وحدت مسلمانان به چه معناست؟

وحدت مسلمانان به چه معناست؟

اتحاد میان مسلمانان به معنی نزدیک شدن فرقه‌های اسلامی به یکدیگر با حفظ کیان و ماهیت آنهاست. به معنی حفظ اصول مشترک و آزاد گذاردن و معذور داشتن هر فرقه در فروع خاص خود است. به معنی عدم نزاع و درگیری فرقه‌ها و آگاهی از عقاید یکدیگر و حساسیت نشان ندادن در برابر فرقه‌ی دیگر نسبت به مختصات آن فرقه است.

 

و راه رسیدن به این هدف تکیه کردن بر عقل و منطق و دوری گزیدن از احساسات زود گذر و تعصبات غیر قابل کنترل است. 

اسلام از سلامت مشتق است، روح و جوهر اسلام با سلامت آمیخته شده و تمام کرامت‌های انسانی در آن گرد آمده است، بنابراین مردمی که زیر لوای اسلام گرد آمده‌اند، باید با یکدیگر به سلامت زندگی کنند و کرامت و شرافت خود را همواره در خشان و تابنده نگه دارند. 

مردمی که خدا، دین، رسول، قبله و کتاب سنگ بنیادین عقیده‌ی آنهاست، می‌بایست همواره به سنگ‌های بنیادین عقیده‌ی خود فکر کنند و آن‌ها را از عوامل خلل‌ناپذیر اتحاد و همبستگی خود بدانند. 

مسلمین باید قرآن را که میلیون‌ها نسخه‌ی خطی و چاپی، بدون تحریف آن موجود است و همگی به اصالت و صحت آن اعتراف دارند و در هر خانه‌ای لا اقل یک نسخه از آن موجود است جلوی روی خود بگشایند و با تدبر و تعمق به این آیات توجه کنند: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا)، (وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ) و (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ) (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً) آنچه از این آیات مفهوم است این است که خداوند راه عزت، سعادت و کمال را در اتحاد و همبستگی قرار داده است. 

در دستورات اجتماعی اسلام بدون استثنا در هر موردی که به نحوی برای مسلمانان الزام‌آور هست، هدف نهایی آن ایجاد محبت و الفت و برادری و اتحاد میان مسلمانان است مانند نماز جمعه، نماز جماعت، سلام کردن، مصافحه، تعاون، هدیه، انفاق، عیادت مریض و... 

و بطور کلی هر عملی یا صفتی که به نحوی در اسلام منع شده، برای جلو گیری از اختلاف و در گیری و نزاع میان مسلمانان است. مانند نهی از گمان بد، تجسس، دروغ، غیبت، ناسزا گفتن، تکبر و خودخواهی، مسخره کردن و قطع رحم. 

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای پیامبر -صلّی الله‌ علیه‌ وسلّم- مرتبت ایجاد الفت و اتحاد در میان مردم متفرق و پراکنده است. مردمی که در اثر تعصبات بی‌جا، به جان هم افتاده بودند. و بر لب سقوط و اضمحلال بودند، و نبی اکرم (ص) در اثر تعالیم حیاتبخش اسلام، همگان را به خدای واحد متوجه ساخت و آنان را در مجالس و جماعات در یک صف قرار داد، امتیازات موهوم را از می‌ا ن بر داشت و سیاه وسفید وعرب وعجم، و فقیر و غنی. همه و همه را فرزندان یک پدر ومادر معرفی کرد و فضیلت و امتیاز را تنها به تقوی و علم و مجاهدت دانست که در اثر کوشش و ریاضت بدست می‌آید.

بزرگ‌ترین عامل عزت و سرافرازی امت‌های پیشین انسجام وحدت مسلمین بوده و بالا‌ترین عامل شکست و ذلت و سقوط ایشان تفرقه و اختلاف می‌باشد. سیدنا علی (رض) در نهج البلاغه این حقیقت را چنین بیان می‌فرماید: «از کیفر‌هایی که بر اثر کردار بد و ناپسند بر امت‌های پیشین فرود آمد خود را حفظ کنید، و حالات گذشتگان را در خوبی‌ها و سختی‌ها به یاد آورید و بترسید که همانند آن‌ها باشید! پس آنگاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می‌کنید به کارهایی بچسبید که موجب عزت و شوکت ایشان گشت: دشمنانشان رانده و دور شدند، عافیت بسوی آنان کشیده شد، نعمت خدا در اختیارشان بود و رشته‌ی کرامتشان پیوستگی یافت آنچه موجب عزتشان گشت: دوری گزیدن از تفرقه و پراکندگی و همت گماشتن و توصیه و ترغیب یکدیگر بر رعایت اتحاد و اتفاق بود. و از هر امری که ستون فقراتشان را می‌شکست و قدرتشان را سست می‌کرد اجتناب ورزیدند مانند کینه‌توزی، بخل، حسادت و... » (نهج البلاغه خطبه‌ی ۱۹۲) 

