جدیدترین نظرها

سلم و درود خداوند و فرشتگان (2 روز 8 ساعت پیش)

سلم و درود خداوند و فرشتگان بر کاک رئوفِ رئوف و امید و دعا برای افزودن توفیقات بیشتر از این و سپاس فراوان از برادری که چنین متن زیبایی را در وصف کاک رئوف نگاشته اند.

در پاسخ به مطلب (سالگرد زلزله‌ی کرمانشاه و چند نکته‌ی مشفقانه)
استاد گرانقدرم؛ کاک رئوف بە (2 روز 21 ساعت پیش)

استاد گرانقدرم؛ کاک رئوف بە صفت «رئوف» و مهرورز سلام الله تعالی علیکم ورحمة الله وبرکاته

می‌دانم چقدر در این سال‌های اخیر چه شب‌ها، که از شدت درد به خود پیچیدەای تا جاییکه مدتی است، قرص‌هایت را به علت عوارض پس از مصرف، به باد فراموشی سپردەای و نیز می‌دانم چقدر عازمانه درصدد ترویج مهربانی در این ایران‌شهر پر از نامهربانی هستید. تو را نیک می‌شناسم و به دیدگان زیبابین‌ات غبطه می‌خورم و به شهرجهان دل آکندە از صفا و امیدت، تاحدودی سفر کردەام و چند کوچه‌ای از آن شهر بزرگ را با پایی لنگان گشتەام و می‌دانم که خود را و ایام باقیمانده‌ی حیاتت- را که امیدوارم به صد سال توأم با عزت و سلامتی برسد- وقف خدمت به صلح، مهربانی و حفظ محیط زیست و حقوق حیوانات نمودەای...
رئوف نازنین آنان که از نزدیک می‌شناسند می‌دانند که چقدر به کاستن فاصله‌های کاذب و دروغین میان انسان‌های پوست و گوشت و دارای خون می‌اندیشی و چقدر با اصلاح نگرش و منش و رفتار خویش درصدد اصلاح جهان نیز برآمدەای؛ تو نیک می‌دانی تنها خدمتی که به جهان می‌توانی بکنی، همان اصلاح خویشتنِ خویش است و برای همین، از خودت آغازیدەای و از ذوی‌القربی شروع نمودی و اینک نام نیک تو و اثر صالح تو در هر جا که رفتەای، منادی آن وجودی است که هر نوع خشونت را در درون خویش کشتە و با همە‌ی زوایای وجود و ساحت‌های درونی و بیرونی خویش، به آشتی کامل رسیدە است.
سال‌ها پیش شنیدە بودیم که بزرگی گفتە بود: «اقیموا دولة القرآن فی قلوبکم، تقم علی ارضکم»؛ دولت قرآن را در دل‌هایتان پیادە کنید پیامدش اقامەی آن در زمین‌تان خواهد بود. آری عزیزِ دل! و تو با آن جسم نحیف امّا پُرانرژی و با آن کسالت جسمِ تختەبند روح بزرگت، همچنان در این میدان ترک‌تازی و یکه‌تازی می‌کنی! خوشا به سعادتت!
بسیار دیدەام با هزینەی شخصی و از مال خویش صرف انعام و قدردانی از کسانی می‌کنی که در خدمت انسان بما هو انسان‌اند و یا طبیعت را پاس می‌دارند و یا در راه تقلیل مرارتی و یا تقریر حقیقتی تلاش می‌کنند و به آنها لوح یادبود و قدردانی هدیت می‌دهی! چه نیکوست که مسؤولانی که دلی در گرو خدمت به خلق‌الله دارند و قدردان انسان‌هایی همچو تواند، همتی کنند و تو و امثال تو که المنة لله کم نیستند را قدر نهند و بر صدر نشانند!
بندە به سهم خودم با نوشتن این چند سطر خواستم ادای دینی به عمری زحمت و رنج‌هایی که در جهت ایجاد سرزمینی مملو از صلح، مهربانی، برابری، آزادی و عدالت کشیدەای، کردە باشم و از دور دست‌هایت را می‌بوسم و خاک پایت را سرمە‌ی دیدگانم کنم و از خداوند ذوالمنن سلامتی و عزت روز‌افزونت را خواستارم.
کمترین دوست تو
م

در پاسخ به مطلب (سالگرد زلزله‌ی کرمانشاه و چند نکته‌ی مشفقانه)
با سلام خدمت جناب آقای محمودی (5 روز 18 ساعت پیش)

