روزه داری و سکوت

ایرج رضایی

اگر قول عارف بزرگ مسیحی " مایستر اکهارت" را بپذیریم آنجا که گفت: "شبیه ترین چیز به خداوند، سکوت است."
در این صورت می توان گفت: روزه داری و دهان بستن از خوردن و نوشیدن، بیش از هر عبادت و طاعت دیگری، سرگشته و سالک راه حق را به مقام سکوت واصل و در نهایت به خداوند مانند می سازد. اما پرسش این جاست که چه نسبتی میان روزه و سکوت می توان قائل شد؟
پیش از پرداختن به این پرسش، بایسته است تا درنگی نماییم در معنا و مراتب سکوت و خاموشی. چنانکه گفته اند، سکوت از فضیلت های فراموش شده و از یاد رفته ی روزگار ماست. روزگار ما، به راستی روزگار بانگ و هیاهوی بی هوده و ژاژخواهی ها و یاوه گویی های دراز دامن و بی حاصل و بی پایان است. در این میان، مصلحت وقت اهل سود و سیاست که رسانه ها و بنگاهای بانگ و رنگ را جهت پیشبرد مقاصد خویش در عنان اختیار گرفته اند، بیش از هر چیزی ایجاب می کند تا با تعرض بر ساحت قدسی سکوت بر دامنه ی هیاهو و بانگ و مشغله و فریاد بیافزایند. زیرا سکوت آدمی را فرامی خواند تا همواره در محضر خویش باشد و با تامل در احوال وجودی خود به درک ژرف و اصیلی از خویشتن خویش نایل آید. طبعا این امر، معرفت و آگاهی بصیرت بخش و نکته آموز و غفلت ستیزی را با خود به همراه می آورد که با سود و سودای ارباب قدرت و منافع ایشان سازگار نمی نماید. از همین رو، می بینیم که صاحبان رسانه ها که به مراکز قدرت متصل اند و سررشته ی امور در دستان ایشان است با انحا و شیوه های مختلف و با توسل به انواع حیله ها و رنگ و نیرنگ های گونا گون می کوشند تا ذهن و ضمیر آدمیان، یک دم به حال خود آسوده نماند و پیوسته در معرض هجوم و بمباران اقسام نازل خبرها و آواها و نواهای بی محتوا و عاری از معنا قرار گیرد. بی تردید، شرط اول قدم جهت شنیدن و تفکر و تعمق راستین و ژرف، و نظر دوختن نقادانه به احوالات درون و بیرون، آرامش ذهنی و خاموشی و سکوت است. سکوت، به آدمی مجال می دهد تا فارغ از ارزشداوری های ایدئولوی زده ی تحمیلی و تحمیقی حاکم، در جهان درون و بیرون و پیرامون خویش نظر بدوزد و از این رهگذر، گامی برای تعالی و رهایی خویش از زنجیرهای مرئی و نامرئی که بر بال و پر ذهن و جان او بسته شده است بردارد. امری که شیفتگان قدرت را در عبا و قبای پرتزویر و دروغین طاعت و خدمت خوش نمی آید.
از این مقدمه که بگذریم، سکوت چنانکه استاد ملکیان از عارفی اسپانیایی نقل می کند، سه مرتبه دارد:
سکوت دهان، سکوت ذهن و در نهایت سکوت اراده. اجتناب از سخن لغو دشوار است، خاموش ساختن وراجی های حافظه و تخیل بسیار دشوارتر است؛ دشوارتر از همه آرام کردن آوای تمنا و ندای نفرت در ساحت اراده است" ( ملکیان، سیری در سپهر جان، ص ۱۵۰)
با این توصیف، روزه گرفتن در معنای حقیقی و باطنی خود، راهی برای رسیدن به معنای سکوت در معنای عمیق و ژرف آن یعنی خاموشی خواهش ها و تمناهای خودخواهانه ی درون است. در این مقام است که آدمی گویی با نائل شدن به مرگ پیش از مرگ و زایش دوباره به صفات خداوندی که عاری از هرگونه آز و نیاز است تشرف و تقرب یافته است. آری، خداوند صمد است و صمد یعنی موجودی که جوف و شکم ندارد و از همین رو بی نیاز از خوردن و آشامیدن است. روزه دار نیز با اجتناب از طعام تو گویی به صفت صمدیت اتصال می یابد.
باری، با عنایت به آنچه گفته شد به نظر می رسد، روزه از این ‌منظر بیش از هر طاعت دیگری حتی طاعتی چون نماز بنده را به حق، شبیه و ‌مانند و متصف می سازد.

بخش اخبار: 
اصلی