داعش و بعد داخلی تروریسم: نقدی به بازنمایی علمای سنی در صدا و سیما

د.سیدجواد میری

از دیروز که این اتفاق شوم در تهران رخ داد، شاهد حضور علمای ایرانی با گرایش تسنن در سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم که فی نفسه سنت حسنه ی است و باید به فال نیک گرفت ولی بقول استاد سخن شهریار که میگفت:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

به عبارت دیگر، از مدیریت استراتژیک سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باید پرسید که چرا تا به حال نسبت به این قسمت از جامعه ایران بی توجهی کرده است و در رسانه ملی هیچ بازنمایی معناداری تسبت به ایرانیان اهل تسنن انجام نداده است؟ این نقص بزرگی در رسانه ملی ما است که نسبت به تکثر و تنوع "تاخیر درکی" دارد و انباشت اینگونه تاخیرها در دراز مدت میتواند امنیت و انسجام ملی ما را به شدت تضعیف کند. البته نکته مهم دیگری نیز در این دو روز در سیمای ملی نسبت به علمای ایرانی با گرایش تسنن دیده میشود که به نظر من برای رفع این نقیصه نمیتوان انتظاری از مدیریت بروکراتیک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران داشت بلکه باید از ظرفیت علوم انسانی و مشخصا انجمن جامعه شناسی ایران مدد گرفت. اجازه دهید اول مشکل را صورتبندی کنم و سپس راهکار خویش را ارائه دهم. مشکل به نظر من این است که در بازنمایی علمای ایرانی اهل تسنن، رسانه آنها را به صورت سوژه بازنمایی نمیکرد بلکه آنها را به صورت ابژه به تصویر کشید و این
ابژه وارگی در شیوه به تصویر کشاندن این علماء و اساسا جامعه اهل تسنن ایران قابل رویت بود. چگونه؟ پرسش از سوی سوژه (که در اینجا مشخص بود نگاه حاکمیتیِ مرکزنشین مبتنی بر یک قرائت ویژه از تشیع است) مطرح و ابژه عالم غیرشیعی حاشیه نشین است که بابد این عمل شنیع را تقبیح کند. این که تروریسم محکوم است مورد مناقشه من نیست بل موضوع نِقاش من شیوه ترسیم دیگری در رسانه ملی است که به بیننده این حس را القاء میکند که ایرانی غیرشیعی "دیگری" است که به دلایلی امروز موقتا در سطح ملی مطرح شده است ولی نه به عنوان سوژه بل به عنوان ابژه که قرار است پرسش "من" را در چارچوب تعیین شده از سوی "من" پاسخ دهد. این رابطه مبتنی بر مناسبات سوژه و ابژه است که در دایره سلطه قرار میگیرد و اگر اصلاح نشود موجبات فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران را رقم خواهد زد. متوجه باشیم که یک نکته مهم در عملیات دیروز بعد داخلی این حرکت بود که نیاز به پردازش جدی دارد. به سخن دیگر، تمامی عاملان حرکت تروریستی دیروز ایرانی بودند و تمامی آنها از جامعه اهل تسنن ایران و به نظر من این زنگ خطری است از منظر "امنیت پایدار" که چرا چنین اتفاقی در بین بخشی از جامعه ایران روی داده است. به تعبیر دیگر، ما با اهل تسنن در ایران چه کرده ایم یا بازنمایی سوژه ایرانی چگونه رخ داده است که در این بازنمایی جوان کرد ایرانی یا ... خود را سوژه نمیبیند بل در قالب ابژه فهم میکند و برای شکستن این رابطه دست به نابودی مام وطن و هموطنان خود میزند و اینچنین حاضر به خونریزی میگردد؟ به نظر من، ما نیازمند یک بازنگری جدی در فهم خویش از هویت و مناسبات مرکز و حاشیه و سیاستگزاریهای مذهبی و بازنمایی سوژه ایرانی در رسانه ملی در چارچوب سیاستگزاریهای متکثر و مدیریت آنها داریم. شاید اگر سیاستمداران و مدیران عرصه امنیت قدری به مشاوره با
جامعه شناسان روی آورند مطمئننا عبور از این پیچ خطرناک در وضعیت شکننده منطقه ممکن و سهل تر خواهد گردید.

بخش اخبار: 
اصلی