حزب از منظر نقد و مدح

حزب از منظر نقد و مدح

حزب از لحاظ لغوی و اصطلاحی معانی متنوع و مختلفی دارد که ما با مراجعه به تفاسیر اجتماعی و سیاسی صاحبنظران چنین تعریف می‌کنیم: گروه همدل و همفکری که با استفاده از عقل و خرد جمعی و استعداد و توانمندی‌های خود برای نیل به اهداف مشترک و مشخصی تلاش می‌کنند. لذا با نگرش فوق همه‌ی موحدان و اهل ایمان، که در راستای تحقق اهداف دین توحیدی و شریعت اسلام تلاش می‌کنند را می‌توان حزب الله نامید. «الا ان حزب الله هم المفلحون» و می‌توان بسیاری از انجمن‌ها و تیم‌ها و پرسنل‌ اداری، اقتصادی و ورزشی را در مفهوم حزب کم و بیش سهیم دانست. 

از مطلب فوق نتیجه می‌گیریم که واژه حزب، در تضاد با ارزش‌های دینی و مذهبی نیست که برخی از مردم بدان نگاه منفی دارند. 

اما در بحث آسیب‌شناسی می‌گویند حزب بسان شمشیر دولبه است. اگر خوب درک نشود و از آن استفاده ابزاری برای رسیدن به اهداف نامشروع گردد زیان‌ها و خطراتی بر جامعه وارد می‌سازد. 

 

فواید و ثمرات مطلوب حزب

1-استفاده از عقلانیت و مشورت جمعی بجای عقل و نظر فردی: در واقع از آنجایی که تصمیم‌ها در حزب در جمع فرهیختگان و صاحبنظران، بعد از نقد و بررسی‌های لازم اتخاذ می‌شود، قطعا از لحاظ تئوری و عملی ژرف‌تر و کارآمد‌تر و مفید‌تر است. 

2-بهره جستن از استعداد‌ها و توانمندی‌های متفاوت: بدیهی است هر انسان، دارای توانمندی‌ها و استعدادهای ویژه و منحصر به فردی است و هیچ کس نمی‌تواند مدعی تخصص و توانمندی در همه‌ی زمینه‌ها و رشته‌ها باشد. اما کار جمعی این فرصت ارزشمند را ایجاد می‌کند تا از تخصص و توانمندی افراد در زمینه‌های مختلف علمی، سیاسی و اقتصادی در جهت رشد و تکامل جامعه استفاده کنیم و آینده‌ای بهتر را برای نسل‌های آتی رقم بزنیم. 

3-تقویت ارزش‌های اخلاقی مثل صبر، خویشتنداری، ایثار، فداکاری، دگر اندیشی، مثبت نگری و...: انسان در میدان کار حزبی و گروهی بخاطر تحمل نظریه و رفتار هم گروه و گاهی ترجیح دوستان بر خود زمینه‌ی شکوفایی صفات انسانی را فراهم می‌نماید. ولی زندگی فردی، انسان را ناشکیبا و خودخواه بار می‌آورد و بنظر می‌رسد بیشتر مشکلات اجتماعی ما ناشی از تفکر فردگرایی محض باشد. 

4-ایجاد آرامش روحی و روانی و جلوگیری از انزوا طلبی و پوچ گرایی: می‌دانیم که انسان موجودی اجتماعی است و از تنهایی به شدت رنج می‌برد، به ویژه در بحران‌ها و سختی‌های زندگی. کار گروهی فرد را با همدلی و همفکری دوستان از استرس‌ها، سقوط، تزلزل روحی و پوچ انگاری رهایی می‌بخشد و به او اعتماد به نفس و آرامش را به ارمغان می‌آورد. 

5-نقد و نظارت بر حکومت‌ها: حکومت‌ها و صاحبان قدرت در بستر تاریخ در معرض فساد و فتنه و خودکامگی قرار گرفته‌اند. و این روشن می‌سازد که فرد به تنهایی قادر به اصلاح و تغییر نیست و صدایش بجایی نمی‌رسد. اما حزب می‌تواند با انتقاد و تذکرات سازنده لازم، روند اصلاح حکومت را دنبال کند. و حقیقت را با شجاعت و جسارت بیان کند. بدین سبب حزب در جامعه‌ی مدنی و حکومت مردمی جایگاه بسیار ارزشمند و والایی می‌یابد و صد البته که حکومت‌های مطلق گرا و مستبد با احزاب مخالفت می‌کنند و عرصه را بر آن‌ها تنگ می‌کنند. 

