قواعد قرآنی - قاعده‌ی هجدهم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی هجدهم

قاعده‌ی هجدهم:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»

«ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و در زمره راستان باشید»

این قاعده‌ی قرآنی در باب تعامل با خالق و مخلوق آمده است و به منزله‌ی کشتی نجات انسان‌ و رکنی از ارکان زندگی اجتماعی او است. چنان که هر کس بر اساس رهنمود آن حرکت کند نشان از همت بلند و کمال عقل او دارد.

این قاعده پس از ذکر ماجرای غزوه‌ی تبوک و جهادی که در مسیری بس طولانی و با مشکلات و دشواری‌های فراوان انجام گرفت آمده است. پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– از مسلمانان خواسته بود تا در راستای دفاع از اسلام و گوشمالی دادن به دشمنان برای این غزوه بسیج شوند. در اواخر سوره‌ی توبه این گونه به داستان این غزوه اشاره شده است:

لَّقَد تَّابَ اللَّـهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿١١٧﴾ وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّىٰ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّـهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١١٨﴾يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ﴿توبه:١١٩﴾

«همانا خدا بر پیغمبر و اصحابش از مهاجر و انصار که در ساعت سختی- که نزدیک بود دل‌های فرقه‌ای از آنها (از رنج و تعب در سختیهای جنگ تبوک و غیره) بلغزد- پیروی از رسولش کردند باز لطف فرمود و از لغزش‌هاشان درگذشت، که او درباره رسول و مؤمنان به یقین مشفق و مهربان است. و نیز بر سه تنی که [از پیوستن به مجاهدان تبوک‌] باز پس مانده شدند، تا آنگاه که عرصه زمین با آنکه گسترده است، بر آنان تنگ آمد، و تنگدل شدند و دانستند که پناهی از خداوند جز به او نیست، سپس به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند، که بی‌گمان خداوند توبه‌پذیر مهربان است.‌ ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و در زمره راستان باشید

پیام این قاعده این است: کسانی که خداوند توبه‌ی آنان را پذیرفته است و از جمله‌ آن سه نفر معروف، پیشوایان راستینی هستند که باید به آنان اقتدا شود.

با دقت در آیه‌ی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» روشن می‌شود که چرا این قاعده‌ی قرآنی به دنبال آن بخش از آیات که از غزوه‌ی تبوک سخن می‌گوید آمده است؟ می‌خواهد بگوید که صدق و راستی فراتر از آن است که در گفتار خلاصه شود بلکه علاوه بر گفتار، رفتار و حالات را نیز شامل می‌شود و پیامبر اسلام نمونه‌ی عملی این صفت زیبا در هر سه مورد بود.

پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– صریح الهجه، امین و مؤدب بود؛ حتی پیش از بعثت نیز بر عهد و پیمان‌های خود وفادار بود و همین امر باعث شد شماری از خردمندان قریش جذب اسلام شوند. آنان می‌گفتند کسی که با مردم دروغ نمی‌گوید محال است بر خدای خود دروغ ببندد.

بسیاری از کسانی که قاعده‌ی قرآنی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» را می‌شوند، تنها صداقت در گفتار در ذهن‌شان متبادر می‌شود؛ اما این در واقع به معنی قصور در فهم این قاعده است. زیرا اگر انسان تأمل کند می‌بیند که سیاق آیه در کنار صدق در گفتار، صدق در رفتار و حالات را نیز شامل می‌شود.

صدق و راستی آثار پسندیده‌ و فواید فراوانی دارد و نشان دهنده‌ی کمال عقلی و پاکی درونی انسان است. اگر آثار صدق را تنها در این بدانیم که شخص صادق از پلیدی دورغ و تشبیه به منافقین پیراسته است همین کافی است تا انسان صداقت را پیشه‌ی خود سازد. اما علاوه بر این صداقت صفاتی چون عزت و شجاعت و کرامت را برای انسان به ارمغان می‌آورد. اگر در ماجرای سه نفری که از غزوه‌ی تبوک تخلف کرده بودند دقت کنیم می‌بینیم که آنان چگونه طعم شیرین صداقت را چشیدند و نتیجه‌ی کار خود را و لو پس از مدتی دیدند.

