دبیرکل جماعت: بیداری اسلامی دمیدن روح عزّت‌‌خواهی در امّت‌ اسلامی است

دبیرکل جماعت: بیداری اسلامی دمیدن روح عزّت‌‌خواهی در امّت‌ اسلامی است

استاد عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح، روز پنجشنبه ٧ دی‌ماه جاری در جلسه شورای مرکزی، به اهمّیّت جریان بیداری اسلامی اشاره کرد و آن را منادی استقلال سیاسی، آزادی و رهایی ملّت‌‌ها از سلطه بیگانگان و دمیدن روح عزّت‌‌خواهی در امّت‌ اسلامی دانست.

به گزارش اصلاح‌وب، استاد پیرانی ضمن اشاره به آیات ٧٧ و ٧٨ سوره حج (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * وَجَاهِدُوا فِي اللَّـهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَـٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّـهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ ۖ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ(حج: ٧٧-٧٨)؛ «ای مؤمنان به رکوع و سجود [نماز] بپردازید و پروردگارتان را بپرستید و نیکی کنید، باشد که رستگار شوید * و در راه خدا چنانکه سزاوار جهاد اوست جهاد کنید، او شما را برگزیده است و برای شما در دینتان محظوری قرار نداده است، که آیین پدرتان ابراهیم است، همو که شما را از پیش مسلمان نامید و در این [کتاب‌] هم [مسلمان نامیده شده‌اید] تا سرانجام پیامبر گواه بر شما و شما گواه بر مردمان باشید، پس نماز برپا دارید و زکات بدهید و به خداوند پناه برید، او سرور شماست، چه نیکو سروری و چه نیکو یاوری‌») اظهار داشت: «بیداری اسلامی وارث میراث گران‌سنگ دینی، فکری، سیاسی و تاریخی امّت‌ اسلامی و حامل آلام و آمال آن است. نظر به اهمّیّت‌ جایگاه، نقش و تأثیر همه‌جانبه‌ی بیداری جهانی بر حیات و زندگی مسلمانان در یکصد سال اخیر، کسانی به تحلیل زمینه‌ها و علل ظهور این جریان پرداخته‌اند؛ عدّه‌‌ای اسباب سیاسی، گروهی اسباب اقتصادی و برخی اسباب اجتماعی را مؤثّر‌ دانسته‌اند. برخی نیز آگاهانه و هدفمندانه و یا ناآگاهانه بیداری اسلامی را مترادف با خشونت دانسته‌اند.»

وی در ادامه به اظهارنظرهای برخی از افراد سرشناس در رابطه با جریان بیداری اسلامی اشاره کرد و افزود: «برهان غلیون مدیر مرکز «شرق معاصر» دانشگاه سوربن، بر این باور است که بیداری اسلامی در امتداد مقاومت میهنی ملّت‌‌های مسلمان شکل گرفته است. به حاشیه راندن و یا حذف اسلام‌گرایان از صحنه‌ی سیاست و حکومت توسط سکولارهای حاکم بر کشورهای عربی و اسلامی، سبب شد اسلام‌گراها یک واکنش متقابل بیافرینند و دست به خیزشی مردمی بزنند.

عبدالاله بلقزیز، متفکّر‌ مغربی، معتقد است خود متون قرآن و سنّت‌، ظرفیت قرائت‌های مختلف و پتانسیل برداشت‌های متفاوت و البته متناسب با مقاصد و روح دین مبین اسلام را دارد؛ متأسّفانه‌ افرادی با قرائت‌های انحرافی و خشونت‌گرایانه مرتکب خطا و جفا در حق دین و متون دینی می‌شوند. ایشان متون دینی را بری از هرگونه خشونتی می‌داند. دموکراسی، توسعه عدالت اجتماعی و تجدید فرهنگی را استراتژی بدیل تندروی و خشونت قلمداد می‌کند.

فؤاد حسن زکریای مصری، بیداری اسلامی را ‌واکنش مسلمانان به واماندگی جوامعشان و جنبش و خیزش مردمی برای رفع عقب‌ماندگی می‌داند.

فرانسوا بورگا بیداری اسلامی را پدیده‌ای سیاسی و دینی برخاسته از ظروف و شرایط جهان اسلام قلمداد می‌کند.