6-نقد و محاسبه‌ی خویشتن و حزب: همانگونه که، ساختار حکومت‌ها و انحرافات جامعه را به نقد می‌کشد یک حزب و جماعت پیشرو و موفق قطعا نسبت به فساد و تباهی و رکود و ایستایی اعضای خود احساس مسؤولیت می‌کند و با نظارت و نصیحت، زمینه‌ی اصلاح و رشد آنان را فراهم می‌نماید. محاسبه‌ی نفس و طهارت قلب و ارتقای ایمانی و علمی اعضاء سرلوحه‌ی کار حزب و جماعت ایمانی و مسلمان قرار دارد. 

 

آسیب‌شناسی حزب

1-مطلق گرایی و انحصار طلبی بجای حق جویی: بزرگ‌ترین نقد بر حزب در جامعه‌ی اسلامی این است که احزاب به تفکر مطلق گرایی و انصار طلبی گرفتار آیند و حق را در خود محدود نمایند و دیگران را در باطل محض ببینند، این نوع تعصب حزبی بسیار مذموم و نکوهیده است. 

2-دعوت به حزب به جای دعوت به سوی خدا: این نگاه ناشی از جهل و عدم تربیت صحیح ربانی است، که فرد مردم را، بسوی حزبش دعوت کند و حزب را مانند بت مورد پرستش قرار دهد. اگر مسلمانان دیگر، تمام دستورات دین را بپذیرند و به همه‌ی آموزه‌های قرآن و سنت عمل نمایند، تا زمانی که در حزب او سهیم نباشد از نظر او فاقد ارزش است و تنها معیار، حزب اوست و حزب!! و همه‌ی اشتراکات انسانی، ملی، دینی، مذهبی و همجواری نزد او رنگی ندارند جز اشتراک در حزب. 

3-ناظر بر عملکرد دیگران و غافل از خویشتن: بعضی از احزاب با تلاش فراوان و دقتی شگفت انگیز عیوب و ضعف‌های دیگران را رصد می‌کنند، و به نقد دیگران می‌پردازند اما از عملکرد و ضعف خویشتن در غفلت به سر می‌برند. کاه را در چشم دیگران، کوه می‌بینند و کوه ضعف را در خود نادیده می‌گیرند. این نوع نگرش خودخواهی و فساد را در حزب ترویج می‌دهد. 

4-ریاکاری و بزرگ نمایی: یکی از آفات بزرگ حزب این است که چه در بخش دورن حزبی و چه در بخش برون حزبی دچار ریا و تظاهر می‌شوند، در بخش درون حزبی بخاطر اینکه در کادر اداری ارتقاء درجه یابند و در جامعه نیز بخاطر جلب توجه افکار عمومی و برد سیاسی، کار‌ها را چندین برابر، جلوه می‌دهند و با بیان اعداد و ارقام غیر واقعی، توقعات غیر منطقی و بی‌جا، ایجاد می‌کنند و زمینه‌ی سوء تفاهم و توهّمات منفی را فراهم می‌آورند. 

5-مقام پرستی: از آنجایی که نفس انسان – اگر مشمول رحمت یزدان نشود – خواهان برتری جویی و ریاست طلبی است، فرد برای ارضای این غریزه، به حزب می‌پیوندد. ین افراد هم در داخل حزب باعث تضاد و تنش و تفرقه می‌شوند و در بیرون از حزب هم، دوست دارند به هر قیمتی ارزش‌ها و معیارهای انسانی و اسلامی را نادیده گرفته و در رقابت‌های حزبی و سیاسی به تخریب و تحقیر دیگران بپردازند. این آفت مقام پرستی، در جامعه آثار زیان باری را به دنبال دارد و آثار مثبت حزب را تضعیف می‌کند. 