دین الهی یگانه محور وحدت مسلمانان جهان است. مادامی که دل‌ها و افکار پراکنده است فراوانی تعداد فایده‌ای ندارد و خداوند به مردمی که با یکدیگر اختلاف دو گانگی دارند هیچ خیر و برکت و سعادتی عطا نخواهد کرد. نه به گذشتگان، نه به حاضرین و نه به آیندگان. 

یکی از طرق ایجاد اتحاد و بستن راه پراکندگی و اختلاف رعایت ادب در کلام است. به نحوی که‌ شأن و احترام طرف بحث لحاظ گردد و از سخنان گوینده جسارت و اسائه‌ی ادب استشمام نشود، که سخن گوینده هر چند قرین حق و عدالت باشد، هر‌گاه در قالب خشونت القا شود ضمن اینکه مقبول و مطلوب نیست بلکه تیرگی و کدورت را در پی خواهد داشت. 

هر مسلمانی باید باور داشته باشد که دیگران هم انسان‌هایی مانند او هستند و مانند او فکر و اندیشه دارند و مانند او در گزینش و انتخاب مذهب آزاد می‌باشند و‌‌ همانگونه که او مذهب خود را با ادله‌ی قطعی و مسلم و براهین غیر قابل خدشه و انکار حق و صواب می‌داند، دیگران هم مذهب خود را با‌‌ همان ادله و براهین حق و صواب می‌دانند.

میانگین امتیاز: 3.2 (از 5 رای)

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

با سلام متعجبم که چگونه باید

با سلام

متعجبم که چگونه باید با کسانی بر سر میز اتحاد نشست که افکاری چون تقیه (دروغ مصلحتی) و.... دارند..... متعجبم که چرا گذشته ، کلام الله و سنت رسولش برایمان درس عبرت نشده؟؟؟!!! .... فقط متاسفم.. و پناه بر الله از شر این تئاتر های فریبنده... امیدوارم نظرم منعکس شود ..حق نگه دارتان

سلام بر پيروان دين

سلام بر پيروان دين سلامتاسلام.خدا يكي پيامبر يكي و قران يكي است.ماهمه مسلمانيم وبرادر .هفته وحدت گرامي باد.

