جدیدترین نظرها

کاک فەرزاد گیان دەستەکانت خۆش (1 هفته 6 روز پیش)

کاک فەرزاد گیان دەستەکانت خۆش بێ. بێگومان نووسینەوەی مێژووی زارەکیی کوردستان و کەسایەتییەکان و لەوانیش ئیسلامییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان زۆر پێویست و گرنگە. عادەت وایە کە کەسایەتییەکان تا نەمرن باسیان ناکرێ. گەلی کوردیش وەک گەلێکی بندەست عادەتی وایە زیندووکوژی مردووپەرەستە؛ بەڵام وا دیارە تۆ ڕچەی چەن ساڵەت شکاندوە و بۆ ئەهلی هەواڵ هاواڵانت زەق کردۆتەوە. هەر بژی!
وەک دیارە کاکە حەسەن فەقیهێکی نەریتی و بەگشتی پیاوێکی تێکۆشەرو موسوڵمانێکی عەمەلگەرای هەڵسووڕاوە. ڕازی خۆشەویستیی ناوبراویش لەناو کۆمەڵانی خەڵكدا هەر ئەوەیە که وەک شێخانی تەریقەت یان هیندەک ڕێبەری دیکەی ناسراوی لای خۆمان لە شوێنێکدا دانەنیشتووە تا خەڵك سەردانی بکەن بەڵکوو ئەو بۆخۆی داعییەکی رەححال بووەو لە هەموو شین و شادییەکی خەلكدا بەشدارە. جورئەتی دەربڕینی بیرو ڕای خۆی هەیە و بە کردەوەش نیشانی داوە لە کەس جگە لە خوا باکی نییە.
کاکە فەرزاد گیان لەم نووسینەدا -بەداخەوە- خۆت له قەرەی هیندەک کێشەی بنەڕەتی و تێگەیشتنی کاکە حەسەن لەگەڵ زۆرینەی مەکتەب و بەتایبەت کاکە سەعدی، کاکە فووئاد و کاکە عەزیز ئەمینی نەداوە. پێموابێ ڕەچاوکردنی بەرژەوەندی حیزبی نەیهێشتووە وەک لێکۆڵەرێکی بێلایەن بچیتە ناو کڕۆکی باسەکەوە؛ بەڵام پێموایە زۆر پێویستە لایەکی لێ بکرێتەوە و لێکۆڵەرانی سەربەخۆ، توێژینەوەی لەسەر بکەن کە مەکتەب بۆ بەو ئاقارەدا ڕۆیشت؟ لە دیدو بۆچوونەکانی کاکە سەعدی کامەیان ڕاستن و تێگەیشتنی کاکە حەسەن بۆ بیرو ڕاکانی کاکە ئەحمەد لە ترازووی عەقڵانیەتی دینی و لۆژیکی سەردەمدا چۆن مەزندە دەکرێن؟
بەگشتی زۆر سپاس بۆ هەموو زەحمەتەکانت و سپاسی تایبەتیش بۆ دڵفراوانی ئیسڵاحوێب بۆ بڵاوکردنەوەو ناساندنی کەسایەتیگەلێک کە هاوڕێی ئەوان نین و بەڵام ڕێزیان لێدەگرێ و بە شەقام دەناسێنرێن.

در پاسخ به مطلب (دعوتگرى بر مسیر استقامت)
جزاک الله خیرا کثیراً استاد (2 هفته 5 روز پیش)

جزاک الله خیرا کثیراً استاد محترم!
اما یک پیشنهاد داشتم اگر این کتاب به زبان انگلیسی هم به نشر رسد ممنون میشوم!

