مردی از تبار نجابت و ادب در آغوش خاک

نویسنده: 
محمدرضا مولانی
مردی از تبار نجابت و ادب در آغوش خاک

سرعت تکنولوژی و دست‌آورد‌های‌ بشری، جدای از همه‌ی‌ منافع و فوایدش برای انسان، گاه چون سیل بنیان آداب و رسوم جوامع را با خود به زیر خاک می‌برد.

در جوامعی و نقاطی از جهان‌شهر که قوانین و نظم و سیاست به معنی تدبیر کشورداری و مردم‌داری، هنوز جا نیفتاده و پول‌های مفت و هنگفت فساد اقتصادی و زد و بندهای هماهنگ و منظّم‌ دلالان‌ و سودجویان به میدان می‌آید و حساب و کتاب و قانونی کارآمد در میان نیست و بازی کردن با خون و حرمت و حیثیت انسان‌ها‌ هم مثل آب خوردن می‌شود؛ فروریزی ساختارهای‌ اخلاق و حرمت‌ها و ارزش‌ها، سرعت بیشتری به خود می‌گیرد و انسان‌ماندن و انسان‌بودن در چنین جوامع و یا جمع انبوهی، بسیار دشوار و جانگزا و دردناک است.

ملت کُرد اگرچه تاکنون بعضی از چیز‌ها را نتوانسته بدست آورد، اما خیلی از چیزهای ارزشمند و ماندگاری داشته که سبب بقا و حفظ هستیش بوده تا ناملایمات روزگار و جفا‌ها و نامردمی‌های دوست و دشمن را تحمل نماید و سینه سپر سازد.

درمیان ما کُردها:

- حرمت ویژه برای پدر و مادر و ریش‌سفیدان و بزرگان قوم قائل شده و احترام کوچک و بزرگ از دیرباز تداوم چشمگیر داشته است.

- گذشتن از حق خویش برای دوست و دشمن و همسایه و برادر و نزدیکان و نیز صلح و آشتی و... در بین ما امری رایج و عادی و گاه عادت بوده‌اند.

- اتّحاد‌ و همدلی و تعاون (هه‌ره‌وه‌ز) در بسیاری از امور زندگی الگوی بسیار خوبی بوده که در کاهش آلام‌ و درد و رنج‌های مردم تأثیر‌ به‌سزایی داشته است.

- شرم و حیای کهتران در مقابل بزرگان و مهتران تا دوره‌های اخیر هم پررنگ و برجسته بود و عامل پیشگیری از بسیاری از حرمت‌شکنی‌ها و بی‌احترامی و حتی گناهان و ناهانجاری‌های اجتماعی نیز بوده است.

- اعتماد به سخنان بزرگان قوم و اعتماد به یکدیگر در بین عموم مردم نیز تا چند سال پیش از سرمایه‌های مهم و ارزشمند جامعه‌ی کُردی بود.

- حرمت نان حلال و کنترل حرص و طمع، باتوجه به آموزه‌های دین مبین اسلام برای بسیاری از مردم ارزش بود و ارزش‌ها داشت.

این‌ها تنها نمونه‌ای از ارزش‌های گران‌سنگ و ماندگاری بودند که در چند دهه‌ی اخیر به‌شدت در معرض خطر قرار گرفته‌اند و نبودن و فراموش‌شدنشان، بسیار آفت‌ها و آسیب‌های اجتماعی برایمان خواهند داشت.

جا دارد خیلی از ما از برادر بزرگ‌ها و ریش‌سفیدان و پیران و جوانان، قدر این داشته‌ها را بدانیم و برای خود و جایگاهی که در اجتماع داریم، حرمت قایل شویم و حرص و طمع خاک، خانه، ارث و میراث و چیز‌های زیاد دیگری که بلای محبت خانواده‌هایمان شده‌اند، به کنترل خویش در آوریم.

امروزه کمتر خانواده‌ای می‌بینیم که با مشکل طلاق، قهر برادران، اختلافات، قرض و بدهکاری و... درگیر نباشند؛ که بیشترشان ناشی از شکستن حرمت‌ها و خودخواهی‌ها است.

بسیاری از ما برای داشتن مقام و منزلت هزینه‌های زیادی داده‌ایم و می‌دهیم و بعضاً‌ خود را به آب و آتش می‌زنیم و دوست داریم در مهمانی‌ها و عزادرای‌ها و مجالس و محفل‌های خانوادگی‌مان ستایش شویم و جمع کثیری ما را همراه کنند؛ اما آنچه خالص و ماندگار و بی‌هیاهو به دست می‌آید، نگاهی به خویش و فرهنگ و خانواده‌ی خودمان است.

بیاییم مانند این الگوی موفق جامعه خویش یعنی کاک «مصطفی کشاورزی» به جای گذر و سفر و حضر و ریسک‌پذیری‌های زیاد، دست پدر و مادر و برادر و خواهران خویش را ببوسیم و نان حلال را حرمت داریم و به خاطر چند متر خاک، برادر و خواهرمان را نرنجانیم و بی‌حرمتی‌های زیادی از دیگران را برای احترام‌های دروغین قبول نکنیم.

بیاییم به جای حمله و ستیز به دین و پشت کردن به فرهنگ و سنت‌های خوب و ارزشمند کردستان، محکم و محکم‌تر به آن‌ها بچسپیم؛ ما اگر این سرمایه‌ها را از دست دهیم، نه سیستمی و نه کسی داریم که از ما دفاع کند.

اگر چنین شتابان پیش برویم در آینده‌ای نزدیک با مشکلات بی‌شمار اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو خواهیم بود و جز تأسّف‌ کاری از دستمان بر نمی‌آید.

برای بنده به عنوان یک معلم که روزانه با تعداد زیادی از دانش‌آموزان سرو کار دارم و ازنزدیک با گرفتاری‌ها و مشکلات خانوادگی و خواست‌هایشان آشنا هستم، مرگ عزیزانی چون کاک مصطفی کشاورزی، مرگ یک فرهنگ به شمار می‌آید؛ زیرا بسیاری از صفات پسندیده‌ای اخلاقی و انسانی و نکات ارزشمند فرهنگ کردی را در رفتار و کردار اعضای خانواده‌اشان دیده و می‌بینم.

سترگ‌مردی که در اولین روز فوتش بدون هیاهو، خیلی‌ها از دور و نزدیک برای خداحافظیش، بی‌روی و ریا آمده بودند و بر جسم مبارکش نماز خواندند و دسته‌جمعی برایش دعا کردند و اشک ریختند و به آغوش خاکش سپردند.

به جوانان بازمانده خانواده‌های این عزیزان و خود و دیگر همشهریان توصیه می‌کنم رفتار و گفتار این شخصیّت‌ را در صداقت، اخلاق و انصاف و حرمت، به‌عنوان یک الگوی عملی موفق مدنظر قرار دهیم.

روانش شاد و خدایش بیامرزد!

 

محمدرضا مولانی - دبیر آموزش‌وپرورش

بدون امتیاز