با سلام خدمت جناب آقای محمودی و خوانندگان ارجمند اصلاحوب
آقای محمودی بسیار مختصر و مفید در اختصار هرچە تمامتر بە موضوع ورود نمودەاند و صورت مسئله را مطرح و راه‌کارهای برونرفت از آن را به صورت تیتروار برشمردەاند. بندە نیز می‌خواهم در چند سطر دیدگاه خویش را با شما عزیزان درمیان نهم.
شکاف نسلی به معنای تغییر در هنجارها- باید و نبایدها- و ارزش‌ها- خوبی‌ها و بدیها- و نیز تحول و تغییر جهان‌بینی دو نسل است.
به گمان من، نسل جدید در جهان جدید و با جهان‌بینی نوین(که در مفاهیم، تئوریها، اهداف و ابزارها پاک با دنیای قدیم متفاوت است) و نیز هنجارها و ارزش‌های جدیدی که لزوما همەی آنها مستفاد از دین نیستند و دین تنها منبع آنها نیست، درحال آزمودن زندگی‌اند.
نسل جدید جماعت نیز تا جایی‌که من اطلاع دارم- بەجز قلیل اندر قلیل- به علت استدلال‌سالاری و نه لزوما فرزندسالاری، صمُ بکم و طابق النعل بالنعل دنبالەروی پدران و مادرانشان نیستند؛ بل آنان خود با عقل عرفی و نیز سیستم ارزش‌ها و هنجارها که دین یکی از شش منبع هنجارآفرین آنهاست، مسائل را حلاجی نموده و با عقل قیاسی و استدلال بهترین تبیین، به تنظیم باورهای خویش می‌پردازند.
واقعیت آن است که آنان فهمیدەاند که عرضەی دین به‌صورت سنتی و محافظەکارانە در عصر جهانی‌شدن و با سروری و سیادت استدلال به‌عنوان مؤلفەی اجتناب‌ناپذیر مدرنیتە، به‌صورت تاریخی نهادینەشده را نمی‌توان پذیرفت و لذا گریزی از نوعی عقلانیت و معنویت (که دین یکی از منابع آن است نه همەی آن) نیست.
جوانان ما، امروز علاقەمند به عصری‌زیستن و اینجایی و اکنونی زیستن‌اند. بیشتر آنان علاقەای به دین اکثری و قرائت ماکزیمالیستی از اسلام ندارند و در هر چیزی حداقل‌ها را می‌جویند. آنان متافیزیک غلیظ ادیان ابراهیمی را به آسانی برنمی‌تابند و خدای متشخص انسان‌وار برای آنان فاقد توجیه عقلی، کلامی و فلسفی است. آنان همچنین به اسلام سیاسی و دخالت همەجانبەی دین در همەی امور زندگی به‌ویژە در دولت و قدرت سیاسی چندان روی خوش نشان نمی‌دهند؛ البته این خوانش‌ها با هوش-بهرەی آنان رابطەی مستقیم دارد.
جماعت اگر بخواهد نسل‌ امروز را با خود همراه کند باید در سیاست‌ها و گفتمان خود، تجدید نظر جدی کند؛ چرا که نسل امروز دیگر اعتقادی به پیشتازبودن با آن معنای «قطبی» ندارد، نسل امروز خواهان زندگی‌ای اینجایی- اکنونی‌اند و شدیدا به دنبال تفرّد و استقلال هویتی‌ خویش. آنان - بە جز اندکی- علاقەای به گفتمان ایدئولوژیک از دین و اسلام با قرائت انقلابی و کمال‌گرایانە و جامعیت‌نگرانە ندارند و زمان به آنان آموخته است که از هر پدیدەای باید درحد خودش انتظار کارکردگرایانە داشته باشند؛ آنان نیک می‌دانند که برای فراگیری سیاست، اقتصاد، روان‌شناسی و فیزیک و شیمی و بیولوژی باید سراغ علوم تجربی بروند و انتظار خلق سیستم سیاسی و اقتصادی و علم از قرآن و اسلام ره به ناکجاآباد می برد. آنان به تواضع علم و نیز دین باور دارند که هرکسی و هر چیزی را بهر کاری ساختەاند.

