پاسخ خشم‌آلود ریسونی

نویسنده: 
یاسر زعاتره
ترجمه: 
اصلاحوب
پاسخ خشم‌آلود ریسونی

در زمانی که انتظار داشتیم شیخ احمد ریسونی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان در قبال مسأله‌ای که اخیراً مطرح کرده است موضع متفاوتی داشته باشد، شاهد پاسخ خشم‌آلود و تأکید ایشان بر مواضع گذشته‌اش بودیم.

یک شبکه‌ی مراکشی این سؤال را از شیخ پرسید: شما در جایی فرمودید هر کس به قدس سفر کند نمی‌توان گفت که خواهان عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی است و تشریح کردید که هدف از سفر به موضع شرعی و سیاسی فرد بستگی دارد. در همین زمینه خبرنگار فلسطینی پرسید چه چیزی در وضعیت اشغالگران و موضع‌ مسلمانان نسبت به آن تغییر کرده است که قرار است نسبت به سفر به قدس بازبینی صورت گیرد؟ به طوری که گاهی به معنی عادی‌سازی روابط و گاهی به صورت دیگر تعبیر می‌شود؟ وانگهی چه کسی می‌تواند نیت مردم را ملاک قضاوت قرار دهد؟ به ویژه این که اتحادیه جهانی علمای مسلمان و الازهر و دیگر نهادها پیشتر با این مسأله مخالفت می‌کردند. توضیح شما چیست؟

شیخ پاسخ داد: چیزی که تغییر کرده است و لازم است تغییر کند روش تفکر است؛ ما نخست باید عقل‌هایمان را از جمود و رکود آزاد کنیم و آزاداندیش باشیم و بدون ترس فکر کنیم. به فرد مخالف اجازه دهیم تا نظرش را بیان کند و به جای این که در حرفش بپریم و مجال صحبت را از او بگیریم، به نظرش گوش دهیم. شما هم پیش از آن که مطلب بنده را منتشر کنید، در مقام پاسخ به بنده مقاله‌ای را منتشر و سخنم را تحریف کردید.

پیش از آن که سخن شیخ بزرگوار را کامل کنم باید بگویم که ایشان از مقاله‌ی من که در اینجا منتشر شده است سخن می‌گوید (بعدا سایت مراکشی آن را نقل کرد و هر کس بخواهد می‌تواند به آن مراجعه کند) و تعجب می‌کنم که چرا گفته است سخنم را تحریف کرده‌اند؟ در حالی که من متن سخنان ایشان را از سایت شخصی او نقل کردم و با احترام کامل به جایگاه علمی او این کار را کردم. شیخ در ادامه‌ی پاسخش می‌گوید: اما پیرامون موضوع سفر به قدس آنچه گفتم ذمه‌ام را پاک کردم و مسؤولیتم را انجام دادم؛ مبارزه‌ی دایمی من با دشمن صهیونیستی است نه با فلسطینینان یا خبرنگاران؛ اگر چه برخی از آنان سخنم را تحریف کرده‌اند و چیزی بر آن افزوده‌اند و مصادره‌ به مطلوب کرده‌اند.

بار دیگر شیخ این بنده‌ی ناچیز را مورد را حمله قرار می‌دهد و می‌گوید: "برخی از فلسطینیان یا خبرنگاران سخن ما را تحریف متهم می‌کنند" بدون این که بگوید ما کجای حرفش را تحریف کرده‌ایم و چگونه بر آن افزوده‌ایم؟ در حالی که داستان ساده‌تر از اینهاست و سؤال سایت آن را کاملا خلاصه کرده است. 

این درباره‌ی سؤال متعلق به سفر به قدس بود. اما بخش دوم سخنش که درباره‌ی انتخابات کنست صهیونیستی است، همین سایت عربی از او پرسید: شما گفتید که شخصا سیاست بی‌طرفی را قبول ندارید و گفتید که می‌توان از شرکت در انتخابات به عنوان ابزار فشاری بر ضد رژیم اشغالگر استفاده کرد؛ آیا به این معناست که شما قائل به ورود به کنست از طریق انتخابات هستید؟ 

پاسخ شیخ را بخوانیم:

 در خصوص مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات اسرائیل دو قاعده را ذکر کردم: نخست این که صلاح مملکت خود خسروان دانند و دوم این که من در اصل به جای سیاست انفعالی و بی‌طرفانه با حضور فعال و تأثیرگذاری در روند حوادث موافقم. در قرآن کریم نیز می‌خوانیم: 

"قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" [مائده: ٢٣] 

دو مرد از [زمره‌] كسانى كه [از خدا] مى‌ترسيدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: از آن دروازه بر ايشان [بتازيد و] وارد شويد؛ كه اگر از آن، درآمديد قطعاً پيروز خواهيد شد، و اگر مؤمنيد، به خدا توكل كنيد.

