معنویت در عصر حاضر در گفتگو با شیخ «مصطفی امامی» امام جمعه‌ی مسجدجامع خوری بندرعباس و مدرس مدرسه علوم دینی بندرخمیر

معنویت در عصر حاضر در گفتگو با شیخ «مصطفی امامی» امام جمعه‌ی مسجدجامع خوری بندرعباس و مدرس مدرسه علوم دینی بندرخمیر

س. لطفاً در مورد اهمیت معنویت در اسلام توضیح دهید.

ج. الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی اشرف المرسلین سیدنا و نبینا محمد و علی آله و صحبه و سلم اجمعین.

از آنجایی که دین اسلام ربانی است و از جانب خالق بشر فرستاده شده است خیلی طبیعی است که قوانین آن تضمین‌کننده‌ی تمام احتیاجات بشراست. با عنایت به بُعد روحی و معنوی بشر به عنوان یک حقیقت غیر قابل انکار و نیاز او به تأمین نیازمندی‌های روحی و معنوی خود، بدیهی است که پرداختن به معنویت و توجه به این مقوله در اسلام جدی گرفته شود.

الله سبحانه و تعالی یکی از اهداف ارسال رُسُل را تزکیه که همان رسیدن به اوج معنویت است می‌داند: (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)[جمعه:2]؛ «اوست آن كس كه در ميان بى‌سوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد، و [آنان‌] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.»

و در همین سوره عالمانی که به علم محض قناعت می کنند و توجهی به معنویت و تزکیه نفس ندارند را مورد نکوهش قرار دادن تا جائی آنها را با دراز گوش برابر می داند:

آنجائی که می فرماید: (مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا...)[جمعه:5]؛ « مثل كسانى كه [عمل به‌] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند، همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‌كشد.»

و رسول الله (صلی‌الله علیه‌و‌سلم) هدف از بعثت خود اصلاح رفتارها و اخلاق در پرتو تعالی معنویت بیان می‌دارد، آنجائی که فرمود: (انّما بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارمَ الاخلاق)؛ «برانگیخته شده‌ام تا سجایای اخلاقی را به کمال برسانم.»

 

س. ارتباط معنویت با قرآن را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج. اصولا اسلام مترادف با قرآن است و هر آنچه را که نتوان در قرآن یافت ناگزیر ربطی به اسلام ندارد، بنابراین وقتی ما می‌گوییم توجه به معنویت و تزکیه و تربیت نفس به صورت جدی مورد توجه اسلام است یعنی قرآن جداً به آن پرداخته است. می‌شود به وجهی ادعا کرد که کلّ قرآن با معنویت همراه است و حتی در زمان بازگو کردن قوانین محض باز هم آن را همراه نکات معنوی و تربیتی بیان می‌دارد، بر عکس باقی کتابهای قوانین که خشک و بی‌روح می باشند. قرآن بایدها و نبایدها را، امر و نهی را فوق العاده حکیمانه و خیره‌کننده در دریایی از تذکرات معنوی و تربیتی بیان می‌دارد تا جایی که ابتدا فرد مؤمن تحت تأثیر ادبیات معنوی قرآن، پرورش فکری و روحی پیدا کرده و آماده‌ی پذیرش حکم می‌شود. احکام قرآن بدین خاطر است که خسته کننده نیست بلکه فوق‌العاده انسان‌ساز، جامعه‌ساز و تمدن‌آفرین است.

علاوه بر این مطلب آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که مستقیم به این مهم پرداخته است، مثلا الله سبحانه و تعالی رستگاری بشر را متوقف بر تزکیه نفس و رسیدن به درجات عالی معنوی می داند: (قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا)[شمس:9-10]؛ «کسی رستگار و کامیاب می‌گردد که نفس خویشتن را (با انجام طاعات و عبادات، و ترک معاصی و منهیّات) پاکیزه دارد و بپیراید و کسی ناامید و ناکام می‌گردد که نفس خویشتن (و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت) پنهان بدارد و بپوشاند، و (به معاصی) بیالاید.»

و شرط قبولی اعمال را تقوای خدا می‌داند: (...إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّـهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[مائده:27]؛ «خدا (کار را) تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!»