جوانان ما هویت ملی و قومی و از آن فراتر هویت جهانی برایشان مهم است و هویت‌های فراملی و پان‌ها را که یادآور زمان امپراتوریهاست را خیلی بر نمی‌تابند. به‌عنوان مثال جوانان ایرانی سنّی به تبع اکثریت همنسلان ایرانیشان، بیشتر به آزادی، دموکراسی، عدالت و از همە مهمتر به اقتصاد و رفاه اهمیت می‌دهند تا ایدەی خام بازگشت و احیای خلافت و یا پان کردیسم و...
به هر حال بندە به عنوان یک ناظر، ورود به این بحث را جدی می‌یابم و انتظار کار میدانی و پژوهش‌های علمی در این زمینە دارم تا راههای برون‌رفت این بحران، مطالعه و بررسی شوند.

در پاسخ به مطلب (شکاف نسل‌ها)
به نظر من درست ترین حرف رو (6 روز 20 ساعت پیش)

به نظر من درست ترین حرف رو همین بچه دوازده ساله زده بهتره خودت نظر ندی گاهی ممکن کوچک تر ها یک حرف هایی بزنند که اگه یک کم روشون فکر کنید می بینید چندان هم بی ربط نمی گویند

در پاسخ به مطلب (فرق بین همجنس‌بازی و همجنس گرایی چیست؟حکم هرکدام در اسلام چیست؟ اگر مبتلاً به این درد شده‌ایم تکلیفمان چیست؟)
اینکه خدا گناهان بندگان را به (1 هفته 1 روز پیش)

اینکه خدا گناهان بندگان را به شما نشان داده مگر شما از حضرت موسی بلند مرتبه ترید در ان زمان که خدا به موسی گفت یک نفر گنه کار است در جمع شما تا او توبه نکند باران نمی یاید ام ان شخص را نشان نداد حال خدا گناه بندگان را به تو نشان دهد

در پاسخ به مطلب (آیا ممکن است کسی خدا و صدای او را در خواب ببیند و بشنود؟ آیا چنین چیزی ممکن است اتفاق بیفتد؟ اگر باشد نشانه‌ی چیست؟)
درود بر تو (1 هفته 2 روز پیش)

درود بر تو

در پاسخ به مطلب (چند عامل در ثبات عقیدتی جوان مسلمان معاصر)
اللهم أغفر لها و ارحمها و (1 هفته 2 روز پیش)

اللهم أغفر لها و ارحمها و اعفو عنها و أكرمها
اللهم وسع مدخلها و ادخلها الجنة واغسلها بالثلج و الماء والبرد.آمین

در پاسخ به مطلب (مریم قاضی نویسنده‌ی کرد درگذشت)
از خانواده ای شیعه ساکن شهر (1 هفته 2 روز پیش)

از خانواده ای شیعه ساکن شهر خنج هستم که به آن مرحوم ارادت داشته ام و به فرزندانش نیز ارادت دارم.
۱- حرف اینجانب از کودکی این بوده است که مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از ۹۵ % از آبی است که در بارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود از محلی به نام بیدزرد در بالادست روستای ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاری می شود آرزوی اینجانب از کودکی این بوده است تا جلو مقدار … متر مکعب آبی را که بیش از ۹۵ % از آبی است که در بارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود را در محلی به نام تنگه بیدزرد در بالادست روستای ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را با احداث بند یا سدی خاکی بگیرم تا این روزهای بارندگی در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را به پائیز و زمستان های طلایی و بهار و تابستان پرمحصول در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس تبدیل کنم اینجانب از اینکه مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از ۹۵ % از آبی است که در بارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود سهم خلیجی می شود که می خواهند نام آن را به جای فارس به نام جعلی عربی تبدیل کنند ناراضی هستم اینجانب حتی راضی نیستم تا سرریز مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از ۹۵ % از آبی است که در بارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود که از محلی به نام بیدزرد در بالادست روستای ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاری می شود سهم خلیجی شود که می خواهند نام آن را به جای فارس به نام جعلی عربی تبدیل کنند اینجانب در نظر دارم با تغییر مسیر سرریز مقدار … متر مکعب از آبی که بیش از ۹۵ % از آبی است که در بارندگی ها باعث جاری شدن سیل و طغیان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس می شود که از محلی به نام بیدزرد در بالادست روستای ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاری می شود را سهم دریاجه فصلی در شهر خنج شهرستان خنج استان فارس نمایم. بعد از آن روستای ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را می توانم به مقصد فصل های پائیزی و زمستانی مسافران از سراسر کشور و فصل های بهار و تابستان پرمحصول تبدیل نمایم.
۲- حرف اینجانب از تاریخ ۱۳۷۰/۱۲/۲۲ تا تاریخ ۱۳۷۶/۰۷/۳۰ که کارمند اداره آب و فاضلاب شهری بخش خنج شهرستان لارستان شرکت آب و فاضلاب شهری استان فارس بوده ام از تاریخ ۱۳۷۶/۰۸/۰۱ تا تاریخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۲ که کارمند شرکت آب و فاضلاب شهری کلان شهر شیراز استان فارس بوده ام یا از تاریخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۳ تا هم اکنون که کارمند امور آب و فاضلاب شهری شهر صدرا شرکت آب و فاضلاب شهری شیراز استان فارس می باشم یا در آینده که دوست دارم تا کارمند امور آب و فاضلاب شهری شهرستان خنج شرکت آب و فاضلاب شهری استان فارس باشم آرزویم پیگیری احداث تصفیه خانه فاضلاب شهری برای شهرهای خنج و فیشور بوده و می باشد آرزویم پیگیری احداث تصفیه خانه فاضلاب روستایی برای روستاهای واقع در اطراف دریاچه فصلی کفه خنج بوده و می باشد چون با آب مناسبی که از تصفیه فاضلاب شهرها و روستاهای اطراف دریاچه فصلی کفه خنج به دست می آید می توان و می شود کمربند سبزی را به طول ۱۸ کیلومتر و عرض ۸ کیلومتری در اطراف مساحت ۱۳۰ کیلومتری اطراف دریاچه فصلی کفه خنج احداث کرد و شهر خنج را به مقصد فصل های پائیزی و زمستانی مسافران از سراسر کشور و فصل های بهار و تابستان پرمحصول تبدیل کرد.
امام علی (ع) می فرمایند : کسی که آب و خاک یعنی نیروی طبیعی دارد و نیروی انسانی خود را برای بهره برداری به کار نمی بندد و با فقر و گدایی می گذراند نفرین و لعنت باد.

