گاندی، چالشی پیش‌روی خاتمی و روحانی!/ تأملی درباره ریشه‌ خشونت‌های خیابان پاسداران

سجاد فتاحی – جامعه‌شناس

کرمانشاه را از نظر حضور گروه‌های مذهبی گوناگون، به هندوستان ایران تشبیه می‌کنند؛ قرن‌هاست گروه‌های مذهبی در این بخش از کشور، در کنار یکدیگر برادرانه زندگی می‌کنند و دست کم من چیزی در مورد شکل‌گیری تضادهای شدید بین این گروه‌های مذهبی نشنیده‌ام.

در نخستین سالروز درگذشت دختر پیامبر اسلام بعد از پیروزی حسن روحانی در سال 1392، شاهد مراسمی که به همین مناسبت در یکی از خیابان‌های شهر کرمانشاه برگزار می‌شد بودم و در آنجا شکل‌گیری هسته‌های اولیه وقایعی که در آینده می‌تواند به خشونت‌های مذهبی در ایران بیانجامد را مشاهده کردم. گروهی با شعارهایی توهین‌آمیز به برخی شخصیت‌های مورد احترام هموطنان اهل سنت، در خیابان سوگواری می‌کردند و عجیب‌تر آنکه مسیر آنها از روبروی مسجد اهل سنت کرمانشاه می‌گذشت و نیروی انتظامی نیز امنیت آنها را فراهم می‌کرد!

در نزدیکی کرمانشاه، روستایی قرار دارد به نام روستای گره‌بان، این روستا، مکانی مقدس برای برخی پیروان آیین یارسان است که با تلاش‌های خود آن را به جاذبه‌ای دیدنی و کشت و صنعتی موفق تبدیل کرده‌اند؛ که شرح جزئیات آن حال و هوا و فرصت دیگری را می‌طلبد. برای نخستین بار که به این روستا رفتم، به هنگام ظهر، سفره گسترده‌ای در ساختمان زیبای این روستا پهن شد و تمامی افرادی که در آن ساعت در آنجا بودند، به مصداق این سخن ابوالحسن خرقانی که «هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ...» می‌توانستند بر این سفره بنشینند و ناهار میل کنند. در این فضا بود که احساس کردم که می‌توان عقاید مذهبی متفاوتی داشت اما از صحبت و هم‌نشینی با هموطنانی از دین و آیینی دیگر در مکانی مذهبی لذت برد. بار دوم که به گره‌بان رفتم، این بار بر سر جاده ورودی روستا، 2 نفر جلوی خودرو را گرفتند و گفتند که گره‌بان به دلیل برخی محدودیت‌هایی که برای آن ایجاد شده است فعلا از پذیرش بازدید کننده و میهمان معذور است.

پیش از سفر استانی آقای روحانی به کرمانشاه، فرصتی فراهم شد تا با گروهی از برادران اهل سنت و اهل حق که بخشی از آنها از ساکنان و متولیان همین روستای گره‌بان بودند صحبت کنم؛ از تبعیض‌‌ها و محدودیت‌هایی که بر آنها در چند دهه گذشته اعمال شده بود گلایه داشتند و از امیدهایشان برای کاهش این محدودیت‌ها و یا دست‌کم عدم افزایش آنها در دوران ریاست‌جمهوری آقای روحانی می‌گفتند.

من در مورد اینکه چه گروه‌‌ها و یا افرادی در خشونت‌های دیروز خیابان پاسداران نقش داشته‌اند نظری ندارم؛ اما می‌دانم مهمترین عامل اثرگذار بر شکل‌گیری این خشونت‌ها، اقدامات و سیاست‌‌گذاری‌های محدود کننده و تبعیض آمیز در قبال گروه‌های گوناگون مذهبی کشور است.

با اصول‌گرایان سخنی ندارم، چرا که آنها مدت‌هاست که گوش‌ها و چشم‌هایشان برای دیدن واقعیت‌های در حال تغییر جامعه ایرانی بسته شده است. اما هنوز به سخن گفتن با اصلاح‌طلبان و حامیان دولت که آقایان خاتمی و روحانی آنها را نمایندگی می‌کنند امیدوارم.

آقای خاتمی و آقای روحانی! شما در قبال خشونت‌های خیابان پاسداران مسئولید و باید پاسخگو باشید که برای برطرف کردن محدودیت‌ها و تبعیض‌های ناروای اعمال شده بر هموطنانی از مذاهبی دیگر در دوران مسئولیت خود چه کرده‌اید؛ یک بار هم شده با شفافیت در مورد اقدامات خود و موانع پیش‌رویتان در مسیر کاهش و حذف این محدودیت‌‌ها سخن بگویید؛ نمی‌شود 13 سال دولت در دست گروه‌های اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا باشد اما همچنان فعالیت عادی مکان‌هایی مذهبی چون گره‌بان، یا یک مسجد جامع اهل سنت امکان‌ناپذیر باشد و حتی هموطنانی از مذاهب دیگر، آرزوی عدم توهین به عقایدشان را در فضاهای عمومی و رسانه‌های رسمی دست نیافتنی بدانند و ما همچنان بگوییم که امیدوار باشید و به اصلاح بیاندیشید!

گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت؛ شما بر سر آرامگاه ساده این مرد رفته‌اید و از اقدامات او با سخنانی زیبا تجلیل کرده‌اید، این بار شما بگویید برای کاهش محدودیت‌ها و تبعیض‌های ناروای مذهبی و عدم حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونت‌های مذهبی، در دوران مسئولیت خود چه کرده‌اید؟ و چه موانعی پیش‌رویتان بوده است؟

اگر کاری نیز از دستتان ساخته نیست، دست کم به تبعیت از گاندی، در اعتراض به این محدودیت‌‌ها و تبعیض‌ها و نقشی که در حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونت دارند اعلام کنید که یک ماه روزه‌‌دار خواهید بود!
ما نیز با شما روزه خواهیم گرفت ...
مطمئن باشید این اقدام، از بی عملی و سکوت، که ویران کننده امید است، اثرگذارتر خواهد بود.

بخش اخبار: 
اصلی