با دقت در آیات وارده در باب صدق و ستایش از صادقان با صحنه‌های شگرفی روبرو می‌شویم. در این‌جا می‌خواهم به برخی از آثاری که صدق در دنیا و قبل از آخرت در زندگی انسان بر جای می‌گذارد اشاره کنم:

1- انسان صادق در راه انبیاء قدم می‌گذارد؛ بزرگ‌مردانی که آیات فراوانی از از قرآن از صداقت و خوش‌عهدی آنان می‌گوید.

2- انسان صادق مورد تأیید و نصرت خداوند است و خدای متعال همواره کسانی را می‌گمارد تا از بنده‌ی صادقش دفاع کنند؛ گاهی ممکن است شخص مدافع دشمن فرد باشد و به قول شاعر: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. در سخن زن عزیز مصر دقت کنید:

قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿یوسف:٥١﴾

همسر عزیز گفت اینک حق آشکار شد، من [بودم که‌] از او کام خواستم و او از راستگویان است.‌

3- انسان صادق در مسیر بهشت حرکت می‌کند مگر نه این است که پیامبر اسلام فرموده است:

"عليكم بالصدق فإن الصدق يهدي إلى البر، وإن البر يهدي إلى الجنة، وما يزال الرجل يصدق ويتحرى الصدق حتى يكتب عند الله صديقا"

راستی پیشه کنید که راستی به نیکی و نیکی به بهشت رهنمون می‌شود. انسانی که همواره راست می‌گوید و راستی پیشه می‌کند نزد خدا از زمره‌ی صدیقین نوشته می‌شود. خداوند در صفات اهل بهشت می‌فرماید: الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ ﴿آل‌عمران:١٧﴾

آنان شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و بخشندگان و استغفارگران سحرگاهانند

4- اهل صدق و راستی در روز قیامت اهل رستگاری هستند و خدای متعال فرموده است:

قَالَ اللَّـهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿مائده:١١٩﴾

خداوند فرمود امروز روزی است که راستگویان را راستی و درستی‌شان سود رساند، برای آنان بوستانهایی [بهشتی‌] است که جویباران از فرودست آن جاری است، و جاودانه در آنند و هم خداوند از آنان خشنود است و هم آنان از خداوند خشنودند، و این رستگاری بزرگ است‌

5-  راستان سزاوار بخشش و مغفرت خدا و شایسته‌ی دستیابی به اجر و پاداشی هستند که در قرآن کریم به آنان وعده داده شده است:

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّـهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّـهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿احزاب:٣٥﴾

بی‌گمان مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان مؤمن، و مردان و زنان فرمانبر، و مردان و زنان درستکار، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌بخش، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، خداوند برای همگیشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است.‌

پس از این همه مایه‌ی سرافکندگی است که صدق و راستی در زندگی انسان مسلمان کم‌رنگ باشد.

از میان مسلمانان چه بسیارند کسانی که دروغ می‌گویند! چه بسیارند آنانی که وعده‌خلافی می‌کنند! چه بسیارند آنانی که عهد و پیمان خود را می‌شکنند!

مسلمانی که رشوه می‌گیرد؛ مسلمانی که در شغل خود خیانت می‌کند؛ مسلمانی که اوراق و اسناد جعل می‌کند چه ارتباطی با اسلام دارد؟

اینان با اعمال و رفتار خود چهره‌ی اسلام خدشه‌دار کرده‌اند.

شگفت‌آور مسلمانی که این آیه را می‌خواند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ و در کنار نصوص فراوانی که به صدق و راستی فرا می‌خواند باز به دروغ متوسل می‌شود.