در پاسخ به مطلب (مفتی اهل سنت شهرستان خنج درگذشت)
صبح امروز اولین خبری که در (1 هفته 2 روز پیش)

صبح امروز اولین خبری که در تلگرام توجهم را جلب کرد ترور #جمال_خاشقچی نویسنده و روزنامه‌نگار توانمند و فعال سعودی بود که به بدترین شیوه ممکن اتفاق افتاد.
از نگاه حکومت‌های یاغی و دیکتاتور، تنها کسانی حق حیات دارند که مثل آنان بیندیشند(البته اگر به حداقل‌هایی از اندیشه باور داشته باشند).
تعقل و اندیشه، نقد و نُصح و تلاش برای فراهم کردن زمینه زندگی انسان‌وار برای خود و دیگران جرمی است که بهای آن از نگاه برخی کوته‌فکر جان دادن است. کوتوله‌های فکری که به ناحق مواهب خدادادی را در اختیار گرفته و بر مردم آقایی (نه حکومت داری) می‌کنند.
#آزادی_بیان از دست‌آوردهای ارزشمند بشری است که در غالب جوامع اسلامی کم‌رنگ یا بی‌رنگ است.
#جمال_خاشقجي
#جمال_خاشقجی

در پاسخ به مطلب (عربستان به قتل خاشقجی در کنسولگری‌اش اعتراف و افسران اطلاعاتی را برکنار کرد)
معاون محترم امنیتی و انتظامی (1 هفته 2 روز پیش)

معاون محترم امنیتی و انتظامی وزیر کشور!: «کولبر هم کلمه‌ای بود که نمی‌دانم کجا اختراع شد!»
آقای #ذوالفقاری بر خلاف نظر رهبر انقلاب، کولبر را قاچاقچی می‌نامد و ظاهراً دفعه بعد انتظار عذرخواهی کولبران از خودش را دارد، چرا که در فرازی از بیانات گهربارشان! گفته‌اند «این کلمه، هم برای خود مردم و هم برای مسئولان مشکل درست کرد».
این آقا لازم است بداند: #کولبری زمانی به قول وی (اختراع!) شد که جای رعیت و راعی عوض شد و تحصیلکردگان ناچار به حمالی در کوهستان‌ها شدند تا یخچال، ال سی دی و کولر منزل امثال او را بر دوش خود حمل کنند.

آقای ذوالفقاری! لطفاً به جای برنامه‌ریزی توزیع ۴ میلیون و نیم پرس غذا در عراق به فکر نیازهای اولیه شهروندان خود باشید تا بیش از این با اختراع این واژگان، روان مبارک جنابعالی مکدر نشود!

