در محضر استاد؛ گفتگو با محقق و فرهیخته کُرد استاد فریدون سپهری

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، استاد فریدون سپری یکی از فرهیختگان و مفاخر کُرد در کرمانشاه است ، وی که به سبب علاقه ی وافردرادبیات وعرفان، سالها در این وادی سیر نموده ودرسایه ی تلاش وممارست آثاری ارزنده وگرانبها به رشته تحریر در آورده و علیرغم کهولت سن ، همینک نیز چندین اثر بی بدیل را زیرچاپ ویا آمده ی چاپ دارد ، جناب استاد که عمر خویش را در ۸۰ می بیند، درنگ را جایز ندانسته وگاهاً روزانه تا ۱۷ ساعت را صرف مطالعه و گردآوری اندوخته های خویش می نماید، نشستن درپای چنین استادی علاوه براینکه افتخارآمیز است ، بیشتر بدان جهت است تا شناخت نسبی از سرمایه های ماندگار دیار حاصل آید و حسب وظیفه به تمجید وتجلیل مفاخر خویش درقید حیات مبادرت نمائیم و سعی مشکور آنان را به نیکویی ارج نهیم تا همچنان مشعل دانایی ، پرفروغ تر از گذشته دراین سامان بتابد و راهنمای رهروان در طی طریق گردد.

در بیوگرافی جناب استاد می خوانیم: سال ۱۳۱۷ درمریوان چشم به جهان گشود، اصالت وی به جوانرود بر می گردد و پدر بزرگ اش، مرحوم میرزا عباس نعلبند جوانرودی است، معتمدی که استاد محمدعلی سلطانی درکتاب کرمانشاه با آوردن نمونه ای از دستخط اش شرحی بر بیوگرافی اش مبادرت نموده است. وی به شرایط سخت آن زمان اشاره می نماید که بنا به دلایلی ، پدرش به سنندج نقل مکان می کند ودرهمانجا تشکیل زندگی می دهد وبه تبع رشد ونمو فرزندان دراین دیاررقم می خورد، استاد دوران تحصیل اش را در سنندج سپری می نماید ودرسال ۴۲ در رشته معقول ومنقول به تعبیر امروزی الهیات ومعارف اسلامی فارغ التحصیل شد وهمزمان نیز در دانشگاه تهران حقوق قضایی وروان شناسی را فرا گرفت وتحصیلات خود را تا سطح سه حوزه در مکتب خانه های استان کردستان تسری بخشید.

همزمان با فارغ التحصیلی در کسوت معلمی به استخدام آموزش وپرورش در شهرستان مهاباد درمی آید ودر دیار عالمان، افتخار همنشینی با ادباء وشاعران از جمله ماموستا هیمن وماموستا ملاکریم شرفکندی و… نصیب می گردد. در کمتر زمانی به سنندج منتقل می شود وچندسالی را دردبیرستان های سنندج به امر تدریس اهتمام می ورزد ومتعاقب آن وارد فعالیت های اجرایی می گردد ودر کسوت رئیس اداره پیکار با بیسوادی، آموزش بزرگسالان، رئیس تعلیمات متوسطه استان کردستان، رئیس فرهنگ دیواندره و… کارنامه ی خدمتی خویش را به اتمام می رساند.

فریدون سپری در زمینه ی شعر تبحر خاصی دارد ودر بسیاری از مباحث مطروحه کلام خویش را با ابیاتی از اشعارخویش ودیگر نام آوران مزین می نماید، جناب استاد که افتادگی آن برون از حد ومرز است ، علیرغم آثار بی بدیل وزیبا هیچگاه خود را شاعر ندانست، وی درخصوص قریحه ی نویسندگی وشاعری اش تصریح نمود: علاقه من اول به شعر بود بعد به نثر ، در زمان کودکی کلماتی آهنگ دار را بر زبان جاری می نمودم والان متوجه می شوم که آن سروده ها شعر بودند، اگرچه بار معانی چندانی نداشت ، به هرحال من از کودکی با شعر مأنوس بوده وصدای قلبم را درغرش رعد، بارش باران، وزش باد، امواج آب، خش خش برگها … می شنیدم، در عالم کودکی کلمات را آهنگ دار می سرودم وگاهی نیز با همسالانم سخن منظوم می گفتم وبا خواندن اشعار شاعران نامی حافظ، سعدی، مولوی بلغی، عطار، شیخ معین الدین چشتی، دیوان پیرگیلان، شمس مغربی، شیخ عبدالرحمان طالبانی می گذراندم

