پیامبر از زبان پیامبر- بخش نخست

نویسنده: 
محمود شلبی
پیامبر از زبان پیامبر- بخش نخست

شخصیت رسول الله... صلی الله علیه و سلّم؟ !!

مراد و منظور از توصیف این مُسمّی چیست؟

به اعتقاد من، یعنی خاشعانه ایستادن در مقابل بزرگ¬ترین کسی که بر زمین پا نهاده است. در طول زندگی¬ام هرگز مانند این بار که در صدد این اقدام انتحاری بر آمده¬ام، ترس و هراس و وحشت، وجودم را فرا نگرفته است!!!

علت این است که راهیابی به شأن و جایگاه رسول خدا (ص) و انوارش، کاری سهل و آسان نیست. آن¬سان که امروزه در میان ما رایج است، مردم همگی در سطوح مختلفی قرار دارند و به زبان اهل دل و عرفان، درجات و مقاماتشان متفاوت است... اما رسول خدا(ص) در بالاترین سطوح و والاترین مقامات قرار دارد و نصّ صریح قرآن بر این امر تأکید دارد: «عَسَى أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحْمُوداً»؛ « باشد که خداوند تو را به مقام ستوده‌ای برساند» .( اسراء : 79 )‏

آری، مقام بزرگی که تمام مردم از آغاز دنیا تا قیام قیامت، او را به خاطر آن ستایش خواهند کرد... تلاش برای پا نهادن به حریم مقدس بزرگ¬ترین شخصیتی که از چنین مقام والایی برخوردار است، نوعی دل به دریا زدن به شمار می¬آید. 

در این¬جا بود که احساس کردم آتشی در من شعله¬ور است... اما سوزی که در درونم بود، مرا برای دست زدن به این کار، تشویق می¬کرد؛ حتی اگر به فنا و نابودی¬ام منجر شود ... حالِ من بسان پروانه¬ای بود که گِرد آتش می-چرخد، در حالی¬که سخت می¬سوزد!! اندیشیدم که به راستی چگونه وارد این حریم شوم، در حالی¬که تاریکی و گمراهی¬ام بر روی هم انباشته شده بود؟!

آیا از رهگذر کتابی که بر او نازل شده است، وارد شوم؟ 

یا از رهگذر احادیث¬اش که امامان علم حدیث و روایت، آن¬ها را به ثبت رسانده¬اند؟ 

یا از راه سیره¬ی عطرآگین¬اش؟ یا از طریق کتاب¬هایی که درباره¬ی او نوشته¬اند؟

سرانجام ناخودآگاه، توفیق انتخاب حاصل شد و از رهگذر تمامی موارد مذکور به سویش گام نهادم... 

حرکت را آغاز کردم ... هر مسافتی را که می¬پیمودم، احساس می¬کردم که خداوند متعال، فضل و نعمتش را به من عطا کرده است... امداد الهی از راه رسید و این کتاب به ثمر رسید. 

در این کتاب، شخصیت رسول خدا (ص) را از تمامی جوانب بررسی کرده¬ام. بنابراین، کتاب از چارچوب عنوانش خارج نشده است؛ اما عنوان آن، چیزی فراتر از درک آدمیان است!!

همراه با رسول خدا(ص) حرکت را آغاز کردم ... چه در گفتار، کردار، قانون¬گذاری، داوری، حقیقت، ظاهر، باطن و جلال و جمالش با او همراه شدم.

هرگاه ذرّه¬ای از انوار محمد(ص) یا برقی از پرتوهایش بر من تابیدن می¬گرفت، شتابان آن را می¬نوشتم و در لابه لای این کتاب ثبت می¬کردم... در این نوشتار قصد تصنع و تکلف و آرایش کلمات و عبارت¬ها را نداشته¬ام و زمام کار را به دست دل سپردم تا از اعماق درونم به سخن آید.

این نوشتار گرچه اشاره¬ای بیش نیست، اما پرتو¬افشان است... گرچه به رشته¬ی تحریر در آمده است، اما اشاره¬ای بیش نیست!! 

جایی برای اوهام و خیالات و حماسه¬سرایی¬ها در آن نخواهی یافت... بلکه متون صحیحی است که هیچ¬گونه شک و تردیدی بدان راه ندارد و از کتاب¬هایی گرفته شده است که امت اسلامی بر درستی و حقانیت آن¬ها اتفاق نظر دارد.

آن¬گاه نوبت به پرتو¬افکنی¬های این متون می¬رسد و تا آن¬جا که خداوند اراده کند، امتداد می یابند ... و در آخر، نوبت کشف جواهرات و مرواریدهای پنهان از اعماق این شخصیت بی¬نظیر می¬رسد.