اما اجرای این کار و برآورد میدانی آن به مردم همان منطقه بستگی دارد. من چیزی در این خصوص نگفته‌ام و نمی‌گویم و هر کس چیزی به من نسبت دهد او را به خدا می‌سپارم. 

در اینجا یک توضیح لازم است و آن این که در متنی که در سایت ایشان منتشر شده است جمله‌ی "صلاح مملکت خویش خسروان دانند" وجود ندارد. البته در عصر اینترنت بنده با این قاعده موافق نیستم چون امروزه در یک شهر و آبادی چنان نیست که همه بر نظر باشند. ما می‌دانیم که حرکت اسلامی سال ١٩٤٨ به خاطر همین مسأله راه خود را جدا کرد. پیداست که شیخ در اینجا جانب یک گروه را گرفته است و به سود آنان مداخله می‌کند و من این مسأله را در مقاله‌ی خود آورده‌ام. بماند که تجربه نشان داده است زیان مشارکت در انتخابات کنست بیش از زیان تحریم آن است و کافی است بدانیم که همین امر فلسطینیان ١٩٤٨ را در وضعیتی قرار داد که ارتباطی با مبارزات عمومی مردم فلسطین ندارند مگر از راه همدردی؛ همانند کسانی که از اعراب و مسلمانان دور هستند به استثناء گروه‌هایی که مانند حرکت اسلامی مخالف مشارکت هستند. به ویژه در راستای دفاع از قدس و اقصی که به همراه رهبرشان شیخ رائد صلاح بهای گزافی را در این راه پرداخته‌اند. 

در پایان سایت مراکشی این سؤال را مطرح کرد که استاد گرامی حتما در جریان هستید که این اظهارات شما هم‌زمان با شعار عادی‌سازی روابط مطرح می‌شود و این شعار بیشتر از سوی دولت‌هایی سر داده می‌شود که پیشتر در سنگر ممانعت قرار داشتند و پیشنهاد شما هم بیش از همه آب به آسیاب دشمن می‌ریزد و به سود برنامه‌های اسرائیل است تا فلسطینیان.

شیخ پاسخ می‌دهد: اگر ما در وضعیتی قرار داریم که هنوز فرق بین عادی‌سازی روابط با مقاومت را نمی‌دانیم و هنوز بین کسانی که به قصد آبادی و کمک به فلسطینیان به قدس سفر می‌کنند و کسانی که به قصد خدمت به اشغالگران به آنجا می‌روند تفاوتی قائل نیستیم، پس باید از مردم عوام و پیران این دیار بپرسیم که فطرت‌شان سالم‌تر و صداقت‌شان بیشتر است. طبعا من نمی‌دانم این تشخیص چگونه ممکن است با این که این کار هیچ چیزی را تغییر نداده است زیرا نیت خالی برای تغییر واقعیت کافی نیست. به دلیل این که شمار زیادی از مسلمانان ترکیه و اندونزی و مالزی عملا به قدس سفر کردهاند و می‌کنند اما این کار در روند حمله به قدس و هتک مقدسات آن هیچ تأثیر نداشته است بلکه بر آن افزوده است.

با توجه به این موضع شیخ (که متن کامل آن را نقل کردیم) در مقاله‌ی پیشین چند مسأله باید لحاظ شود و بدون اطلاع از آنها تصویر کامل نمی‌شود. ما چیزهایی را می‌افزاییم به ویژه این که در مقابل بسیاری از کسانی که در حمایت از جریان‌های فعال امت و مدافع نیروهای مقاومت سال ١٩٦٧ دست به قلم شده‌اند، اقلیتی هم با نظر شیخ هم‌خوانی دارند و در این راستا دلایلی هم آورده‌اند. 