در پاسخ به مطلب (بررسی ردّ الحاد در گفت‌وگو با نویسنده‌ی مجموعه‌کتاب‌های «الحاد نوین، باتلاق رنگین» )
کوچ فانی بزرگ پیشکسوت ورزش و (2 هفته 5 روز پیش)

کوچ فانی بزرگ پیشکسوت ورزش و مکتب فرهنگ و ادب دیارمان مهاباد

در این روزگار تیره و ایام طوفانی، عزیزی بی‌صدا از بین ما کوچ کرد و به دیار باقی شتافت و دیدار بعدی را به آخرت وعده داد.
برای آنان که لحظه‌ای با او دیدار، یا کوتاه گفتگویی داشتند، تحمل سنگینی این مصیبت بسی مشکل می‌باشد؛ وداع این عزیز را با درد و الم نهفته داشته و با دعای خیر بدرقەاش نمودەاند.
در دورانی که شهرمان به(سی ودو محله) اشتهار داشت در خانواده مطهر فاضلی در مورخه ۱۳۱۳/۳/۲۲ پسری چشم به جهان گشود بنام عبدالرحمان، با جمیع صفات نیکو حسنەای که داشت ( ئا ره‌حمان) لقب گرفت.
دوران ابتدایی و دبیرستانی را در مهاباد و ارومیه و تحصیلات دانشگاهی را در تبریز به پایان رساند. خدمت در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) را برگزید و در دبیرستانهای مهاباد و دانشسرای مقدماتی و رئیس دبیرستان و سرپرست اداره آموزش و پرورش مهاباد به ایفای وظیفه پرداخت و در بازنشستەگی در معاونت دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد طی سالیانی خدمات ارزندەای داشتند و بعنوان مدرس در دانشگاه ایفای خدمت کرد.
عبدالرحمان فاضلی خدمات ارزندەای به فرهنگ و ادب انجام دادند از جمله چاپ کتاب (شنزار خون آلود) و کتاب (دوشیزه ارمنی با نامزدش) کە در دست چاپ میباشد و همچنین تحقیق و تالیف زندگی و خاطرات خودشان.
وجهه برازنده دیگر که ما افتخار شاگردی او را داشتیم، رویکرد و علاقه ایشان به امور ورزش و تربیت بدنی بود، که از نوجوانی به فوتبال ورزش اول منطقه علاقمند بود و این ورزش را از مدرسه و کوی برزن شروع نمود. در آن دوران فعالیت ورزشی در مقاطع سنی و یا باشگاهی رسمیت نداشت و ورزشکار می بایست با تمرین و ممارست خود را آماده می کرد، تا برای پذیرش در تیم منتخب شهرستان که ( کلنی) می گفتند انتظار می کشید و در حوالی تمرینات تیم کلنی به کار توپ جمع کن و احیاناً اگر تیم در جریان بازی کمبود بازیکن داشت وارد بازی می شد. ئا رحمان که جوان بسیار با استعداد و خوش فکر و با تکنیکی بود خیلی زود به تیم (کلنی) وارد شد و حدوداً جایگزین شادروان قادر ریحانی که فوروارد بود شدند، برای خیلی ها قابل تصور نبود ، بازیکنی کم سن و سال در تیم (کلنی) در مقابل تیمهای قدرتمند مراکز استانها قرار گیرد، بارها شادروان کاک اسماعیل گنجعلی سرمربی وقت تیم فوتبال مهاباد می گفت که از (ئارحمان) در مسابقات سخت و خشن از ترس صدمه و آسیب استفاده نمی کردم.
(ئارحمان) در مسابقات استانی و کشوری برای برد و احراز مقام تلاش و زحمات زیادی کشیدند و همیشه (آ س) تیم بودند و در مسابقات کشوری انزلی _ رشت _ تبریز و تهران حضور موفق و موثری داشتند.
(ئارحمان) بعنوان دبیر ورزش دبیرستانهای مهاباد در امر آموزش تیمهای ورزشی خصوصاً فوتبال تلاش فراوانی داشت و همیشه به عنوان یک مشاور و دستیار عالی ورزش و تفریحات سالم با اداره تربیت بدنی سابق و اداره ورزش و جوانان امروز صمیمانه همکاری داشتەاند.
شادروان در امر تنظیمات جداول و برنامه نویسی مسابقات مهارت خاصی داشتند و در آن زمان که شهرستانهای سردشت ، پیرانشهر و بوکان بخشهای تابعه مهاباد بودند و در اجرای مصوبات با برنامه ریزی و تشکیل کلاس های آموزشی برای مربیان و معلمان ورزش در آن واحدها همکاری و با هئیت ها و انجمن های ورزشی در سطوح مدارس و آزاد و حضور در جلسات توجیهی و آموزشی و برگزاری مسابقات ورزشی همیشه مشوق و یارو یاور بودند و در تشکیلات تیم پیش کسوتان هم اهتمام جدی داشت.
سعادت داشتیم، اینجانب و سایر پیش کسوتان افتخار شاگردی (ئارحمان) را داشته باشیم و از کلاس معرفت او توشەای برداریم.
همگی بر این باوریم کە جایگاه رفیع فوتبال گذشته در شهرمان ناشی از سعادت حضور و برخورداری این عزیزان در عرصه وررش بوده است.
(ئارحمان) فاضلی در نسل دوم فوتبال وارد فعالیت مسابقاتی شد و هم تیمی های او عبارت بودند از ( شادروان حاج قاسم وفا ، کاک اسماعیل گنجعلی ، مصطفی مومنی ، بکر مومنی ، حسین داودی ، رحمان مصطفی زاده ، فتاح کاویان ، نجفی ، هاشم کاکا آقا زاده ، رستگار عزیز کرباسی ، سلیمان شاطریان ، سلیمان معینی ، کریم خامچی ، حاجی کریم سازواری ، صالح گنجعلی ، جعفر عزیزی ، قادر ریحانی).
عنایات و محبت (ئارحمان) با ورزشکاران، همراه با تلاش زیاد در راستای هماهنگی و ارتقاء ورزش شهرمان از خاطرات نیک و پسندیده با ایشان است که می بایستی بیشتر مورد توجە قرار گیرد و نوشتە شود.
بندە مفتخرم با تحریر مختصری از پهنه وسیع خدمات استادم مراتب اخلاص و شاگردی خود را اداء کرده باشم.
از طرف خود و پیش کسوتان گرانسنگ و جامعه ورزش شهرمان خصوصا اهالی فوتبال این مصیبت بزرگ را به خانواده جلیل و بستگان ایشان تسلیت عرض نمائیم و آمرزش و شادی روح زنده یاد ئارحمان و صبر و شکیبایی همراه با سلامتی برای بازماندگان را از خداوند سبحان مسئلت مینمائیم.

