورد رفتار انسان، تمایز بین نوع‌دوستی بیولوژیکی که بر مبنای نتایج تندرستی تعریف می‌شود و نوع‌دوستی «واقعی» که براساس اهداف آگاهانه عامل برای کمک به دیگران تعریف شده است، منطقی است. (گاهی اوقات از برچسب «نوع‌دوستی روانشناختی» به جای نوع‌دوستی «واقعی» استفاده می‌شود.) این دو مفهوم چه ارتباطی دارد؟ به نظر می‌رسد که آنها از هر دو جهت مستقل هستند، همانطور که الیوت سوبر (1994) اظهار داشت؛ همچنین به ورمن (2012) و کلوین و چاپویسات (2013) مراجعه کنید. عملی که با هدف آگاهانه کمک به یک انسان دیگر انجام شود، ممکن است به هیچ وجه بر آمادگی بیولوژیکی آنها تأثیر نگذارد، بنابراین به معنای بیولوژیکی نوع‌دوستانه محسوب نمی‌شود. برعکس، عملی که به دلایل شخصی و بدون قصد آگاهانه برای کمک به دیگری انجام شده ممکن است تندرستی بیولوژیکی آنها را به طرز چشمگیری تقویت کند.

سابر استدلال می‌کند که حتی اگر ما یک رویکرد تکاملی در رفتار انسان را بپذیریم، دلیل خاصی وجود ندارد که فکر کنیم تکامل باعث می‌شود انسان‌ها را به جای نوع‌دوستی روانشناختی، خودگرا نماید (همچنین به شولز 2011 بنگرید). در عوض، کاملاً ممکن است که انتخاب طبیعی انسان‌هایی را که واقعاً به دنبال کمک به دیگران هستند، یعنی کسانی که قادر به نوع‌دوستی «واقعی» یا روانشناختی هستند، را به نفع خود قرار دهد. فرض کنید یک مزیت تکاملی همراه با مراقبت خوب از فرزندان وجود دارد که ایده‌ای کاملاً باورپذیر است. پس والدینی که واقعاً به بهزیستی فرزندان خود اهمیت می‌دهند، نوع‌دوستان «واقعی» هستند و از تندرستی بالاتری برخوردار خواهند بود، ازاین‌رو بیشتر ژن های خود را گسترش می‌دهند نسبت به والدینی که فقط وانمود می‌کنند از آنها مراقبت می‌کنند یا به آنها اهمیت نمی دهند. بنابراین ممکن است تکامل، نوع‌دوستی «واقعی» یا روانشناختی باشد. برخلاف آن‌چه غالباً تصور می‌شود، یک رویکرد تکاملی در رفتار انسان بدان معنا نیست که رفتار انسان احتمالاً تنها با انگیزه شخصی ایجاد می‌شود. یك استراتژی كه با استفاده از آن «ژن‌های خودخواه» می‌توانند بازنمایی آینده خود را افزایش دهند، این است كه باعث می‌شود انسان از نظر روان‌شناختی غیرخودخواه باشد.

Bibliography

Abbot, P. ET. al., 2011, ‘Inclusive Fitness Theory and Eusociality’, Nature, 471: E1–E4.

Avital, E. and Jablonka, E., 2000, Animal Traditions: Behavioural Inheritance in Evolution, Cambridge: Cambridge University Press.

Axelrod, R. and Hamilton, W. D., 1981, ‘The Evolution of Cooperation’, Science, 211: 1390–96.

Axelrod. R., 1984, the Evolution of Cooperation, New York: Basic Books.

Birch, J., forthcoming, ‘Hamilton's Rule and its Discontents’, British Journal for the Philosophy of Science.

Bowles, S. and Gintis, H., 2011, a Cooperative Species: Human Reciprocity and its Evolution, Princeton: Princeton University Press.

Boyd, R. and McIlreath, R., 2007, Mathematical Models of Social Evolution, Chicago: Chicago University Press.

Boyd, R. and Richerson, P., 2006, ‘Culture and the Evolution of the Human Social Instincts’, in S. Levinson and N. Enfield (eds.), Roots of Human Sociality, Oxford: Berg.

Bourke, A. and Franks, N., 1995, Social Evolution in Ants, Princeton: Princeton University Press.

Carter, G. G. and Wilkinson, G. S., 2013, ‘Food Sharing in Vampire Bats: reciprocal help predicts donations more than relatedness or harassment’, Proceedings of the Royal Society B, 280: 20122573, doi 10.1098/rspb.2012.2573.

Clavien, C. and Chapuisat, M., 2013, ‘Altruism across disciplines: one word, multiple meanings ’, Biology and Philosophy, 28(1): 125–140.