اگرچه کم وبیش به اماکن ورزشی می رفتم، لکن از منظر روحی بیشتر اوقات خویش را در خانقاه وتکایا سپری می نمودم واز شنیدن آهنگ شورانگیز دف واشعار عرفانی مداحان عرفانی لذت می بردم ولحظاتی فارغ از قیدوبندهای زندگی خود را در عالمی دیگر رها شده می دیدم، اما با همه ی این وجود، این اماکن عطش من را سیراب نمی نمود وهمچنان سوالات متعددی را در ذهن می پروراندم که آیا روح وجود دارد یا ندارد؟ آیا دنیا دارای قاعده ی نظم است؟ حرکت در وکون چگونه است؟ آیا این حرکت از مبداء سرچشمه می گیرد؟ دنیا دارای یک سلسله قوانین نظم است، این قوانین را چه کسی وضع نموده است …؟ در همان دوران دبیرستان، مدت ها برروی چنین افکارغرق می شدم تا اینکه شبی در پشت بام (شب ها در پشت بام می خوابیدیم) نظاره گر آسمان بودم ، دب اکبر واضغر وستاره قطبی … را رصد می نمودم، سوالی مطرح نمودم که خدا کجاست…؟ به راستی کم مانده بود که دیوانه شوم، این ذهنیات ناخودآگاه تبدیل به یک منظومه چند بیتی به شرح ذیل گردید :

شبی گفتم به دل که ای خوب رویان/ خدای خویشتن را از کی جویم.

اگراندرزمین وآسمان است / چگونه دل از جسمیت بشویم

وگرخارج ازاین کون ومکان است / نه اون چون من، ونه من مانند اویم

جهان ماده وروح وانرژی / زکه انوارشان آید به سویت

جوابم داد صاحبخانه ی دل / خداجویی طواف کن، طوافی کن به کویم

جدایی در میان ما دوتا نیست / که او آب است ومن همچو سبویم

نه در دنیا ونه خارج ز دنیاست / ولی با ذات او در گفتگویم

فریدون را اگرجان گشت روشن / در این آئینه با او رو به رویم

***

زمانیکه دیوان شیخ عبدالرحمان طالبان را می خواندم به شعری رسیدم

معشوقه ی ما از نظر غیرنهان است / در دیده ی عشاق دگرسوز عیان است

هرجا که شدم پرتو سیمای تو دیدم / تا به رخ خورشید چه حاجت به بیان است

در آخر می فرمایند:

مصباح دل تیره ی بیچاره عاشق خار است / ز شعاع نظر پیرمغان است

در همان حالات و روحیات، خود را با شعرای دیگر سعدی وحافظ ومولان تطبیق نمودم و می دیدم که شعرای کُرد در خداشناسی کم نیاورده اند .

استاد اولین ودومین اثر خود بنام معراج از نظر دانش ودین، و کتاب بهشت وجهنم را قبل از انقلاب به رشته ی تحریر در آورد، مولف چندان رغبتی به درج نام خویش بر روی تالیفات خود نداشت وبا علائم اختصاری (ف س) به معرفی کتب مورد نظر مبادرت نمود، گفتنی است کتاب معراج از نظر دانش ودین با مقدمه ای از مرحوم بابامردوخ روحانی به زیور چاپ آرائید واین زمینه فزونی اعتماد بنفس بیشتر جناب استاد سپهری گردید …

وی در ادامه گفت: کتاب بعدی من پژوهشی بر روح وشبح بود که قریب ۲۶ سال بر روی آن تحقیق ومطالعه وتدوین آن نمودم ، البته این تمام آنچه گفته شده نیست وادامه ی آن در جهان ماوراست، تمام نظرات مکاتب بشر امروزی وادیان مشهور درآن لحاظ گردیده وصد البته اتفاقی روی داد که طی آن بخش عظیمی از تحقیقات ام ممفقود گردید ..