گرچه مبحث مورد نظر ما، بسط و تحقیق بیشتری می‌طلبد اما تصمیم بر این بود مقاله را مختصر و ساده، ولی آموزنده و سازنده بنویسیم. امید است مرشدان و مربیان و اعضاء و هواداران جماعت دعوت و اصلاح، در راستای تحقق اهداف ایمانی و انسانی، صادقانه بکوشند و خود را از آفات حزبی برهانند و از این کار جمعی بابرکت در مسیر رضای خداوند و تعالی و رشد جامعه‌ی اسلامی بهره گیرند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
حسین (مهمان)
1391/09/30

مقاله ای بسیار زیبا و جامع بود به امید اینکه امت اسلامی و احزاب مسلمان از خیرات حزب استفاده نمایند و از هرگونه کج اندیشی و ورودبه ریاکاری محفوظ بمانند.

2
صلاح (مهمان)
1391/09/30

خوب بود میتوانست بهتر باشد

3
عبدالله (مهمان)
1391/10/01

باید توجه داشته باشیم کل جهان اسلام باید یک حزب باشد ان هم حزب الله وطبق دستور پیامبر تا زمانیکه حکومت واحد اسلامی نداریم باید از کلیه فرقه ها فاصله بگیریم ...تلزم جماعة المسلمين وإمامهم قلت فإن لم يكن لهم جماعة ولا إمام ؟ قال ( فاعتزل تلك الفرق كلها ولو أن تعض بأصل شجرة حتى يدركك الموت وأنت على ذلك. (صحیح بخاری) ، تشکیل احزاب مختلف در جهان اسلام چیزی جز تکه تکه کردن مسلمانان نیست .

4
یونس (مهمان)
1391/10/04

با سلام . آقای عبدالله. شاید عمر ما و شما به تشکیل یک جهان اسلامی قد ندهد . و با دست روی دست گذاشتن هم حزب الله تشکیل نمیشود. حالا این چند صباح عمرمون رو به تبلیغ دین خدا در قالب یک حزب منسجم بگذرونیم یا دست رو دست بذاریم تا منجی آخرالزمان بیاد و حزب الله رو تشکیل بده... شما کدومو صلاح میدونید؟

5
کارزان شکاک (مهمان)
1399/10/28

ما در جامعه ایران و سایر جوامعی که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد می توانیم از کانال صدها شورا و انجمن مردم نهاد و سندیکا و حلف دیگر به انجام فریضه ی دعوت و امر به معروف و نهی از منکر بپردازیم بدون آنکه مرکتب جرم حزب سازی و تشبه به سکولاریستها (مشرکین) در فرقه سازی و شرک حزب سازی در دین شویم .

راهکار وجود دارد تنها آگاهی و صدق با دین الله و بندگان الله تعالی را می طلبد

6
بدون‌نام (مهمان)
1391/10/05

برادر عبدالله. حزب هدف نیست راهی است برای رسیدن به هدف. اگر تاکنون برخی جماعت های اسلامی به این واژه حساسیت داشتند امروز دیگر چنین حساسیتی از بین رفته. همانطور که در مصر جماعت اسلامی حزب الاصاله و جماعت سلفی حزب النور و همچنین حزب دیگری اسلامی بنام البناء و التنمیه را شکل داده اند. همه ی احزاب فوق منسوب به غیر اخوان هستند.

