آزادی بیان یا توهین به مقدسات

آزادی بیان یا توهین به مقدسات

آزادی بیان به معنای حق ابراز و بیان عقیده است و در کلام جدید از آن بحث شده است. آزادی حقوقی دارای انواعی از قبیل، آزادی سیاسی، آزادی عقیده وغیره است، که یک مورد از آن اقسام هم آزادی بیان است، به این معنا که افراد علاوه بر اینکه به خاطر داشتن عقیده‌ی مخالف، چه در امور دینی و چه در امور سیاسی، نباید مورد تعقیب قرار گیرند، باید بتوانند عملاً عقیده‌ی خود را ابراز نموده، برای اثبات و احیاناً به دست آوردن همفکران دیگر درباره‌ی آن تبلیغ کنند. 

 

آزادی بیان در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

در ماده‌ی ۱۸و ۱۹ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر هم بر ضرورت آزادی عقیده و بیان آن، تأکید شده است: 

هرکس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی در تغییر مذهب یا عقیده و همچنین آزادی در اظهار عقیده و ایمان و شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است، و هرکس می‌تواند از این حقوق انفرادی یا اجتماعی به طور خصوصی یا عمومی برخوردار باشد. هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاجظات مرزی آزاد باشد. 

آزادی بیان از نظر اسلام

تردیدی نیست که آزادی بیان در حقوق و قوانین اسلام پذیرفته شده است و از این لحاظ محدودیتی وجود ندارد، مگر آنکه این آزادی به سوء استفاده برخی افراد سودجو تبدیل شود. با توجه به اهمیتی که دین اسلام برای کسب علم و دانش قائل است، نمی‌توان پذیرفت که چنین دینی قائل به ممنوعیت بیان و علم باشد. اگر اینگونه بود باید قرآن به جای این‌همه استدلال و توضیح و نقد نظرات مخالفان خود و تأیید شیوه‌ی پیامبر در امر تبلیغ، شیوه‌ی دیگری در پیش می‌گرفت و با اشکالات مطرح شده از سوی مخالفان مخالفت کرده، جلوی آنان را می‌گرفت. از سوی دیگر مسلم است که تمام حق و زوایای فرهنگ دینی برای ما روشن نیست و حق کامل در پیشگاه حق تعالی و راسخان در علم و متصلان به وحی است. لذا چاره‌‌ای نداریم جز اینکه بگوئیم معرفت دینی ما در جامعه، همواره نیازمند نقد و بررسی همه‌جانبه است و لذا باید آزادی بیان را بپذیریم و از نقد دیگران برای تصحیح و یا شفاف‌تر کردن معرفت دینی خود استقبال کنیم. 

آزادی بیان از دیدگاه آیات قرآنی 

 «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (زمر: 17-18)

«مژده بده به بندگانم. آن کسانی که به همه‌ی سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانیند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند.» در واقع آیه از فرصت گفتگو و تبادل افکار و امکان طرح نظریات موافق و مخالف خبر می‌دهد، زیرا در صورتی متابعت احسن میسّر خواهد بود که چندین راه و کلام وجود داشته باشد و استماع همه‌ی آنان ممکن باشد و این ممکن نیست، مگر در صورتی که آزادی بیان افکار مخالف وجود داشته باشد، تا دیگران با شنیدن، امکان مقایسه‌ی بین آنان و اتباع احسن را داشته باشند. 

 «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»؛ «(ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ایشان به شیوه‌ی هرچه نیکوتر و بهتر گفتگو کن؛ چرا که (بر تو تبلیغ رسالت الهی است با سخنان حکیمانه و مستدلّانه و آگاهانه، و به گونه‌ی بس زیبا و گیرا و پیدا، و بر ما هدایت و ضلال و حساب و کتاب و سزا و جزا است.)» باید توجه داشت که در جامعه‌ای که امکان طرح دیدگاه‌های مخالف وجود ندارد، دعوت به روش حکمت و موعظه نیکو معنا ندارد، چرا که دعوت با حکمت در فضای آرام گفتگو و برخورد منطقی و استدلال عقلی ممکن خواهد بود. لذا می‌توان نتیجه گرفت که فضای کلی نزول آیه در ظرف جامعه‌ی آزاد و با امکان قدرت بیان دیدگاههای مخالف و طرح عقاید گوناگون بوده است. 

