فاجعه و آثار بعدی آن

فاجعه و آثار بعدی آن

فاجعه مخاطره‌ای‌ است طبیعی یا ساخت انسان که در پی آن آسیب فیزیکی، تخریب، از دست دادن جان و یا تغییر شدیدی به محیط زیست وارد می‌شود. از فاجعه به معنای بلای سخت و حادثه‌ی ناگوار در فرهنگ معین یاد شده است.

وقوع فاجعه، آثار آسیب‌شناسانه‌ی اجتماعی، روحی و روانی بعدی را نیز به دنبال دارد. از این رو، صرف‌نظر از منشاء‌ فاجعه، توجه و برنامه‌ریزی برای پیشگیری و چاره کردن مسائل بعدی وقوع فاجعه، بخشی از مدیریت بحران و فاجعه است.

 وقوع حوادث غیر مترقبه مانند زلزله، علاوه بر خسارات مالی، که می‌توان با برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت به نوعی خسارات مالی را جبران کرد، عوارض روحی-روانی شدیدی نیز به همراه دارد. ویرانی‌های روحی و روانی مردم منطقه زلزله‌زده، که در زیر مصیبت‌ها تدفین شده به سادگی قابل حل نبوده و می‌تواند سال‌ها ابعاد زندگی زلزله‌زدگان را تحت‌تأثیر‌ مسائل و بلایای حاصل از زلزله قرار دهد. پدیده‌ای که در زلزله‌ی کرمانشاه در حال ظهور است و اخبار رسیده از افزایش تعداد خودکشی‌های صورت گرفته در آن، نشان‌دهنده‌ی به صدا درآمدن زنگ خطر برای بازماندگان این فاجعه است.

تردید نیست که ترمیم آسیب‌دیدگی‌های روحی و روانی زلزله‌زدگان به راحتی آسیب‌های مالی جبران کردنی نیست و می‌تواند پس لرزه‌‌های مختلفی در مسائل اجتماعی و فرهنگی در روزها و هفته‌‌های آینده داشته و سال‌های متمادی خود را به شیوه‌‌های مختلف نشان دهد.

برخی روانشناسان معتقدند حضور روانشناس در مناطق زلزله‌زده ضرورت داشته و می‌توان با مشاوره‌‌های روانشناسی کمک شایانی در بازگرداندن مردم به زندگی عادی کرد؛ کاری که باید به صورت مستمر ادامه داشته باشد؛ چرا که احتمال بروز بیماری‌های روانی بهویژه افسردگی در منطقه زلزله‌زده به صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. در شرایطی که فرد تمام زندگی یا بخشی از اعضای خانواده، اقوام و دوستان خود را از دست می‌دهد، این احتمال بیشتر می‌شود.

وقوع مداوم پس لرزه‌ها و تکرار فاجعه در ذهن افراد زلزله‌زده، می‌تواند زندگی روزانه‌ی سالخوردگان، بیماران، کودکان و در مجموع بازماندگان را مختل کند و به صورت کابوسی تکرار شونده، فرد را با مشکلاتی از جمله اختلالات رفتاری، پرخاشگری و مانند آنها روبرو نماید.

بحران ناشی از حوادث می‌تواند چندین سال در فرد خودنمایی کرده و فرد بعد از چند سال همچنان اضطراب اولیه زمان وقوع زلزله و ترس ناشی از آن را داشته باشد. پیامد‌های روانی زلزله به ویژه برای زنان و کودکان خردسال بسیار سنگین است و همین مسأله‌ حضور روانشناسان و مددکاران اجتماعی در مناطق زلزله‌زده را تبدیل به یکی از نیاز‌های ضروری مردم کرده است که اگر جدّی‌ نگرفته شود عوارض روانی شدیدی را به همراه دارد.

روان‌شناسان معتقدند که با ایجاد فرصت برای تخلیه هیجانی، یافتن راه‌حل‌های سازگاری با حادثه، شیوه‌های حل مسأله‌، آگاه‌سازی و استفاده از ساختار‌های حمایتی به ویژه برای کودکان، از جمله مهم‌ترین راهبرد‌های مداخله‌ای هستند که می‌تواند تا حدودی از عوارض روحی و روانی فاجعه بکاهند. مخصوصاً‌ فراهم کردن مقدّمات‌ فعّالیّت‌‌‌های جسمی نظیر ورزش، بازی و فعّالیّت‌‌‌های بدنی برای آسیب‌دیدگان از موارد دیگری است که می‌تواند در این زمینه به آن‌ها کمک کند.

برای کمک به جامعه‌ی در معرض فاجعه‌‌های طبیعی مانند زلزله و از جمله کشورمان که بلایای طبیعی در آن بسیار اتّفاق‌ می‌افتد، آموزش عموم جامعه و تشویق به حفظ آرامش در هنگام بروز فاجعه است. این امر از طریق دعوت به آرامش با بکارگیری تیم‌‌های روانشناس و جامعه‌شناس و به شیوه‌ی عمومی از طریق رادیو و تلویزیون و اجتماعات کوچک در منطقه‌ی مبتلا به امکانپذیر‌ است. سازمان‌‌های دولتی متولّی‌ امر مانند بهزیستی، هلال احمر و غیردولتی در این زمینه می‌توانند نقش مؤثری‌ داشته باشند. جدّی‌ گرفتن سازمان‌‌های غیردولتی مانع از اتلاف منابع و نیرو در سرعت مقابله با فاجعه می‌شود.

مشکل دیگری که دارای سویه‌‌های آسیب‌پذیرانه‌ی فردی و اجتماعی است، احتمال افزایش تمایل به استفاده از موارد مخدر به منظور کاهش درد یا فراموشی آن است و برخی از شواهد نیز نشان می‌دهد كه در ایران در پی وقوع زلزله، افزایش نرخ اعتیاد در جامعه زلزله‌زده تجربه شده است. اعتیاد به مصرف مواد مخدر، امروز در کشور ما به عنوان یک امر پذیرفته شده درآمده است. از همین رو است که سازمان‌‌های مقابله‌ای دولتی و غیردولتی در برابر آن قرار دارند و وظیفه‌ی پیشگیری، کنترل و مقابله را با کمک مردم بر عهده گرفته‌اند.

نه تنها در ایران، بلکه در هر جای دیگر، در پی وقوع فاجعه و بر هم خوردن آرامش روحی-روانی مردم و وارد آمدن فشار به جامعه، زمینه برای مصرف مواد مخدر افزایش می‌یابد. در این شرایط کنترلی هم بر توزیع‌کنندگان مواد وجود ندارد و آنها از این بستر برای کسب ثروت بیشتر استفاده می‌کنند. توجه به این بعد هم برای تیم‌‌های عمل کننده در منطقه، بسیار اهمّیّت‌ دارد تا در کنار کمک‌رسانی مادّی‌، روحی و روانی، همزمان از سوءمصرف مواد هم پیشگیری شود.

(منتشر شده در هفته‌نامه سیروان ٩٦/١٠/١٦)

بدون امتیاز