7
عبدالله (مهمان)
1391/10/11

با عرض سلام با توجه به حدیثی که حذیفه بن یمان ازپیامبر روایت میکند در اخر حدیث حذیفه از پیامبر سوال میکند که اگر جماعتی واحد و رهبری واحد نداشته باشیم باید چکار کنیم پیامبر میفرماید ازهمه ی فرقه ها دوری کن.با توجه به این مطلب چه حزب هدف باشد چه وسیله پیوستن به ان منهی عنه است. متن کامل حدیث
: كان الناس يسألون رسول الله صلى الله عليه و سلم عن الخير وكنت أسأله عن الشر مخافة أن يدركني فقلت يا رسول الله إنا كنا في الجاهلية وشر فجاءنا الله بهذا الخير فهل بعد هذا الخير من شر ؟ قال ( نعم ) . قلت وهل بعد ذلك الشر من خير ؟ قال نعم وفيه دخن ) . قلت وما دخنه ؟ قال ( قوم يهدون بغير هديي تعرف منهم وتنكر ) . قلت فهل بعد ذلك الخير من شر ؟ قال ( نعم دعاة إلى أبواب جهنم من أجابهم إليها قذفوه فيها ) . قلت يا رسول الله صفهم لنا ؟ فقال ( هم من جلدتنا ويتكلمون بألسنتنا ) . قلت فما تأمرني إن أدركني ذلك ؟ قال تلزم جماعة المسلمين وإمامهم قلت فإن لم يكن لهم جماعة ولا إمام ؟ قال ( فاعتزل تلك الفرق كلها ولو أن تعض بأصل شجرة حتى يدركك الموت وأنت على ذلك )

8
احمدی (مهمان)
1391/10/13

سلم عليكم
براىرم عبىالله اگر به شروح حدیث مراجعه بفرمایید می توان گفت جمهور علما با برداشت شما مخالفند .
در این حدیث همراهی و همکاری با جماعت مسلمین و اطاعت از امام را به عنوان واجب برای ما مشخص نموده است وهمچنین فرقی(احزابی) که باید از آنها دوری کرد را توصیف نموده است آنها " دعاة على أبواب جهنم " هستند که با نام دین فعالیت می کنند "هم من جلدتنا، ويتكلمون بألسنتنا".
اما سوال این است که تمام گروهها و احزاب اسلامی در این دایره قرار می گیرند ؟
مسلما جوا ب خیر خواهد بود اکثریت این گروهها و احزاب در عقاید مشکلی ندارند و فقط در روش دعوت و یا اولویت بندی ها تفاوت دارند و ما می توانیم با عرضه آنها برکتاب و سنت اگر آنها را داعی به طرف حق یافتیم همراهی آنها برای ما واجب خواهد شد از طرف دیگر اگر همه در خانه بنشینیم جماعت وخلافت اسلامی را په کسی احیا خواهد نمود؟

مطلب زیر را در یک سایت(http://www.alokab.com/forums/lofiversion/index.php/t7544.html) دیدم که از قول امام شوكاني بیان شده بود که نقل آن را بجا دیدم
ومن الناس من استدل بهذا الحديث فشبه الفرق بالجماعات المعاصرة، فقالوا العزلة المقصودة هنا هي العزلة من الحركات الإسلامية المعاصرة، فنقول هذا القول خطأ لعدة أسباب:
(1) وصف الأحزاب الإسلامية بالفرق الضالة وصف غير دقيق. فتعريف الفرقة يختلف عن الأحزاب الإسلامية، فتعريف الفرقة الضالة الذكورة في الحديث هم الفرق المفارقة للجماعة، فيطبق عليهم قوله تعالى {ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات وأولئك لهم عذاب عظيم} فموضوع الآية متعلق بالعقائد لا بالأحكام الشرعية.....
(2) إن الله تعالى كلف المسلمين أن توجد جماعة أو أمة منها تتصدى للأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، وأن إقامة مثل هذه الجماعة فرض كفاية لقوله تعالى} ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر وأولئك هم المفلحون} يقول ابن الكثير ((والمقصود من هذه الآية: أن تكون فرقة من هذه الأمة متصدية لهذا الشأن)) ويقول لبيضاوي في تفسيره ((من للتبعيض لأن الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر من فروض الكفاية(( أما في حال غياب دولة الخلافة فقد أوجب الشارع على المسلم العمل الجماعي ضمن كتلة لإقامة الخلافة (أي فرض محتم على كل مسلم). وقد ذهب الإمام أبو حنيفة إلى ضرورة وجود جماعة لإنكار منكر الحاكم وأمره بالمعروف......