باید توجه داشت که آزادی بیان به این معنا نیست که هرکس هرچه را صلاح دید در جامعه مطرح کند، اعم از اینکه به حال جامعه مفید باشد یا مضر و یا سبب گمراهی و فساد اخلاق و فتنه و آشوب شود. عملاً نیز در هیچ نظام حقوقی دنیا ابراز و اظهار هر عقیده‌ای مطلقاً آزاد نیست و هر کشوری به تناسب نوع ایدئولوژی و میزان پایبندی به اصول اخلاقی محدودیت‌‌هایی را برای آزادی بیان مشخص کرده است و معنای آن این است که آزادی بیان قابل محدود و مقید کردن است و همه‌ی عقلای عالم هم بر این مسئله اتفاق نظر دارند، که انسان نمی‌تواند در اعمال و رفتار خود بصورت مطلق آزاد باشد. 

آزادی بیان از دیدگاه دانشمندان غرب

متفکران غربی از دیدگاه مختلف جامعه‌شناسی، سیاسی، اجتماعی و فلسفه‌ی سیاسی تعریفی را از آزادی ارائه داده‌اند که تطوراتی نیز در آن وجود دارد و برای روشن شدن تعدادی از تعاریف ارائه شده را آورده‌ایم تا بحث روشن شود هایز آزادی را این چنین تعریف می‌کند آزادی در حقیقت نبود مانع است. 

جان استوارت میل هم می‌نویسد: کسی نگفته است که اعمال باید به اندازه‌ی‌ عقاید آزاد باشد، به عکس وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز می‌گردد، چنان باشد که اظهار عقیده را به صورت نوعی تحریک برای انجام کاری مخل مصالح مشروع دیگران در آورد، آن وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می‌دهد. 

فرانتیس نویمان می‌نویسد: هیچ نظام سیاسی وجود ندارد و نمی‌تواند وجود داشته باشد که آزادی فرد را مطلقاً و بدون قید و شرط بپذیرد. 

جان لاک می‌نویسد: آزادی یعنی حکومتی بر اساس قانون استوار باشد و به تعبیر دیگر آزادی‌‌ همان اندازه گوناگون که قیود آن گوناگون‌اند. 

ولستر تعریف می‌کند: آزادی عبارت است از وابسته نبودن به هیچ چیز مگر قانون. 

موریس کریستون می‌گوید: آزادی عبارت است از استقلال از هر چیز سوای قانون اخلاق. 

آیزا برلین می‌نویسد: آزادی عبارت از فقدان موانع در راه تحقق آرزوهای انسان. 

رسو می‌گوید: آزادی اطاعت از قانونی است که افراد برای خود تجویز کرده. 

فون هایک: آزادی بدین معناست که فرد باید پیامد‌های اعمال خویش را تحمل کند. 

منتسکیو: آزادی یعنی ایمنی از اجبار دیگران و آزادی آن است که در حدود قانون هرچه می‌خواهیم انجام دهیم. 

آزادی بیان ایجاد فضای باز برای امکان تقارب افکار و اعلام نظر‌هاست. از جهتی دیگر نفی آزادی بیان به معنای نفی اصل کرامت ذاتی انسان است که نفی آزادی بیان نفی خودباوری را به وجود می‌آورد در حالیکه خودباوری ارتباط تنگاتنگ با آزادی بیان و عدالت دارد و آزادی بیان از لحاظ حقوقی برخورداری فرد از امکانات در برابر قدرت و جامعه است. متفکران حقوق و فیلسوفان سیاسی مبانی را برشمرده‌اند که به عنوان پایه و اساس این تفکر به شمار می‌رود. مثل حقوق طبیعی یا فطری حیات کرامت برابری تساوی و شرافت است. 

اما با وجود این همه تعاریفی که آزادی بیان کرده‌اند آیا آزادی بیان این است که به هرکس و هر قوم و نژاد، یا مذهبی توهین کرد؟ از آنجایی که آزادی بیان می‌تواند نظرات یا اصول آسیب رسان را نیز در جامعه منتشر کند، متأسفانه صراحتاً سیاه یا سفید نیست. آزادی بیان گاهی باعث می‌شود که با موضوعات حساس از روی بداندیشی برخورد شود، و به همین دلیل است که باید این بحث را با احتیاط دنبال کنیم، زیرا آزادی بیان دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند احساساتشان را جریحه‌دار یا حتی بد‌تر نفرت متقابل را ترویج کند که باعث تشویق احتمالی خشونت و آسیب علیه دیگران می‌شود. 