فریدون سپری بازنشستگی را پایان کار ندانست و آن را شروعی برای فعالیت های فرهنگی خویش دانست وافزود: سال ۷۳ که بازنشسته شدم، در واقع بازنشستگی ام آغازی برفعالیت های کاری ام بود، بطوریکه ۱۰ سال بعداز بازنشستگی بود که کلاس تفسیر قرآن را در سال ۸۴ برای بانوان شروع وتا سال ۹۶ ادامه یافت، این کلاس تفسیر به مدت ۱۲ سال به درازا کشید ودراین برهه ی زمانی روزانه ۸ تا ۱۷ ساعت مطالعه نمودم که با اهتمام ماموستا عبدالرحمان یعقوبی در نشر اجسان مقدمات چاپ آن فرا گردیده ومحتمل است تا آبان ماه به زیور چاپ آراسته شود . این تفسیر بالغ چندین هزار صفحه بود که برای سهولت به ۴۰۰۰ صفحه تعدیل ودرنهایت در پنچ جلد کتاب ۸۰۰ صفحه ای در زیر چاپ است.

استاد سپری انگیزه وعلاقه ی وافر خویش به مطالعه را موکول به عفوان جوانی ذکر نمود وافزود: در همان ابتدا با مطالعه مألوف بوده وبا طرح پرسش هایی به دنبال جواب بوده واین به مرور علاقه وانگیزه ی ام را در فراگیری دانش های نوین بیش از پیش می نمود، این روند و روال جزیی از زندگی ام گردید بطوریکه همینک نیز کم وبیش ( ۷ لغایت ۱۷ساعت) درطول شبانه روز به اقناع نیازهای درونی خویش اهتمام ومبادرت می ورزم.

وی با تمجید از یار همیشه همراه به نیکی از همسرشان یاد نمود وافزود: بیشتر اوقات را در اتاقکی کوچک بر روی میز وصندلی ی محقرانه ای سپری نموده وهمسرم با ساعت ها سکوت اجازه ی پاره شدن رشته ی افکارم را نمی داد وشرایط وبستر لازم را فراهم نمود تا با آسودگی خاطر اندیشه هایم را بر روی دفترچه ی یادداشتم حک نمایم.

تعدادی از کتب منتشره درکتابخانه شخصی وی از جمله : معراج از نظر دانش ودین، بهشت وجهنم ، پیش نویس تفسیر قرآن ، سفر از خود به خود ، خلفای راشدین در قلم رو نظم ونثر، پژوهشی در باره روح وشبح ، پژوهشی در باره امامان اهل سنت ( امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی وامام احمد) ، خداشناسی از دیدگاه فرودسی، زندگانی پیامبر اسلام (پیامبر اصلاح وتوحید) ، فروغ دل ( گزیده ای از اشعار فریدون سپهری) ، عمره را آنگونه که دیدم، جهان ماوراء ( فرشتگان، جن، ابلیس، شیاطین، بهشت وجهنم) ، خدا جهان انسان ، مثنوی … مشاهده گردید ، اگرچه تفسیر قرآن مراحل نهایی ویرایش را سپری می نماید وقریب یک ماه ویا دو ماه آینده منتشر می گردد.

این ادیب وکارشناس علوم دینی عمری را در تحقیق ومطالعه سپری نمود واز هر فرصتی بهره می جُست تا دامنه ی اندوخته های خویش را وسعت خاصی بخشد، همین برونداد سبب گردید تا تراوش افکارش را در کتب مختلف جویا ورصد نماید اگرچه موفق به انتشار تعدادی از کتب گردید ، لکن تعدادی دگر در زیر چاپ وبعضی نیز آماده به چاب دارد.