خدایی را که هیچ فرمانروا و فریادرسی جز او نیست، گواه می¬گیرم که در خلال نگارش این نوشتار به یقین رسیدم که محمد(ص) حق است... و او رسول خداست و در صدق و حقانیت¬اش هیچ تردیدی وجود ندارد ... با دل و درون و عقل و زبان و دستم به این یقین رسیدم.... و هر بار برقی از درخشش انوار آسمانی¬اش بر من هویدا می¬شد، بیشتر به نادانی¬ام پی می¬بردم. ... به یقین رسیدم که او دست¬پرورده¬ی خداست ... فهمیدم که اگر چه او نیز مثل ما بشر است...اما از جانب خداوند بر او وحی می¬شود (یُوحی إلَیهِ).

هرگاه چیزی از درخشش نور رسول خدا(ص) را احساس می¬کردم و گمان می¬بردم که بخشی از اسرارش را فهمیده¬ام، به یقین می¬رسیدم که دست به کاری غیرممکن می¬زنم که فراتر از عقل و ادراک بشری است!!

کسانی که درباره¬ی شخصیت محمد رسول الله(ص) نوشته¬اند، بسیارند؛ چه در میان کسانی که به او ایمان آورده-اند و چه آنانی که اعتقادی به او ندارند و در این زمینه کتاب¬های ارزشمندی را به رشته¬ی تحریر در آورده¬اند ... 

اما همگی¬شان چیزی درباره محمد رسول الله(ص) ندانسته¬اند ...و من نیز با نادانی وجهالت¬ام آمده¬ام تا به آنان بپیوندم!!

عظمت شخصیت رسول خدا (ص)به¬سان عظمت جهان هستی است که هرگاه انسان¬ها به رازی از رازهایش پی می-برند وچنین می¬پندارند که تمام هستی را شناخته¬اند، به یقین می¬رسند که دانسته¬هایشان از اسرار هستی، مانند نسبت قطره به دریاست!! پیامبر خدا(ص) نیز چنین است...

هیچ¬کس جز خدای یگانه به اسرار و انوار و اعماق او پی نمی¬برد ...

همان¬گونه که راز جهان هستی را فقط خدا می¬داند «اَلَّذی یَعلَمُ السِّرَّ فِی السَّماواتِ وَالاَرضِ»، راز محمد(ص) نیز فقط نزد اوست «اَللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهُ »، (انعام124) :«خدا بهتر می¬داند که رسالت¬اش را به چه کسی بسپارد. »

در ساحل اقیانوس انوار بیکرانش می¬ایستی و می¬خواهی در آن شنا کنی. شنا می¬کنی وشنا می¬کنی و ...چنین می-پنداری که مسافت زیادی را پیموده¬ای... سپس پشت سرت را نگاه می¬کنی و مات و مبهوت و حیران، تازه می¬فهمی که هنوز از ساحل پا فراتر نگذاشته¬ای!! و رسول خدا(ص) همیشه این¬گونه خواهد ماند و همگی پیامبران و بزرگان، پشت سر او قرار خواهندگرفت. پیامبران الهی، انواری پررمز و رازند و رازهایی نورانی...نورشان را احساس می-کنیم، اما چگونگی این نور و نفوذ آن در وجودمان را نمی¬دانیم!! آنان پیام¬آوران خدایند و پیام هایش را به مردم ابلاغ می¬کنند و تنها از او بیم دارند و از هیچ¬کس دیگری جز او نمی¬هراسند.

محمد(ص) رسول خدا و بزرگ¬ترین شخصیتی است که خداوند، کاروان انبیا را بدو خاتمه بخشید. از این رو، رحمت و هدیه¬ای الهی به تمام جهانیان است...

آیا می¬خواهی بدانی واقعیت او در خواب و بیداری¬اش، در قانون¬گذاری، در مقامات متعدد و بی¬شمارش که از زمین تا آسمان و از آسمان تا زمین امتداد دارد، چگونه بوده است؟!

چگونه همگی این مقامات در شخصیت او، متعادل و سازگار شدند؟!

چگونه محمد(ص) انوار الهی¬اش را به سوی دل¬ها می¬فرستاد و دل¬ها را برای این انوار باز می¬کرد؟

چگونه با مردم سروکار داشت... و در عین حال با ملکوت اعلی در ارتباط بود؟

راستی این شخصیت چگونه به مقام امامت تمام مردم رسید و هیچ¬کس به آن دست نیافت؟

کفش¬هایت را بیرون آور ... که پا بر دیار مقدّسی نهاده¬ای...

دستانت را بشور...

سپس بخوان به نام پروردگارت و بیندیش...

به زودی چیزهای زیادی درباره¬ی او خواهی دانست...

اگر چه در واقع بسیار اندک باشد.

ادامه دارد ...

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1389/05/29

با تشکر از استاد فرزانه‌ و استاد مترجم و مدیر این سایت
پیشنهاد این جانب برای چنین نوشتاری این است که‌ پراکنده‌ نشود و به‌ صورت یک فایل گذاشته‌ شود که‌ این مایه‌ی استفاده‌ی بیشتری خواهد شد.
با کمال تشکر

2
بدون‌نام
1389/05/29

یارب به روح احمد صلوات صد هزاران
بر شاه دین محمد صلوات صد هزاران
برساکن مدینه ان باک دل ز کینه
زین بنده کمینه صلوات صد هزاران