 

س. آیا حفظ معنویت در عصر حاضر ممکن است؟

ج. سؤال بسیار مهمی است. بارها از طرف جوانان این نگرانی و دغدغه مطرح شده که آیا واقعا حفظ معنویت و رسیدن به تزکیه و تربیت نفس در عصر حاضر ممکن است؟ بله، مشکل است ولی شکی در امکان آن نیست. اولا عقلا محال است که ادعا شود رسیدن به معنویت در این عصر ناممکن است و اگر چنین باشد یعنی غفلت الله تبارک و تعالی از وضعیت عصر حاضر و مستثنی نکردن مردمان این دوران. علاوه برآن اگر کسانی تصور می‌کنند که دنیا در گذشته جذابیت نداشته و دنیاگرایی و ماده‌پرستی وجود نداشته کاملاً در اشتباهند. دنیا همیشه جذاب بوده است و رسیدن به معنویت هم در عین جذابیت دنیا اتفاق افتاده است. رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم) می فرماید: (إِنَّ الدُّنْيَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ, وَإِنَّ اللَّهَ مُسْتَخْلِفُكُمْ فِيهَا, فَيَنْظُرُ كَيْفَ تَعْمَلُونَ)[به‌روایت مسلم]؛ «دنیا شیرین و سرسبز است و خداوند شما را در آن گمارده است تا بنگرد چه‌سان عمل می‌کنید.» در همان دوران نیز کسانی بودند که معنویت را مطلقا رد می کردند و تمام هستی را همین جهان مادی می پنداشتند و می گفتند: (...مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ...)[جاثیه:24]؛ «چیزی جز زندگی دنیوی ما در کار نیست، که زنده می‌شویم و می‌میریم و چیزی جز روزگار ما را نمی‌کشد...»

 حفاظت از هر چیزی نیاز به فراهم آوردن شرایط خاص خود را دارد. معنویت نیز مستثنی از این قاعده نیست. مثلا کسی که از اعضاء و جوارح خود حفاظت نمی‌کند نباید تمنای داشتن قلبی پاک را داشته باشد. 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد 

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

آنهایی که دل را آزاد کردند خنجر تقوا و تزکیه نفس را بر دیده خود زند. بنابراین حقیقت این است که اگر قواعد پرورش معنویت که قرآن و سنت آن را پیشنهاد می‌کنند رعایت شود، در هر عصری حفاظت از معنویت امکان پذیر و شدنی است.

 

س. چگونه می‌توان در دوران جوانی معنویت را در فرد تعمیق بخشید؟

ج. دوران جوانی به همان اندازه که بعضی گرایشات منفی در درون انسانها قوی‌تر است قدرت و توانایی انجام تمرینات برای پرورش معنویت نیز در انسان قوی‌تر و شاداب‌تر است. ایمان و معنویت و اعمال صالحات یک رابطه دو طرفه دارند یعنی بودن معنویت قوی سبب اشتیاق به انجام اعمال صالحات می‌شود و انجام اعمال صالحات سبب تقویت قدرت معنوی و روحی انسان می‌گردد. بنابراین یک جوان با توجه به توانایی بالایی که در انجام اعمال صالحات دارد بیش از دیگران معنویت حاصل خواهد کرد.

 

س. برای حفظ معنویت چه راهکارهایی وجود دارند؟

ج. بصورت مختصر بعضی از راهکارهای تعمیق معنویت در جوانان از این قرار است:

1. آگاهی کافی. ذهن جوانان پویا و خلاق است و مهارناپذیر و تا زمانی که چیزی خوب نفهمند به آن تن نمی‌دهند و چون رسیدن به تزکیه و تربیت با تحکم امکان ندارد، دادن آگاهی سالم و صحیح اولین پله‌ی حرکت بسوی روح معنویت است.

2. تأمین نیازمندی‌های طبیعی جوانان از راه مشروع و آسان‌سازی بستر برای رسیدن به نیازهای حقه آنها. گاهی انحرافات و دوری از ایمان و معنویت حاصل به هم‌ریختگی وضعیت جوان است. او یکسری احتیاجات طبیعی دارد که چون آن را از راه صحیح نمی‌تواند بدست آورد، به هنجار‌شکنی روی می‌آورد.

3. کاشتن محبت الله و رسول(صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم) در دل جوانان تا جایی که محبت برتر نزد آنها محبت الله و رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم) باشد و علاقه‌مندی‌های نفسی آنها در مقام پایین‌تر قرار گیرند که در این صورت محبت برتر آنها را به اوج معنویت می‌کشاند.

4. الگوسازی برای جوانان از جنس خودشان و بیان الگوهایی مؤثر از تاریخ بشریت برای آنها مثل سیدنا یوسف و جوانان صحابه و شور و نشاط ایمانی آنها و...