آیا هر سخنی باید آزادانه گفته شود یا باید محدودیت‌هایی در آزادی بیان به منظور نجات خودمان از دست خودمان قرار داده شود؟ آیا به منظور حفظ صلح و آرامش باید محدودیت‌هایی در مورد آنچه می‌گوییم وضع شود، یا برای درک نظرات یک نفر که از نفرت و کینه در مورد دیگری و یا یک گروه خاص سخن می‌گوید باید بتوانیم آزادانه و بدون محدودیت سخن بگوییم؟ آیا اگر آزادی بیان نیازمند به سانسور باشد، یعنی حذف نظراتی که ممکن است مخرب باشند، این چنین به نظر می‌رسد که آزادی بیان وجود ندارد؟ چگونه می‌توان ادعا کرد که آزادی بیان داریم در حالی که واقعاً آزادی وجود ندارد یا حداقل تا حدی آزادی وجود دارد؟ و دولت‌ها چه حقی دارند که آزادی بیان را محدود کنند و نظرات را در جهت مصالح موجود خود سانسور کنند و نه بر اساس مصالح مردم. آیا آزادی بیان باید کاملاً آزاد باشد و بدون حد و مرز باشد؟ 

به منظور ارزیابی محدودیت‌های آزادی بیان، ما از یک مثال استفاده خواهیم کرد که چگونه آزادی بیان می‌تواند به منظور گسترش ایده‌های احتمالاً آسیب رسان و ظاهراً افراطی استفاده شود. شخصی را در نظر بگیرید که قومیت گروهی را به تمسخر می‌گیرد و به آن توهین می‌کند. قطعاً گروهی که به اصالتشان توهین شده بسیار خشمگین و برآشقته شده و فضای بوجود آمده با واکنشهای تندی همراه خواهد بود. اینکه این یا آن اثر هنری و ادبی، در این یا آن گوشه دنیا، اهانت به مقدسات دینی مسلمانان تلقی شود، به یک خبر نه چندان مهم تبدیل شده است. این حالت در نفس خود، با انگیزه هر یک از طرفین این دعوا ناسازگار است. مسلمان مؤمن و معترض، نمی‌خواهد اعتراضشان به توهین به مقدسات اسلامی یک خبر عادی تلقی شود و هنرمند و نویسنده، نمی‌خواهد اعتراضش به مقدس شمردن و خدشه ناپذیر شمردن بعضی ارزش‌ها، تبدیل شود به وسیله‌ای برای پرچم‌سوزی و شعارهای کینه‌توزانه. 

امروزه در کشورهای غرب به اسم آزادی بیان به مقدسات عقاید مذهبی و حتی رهبران دینی بخصوص پیامبران الهی توهین می‌شود. فرایند به وجود آمده در غرب نسبت به انسانها در چند گام تفهیم شده است و گفتمان ناصحیحی در اذهان مردم خود به وجود می‌آورند. گام اول، آنان مثل ما فکر نمی‌کنند. گام دوم، آنان درد و عشقشان با درد و عشق ما فرق می‌کند. گام سوم، آنان مثل حیوان رفتار می‌کنند. گام چهارم، آنان مثل میمون و خوک هستند. و گام پنجم، آنان باید نابود گردند. رفتاری که در غرب با یهودی‌ها و سیاهپوست‌ها شد امروزه می‌خواهند با مسلمانان چنین رفتاری را انجام دهند. آنان یهودی‌ها را حیوان می‌نامیدند و جوک برای آنان می‌ساختند و بعد سر از آشویتس در می‌آوردند و بعد‌ها آنان را می‌کشتند. و از آنجا بود که غرب فهمید اینگونه دیسکورس‌ها را که بتوانی برای آدم‌ها بسازی چقدر خطرنا ک است. در دوران جنگ جهانی دوم وقتی دادگاه نورنبرگ تشکیل شد همه‌ی سران نازی را محاکمه کردند که در میان آنان یک غیر نظامی وجود داشت. این غیر نظامی به اسم ژلویس استراکر که ناشر و صاحب یک مجله بود که در آن کاریکاتورهای یهودی را می‌کشیدند. و به خاطر این کار ایشان را به اتهام جنایت علیه بشریت در سال ۱۹۴۵ اعدام کردند. و آن کسی که کاریکاتور‌ها را می‌کشید به شش سال زندان محکوم گردید. 