استاد به تشویق همراهان فعالیت های فرهنگی و اجتماعی خویش را دنبال نموده واز ماحصل این نشست ها بود که چندین اثر آماده بازار نشر کتاب نمود، برونداد یکی از همین نشست ها ، کلاس شعری بود که “کتاب فروغ دل” را روانه بازار نشر کتاب نمود و اینک گزیده ای از اشعار استاد را در آنجا می بینیم ، استمرار این کلاس تطبیق بین شعرای کُرد وشعرای فارس زبان است که این نیز آماده چاپ است، ۱۲ سال مستمر ومتمادی برای بانوان کلاس تفسیر قرآن برگزار نمود که تفسیر بدیع وبی نظیری محصول این فرآیند است. شبی با مثنوی نیز سبب گردید تا مقدمات نشر کتابی دویا سه جلدی در همین راستا آماده نشر داشته باشند ، کلاس مختلط دیگری همینک درجریان دارد که با دیگر کلاس ها متفاوت است ودراین نشست (بصورت مختلط برگزار می شود) که دراین کلاس نحوه ی اداره ی آن با دیگران است ومن فقط نظارت می نمایم.

جناب استاد علاوه بر انجام فعالیت های فرهنگی که بروندادش، صدرالذکر بدان اشاره گردید ، در حیطه اجتماعی نیز با همراهی تنی چند از دوستان اقدام به تشکیل موسسه ی خیریه ای درسطح شهر کرمانشاه نمودند که فارغ از مذهب وقوم خاصی نیازمندان جامعه را درحد بضاعت خویش پوشش می دهد ، وی حضور دراین تشکل مردم نهاد را به فال نیک گرفت وعلیرغم کهولت سن ، تلاش دراین وادی را زیبا وانرژیک می داند ، جمع مورد نظر نیز درهنگام زلزله آبان ۹۶ غرب استان همچون دگر تشکل های مردم نهاد پای کار آمد وبا جمع آوری خیرات وحسنات مردم علاوه درتهیه البسه ومواد غذایی کم نگذاشت بلکه چندباب واحد مسکونی در روستاهای محروم بازسازی نمودند که طی یکی دو هفته آینده دراختیار نیازمندان گذاشته می شود.

استاد فریدون سپری در تشریح یکی از خاطرات تلخ وشیرین خویش گفت: یکی از خاطرات شیرین زندگی خویش را در اتمام تفسیر قرآن می بیند… اما در تبیین خاطره ی تلخ به ذکرخاطره ای پرداخت وگفت: بنابه علائق شخصی کرمانشاه را به عنوان محل سکونت برگزیدم، درهنگام نقل ومکان بمنظور تنظیف وچیدمان اسباب واثاثیه از بانویی دعوت به همکاری وهمراهی نمودیم ، این بانوی محترمه درطول استقرارتلاش مضاعفی را مبذول نمود، در همان ایام متوجه مفقود شدن ۶ دفتری

که قریب ۱۵ سال برای نوشتن اش وقت صرف گردیده بود شدم، وقتی جویای مراتب گردیدم، آن بانو در ادامه افزود: تصورم بر کاغذ باطله بود واز آنجائیکه دفترهای مشق تمام شده بود وبرگ سفیدی نداشت در سطل زباله انداختم، القصه مراجعه به خدمات شهرداری وگشتن در زباله ها .. درنهایت عایدی در پی نداشت وبه سهولت زحمات چندساله ی خویش را در جلو چشمهایم به یکباره از بین رفته دیدم … ،علیرغم گذر زمان هیچگاه آن خاطره ی تلخ از ذهن ومخیله ام زدوده نشده ونمی شود.