نا سیونالیزم احزاب اسلامی !،

نا سیونالیزم احزاب اسلامی !، زیبندهء اسلام نیست !
ناسیونالیزم افراطی ،در میان اقوام وملیتهای مختلف،پدیده ای است طبیعی¬ومعمول ومعلول اعمال ستم وتبعیضهای منفوروحقکشیها وخوی درندانهی دولتهای حاکم¬بر جامعه می باشد.تداوم این روند مستبدانه سبب می شود قدرت حاکم تبدیل به دشمنی مشترک برای اقوام گردیده وجهت رفع ستم ملی وظلم زدایی چاره جویی نموده واتحاد وتشکیلاتی برای مبارزه علیه دولت حاکم فراهم بنمایند.تدریجا تشکیلات رنگ حزبی سازمان یافته به خود می گیرند واحزاب ملی گرا وشکل افراطی آن ،وطن پرست متولد می شوندکه برای احقاق حقوق قومی خویش ،کمر همت به مبارزه علیه نظام مستبد می بندند.باهمه ی محدودیت ونارسایی این تفکر به علت انحصارطلبی قومی ونادیده گرفتن حقوق دیگر اقوام، پتانسیل اختلاف بین احزاب ملیتهای مختلف¬درآن نهفته وپرورش می یابدوشاید دست آویزی مناسب برای حاکمیت جهت اختلاف وتفرق وجنگ میان حزبی مبدل گردد و به جای ثبات وتداوم مبارزه علیه ستم پیشگان ،لوله ی سلاحها علیه همدیگر برگشته وجنگ وبرادر کشی آغاز گردد آنچه را در میان احزاب ملیگرا ی بعضی از کشورها در چند دهه ی اخیرشاهد آن بودیم .با این وصف این پدیده میان احزاب میلیگرا جای انتظار،معمولی ومحتمل است.زیرا این اندیشه زاده ئ مغزافرادی است که موسس احزاب مذکوربوده ودر حقانیت خویش وبطلان غیر، ادله¬ئ شخصی داشته ومشروعیت خویش را توجیه می کنند .موفقیت وکامیابی خود رادر حذف دیگری ،"دوست دیروزی و دشمن امروزی می پندارند" .!
نمی خواهم بیشتر وارد این فاز گردم اما قبح برادر کشی بین احزاب ملی یا مذهبی بر همه عیان است جز برموسسان حزبی که در قبال آن صم وبکم نشسته اند .! اما در این قسمت از مطالب پرداختن به آفتی است که متاسفانه دامنگیر مسلمانان و احزاب اسلامی گردیده است .که جهش نطفه ی آن زاییده ئ اندیشه ئ میلیگرایانه افراطی است و"ناسیونالیزم اسلامی احزاب " فرزندان آنند .! واین عمل وارد شدن به بازیهایی است که نه تنها مسلمانان از آن سودی نخواهند برد بلکه در هر صورت بازنده ئ آنند.وچه بسا تداوم این روند ،سبب برادر کشیهای نا مطلوب ووخونریزیهای ناروا گشته واحزاب و ملتها رابه ناکامی و انزوا و سیر قهقرا ی ابد ی بکشاند. به دلایل و آرائ مستبدانه شخصی واستدلال های من درآوردی مسئولین ،کسی محکوم شناخته نشده وقاتلی برای مقتولین مظلوم معرفی نمی گردد.! دین اسلام با آن همه شفافیت ومنابع واحد قرآن وسنت ،به هفتادو چند فرقه منشعب گشته وهمچنان احزاب اسلامی بر تکثیر و تکاثر آن میافزایند.ومی خواهند دین اسلام را با رنگ حزبی مزین گردانند.!کسانی که آیه ئ "واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا "را می خوانند وتفرق می ورزند .!هریک میان قفسی خود را محبوس گردانیده وبیرون آن راغیر مومن می پندارند.! آیه ئ" انماالمومنون اخوه ،فاصلح بین اخویکم " را ازبر دارند و مومنان غیر حزبی خود را عدو می دانند وخونش را روا یا بی بها می دانند.! آیه ئ قصاص را تلاوت می کنندو به قباحت قتل نفس مسلمان واقفند وجرم می پندارند واین همه مقتول بی گناه را دیه ای تعلق نمی گیرد .وکسی از کشتارشان منزجر ومتالم نیست .فاجعه ئ کودتای مصر راشاهدند وعده ای بر آن می خندند .کشتار مردم عراق و افغانستان به بهانه های واهی مبارزه با تروریسم توسط کفتار پیر غرب و حامیان منفورش را شاهد بودند کسی بر محکومیت آن جنایت اقدام نکرد . چرا ؟ چون در آمار حزبی آنها نبودند ! فاجعه ئ انسانی در سوریه را می بینند ومردم آواره ومفلوک ومظلوم را مشاهده می کنندو عده ای از احزاب مسلمان ما به آنها می خندند !، زیرا به صلاح حزبشان نیست .! در واقع مصلحت حزبی را بر تکلیف به دین ترجیح می دهند و حکمت می پندارند .! درخت تنومند وستبراسلام را رابه شجره ئ زقوم مبدل کرده اند که باخون مسلمنان توسط استکبار جهانی به طراحی آمریکا وانگلیس شوم وایادیشان در منطقه آبیاری می کنند ومیوه ئ آن را می چینند و توسط احزاب به خورد مسلمانان در مصروعراق و سوریه و افغانستان و لیبی و میانمار وو... داده می شود . این قصاب قهار هرچند گاهی عده ای از مسلمانان را به جان هم انداخته وبه قتلگاه می برد وعده ای دیگر بر این فجایع نظاره گرند خم به ابرو نیاورده وبر بی حکمتی همدیگر نسبت می دهند .غافل از اینکه فردایی نه چندان دور نوبت قربانی کردن آنها فرا خواهد رسید .آنگاه چه کسی رامتهم وبی حکمت بخوانیم ؟