اما امروز در حالیکه جمعیت مسلمانان قریب به 1 میلیارد و 500 میلیون هستند، هر روز به اسم آزادی بیان شاهد توهین به مقدسات مسلمانان از طرف غرب هستیم. صرف نظر از اینکه نیروهای بیگانه، امروز در خیلی از کشورهای اسلامی پایگاههای نظامی جهت اهداف شومشان دارند، ولی می‌بینیم و می‌شنویم که در آمریکا قرآن مجید به دست تری جونز کشیش جنجالی یکی از کلیساهای کوچک در فلوریدای آمریکا سوزانده می‌شود. وی پس از آنکه با سوء استفاده از غائله‌ی سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره‌ی جهانی تبدیل شد، پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه‌ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک «محاکمه‌ی مردمی پیامبر (ص)» را به راه انداخت؛ یا اینکه کاریکاتور پیامبر اسلام در دانمارک به دست کورت وسترگارد کشیده می‌شود و آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان به این کارکاتوریست جایزه می‌دهد و یک هفته بعد هانس پیتر فریدریش وزیر کشور آلمان نشان شجاعت به ایشان می‌دهد که آزادی بیان دارد. همه‌ی معترضان می‌شکستند، می‌سوزاندند، پاره می‌کردند، فحش می‌دادند، تحریم می‌کردند، فریاد می‌زدند و بر سر و سینه می‌کوبیدند. اما یک معلول در تهران که هر دو دست را ندارد کاری کرد که باید تمام قد ایستاد در مقابل اینهمه شعور و شرف و انسانیت و ... در آن رونقی بازار زدن و شکستن و خرد کردن و تحریم کردن، یک معلول در تهران رفت روبروی سفارت دانمارک یک سکو گذاشت. بعد رفت بالای آن. او هنر نقاشی و رنگ و بومش را هم با خودش برده بود. او می‌توانست پرچم آتش گرفته‌ی دانمارک را نقاشی کند یا هر نقاشی لبریز از خشم و نفرت را. اما او همه‌ی هنرش را ریخت روی بوم و زیبا‌ترین تصویر را از حضرت مریم با قلم گرفته در دهانش ترسیم کرد. او با مهربانی تمام، ظرفیت یک مسلمان را به رخ همه کشید. او ثابت کرد اعتراض فقط در شکستن و آتش زدن نیست. خلق زیبایی می‌تواند نماد یک اعتراض باشد؛ ولی آیا اگر امروز این کاریکاتوریست دانمارکی یا هر کسی دیگر چون آزادی بیان دارند کاریکاتور هولوکاست را به تصویر در آورند آیا باز هم به ایشان جایزه خواهند داد؟ 

و در چند روز گذشته فیلم موهن آمریکایی به دست یک یهودی و دو مسیحی مصری ساخته می‌شود. سَم باسیل، نویسنده و کارگردان این فیلم، یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونزکشیش جنجالی برعهده دارد، سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است. دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‌‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‌‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت ۵ میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟ آنان در رسانه‌های ارتباط جمعی اینگونه اقدامات توهین‌آمیزانه را به آزادی بیان تعریف می‌کنند. 

آیا می‌توان در یک شبکه یا در روزنامه یا مجلات آنان هولوکاست را، یا اینکه یک سیاهپوست را به تمسخر بگیرند؟ این غیر ممکن است چون حتماً در آن شبکه یا روزنامه و مجله را می‌بندند. آیا وقت آن نرسیده است که به نقشه‌ی شوم غربی‌ها پی ببریم و بدانیم که افکار شوم آنان برای اسلام چیست؟ این نشان از ترس و واهمه‌ی غربی‌ها از اسلام است چون امروز اکثر مسلمانان به این پی برده‌اند که نباید به دروغهای آنان گوش فرا دهند. و به شعار آزادی به اسم سکولاریزه‌کردن جوامع اسلامی، و فریاد آزادی بیان که به خیالشان به فکر مسلمانان هستند زیر سلطه‌ی آنان نروند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
عادل کردستانی (مهمان)
1391/06/29

هتاکان به همسر و ناموس رسول الله (ص) گناه به قول خودشان ملحدان و کافران و صهیونیست و آمریکا را بزرگ می بینند و برایش گلو پاره می کنند اما گناه بسی بزرگتر خود را فراموش کرده اند؟!