استاد سپری در خصوص کتب آماده چاپ به تحقیقی اشاره نمود وکفت: ۶ دفتر در باره مثنوی مولوی به رشته ی تحریر در آورده ام ، خلاقیت وتازگی در آن موج می زند وآن را یکی از آثار برتر خویش می دانم، کارهایی که تاکنون درخصوص مولانا انجام گرفته ، بدین صورت نبوده است برای مثال استاد تقی جعفری ویا سروش بیتی را آورده وتفسیر نمودند که دراینجا بیتی از مثنوی را با ابیات مشابه دیگر از شاعران به یکجا آورده وتوضیحی بر آن نگاشته ام ودر واقع کار خوبی است که تاکنون درخصوص مثنوی انجام نگرفته است. کتاب دیگری بنام ” درد دل با خدا ” که در نوع خود جالب است …

وی در توصیف کتاب “سفر از خود به خود “آن را در وهله ی اول خودشناسی برشمردوبا ذکر مصادیقی افزود: خیلی از افراد را اسیر زمان می بیند( گذشته یا آینده ) خیلی ها همواره در تداعی خاطرات همچنان در گذشته اند، اینکار را کردم وبعضی نیزغرق در آینده اند وبا تخیلاتی که جنبه ی رویایی دارد به ساخت آینده خود می پردازد که هر دو به خطا می روند وقتی از آنان سوال نمائید الان چکاری می کنید؟ جواب می دهند هیچ؟ بدیهی ست، سیر درگذشته، نمی تواند پیامدی برای حال وآینده داشته باشد، در واقع آنچه که گذشت، گذشته وتمام شده است وآینده ای که هنوز نیامده نیزدراصل وجود ندارد، بنابراین انسان های موفق به حال می نگرند وبرای آینده برنامه دارند به قول شاعر این دم را بنگر:

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد. به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی‌ارزد

به عبارتی مغز ما گاهی با زنجیر به گذشته متصل است وگاهی به آینده (سیر در گذشته ویا بودن در آینده … هیچ پیامد مثبتی در پی ندارد بنابراین انسان عاقل باید خویش را از قید زمان (اسارت ) برهاند وفکر می کنم خواندن این کتاب برای جوانان ارزشمند باشد.

تتبع در سیره خلفای راشدین با اقتباس از نظم ونثر پارسی سبب گردید تا کندوکاویی را در آثار مولانای بلغ، عطار، سعدی ، سنایی و…. به عمل آورم وحاصل مطالعات ام را درکتابی تحت عنوان خلفای راشدین در قلمرو نظم ونثر پارسی ارائه نمایم، اگرچه در ابتدا با انتشار این اثر مخالفت به عمل آمد، لکن متعاقباً مجوز انتشار باقید توزیع در مناطق اهل سنت منتشر گردید، این اثر درکمتر زمانی کمیاب گردید وچاپ چندین وچندباره ی آن حکایت بر استقبال عمومی را دارد، این استقبال به فرای مرزهای کشور منتهی گردید ومورد توجه اهل علم وبصیرت قرار گرفت. بطور مثال نظامی گنجوی می گوید خدایا نامردان بر دنیا حاکم اند یا علی درصف مردان فرصت یا عمری در ره شیطان ، اشاره نظامی به حدیث نبوی است که پیغنبر در وصف اش چنین آورده است شیطان از راهی که تو از آن گذر کنی نخواهد رفت (یعنی شیطان در سایه عمر فرار می کند) ، شاعر برای رهایی جامعه از مشکلات فراروی جامعه فردی را به سان علی ویا عمر آرزو می نماید

فردوسی در آغاز « شاهنامه » در وصف خلفا چنین آورده است :

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی / خداوند امر و خداوند نهی

که خورشید بعد از رسولان مه / نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار / بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دوان بود عثمان گزین / خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود جفت بتول / که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم در ست / درست این سخن قول پیغمبرست

گواهی دهم کاین سخنها ز اوست / تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

نبی آفتاب و صحابان چو ماه / به هم بستهٔ یکدگر راست راه

وی درخصوص چرایی نشر کتاب روح وشبح در سال ۷۸ اشاره نمود گفت: طرح شبهات می تواند به انحراف نسل جوان منتهی گردد در همین راستا تلاش مضاعقی در ارائه مجموعه ای مستند به آیات واحادیث با اقتباس از عقاید ونظرات شاعران، ادباء ونویسندگان ایرانی وعلمای جدید اسپریتیسم وپاراسایکولوژی غربی مورد توجه قرار گیرد.