5. نفس آدمی به مانند موجودی رام نشده است که اولا برای رام کردن آن نیاز به تمرینات فراوانی دارد و ثانیاً احتمال اینکه دوباره وحشی بشود نیز وجود دارد. بنابراین برای تربیت نفس و تزکیه‌ِ‌‌ی آن دو مرحله پیش روی انسان است مرحله رام کردن نفس اماره و مرحله پاسبانی از دستاورد معنوی که مبادا از دست برود.

 

س. چگونه عمل کنیم تا معنویت در ما زنده بماند؟

ج. روند تربیت و تزکیه نفس و پیمودن راه ترقی معنوی یک روند طولانی‌مدت است و نیاز تمرین و مراقبت مستمر و فراوان دارد و کسانی که انتظار رسیدن زود هنگام به سر منزل مقصود را دارند هرگز به منزل نخواهند رسید. 

آنچه در بسیاری از آیات و احادیث به عنوان اوصاف مؤمنین واقعی از آنها یاد شده است اوصاف ایده‌آلی است که انسان مؤمن قرار است طی یک فرآیند دراز مدت به آن دست پیدا کند.

بنابراین اولاً برای تربیت روحی و رسیدن به معنویت نباید از منبع قرآن و سنت خارج شد.

ثانیاً از رفتارهای مولد معنویت، هرچند کوچک، شروع کرده و استمرار را مهم و کلیدی بداند.

ثالثا از اینکه گاهی نفس چموشی می‌کند هرگز نهراسد.

رابعاً با توجه به صفت (وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ) که همراه نفس است مرتب به خود القاء کند که منفعت واقعی نزد الله است و دیگرچیزها نابود می‌شوند: (مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّـهِ بَاقٍ...)[نحل:96]؛ «آنچه نزد شما (مردمان از نعمت جهان) است ناپایدار و فانی است، و آنچه نزد خدا است ماندگار و باقی است.»

خامساً هرگز روش سرکوب را برای نفس انتخاب نکند بلکه احتیاجات او را به صورت متوازن و صحیح برآورده کند. 

سادساً در راه رسیدن به اوج معنویت از صبر و نماز کمک بگیرد: (وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ...)[بقره:45]؛ «و از نماز و شکیبایی یاری بگیرید.»

سابعاً برای تقویت قوه‌ی معنوی، برنامه تلاوت قرآن را مستمر داشته باشد و لو اندک.

ثامناً آرزوهای مادی نامتناهی را در ذهن خود با عنایت و توجه به حقیقت مرگ کنترل کند.

اگر به این مسائل توجه شود ان شاءالله معنویت حاصل شده و حفاظت خواهد شد.

 

س. معنویت چه نقش عملی در حل مشکلات روحی و اخلاقی انسان معاصر دارد؟

ج. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که رفاه و ابزار زندگی بیش از هر زمانی در اختیار داریم. چیزی که امروز یک انسان عادی در اختیار دارد چه بسا چند دهه قبل حتی در اختیار بزرگترین پادشاهان نبوده است. با این حال، انسان امروز وضعیت مطلوبی ندارد.

چه زیبا الله متعال می‌فرماید: (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى)[طه:124]؛ «و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگ [و سختى‌] خواهد داشت، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‌كنيم.»

واقعیت این است که زندگی بشر بدون توجه به معنویت دچار بن‌بست در دنیا و آخرت می‌شود این حقیقت توسط قرآن و سنت و واقعیت تجربی روزگار ثابت است.

الله متعال بهره‌مندی بهینه از زندگی دنیا را منوط به ایمان و معنویت می‌داند: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)[اعراف:96]؛ «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‌گشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان‌] آنان را گرفتيم.»

ما با چشمان خود می‌بینیم که بشر هر قدر برای رفع مشکلات روحی خود از طریق دستاوردهای مادی تلاش می‌کند کمتر به نتیجه می‌رسد. قرآن کریم رسیدن به آرامش را با ذکر الله ممکن می‌داند: (الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّـهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)[رعد:28]؛ «همان كسانى كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‌گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‌يابد.»

و همچنین الله مرتفع شدن خوف و اضطراب را فقط در ایمان و استقامت در راه ایمان می‌داند: (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ)[فصلت:30]؛ « در حقيقت، كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست»؛ سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‌آيند [و مى‌گويند:] «هان، بيم مداريد و غمين مباشيد، و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد.»

و همچنین می‌فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ)[احقاف:13]؛ «محققاً كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ايستادگى كردند، بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.»

بدون امتیاز