ریچارد هریر دکمچیان، پژوهشگر و شرق‌شناس، بیداری اسلامی را به ماهیّت‌ تجدیدطلبانه دین ارجاع می‌دهد و این را یک پدیده نوشونده می‌داند که نوعی مقاومت در مقابل بحران‌ها، مشکلات و تهدیدهای موجود در جوامع اسلامی است.»

دکتر پیرانی با بیان این‌که «در حقیقت طبیعت دنیوی و تجدیدپذیر دین، منشأ بیداری است» تصریح کرد: «هرکدام از پیامبران الهی -صلوات الله وسلامه علیهم اجمعین- که یکی پس از دیگری مبعوث شده‌اند، شریعت و تعالیمی جدید و متناسب با وضعیت و شرایط امّت‌شان آورده‌اند. بعد از بعثت پیامبر خاتم –صلّی‌الله علیه و سلّم– تجدید دین در پرتو شرایط متغیّر‌، به عالمان، متفکّران‌ و دانشمندان واگذار شده است و نوشوندگی برداشت دین جزو اقتضائات طبیعی دین‌داری است. بازاندیشی در متون متناسب با تحوّلات‌ روز به منظور حل مشکلات و مسائل زمانه و شرایط حاکم است. بازنگری و بازاندیشی باید گفتمان دعوت شامل ادبیات و ابزارهای دعوت را دربرگیرد. رهایی از جمود، تقلید کورکورانه، ایستایی، تبعیت‌ و وابستگی، مستلزم تجدید خوانش متون دینی و تجارب دعوی است.»

وی افزود: «گام‌های نخستین اصلاح اجتماعی از رهگذر پیراستن باورهای نادرست، سازگار نمودن هرچه بیشتر برداشت‌ها با روح دین، اصلاح ساختارهای فکری می‌گذرد تا در نهایت به اصلاح هنجارها و روابط اجتماعی بر اساس برّ و تقوا و بدور از جور و ستم منجر شود.»

دبیرکل جماعت تأکید کرد: «ما مسلمانان موظّفیم‌ در برابر پروردگار، اهل عبادت و در تعامل با همنوعان و سایر مخلوقات، اهل خیر و خدمت‌رسانی بوده و در این راه اهل جهاد و جدّیّت‌ باشیم.»

وی با اشاره به عبارت قزآنی «اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى» خاطرنشان ساخت: «انسان بر اساس این عهد و پیمان ابدی با پروردگارش،  بزرگترین و سنگین‌ترین امانت را آگاهانه بر دوش گرفته است: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ»(احزاب: ٧٢) پس به عنوان جانشین خداوند در زمین از سایر موجودات متمایز و برای انجام مسؤولیت مهم آبادانی در مرکزیّت‌ هستی قرار دارد و بر اساس فرمان: «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»(جاثیه:13) هستی و قوانین حاکم بر آن منقاد انسان و در تسخیر و تصرّف‌ اوست. انسان به برکت برخورداری از عقل و اراده و اختیار، همراه با هدایت وحی، قابلیت کنش‌گری، احیا، تجدید، تغییر و تحوّل‌، اصلاح و تمدّن‌آفرینی را پیدا کرد.»

استاد پیرانی ادامه داد: «علاوه بر حوزه تفکّر‌ و اندیشه، در حوزه نیازهای زیستی هم، انسان به اتّکای‌ موهبت‌های یادشده و با تلاش و هنرورزی، انواع محصولات، میوه‌ها و باغ‌ها را از خاک استحصال می‌کند، از دل بحر، گوهر و صدف بیرون می‌آورد، کشتی‌های بزرگ را بر پهنه اقیانوس‌ها به حرکت در می‌آورد و بر فراز آسمان‌ها پرواز می‌کند، از سدها برق تولید می‌کند و انرژی خورشیدی را به خدمت می‌گیرد. این‌ها همگی نشان از توانمندی انسان است و بخشی از وظیفه و رسالت عمران و آبادانی را به تصویر می‌کشاند.»

وی افزود: «بیداری جهانی مسلمانان در یکصدسال اخیر بر بازگشت انسان مسلمان به جایگاه و رسالت و مأموریت خویش تأکید نموده است که همانا «عبادة الله و عمارة الأرض» است. این جنبش، منادی استقلال سیاسی، آزادی و رهایی ملّت‌‌ها از سلطه بیگانگان است و دمیدن روح عزّت‌‌خواهی در امّت‌ اسلامی است. بهار عربی از ثمرات و برکات این بیداری بود که با توطئه‌های پیچیده داخلی و خارجی مواجه شد و از رسیدن به اهدافش ناکام ماند.»