استاد سپری، در خصوص تمایز و تفاوت تفسیرقرآن مورد نظر با تفسیرهای دیگر را از چند جهت متمایز برشمرد وگفت: اول آنکه تفسیرمورد نظر تفسیر آیه به آیه است ، به عبارتی یک یا چند آیات مشابه قرآن در تفسیر آیه مورد نظر استفاده گردیده است، دیگر آنکه تفسیر به حدیث است ، احادیث صحیح برای تفسیر قرآن بدان استناد شده است ، سوم آنکه این تفسیر حاوی نکاتی است که در آن از سیره ی عملی پیامبر بهره گرفته شده واین خود سبب گردید تا تنها به کلام اکتفا نشود و استفاده عملی از قرآن ممکن گردد

اما آنچه از نظر من دراین رابطه مهم جلوه می نماید تطبیق تفکرات امروزی دانشمدان راجع به قرآن است برای مثال زمانیکه آیه أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ ودیگر آیات را در پدیده های علمی نظریه لاپلاس ، نظریه مهبانگ Big-Bang … تطبیق داده به اعجاز قرآن پرداخته ام واین از منظر فرهیختگان بلاخص نسل جوان حائز اهمیت می باشد.

دراین میان استناد به اندیشمندان غیرمسلمان به نوبه ی خود اهمیت این تفسیر را بیش از پیش نمایان می سازد در شرایطی که انحرافاتی که الان در جوامع مختلف بشری بلاخص در کشورهای اسلامی روی داده است وطی آن عده ای از جوانان درمظان دین گریزی قرار گرفته اند، خواستم با کاربست نظرات اندیشمندان غیرمسلمان…این تفهیم را تسهیل نمایم در همین راستا سعی گردید تا به استناد از نظرات فرهیختگان غربی ، جان داونپورت نویسنده، محقق و پژوهشگر انگلیسی ویا کنستانتین ویرژیل گئورگیو نویسنده رومانیایی خالق “محمد پیغمبری که از نو باید شناخت ” …. اشاراتی داشته باشم ، زمانیکه کنستانتین برای اولین پیامی که به پیامبر اسلام الهام می شود( اقراء ) باید به مسلمانان تبریک گفت، یا اینکه موریس مترلینک نویسنده شهیر چنین می گوید اگربخواهم دینی را انتخاب نمایم اول اسلام است و دوم بودایی ، مترلینک کسی است که انیشتن در وصف اش گفته وی فکرش ۵۰۰ سال مترقی تر از عصرماست ….

وقتی از علل تراکم کار علیرغم کهولت سن جویا شدم ، پایان زندگی را یادآور شد وگفت: عمرم رو به اتمام است ، گاهاً خانم می گوید چرا اینقدر از مرگ یاد می کنید؟ خودم نیز در شعرهایم گفته ام که از مرگ نمی هراسم ،به هرحال باید بپذیریم که مرگ تحول است واین نیز دراختیار ما نیست،