هیچگاه منکر اختلاف در آراء و ایدئولوژی وتنوع قرائتها وتفاسیر گوناگون نخواهیم بود اما نه تا حدی اختلاف وتفرق حزبی به تنفر وانزجار از مسلمانان دیگر یاتکفیر و صف آرایی در مقابل همدیگر بینجامد.نه تاحدی که در بلایا ومصائب وغم وشادی مسلمانان دور و نزدیک بی تفاوت یا شادمان باشیم.جای بس تاسف است.آنچه را دراین سالها در ممالک اسلامی شاهدش بودیم ،کشتار بی رحمانه ئ مسلمانان ،ویرانی خانه وکاشانه ئ آنها،تخریب بافت اجتماعی ،دینی واعتقادی،فرهنگی ومدنی و ارزشی مسلمانان را مشاهده کردیم اما در محافل ومجامع حزبی اظهار همدردی واستمدادی در حق آنها به عام صورت نگرفت . بلکه با عناوین ساخته وپرداخته ئ اجنبیها وبرچسبها ی واهی ازقبیل جنگ باتروریست و ارهابی و.... برائت خویش را با آنها اعلام ،تاشاید بتوانیم به اندیشه ئ استکباری نزدیک وبه آن پیوند خوریم واز قافله جا نمانیم .!وگوی این افتخار متمدن مآبی را برباییم.تا اسلام ناب ما مقبول هیولای خونخوار یهود مسخ شده وصهیونیزم جهانی گردد.!امروز شاهد قلع وقمع مسلمانان در گوشه وکنار جهان هستیم وخون وعرض وجان ومال آنها مبدل به کالایی گردیده که ناجوانمردانه قدرتهای بی مروت همچون دوره گردان ،آن را دست به دست می گردانند وآنرابه حراج گذاشته و سرنوشت آنان را به بازیهای مضحک سیاسی تبدیل نموده واز این بازیها سود به جیب مزبله شان می ریزندوهر روز بر حجم این فجایع و بر عمق جنایات خود می افزایند.اما چرا ما هوشیارانه تر عمل نکنیم ؟چرا آب به آسیاب اجنبی بریزیم ؟ بااین تفکر حزبگرایی افراطی (ناسیونالیزم دینی) ،شاید بتوان گفت که تیشه به ریشه اسلام خواهیم زد .غافل از اینکه : نه تنها به کعبه ئ مراد نخواهیم رسید بلکه"از این ره که می روییم به ترکستان است "! آنگاه خداوند ما را مورد خطاب قرار می دهد.: "اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم وانتم تتلون الکتاب افلا تعقلون "؟آیامردم را به نیکی فرامی خوانید وفراموش کرده اید خودتان را ،درحالیکه شما قرآن را تلاوت می کنید ؟ آیا تعقل نمی کنید ؟آیا بین مبدا ومقصد می توان بیشتر از یک راه مستقیم را تصور کرد ؟این همه انشقاق وتحزبگرایی ،کدام به صراط مستقیم است ؟کدام تعبیر وتفسیر به مقصد مطلوب منتهی خواهد شد؟ تنها اسلام است تمام رنگها ، ملیتها ،سلیقه ها ، را زیر چتر خویش می گیرد و زمین وزمان و مرزهارا در می نوردد وبه انسجام و وحدت می خواند ونسبها واندیشه های جاهلی را می زداید. چنانکه علامه اقبال نیز در شعر ذیل مارا به این مهم فرامی خواند.
دل به محبوب حجازی بسته ایم زین جهت به یکدیگر پیوسته ایم
گر نسب راجزء ملت کرده ای رخنه درکار اخوت کرده ای
در زمین ما نگیرد ریشه ات هست نامسلم هنوز اندیشه ات
پس بیایید اعلام کنیم ،هرمسلمانی در هر نقطه ای از جهان صرف نظر از رنگ وپوست،نژاد،ملیت ،حزب،و.. برادر دینی خود بدانیم.درمصیبت وآلامش شریک باشیم.توفیقش راتبریک گوییم.خیانت علیه اورا محکوم کنیم.ستم بر اورا بر پیکر امت خویش پنداریم.کشتار مردم مصر ،عراق ،افغانستان، برمه، سوریه،مالی ،و...محکوم کنیم وتوطئه ئ دین ستیزان وصهیونیزم وتدابیر ونقشه ی شوم استکبار واستعمار شرق وغرب بدانیم و همدستی وهمراهی با آنها را خیانت به مسلمانان وپیوستن به جنایتکاران پنداشته ،جفای آنها بر امت اسلامی کافی است وتیشه به ریشه ئ خود نزنیم . امید است این بار نمایش داده شود تا مجبور به ارسال به سایت غیر نگردیم .