کاش به موضع ابوسفیان در زمانی که هنوز در جاهلیت به سر می‌برد دقت می‌کردند. ابوسفیان برای تجارت به سرزمین شام رفته بود. در آن روز‌ها نامه‌ی رسول خدا به دست هرقل رسیده بود. هرقل پرسید: آیا در شام کسی از قوم این مرد را می‌شناسید؟ گفتند: آری و آن‌گاه به سراغ ابوسفیان رفتند.

ابوسفیان درباره‌ی آن ماجرا چنین می‌گوید: همراه چند نفر از قریش مرا به کاخ هرقل بردند. هرقل پرسید: کدام یک از شما به این مرد که ادعای پیامبری کرده است نزدیک‌تر است؟ گفتم: من.

آن‌گاه مرا در جلوی خود و همراهانم را پشت سرم نشاند و گفت: من از این مرد چیزهایی درباره‌ی مردی که اعای پیامبری کرده است می‌پرسم. چنان‌چه دروغ گفت شما به من اشاره کنید.

به خدا سوگند از بیم آن که از عواقب دروغ بیم داشتم دروغ نگفتم و می‌دانستم که هیچ یک از همراهانم مرا ضایع نخواهند کرد.

ببنید این مرد در حالی که مشرک است چگونه از دورغ ابا می‌کند و آن را برای مردی که بر ارزش راستی و پلشتی دروغ واقف است ننگ می‌داند. این مروت عرب جاهلی بود که دروغ را زشت‌ترین اخلاق می‌دانست.

به همین خاطر وقتی ابن معین درباره‌ی دروغ از امام شافعی پرسید فرمود: دروغ را فرو گذار به خدا سوگند اگر دروغ حلال بود مروت و مردانگی من دورغ را نمی‌پذیرفت. در شرح حال اسحاق بن حسن حربی آمده است: درباره‌ی امام ابراهیم حربی از پرسیدند گفت: اسحاق ثقه و معتمد است چنان که اگر دروغ حلال بود هیچ وقت دروغ نمی‌گفت.

ابراهیم حربی درباره‌ی امام محدث هارون حمال می‌گوید: اگر دروغ حلال بود هارون آن را به خاطر عفت و پاکی زبانش ترک می‌کرد.

امام اوزاعی می‌گوید: به خدا سوگند اگر ندایی از آسمان بیاید و دروغ را حلال اعلام کند هرگز دروغ نمی‌گویم.

کسانی که دروغ را زشت و ناپسند می‌دانستند امروز کجا هستند؟ کاش مردم این دوران به دروغ کفایت می‌کردند و در پاره‌ای از موارد عادات کفار در دروغ‌گویی را ترویج نمی‌کردند. دروغ آوریل از نمونه‌های آن است و برخی می‌پندارند که این دروغ سفید است و نمی‌دانند که دروغ سراسر سیاه است مگر آن‌جا که شرع مطهر استثنا کرده باشد.

از زیان‌های دروغ همین بس که دروغگو از قافله‌ی مؤمنین راستین و صادق عقب می‌ماند؛ همان کسانی که خداوند در این قاعده‌ی قرآنی از آنان یاد کرده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ

پدران و مادران و مربیان گرامی! چه شایسته است نسل‌های آینده را بر اساس این اخلاق زیبا تربیت کنیم و زشتی دروغ را به آنان نشان دهیم و در صداقت و راستی برای آنان الگو باشیم.

 

استاد ادیب محمد کرد علی می‌گوید: اگر شعار راستی و صداقت سر دادیم و در ظاهر و باطن و در هر حالتی به آن پایند شدیم، در آن صورت شخصیت و وقت و مال و انرژی خود و دیگران را پاس داشته‌ایم و خود و فرزندان‌مان رستگار را خواهیم کرده‌ایم. نه نگران چیزی می‌شویم و نه از کسی بیم داریم و دیر یا زود از ثمرات و برکاتی که راستی برای ما به ارمغان می‌آورد بهره خواهیم برد. در سایه‌ی راستی است که به شرف و بزرگ دست خواهیم یافت و معنای انسانیت را درک خواهیم کرد.

بدون امتیاز