Cronin, H., 1991, the Ant and the Peacock, Cambridge: Cambridge University Press.

Darwin, C., 1859, On the Origin of Species by Means of Natural Selection, London: John Murray.

–––, 1871, the Descent of Man and Selection in Relation to Sex, New York: Appleton.

Dawkins, R., 1976, the Selfish Gene, Oxford: Oxford University Press.

–––, 1979, ‘Twelve Misunderstandings of Kin Selection’, Zeitschrift fur Tierpsychologie, 51: 184–200.

–––, 1982, the Extended Phenotype, Oxford: Oxford University Press.

Dugatkin, L. A., 1997, Cooperation among Animals: an Evolutionary Perspective, Oxford: Oxford University Press.

–––, 2006, The Altruism Equation, Princeton: Princeton University Press.

Fletcher, J. A. and Zwick, M., 2004, ‘Strong Altruism Can Evolve in Randomly Formed Groups’, Journal of Theoretical Biology, 228: 303–13.

Fletcher, J. A. and Doebeli, M., 2006, ‘How Altruism Evolves: Assortment and Synergy’, Journal of Evolutionary Biology, 19: 1389–1393.

Frank, S. A., 1998, Foundations of Social Evolution, Princeton: Princeton University Press.

Gardner, A., Alpedrinha J. and West S. A., 2012, ‘Haplodiploidy and the evolution of eusociality: split sex ratios’, American Naturalist, 179: 240–56.

Gardner, A. and West S. A., 2010, ‘Greenbeards’, Evolution, 64(1): 25–38.

Grafen, A., 1984, ‘Natural Selection, Kin Selection and Group Selection’, in Behavioural Ecology: an Evolutionary Approach, J. R. Krebs and N. B. Davies (eds.), Oxford: Blackwell Scientific Publications.

–––, 1985, ‘A Geometric View of Relatedness’, Oxford Surveys in Evolutionary Biology, 2: 28–89.

–––, 2006, ‘Optimization of Inclusive Fitness’, Journal of Theoretical Biology, 238: 541–63.

Hamilton, W. D., 1964, ‘The Genetical Evolution of Social Behaviour I and II’, Journal of Theoretical Biology, 7: 1–16, 17–32.

–––, 1970, ‘Selfish and Spiteful Behaviour in an Evolutionary Model’, Nature, 228: 1218–1220.

–––, 1972, ‘Altruism and Related Phenomena, mainly in the Social Insects’, Annual Review of Ecology and Systematics, 3: 193–232.

–––, 1975, ‘Innate Social Aptitudes in Man: an Approach from Evolutionary Genetics’, in Biosocial Anthropology, R. Fox (ed.), New York: Wiley.

–––, 1996, Narrow Roads of Gene Land, New York: W. H. Freeman.

Hammerstein, P., 2003, ‘Why is Reciprocity so Rare in Social Animals? A Protestant Appeal’, in P. Hammerstein (ed.) Genetic and Cultural Evolution of Cooperation, Cambridge MA: MIT Press.

Kerr, B., Feldman, M. W. and Godfrey-Smith, P., 2004, ‘What is Altruism?’, Trends in Ecology and Evolution, 19: 135–140.

Lehmann, L. and Keller, L., 2006 ‘The Evolution of Cooperation and Altruism. A General Framework and Classification of Models’, Journal of Evolutionary Biology, 19: 1365–1725.

Lehmann, L., Keller, L., West, S., and Roze, D., 2007 ‘Group Selection and Kin Selection: Two Concepts but One Process’, Proceedings of the National Academy of the Sciences, 104(16): 6736–6739.

Leigh, E. G. jr., 2010 ‘The Group Selection Controversy’, Journal of Evolutionary Biology, 23(1): 6–19.

Marshall, J. A., 2011 ‘Group Selection and Kin Selection: formally equivalent approaches’, Trends in Ecology and Evolution, 26(7): 325–32.

Maynard Smith, J., 1964, ‘Group Selection and Kin Selection’, Nature, 201: 1145–1147.

–––, 1974, ‘The Theory of Games and the Evolution of Animal Conflicts, Journal of Theoretical Biology, 47: 209–21.

–––, 1982, Evolution and the Theory of Games, Cambridge: Cambridge University Press.

–––, 1998, ‘The Origin of Altruism’, Nature, 393: 639–640.

Maynard Smith, J., and Szathmary, E., 1995, The Major Transitions of Life, New York: W.H. Freeman.

Michod, R. E., 1982, ‘The Theory of Kin Selection’, Annual Review of Ecology and Systematics, 13: 23–55.

Nowak, M., 2006, Evolutionary Dynamics: Exploring the Equations of Life, Harvard: Harvard University Press.