9
بدون‌نام (مهمان)
1391/10/16

عليكم السلام و رحمة الله و بركاته.شما فرموديد نطر جمهور علما مخالف نطرمن هست اكه ميشه نطر جند نفراز انها را مستند ارائه بديد.ابن حجر عسقلاني (مشهورترين شارح صحيح بخاري) در شرح اين حديث ميفرمايد(وفي
الحديث انه متى لم يكن للناس امام فافترق الناس احزابا فلا يتبع
أحدا في لفرقة ويعتزل الجميع ان استطاع ذلك خشية من الوقوع في الشر)فتح الباري.ترجمه:در حديث است زمانيكه مردم امامي نداشتند ومردم به صورت احزاب درامدند هيج كسي در اين وضعيت تبعيت نميشود ودرحد توان ازهمه ي انها دوري شودبه خاطرترس از واقع شدن در فتنه.

10
یاسر (مهمان)
1391/10/06

السلام علیکم و رحمة الله
جزاکم الله خیرا
مطلب مختصر؛ مفید و منصفانه ای بود؛ اما یاد آوری دو نکته{پرسش}را لازم می دانم:
1-حزب{اسلامی} همانگونه که در معنی عام آن متصور است ودر این نوشتار نیز بدان اشاره شد، به معنی کل امت اسلامی است؛ به عبارتی تک تک افراد جامعه ی اسلامی اعضای یک فکر و حزب به شما می روند{حزب الله}؛ با این تعریف، تمامی فواید و مضراتی که متوجه یک حزب است، در مورد این حزب بزرگ و اصلی نیز صادق است؛ با این مقدمه، آیا مصلت است که در دل این حزب بزرگ{حزب الله}احزاب دیگری نیز سر برآورند؟! و امت به جزیره های متعددی تقسیم شوند و مشکلات دوچندان و صد چندان شوند؟!آیا نمی توان در قالب حزب الله افراد جامعه و اندیشمندانش را سازماندهی نمود بدون اینکه اتحاد امت و حزب الله شکسته شود؟! و...
2- توجیحی که قالبا در دفاع از حزب و حزب گرائی مطرح می شود اینست که افراد به صورت فردی نمی توانند استعدادها و توانمدی هایشان را شکوفا کنند و ترجیحا و قالبا این حزب است که می تواند این توانمدی ها را به فعلیت درآورد! این گفتار آیا در تضاد با مفهوم حزب الله و امت بزرگ اسلامی که در طول تاریخ و قبل از پیدایش احزاب و گروه ها، طلایه دار میراث عظیم فکری و دعوی اسلامی بود است، نیست؟! آیا کسانی که در قالب حزب خاصی فعالیت نمی کنند و یا به عبارتی دقیق تر در قالب حزب الله و گستره امت با تمام ضعف ها و قوت هایش مجاهدت می نمایند نیز شامل افراد فرد گرا و تکرو محسوب می شوند(آنانی که در حزب به معنی اخص آن حضور ندارند) ؟ یا مراد تنها آنهایی هستند که فقط و فقط به تنهایی در را الله می کوشند؟!
بدیهی است آن عده که کاملا تنها{نه در قالب حزب الله و نه در حوزه حزب به معنی اخص فعالیت می نمایند}به هیچ وجه توفیق و توانمدی احزاب را ندارند! اما نکته ظریف و مغلطه ای که متأسفانه به آن دست زده می شود اینست که طرفداران حزب به معنی أخص آن؛ در توجیح حزب به معنی خاص؛ حزب به معنی اعم و فراگیر آن را تخطئه می کنند تا خود و حزب خویش را آخرین و بهترین گزینه معرفی نمایند!!
گوئی هرکس که در چهار چوب حزب(به معنی اخص آن) نباشد فرد و تنها می ماند!!
آیا این استدلال، استدلالی منصفانه و عاقلانه است؟!
قضاوت را به خوانندگان بی طرف و فرهیخته وا می گذاریم!
با پوزش و تشکر از حوصه خوانندگان عزیز...
السلام علیکم جمیعاً و رحمة الله

11
بدون‌نام (مهمان)
1391/10/13

با عرض سلام خدمت اقا یاسر مطلب شما بسیار جالب ومفید بود متشکرم

12
مصعب ازتربت جام (مهمان)
1392/12/08

مقاله ای بسیارجالب ومفیدی. بود. موفق باشید

.:: جدیدترین ::.

كجاى كار مى‌لنگد؟ اجتماعی (1399/12/08)