پیش از هر چیز لازم است بدانیم که شیخ ریسونی پس انتخاب به عنوان رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان دیگر نماینده‌ی شخص خود نیست به ویژه در مسائل سیاسی. با دقت در سخنان وی در شبکه‌ی العربیه به وضوح می‌بینیم که این شبکه سخنان وی را موضع اتحادیه قلمداد می‌کند و از قطر به عنوان کشوری که دنباله‌رو اتحادیه است یاد می‌کند بنابراین سخنان شیخ نمی‌تواند موضع شخصی ایشان باشد.

بهتر بود در این باره با علمای اتحادیه مشورت می‌کرد و اگر رأی و نظری را بدون مشورت مطرح کرده است اصل آن است که نظر شخصی وی است نه نظر اتحادیه؛ در حالی که او چنین نکرده است. 

بدتر از همه این است که اتحادیه تا لحظه‌ی نوشتن این کلمات هیچ حرفی در پاسخ به شیخ و این که سخنان او نظر شخصی وی بوده است منتشر نکرده است. 

اگر به زمان طرح این مسأله بنگریم کار خراب‌تر می‌شود به ویژه در بخش متعلق به سفر به قدس؛ زیرا این مسأله با موج عادی‌سازی روابط و توجیه آن در رسانه‌ها مطرح است و کشورهایی که همنوا با معامله‌ی قرن برای حل و فصل مسأله‌ی فلسطین تبانی کرده‌اند از آن حمایت میکنند. نمی‌دانم چگونه نظر رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان این بار با خواست این کشورها همخوانی دارد در حالی که یقینا ایشان چنین چیزی را اراده نکرده است. آیا شیخ از خود نپرسیده است که امت اسلامی چگونه به عنوان گردشگر در راستای آزادسازی قدس اقدام می‌کند؟ آیا این سخن ایشان به معنی از سرگیری روابط و گشودن سفارتخانه و گرفتن ویزا برای سفر به این شهر مقدس نیست؟ آیا گشودن سفارت عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در فضای عربی را محقق نمی‌کند؟ ببینیم ایشان در پاسخ به سؤال ما چه می‌گوید؟ وقتی پرسیدیم: چه چیزی تغییر کرده است که شما در مخالفت با اتحادیه موضع‌گیری کرده‌اید؟ ایشان پاسخ داد: چیزی که تغییر کرده است و باید تغییر کند روش تفکر است. ما باید نخست تفکر خود را از جمود و رکود آزاد کنیم.  

نمی‌دانم در واقعیتی که در آن قرار داریم جمود و رکود چه ربطی به این مسأله‌ی جدال‌برانگیز دارد؟ مسأله‌ی سیاسی که ربطی به جمود ندارد. اگر عملا ثابت شود که فواید سفر به قدس بیش از زیان‌هایش است نیروهای مقاومت و جریان‌های زنده‌ی امت بر عدم سفر پافشاری نمی‌کردند به ویژه که مواضع سیاسی همواره در حال تغییر است.

شیخ به هیچ از مسائلی که مطرح کردیم پاسخ نداد در مقدمه‌ی آن موضع‌ رژیم صهیونیستی نسبت به این سفرها است که اگر به سود قدس و فلسطین باشد چرا آن را تشویق می‌کند؟ آیا سران یهود نادان هستند و ما زیرک؟ اگر صهیونیستها به این نتیجه برسند که این سفر زیانبار است و برداشت اول‌شان اشتباه بوده است چه مانعی برای جلوگیری دوباره‌ی آن وجود دارد؟ یا آن را اختیاری قرار دهد همان گون که غربیان مخالف را از سفر به قدس منع میکند. 

مقاله‌ی پیشین بسیاری از مسائل را در این زمینه گفته است و نیازی به تکرار آن نیست. منظور ما در اینجا پاسخ به شیخ ریسونی بود که بی هیچ توجیهی بر ما خشمگین است. از اتحادیه می‌خواهم در این خصوص موضعی سازگار با موضع پیشین خود اتخاذ کند که با نظر نیروهای مقاومت و جریان‌های موجود در میان امت هم سازگار باشد و این مسأله را بدون هیچ توضیحی رها نکند. در کنار آن می‌خواهم در ضرورت مشورت با شخصیت‌های اتحادیه در مسائل سیاسی با شیخ به تفاهمی دست یابم تا چنین مشکلی بار دیگر تکرار نشود. 

بدون امتیاز