Nowak, M. A., Tarnita, C. E. and Wilson, E. O., 2010, ‘Evolution of Eusociality’, Nature, 466: 1057–62.

Nunney, L., 1985, ‘Group Selection, Altruism and Structured-Deme Models’, American Naturalist, 126: 212–35.

Okasha, S., 2002, ‘Genetic Relatedness and the Evolution of Altruism’, Philosophy of Science, 69, 1: 138–149.

–––, 2005, ‘Altruism, Group Selection and Correlated Interaction’, British Journal for the Philosophy of Science, 56: 703–24.

–––, 2006, Evolution and the Levels of Selection, Oxford: Oxford University Press.

Queller, D. C., 1992a, ‘A General Model for Kin Selection’, Evolution, 46: 376–380.

–––, 1992b, ‘Quantitative Genetics, Inclusive Fitness, and Group Selection’, American Naturalist, 139: 540–558.

Rosenberg, A., 1992, ‘Altruism: Theoretical Contexts’, in Keywords in Evolutionary Biology, E. F. Keller and E. A. Lloyd (eds.), Cambridge MA: Harvard University Press.

Sachs, J. L., 2004, ‘The Evolution of Cooperation’, The Quarterly Review of Biology, 79: 135–160.

Schulz, A., 2011, ‘Sober & Wilson's Evolutionary Arguments for Psychological Altruism: A Reassessment’, Biology and Philosophy, 26: 251–260.

Segerstrale, U., 2000, Defenders of the Truth: the Battle for Science in the Sociobiology Debate and Beyond, Oxford: Oxford University Press.

Skyrms, B., 1996, Evolution of the Social Contract, Cambridge: Cambridge University Press.

Sober, E., 1988, ‘What is Evolutionary Altruism?’, in New Essays on Philosophy and Biology (Canadian Journal of Philosophy Supp. Vol. 14), B. Linsky and M. Mathen (eds.), Calgary: University of Calgary Press.

–––, 1994, ‘Did Evolution Make us Psychological Egoists?’, in his From A Biological Point of View, Cambridge: Cambridge University Press.

–––, 2011, Did Darwin Write the Origin Backwards?, New York: Prometheus.

Sober, E. and Wilson D.S., 1998, Unto Others: The Evolution and Psychology of Unselfish Behavior, Cambridge MA: Harvard University Press.

Sterelny, K., 2012, The Evolved Apprentice, Cambridge MA: MIT Press.

Taborsky, M. 2013, ‘Social Evolution: Reciprocity There Is’, Current Biology, 23(11): R486–88.

Trivers, R. L., 1971, ‘The Evolution of Reciprocal Altruism’, Quarterly Review of Biology, 46: 35–57.

–––, 1985, Social Evolution, Menlo Park CA: Benjamin/Cummings.

Uyenoyama, M. K. and Feldman, M. W., 1992, ‘Altruism: some Theoretical Ambiguities’, in Keywords in Evolutionary Biology, E. F. Keller and E. A. Lloyd (eds.), Cambridge MA: Harvard University Press.

Vromen, J., 2012, ‘Human Cooperation and Reciprocity’, in Evolution and Rationality, S. Okasha and K. Binmore (eds.), Cambridge: Cambridge University Press.

West, S. A., Griffin, A. S, and Gardner, A., 2007, ‘Social Semantics: Altruism, Cooperation, Mutualism, Strong Reciprocity and Group Selection’, Journal of Evolutionary Biology, 20: 415–432.

Wilkinson, G. S., 1984, ‘Reciprocal Food Sharing in the Vampire Bat’, Nature, 308: 181–184.

–––, 1990, ‘Food Sharing in Vampire Bats’, Scientific American, 262, 2: 64–70.

Williams, G. C., 1966, Adaptation and Natural Selection, Princeton: Princeton University Press.

Wilson E. O., 1975, Sociobiology: the New Synthesis, Cambridge MA: Harvard University Press.

Wilson, D. S., 1977, ‘Structured Demes and the Evolution of Group-Advantageous Traits’, American Naturalist, 111: 157–85.

–––, 1980, the Natural Selection of Populations and Communities, Menlo Park, CA: Benjamin Cummings.

–––, 1990, ‘Weak Altruism, Strong Group Selection’, Oikos, 59: 135–48.

–––, 1991, ‘On the Relationship between Evolutionary and Psychological Definitions of Altruism and Egoism’, Biology and Philosophy, 7: 61–68.

Wilson, D. S. and Dugatkin, L. A., 1992, ‘Altruism: Contemporary Debates’, in Keywords in Evolutionary Biology, E. F. Keller and E. A. Lloyd (eds.), Cambridge MA: Harvard University Press.

بدون امتیاز