در پاسخ به مطلب (رویکردی کیفی بر مقوله کولبری و بررسی فاکتورهای زمینه‌ای و مؤثر بر آن)
آفرین جوان. چە خوب از منابعی (1 هفته 2 روز پیش)

آفرین جوان.
چە خوب از منابعی که از آنها استفادە کردەاید، نامی می‌بردید.

در پاسخ به مطلب (چند عامل در ثبات عقیدتی جوان مسلمان معاصر)
وقتی شعر را از تو (1 هفته 2 روز پیش)

وقتی شعر را از تو میگیرند؛

تمام جهان دیوان شعر است

هوا شعر است

آسمان شعر است

نگاه شعر است

سکوت شعر است

دیوان شعر دیوار زندان است و

دیوار زندان دیوان شعر است!

لبخند کودکانه ی مادراز سر نومیدی شعر است

مردگان همه شعراند

عنکبوت شعر است و

لاکپشتی که خسته میشود شعر است!

رفتگان ما شعراند

کودکان ما شعراند و

آیندگانی که خواهند آمد شعرند!

انسان که مرز را آفرید شعر است

مرز که انسان را میراند شعر است و

درد که محصول مشترک ماست شعر است!

وقتی شعر را از تو میگیرند خرده مگیر

از مردن سخن نگو

شعر خاکستری میشود بر بام تمام جهانی که بیهوده فکر میکند:

تو میمیری

من میمیرم

ما میمیریم و...

شعر میمیرد!

تردید مکن

شعر بگو...

در پاسخ به مطلب (مریم قاضی نویسنده‌ی کرد درگذشت)
بۆ هه ورامان و گشت یاران سه (1 هفته 2 روز پیش)

بۆ هه ورامان و گشت یاران

سه ری ساڵه و

گشت نه ورۆزم

له شه به ك دا جێژن ده گرم،

كڵگۆ كڵگۆ كێلی شه هید

پێده كه نێ!

سه ری ساڵه و

گشت نه ورۆزم

له پێته ختی قاش قاشه سووره كان،

له هه ڵبجه جێژن ده گرم،

هه زار هه زار باڵای شه هید

پێده كه نێ!

سه ری ساله و

گشت نه ورۆزم

له گه رمه شینی ساڵیادی هه ڵفرینی

په پووله باڵ ره نگاڵه كان جێژن ده گرم،

شه پۆل شه پۆل

ئه سرین و كوڵ

پێده كه نێ!

سه ری ساڵه و

گشت نه ورۆزم

له ته ك یاران،

له و به ری ئه و ده رگایه را جێژن ده گرم،

كه خۆره تاو

به ره نگ زه ردی و

بۆنی ژه نگی قفڵه كه یا

پێده كه نێ!

سه ری ساڵه و

گشت نه ورۆزم

ده بمه میوانی سفره ی ئه و منداڵانه ی

به تاڵ به تاڵ،

به روو ره شی

خانه خوێدا

پێده كه نێ!

سه ری ساڵه و

دیسان ئه وه

له سه ر چه قی چاوه روانی رێگایه كدا گیرساومه وه

كه نه ورۆزی بێ به هاره و

به هاری بێ نه ورۆزی ئه و

باران باران

به بێ هه وری وه رزی شێعرم

پێده كه نێ!

در پاسخ به مطلب (مریم قاضی نویسنده‌ی کرد درگذشت)
خاطره ای از مریم قاضی که (1 هفته 2 روز پیش)

