کشتن نوجوانی به احتمال کفر در آینده در داستان موسی و خضر که خضر جوانی را می‌کشد: [موسی و خضر] رفتند تا به پسری رسیدند. [خضر] او را کشت.

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
موسی گفت: آیا جان پاکی را بی آنکه مرتکب قتلی شده باشد، می‌کشی؟ مرتکب کاری زشت گردیدی... [خضر گفت] اما آن پسر، پدر و مادرش مؤمن بودند، ترسیدیم که آن دو را به عصیان و کفر دراندازد. خواستم تا در عوض او پروردگارشان چیزی نصیب‌شان سازد به پاکی، بهتر از او و به مهربانی نزدیک تر از او.[آیه۱۰] منتقدان در باب این آیه معتقدند که مجموعه قوانین کیفری دنیای مدرن، مجازات کودکان نابالغ را نمی‌پذیرند. همچنین هیچ فردی را نمی‌توان به احتمال آنکه ممکن است در آینده مرتکب جرم شود، مجازات کرد. مجازات به جرم ارتکابی تعلق می‌گیرد، نه جرم ناکرده. در مقابل بیان می‌شود خضر ماموریتش در نظام تکوین و موسی ماموریتش در نظام تشریع است و به همین دلیل این دو با هم جمع شدنی نیستند. در نظام تشریع که همه پیامبران نماینده آن هستند، هیچ‌کس از جمله خود این پیامبران مجاز به انجام اعمالی مشابه اعمال خضر -همچون کشتن یک انسان بی‌گناه به احتمال انجام کار نادرست در آینده- نیستند.

حکمت انجام آن کارهای خارق‌العاده برای ما انسان‌ها روشن نیست و آن یک حادثه بود که میان آن بنده‌ی صالح و موسی-علیه‌السلام- انجام گرفت. هیچکدام از علما در اجرای حکم به آن داستان استناد نکرده‌اند و نمی‌کنند و آن را مصدر و منبع قانون‌گذاری قرار نداده‌اند.