دکتر پیرانی در ادامه با اشاره به برخی از اشکالات و کاستی‌های این جریان گفت: «باید توجه داشت در طول یک قرن گذشته از عهد بیداری اسلامی در کشورهای مختلف اسلامی، برخی اشکالات و کاستی‌ها در «برنامه‌ها و شعارهای بیداری اسلامی» نمایان شده است؛ ضرورت دارد که بیداری اسلامی در این برنامه‌ها و شعارها تجدید نظر کند. مثلاً ابتدا گمان می‌شده با در دست گرفتن قدرت سیاسی و تشکیل حکومت به تمامی اهداف و آمال خود می‌رسد و مهم‌ترین خلأ را فقدان قدرت سیاسی می‌دانستند؛ اما به تدریج و در پرتو تحارب، مشخص شد که دستیابی به قدرت سیاسی و حکومت در غیاب اصلاح فرهنگی و اجتماعی و توسعه اقتصادی میتواند خود عامل تشدید مشکلات باشد. لذا یکی از رهبران بیداری اسلامی در مقابل کسانی که شعار تطبیق شریعت سر می‌دادند فرمود: تحقیق الحریة قبل تطبیق الشریعة»

وی هم‌چنین بیان کرد: «برخی بر این باور هستند که نگاه مسلمانان برای شروع کار از بالا به پایین بوده است، در صورتی که باید حرکت از پایین به بالا می‌بود، یعنی به جای تغییر دولت باید به تغییر ملّت‌ (ملّت‌سازی) می‌اندیشیدند. روند تحوّلات‌ مصر گواه بر این مدّعا‌ است؛ برخی از جریانات اسلامی مصر با توطئه‌های داخلی و منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و کودتا علیه دولت دکتر مرسی همنوا شدند. این عدم انسجام و غیاب همگرایی و هم‌افزایی موجب شد تا برخی از فعّالان‌ و کنش‌گران در زمینه دعوت اسلامی، به این حقیقت پی ببرند که برای اصلاح باورها و تهذیب رفتارها، ساختارها و هنجارهای اجتماعی علاوه بر تشکیل‌ و تأسیس احزاب و تشکّل‌‌ها، ضرورت دارد ارتباط تنگاتنگی را با سایر تشکّل‌‌ها و احزاب و عموم شهروندان به نمایش بگذارند و با کار فرهنگی حکیمانه، جامعه را به سمت وفاق و همگرایی سوق دهند.»

وی به گلایه‌ی یکی از رهبران بیداری اسلامی از برخی سکولارها اشاره کرد که می‌گوید: «آن‌ها با طرد اسلام‌گرایان و حرکت‌های اسلامی، به‌ویژه در کشورهای عربی عامل دامن‌زدن به برخی شکاف‌های اجتماعی و فراهم کننده زمینه‌های خشونت و فردگرایی و حزب‌گرایی بوده‌اند و در نتیجه تک‌نوازی و انحصارگرایی را به عنوان فرهنگ رایج به جوامع خود تحمیل کردند. برخی گروه‌ها که به قدرت رسیده‌اند به جای بسترسازی برای ایجاد انسجام ملّی‌ و هم‌افزایی و اهتمام به توسعه، به ارضای غریزه غرور و حسّ‌ خودحق‌بینی بپردازند و در جهت به حاشیه راندن و یا حذف دیگران اقدام نمایند.»

 

دبیرکل جماعت در پایان خاطرنشان کرد: «از تمامی برادران و خواهرانم، به‌یژه اعضا و هواداران جماعت دعوت و اصلاح استدعا دارم با درک واقعیّت‌های اجتماعی در کنار دیگر کنشگران جامعه به کار و فعّالیّت‌ و تلاش جمعی بپردازیم و فرهنگ همکاری و هم‌افزایی را توسعه دهیم تا توفیق هدایت توان و ظرفیت گروه‌های مختلف را به سمت منافع عمومی پیدا کنیم و با دگرپذیری و تمرین همکاری حول محورهای مشترک، گام‌های مثبتی در جهت تقویت و تعمیق فرهنگ و کمک به تحقّق‌ توسعه متوازن برداریم.»