2
بدون‌نام (مهمان)
1391/06/31

بنده بدون اینکه در مورد محتوای کامل مقاله صحبت کنم نظر کاک هژار را به دو نکته ناصواب ایشان جلب میکنم. ایشان به گونه ای از کلام جدید بحث میکنند انگار متکلمین قدیم به هیچ نوع آزادی عقیده ای باور نداشتند وآدمیانی خودرای وخود خواهی بوده اند۰
درخصوص مجازات بحثهای نژادپرستانه درمورد سیاهپوستان در غرب به عرض میرسانم که این مورد ازموارد قوت حقوق بشر مدرن است۰

3
هژار منافی اشنویه (مهمان)
1391/07/02

سلام. ضمن تقدیر وتشکر از شما دوست گرامی. وتحسین به هوش وذکاوت شما در خواندن مقاله. (آزادی بیان به معنای حق ابراز و بیان عقیده است و در کلام جدید از آن بحث شده است.) باید جمله را اینگونه مینوشتم(آزادی بیان به معنای حق ابراز و بیان عقیده است و در کلام جدید هم از آن بحث شده است.)ننوشتن ( هم) تقصیر از من است. وگرنه چرا در کلام قدیم هم از آزادی بیان بحث شده است.
ودر مورد سیاهپوستها واقعا ندونستم به کجا اشاره فرموده ای. چون من گفته ام. (آیا میتوان در یک شبکه یا در روزنامه یا مجلات آنها هولوکاست را، یا اینکه یک سیاهپوست را به تمسخر بگیرند؟) این فقط سؤال است.
اما چشم حتما در مقالات بعدی از انتقادات وپیشنهادات شما دوست گرامی استفاده خواهم کرد. از اینکه اشتباهاتم را گفتی امیدوارم خدا اجرتان را بدهد. باتشکر هژار منافی

4
ریبوار اسلام خواه (مهمان)
1391/06/31

به امید اینکه روزی برسد که جوامع اسلامی به خود بیایند وبه اهداف شوم غربیها پی ببرند: امیدوارم که همه پیرو ادیانها بفهمند که مسلمانان در مکتب پیامر حضرت محمد بزرگ شده اندو اهانت نمیکنند که این اخلاق پسندیده آنها را به خود بیاورد وبدانند که اسلام و مسلمانی بزرگ است: ( ان الدین عند الله الاسلام) (نصرمن الله وفتح قریب)

5
علی محمدی - مهاباد (مهمان)
1391/07/01

ضمن عرض سلام به خدمت ماموستا هه ژار منافی، واقعا جالب بود بادوستان استفاده کردیم وبا تشکرفراوان از سایت اصلاح، در واقع آزادی بیان در میان غربیها واسه خودشون محدودیت زیادی است کما اینکه اون نفری که در غرب بحث هولوکاست را به میان آورد اکنون در زندان است. آیا در فرانسه مسلمانان که ده درصدجمعیت راتشکیل میدن حق آزادی بیان دارند؟ آیا در اسپانیا مردم ایالتهای باسک وکاتالان حق آزادی بیان دارند؟ آیا در آمریکا پلیس چند سیاهپوست را به علت اینکه به سران حکومت خرده گرفتند بعدازضرب وشتم سگها را به جان آنان نیانداختند؟ آیا جواب غربیها به جنبش والستریت ضرب وشتم و گاز اشکا ور و مواد سوزش چشمی نبود؟ اگر آزادی بیان است چرا در روسیه چند دختر را که به اعتراض انتخابات ریاست جمهوری که پوتین پیروز شداونا را زندانی کردند؟ اون سه دختر در کلیسا آهنگی زده بودند ومیگفتند در کلیسا ساز زده اند،چرا به خاطر ساز زدن سه دختر در کلیسا که رفته اند در آنجا با ساز شکایت از مریم مقدس کنند توهین به کلیسا تلقی شد وحکم برایشان صادر کردند وحالا هم توی زندان هستند ولی باید برای اهانت به پیامبر اسلام به دین اسلام به امت اسلام توهین نباشه بلکه آزادی بیان است؟!! آزادی بیان در غرب فقط شعار است وبس!!! واقعا غرب از اسلام میترسه وهر روز این دین را به تمسخر میگیرن ولی نمیتوانند با این پولهای هنگفتی که خرج میکنند جلوی مسلمان شدن خیل عظیم مردمی بگیرند که روزانه شاهد آنیم که چقدر مسلمان میشن. اونا باشد که هی خرج کنن ولی بی فایدست.
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَی جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ(انفال 36)
همانا کسانی که کفر ورزیده اند اموالشان را هزینه می کنند که [مردم را] از راه خدا باز دارند; پس آنها را هزینه می کنند سپس مایه حسرتشان خواهد بود، و سرانجام مغلوب خواهند شد. و کسانی که کفر ورزیده اند به سوی جهنّم محشور می شوند.