خاطره ای از مریم قاضی که امروز درگذشت

آخرین روزهای تابستان بیشتر بوی پاییز می دهد. پاییز فصل مورد علاقه من است. در منزل نشسته ام و میزبان دو دوست جوان و اهل مطالعه هستم. تلفن زنگ میزند و همکارم پشت خط می گوید در داروخانه، مهمانی به انتظارم نشسته است. به اتفاق دوستان بیرون میروم.
سیمایی مشتاق و منتظر روبرویم نشسته است. یادداشت کوتاهم در مورد سی و ششمین سالگرد جنگ دوازده روزه مهاباد در سال 59، به اینجایش کشانده است. خاطرات و خطرات آن روزها را به خوبی بیاد دارد. روایتش از ماجرا با آنچه که تاکنون شنیده ام، تفاوت دارد. روایتهای موجود بیشتر بیان ماوقع از زبان یکی از دو طرف ماجراست و به همان میزان هم آمیخته با پیشداوری و سیاست و ایدئولوژی. داستان او اما اینگونه آغاز نمی شود. داستان وی حدیث همیاری و نوعدوستی گروهی است که امروزه جامعه مدنی خوانده می شوند و آنروزها این عنوان نبود.
تیمی پانزده نفره از جوانان شهر در آن روزهای زردی که تابستان را به پاییز می دوختند، داوطلبانه وظیفه امداد رسانی به مجروحان و نیازمندان جنگ را بر عهده می گیرند. تیمار مجروحان سرپایی و رساندن موارد خطیر به بیمارستان و شناسایی و دفن مردگان وظیفه روزمره آنان است. امداد گران فقط به یک زبان سخن می گویند؛ زبان انسانیت و
هم مردم عادی و هم دو طرف جنگ از کمکهایشان بهره مند می شوند.
راوی داستان ما البته در آن روزها خالی از گرایش سیاسی نبوده است. در حالیکه خیلی از نزدیکان به کوه زده اند، موضع سیاسی وی متفاوت است. او به سازمانی چپگرا گرایش داشته که تنها چند ماه قبل دچار انشعاب شده و اکثریت آن با اسلحه وداع گفته اند. بخشی از موضع ضد جنگ تیم کوچک امداد رسان به تغییرات فکری و تشکیلاتی سازمان پیشگفته بر میگردد.
نکته جالب دیگر داستان نقش متفاوت و چندگانه مساجد است که در این روزهای دشوار هم حلقه وصل شبکه ها و افراد امدادرسان شده اند و هم شبستانشان درمانگاه موقت و محل بستری مجروحان. حتی از حیاط مساجد به عنوان گورستان استفاده می شود. چون امکان حمل اجساد به گورستان عمومی شهر وجود نداشت. 243 کشته آماری است که توسط راوی ثبت و یادداشت شده است و این طبیعتا شامل کسانی نمی شود که در بیمارستان جان باخته اند.
این تیم پانزده نفره بعدا گذارشان به تهران می افتد و توسط مقامات وزارت بهداری وقت تشویق می شوند. آنها در مدت اقامت در تهران در بیمارستان امام خمینی دوره آموزشی پانزده روزه ای را می گذرانند و رابطی تعیین می شود که در صورت تکرار حوادث ناگوار، از تهران دارو بدستشان رسانده شود.
این ماه عسل البته دیری نمی پیماید و با فرارسیدن فصل سرد سیاست در سال شصت، اینان نیز مورد تعقیب قرار می گیرند. شانس اما با راوی همراه شده و در زندان توسط یکی از پاسداران مجروح تیمار شده، شناسایی میشود. پاسدار موصوف به پاس آن خدمت به رهاییش کمک می کند. شانسی که البته با همه یار نمی شود.
برای من جذابیت این داستان دلایل مختلفی داشت؛ فردیت پررنگ، نگاه نوع سوم، زنانگی مستتر در رگ و پی جملات و کلمات همه به خلق داستانی متفاوت در اتمسفری بغایت مردسالار یاری رسانده اند. در آن شرایط دشوار پرهیز از نگاه سیاه و سفید و مطلقا سیاسی آسان نیست.
ممکن است از لحاظ‌ کرونولوژی تاریخی بتوان به بخشهایی از آن ایراد گرفت و یا در میزان تاثیرگذاری این گروه کوچک تشکیک کرد، اما اصالت و اهمیت آن را نمی توان انکار نمود.
ارزش ماجرا هم در منحصر بفرد بودن روایت است. یقین دارم که به تعداد دهها هزار نفری که در آن دوازده روز سخت، کم و زیاد مرارت کشیدند، روایت وجود دارد. چه بهتر که این عمیق ترین تجربیات تاریخی به رشته تحریر درآمده و نظم و نسق بگیرند. تاریخ فرودستان اینگونه نوشته میشود.
این یادداشت دو سال قبل بدون ذکر نام راوی آن در همین کانال منتشر شد. امروز به پاس عمری تلاش و رنج مریم قاضی و به یاد خاطره او در آن عصر غمگین که با نفسهای خسته و صدایی گرفته از درد بیماری روایتش را تعریف می نمود، تصمیم به بازنشر آن گرفتم.
@sharname1

در پاسخ به مطلب (مریم قاضی نویسنده‌ی کرد درگذشت)
خداقوت و خسته نباشید آرزو (2 هفته 1 روز پیش)

خداقوت و خسته نباشید
آرزو میکنم هر سال قدمی رو به جلو نهاده و کیفیت برگزاری را ارتقا دهید. جزاکم الله خیرا

در پاسخ به مطلب (هشتمین گردهمایی دانشجویان اهل‌سنّت‌ دانشگاه‌های تهران «فصل نو»)