سناريوهای محتمل تركيه در عفرين

نويسنده: افشين غلامي

بيش از دو هفته از يورش بي امان ارتش ترکيه به قسمت شمال سوريه در منطقه «عفرين» مي گذرد. هرچند از نظر مولفه هاي نظامي اين زمان براي کنترل منطقه کوچکي مانند عفرين، نوعي شکست براي دومين ارتش زميني ناتو محسوب مي شود؛ اما در هر صورت پيروزي هايي براي طرف متخاصم به دست آمده و ترکيه يک قدم بيشتر به اهدافش نزديک مي شود. ابتدا لازم است بحث اصلي را در سه بند توصيف کنيم؛ سپس به سناريوهاي اردوغان برسيم:
الف) ترکيه بازيگر توانمندي در منطقه خاورميانه و غرب آسياست که هم حلقه اتصال غرب به شرق و هم مسير عبور انرژي از نيمکره شرقي به نيمکره غربي است؛ پس اگر غرب در برخورد با سياست هاي جنگ طلبانه «رجب طيب اردوغان»، رئيس جمهوري ترکيه، مماشات چنداني به خرج نمي دهد، به سبب جايگاه فوق استراتژيک ترکيه در جغرافياي سياسي است. ترکيه خوب مي داند استفاده از عنواني مانند مبارزه با «تروريسم» بيان نخ نما شده و مطرودي است؛ اما زماني که با حربه «موقعيت» سياست ورزي مي کند، غرب و شرق قدرتمند را در «آچمز سياسي» قرار مي دهد. روسيه را با موضوع انتقال گاز و مسير امن انرژي به پاي ميز مذاکره مي کشاند و غرب و اروپا را به بهانه بستن مرزهايش به روي مهاجران مجبور به «تنازل سياسي» مي کند.
ب) راهبرد ترکيه در سوريه، همان راهبرد ابتداي جنگ اين کشور در سوريه است. در واقع چيزي از آرزوي ترک ها براي به انقياد درآوردن حاکميت سوريه و بر سر کار آوردن حاکميتي نزديک به خود، کم نشده است؛ بلکه نوع سياست ترکيه در قبال اين هدف استراتژيک تغيير کرده است. روزگاري ترکيه به هر دري زد و انواع و اقسام گروه هاي تروريستي را مجهز و منسجم کرد و به داخل سوريه فرستاد و حتي پاي آمريکا و غرب را به دروازه سوريه کشاند؛ اما در برابر محور مقاومت متحمل شکست شد.
ج) عمليات ترکيه در شمال سوريه تنها صرفا حمله به جريان کُردي اتحاد دموکراتيک کردستان سوريه پ ي د نزديک به حزب کارگران کردستان پ ک ک نيست و تقليل اين موضوع به اين عامل، اشتباهي محاسباتي خواهد بود. همان طور که در ابتدا هم بيان شد، ترکيه با تغيير «سياست فنا به سياست بقا» به دنبال نقش آفريني گسترده در سوريه است. خروجي «مذاکره آستانه» باعث شد که ترکيه با حرکت يگان هاي نظامي ارتش خود به ادلب به تحکيم مواضع و ايجاد خطي امنيتي در مرزهاي غربي عفرين دست بزند و با ارگانيزه کردن گروه هاي تروريستي، مولفه هاي «سلطه يابي» را با موفقيت طي کند.

سناريوهاي اردوغان در شمال سوريه
١- اتصال سه نقطه جرابلوس، عفرين و ادلب: در واقع يورش ترکيه به عفرين حلقه متصل پازل تغييريافتگي سياست هاي ترکيه در قبال سوريه است. اتصال سه نقطه جرابلوس، عفرين و ادلب همان سياست «به مرگ بگير تا به تب راضي شود» است. ترکيه قصد ايجاد دولتي در دل کشور ديگر را دارد و مي خواهد با گرفتن عفرين، به دولت دست نشانده خود برسد.
٢- سياست اخراج حرکت کُردي «از غرب فرات تا مديترانه» «ترکيه در عمليات «شاخه زيتون» مي خواهد تهديدات امنيتي را به عقيده خود از مرزهايش دور کند و اين درحال حاضر با شکل نگرفتن يک «استاتوي کُردي» در طول نوار مرزي اش ميسر مي شود و حلقه متصله آن هم، بريدن عفرين از دو کانتون ديگر است.
٣- ايجاد منطقه ترکي در تمام مرزهاي کانتون عفرين. در عمليات شاخه زيتون آنچه بيشتر محرز است، استفاده ترکيه از شبه نظاميان تندرو است تا کريدور کُردي را به وسيله «عناصر ترکي» مهار کند و کُردها را در رسيدن به دريا هرچه بيشتر نااميد کند.
٤- تغيير بافت قوميتي در محل هاي مناقشه برانگيز و جايگزيني ترک ها و عرب ها به جاي شهروندان کُرد در مرزهاي «فرات تا مديترانه» براي هرچه بيشتر شکست دادن پروژه کُردي در شمال سوريه.
٥- ترکيه در سياست به شدت عمل گراست و هر آنچه را منافعش حکم کند، تبديل به دکترين مي کند؛ اما چرا نمي تواند سازش با جريان کردي اتحاد دموکراتيک، کُردستان سوريه را بپذيرد؟ پاسخ اين است که مدل فکري و انديشه اي جريان حاکم در کُردستان سوريه متشکل از همان دغدغه هاي امنيتي است که ترکيه از آن بيم دارد؛ يعني چون کُردهاي سوريه، رهبري اوجالان و تفکرات پ ک ک را پذيرفته اند، ترکيه نگراني هاي امنيتي اش را ناچار است در جاي ديگر تامين کند. پس ضربه زدن به اتحاد دموکراتيک و منقطع کردن سرزمين و در نهايت نابودکردن منتاليته پ ک ک در راهبردهايش را که همان ايجاد «سيستم کنفدراليسم دموکراتيک» است، هدف اصلي اش مي داند.
٦- هدف ترکيه از تصرف عفرين همان طور که شرحش گذشت، تنها «مسئله کُردي» در شمال سوريه نيست؛ بلکه در اصل بهانه اي براي رسيدن به راهبرد کلان تر در عرصه سوريه و منطقه و اثرگذاري بلندمدت در تامين نظم آتي خاورميانه است؛ به همين خاطر کُردستان سوريه را بايد «دروازه توسعه طلبي هاي ترکيه در سپهر آينده منطقه» دانست.

بخش اخبار: 
اصلی

.:: جدیدترین ::.