از مرگ چه ترسم که مرا مرگ حیات است / روح اش ز تن خاکی چه رود وقت نجات است

بر شهپر دل فوق سماوات برانیم که درآنجا / خبر از بهبودی جلوه ی ذات است

ای نفس رهایم کن از این ورطه ی تاریک / که زصورت زیبای نگارم چه برات است

آنجا که شود صاف دل از وسوسه ی نفس / مجموعه عالم به نظرنقل ونبات است

ای روح به پرواز درآی تا در معشوق / معشوقه ی ما آینه حسن زکات است

جامی دوسه می زن که به میخانه وحدت / هرکس بنوشد می حق اهل ثبات است

وی درتبیین مراتب افزود: انسان در دو نقطه (به دنیا آمدن واز دنیا رفتن )جبر بر کارهایش حاکم است اما در فاصله ی بین این دو جبر واختیار تواماً با هم وجود دارد، حال که با شما همکلام می شوم جبر این است برای حرف زدن باید دهانم را باز کنم ، پس برای اختیار باید جبر را بکار ببریم ، علما در اینجا گاهی اشتباه نمودند(ویا کوتاه آمدند) کلیه ی کارکرد ما جبر واختیار است ، اگر بخواهم اشیایی را بردارم باید در دستان خود حالت دهیم (این جبراست) درغیراینصورت نتیجه ای عاید نمی شود… پس برای انجام هرکاری باید چندین فعل جبری را نیز بکاربریم تا اختیاری انجام گیرد … به عبارتی سلسله اعمال مکانیکی ما کلاً جبر است اما با نیروی اراده شکل می گیرد، از این نظر هریک از ما می رویم ونمی دانیم این اتفاق چه زمانی روی می دهد، بنابراین فرصت را برای جمع بندی ویا گردآوری مطالب بسیار مغتنم می دانم به قول سنایی :

چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب / چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا !

حکمت جامه ای نو کن ز بهر آن جهان ورنه چو مرگ این جامه بستاند توعریان مانی و رسوا”

بنابراین هرچه علم فردی بیشتر شود، آنگاه باید از حرصت بیشتر بترسی… چرا که با استفاده ی نادرست از دانش، بهتر از فردی بی سواد می توان مردم را گول زد! چون مثل دزدیست که در شب چراغی به همراه دارد که کالاهای بهتری را میتوان ببرد! ،

وی در قبال توصیه به علمای دین وره پیمایان این مسیر ونیز جوانان افزود: علمای دین وطالبان علم ومعرفت سعی نمایند با اصلاح درون درختی پرثمر از میوه های متنوع معرفت حق به جامعه خود وآیندگان اعطاء نمایند ، حسب وظیفه به جوانان نیز توصیه به علم اندوزی می نمایم وسفارشی که تاکید برسه توصیه دارد : اول علم ، دوم نیزعلم و سوم تقوا را دریابید، علمی که بدون تقوا باشد به درد نمی خورد وبه عنوان اصحاب رسانه ضمن تشکر درخواست دارم به این توصیه عنایت خاصی داشته باشید، علاوه بر آن حتماً صاحب مدرک شوند ، این روزها دنیای مدرک است…، افسوس آنهائیکه دارای مدرک اند ولی بدان عمل نمی کنند ویا اینکه از مسجد …به دورند را دارم ،دوست دارم چنین نباشد به همین جهت دوباره تاکید برعلم می نمایم، صدالبته اگر با تقوا عجین نباشد ، علمی بی ثمر خواهد بود.

استاد فریدون سپری نویسنده وپژوهشگر اهل سنت کرمانشاه سالها به تحقیقات دامنه دارخویش درعلوم اسلامی اهتمام ورزید و عمرگرانبهای خویش را صرف کسب معارف وآموزش تعالیم نمود تا تاثیرات شگرف وحیرت انگیز دین مبین اسلام ونیز بزرگان این مکتب را در ایجاد فرهنگ پویای اسلامی نمایش دهد، فرهیخته ای که در ادامه موفق گردید تا قلمرو فکری وعملی رهبران دینی را در گستره ی سرزمین های اسلامی به نوعی ترسیم نماید که عبرت آموز دیگران شود.

ضمن تمجید از صبر وحوصله جناب استاد ، امید است با بضاعت اندک خویش توانسته باشیم ، جناب استاد را بیش از پیش به اهل علم ومعرفت بنمائیم و از تشکل های فرهنگی واجتماعی دیار انتظار دارد و می رود با برگزاری آئینی ازمساعی ارزشمند استاد تکریم شایسته وبایسته ای به عمل آید.

انتشار مقالات متعدد در نشریات و ارائه سخنرانی در مجالس از دگر فعالیت های استاد می باشد.

عضویت در انجمن جهانی عرفان

تقدیر از جهد ومجاهدت علمی جناب استاد توسط مجامع علمی و…

نمونه آثار منتشره در کتابخانه شخصی استاد

سیدعابد حیدری دوست، جناب استاد و مصاحبه کننده

بخش اخبار: 
اصلی