در پاسخ به مطلب (نویسنده‌ی «شنزار خون‌آلوده» درگذشت)
دربالاذکرشده که وقتی خانواده (2 هفته 6 روز پیش)

دربالاذکرشده که وقتی خانواده زیدبرای بردن وی آمدند وزیدماندن نزدپیامبر راترجیح میدهند،پیامبردست اورا میگیردوبیرون میرود ومیفرماید ای مردم شاهد باشید ازاین به بعد زید پسر من است وازمن ارث میگیرد ومن ازاو ارث میگیرم.
سوال:
1-چگونه میگویید که پیامبر گفته ماپیامبران ارث بجانمیگذاریم وهرچه ازما بماند صدقه است.
آیا این حرفها باهم تناقض نمیکند.
2-اگرپیامبران مال ودارایی را ارث نمیگذارند،پس چه چیزی را بعنوان ارث بجا میگذارند؟؟
لطفا"جواب

در پاسخ به مطلب (ام‌المؤمنین زینب بنت جحش-رضی الله عنها- و چگونگی ازدواج پیامبر-صلی الله علیه وسلم- با ایشان)
خداوند او و یارانش را بیامرزد (3 هفته 4 روز پیش)

خداوند او و یارانش را بیامرزد براستی دعوت اسلامی تشنه چنین شور و حس ایمانی است و چنین حماسه ایمانی محرک واقعی دعوت است.

در پاسخ به مطلب (یاد یار دیرین)
سلام علیکم لازم می دانم پاسخ (4 هفته 1 روز پیش)

سلام علیکم
لازم می دانم پاسخ دکترمحسن کدیور رانیز در این خصوص درج کنم .

پرسش: فرموده اید که اهل سنت حق را در نزاع عایشه و علی در جنگ جمل به اهل جمل می دهند در حالیکه بسیاری از علمای اهل سنت گفته اند که به استناد سخن رسول اکرم حق با علی است. چه توضیحی دارید؟

پاسخ:

آنچه من گفته ام و به آن معتقدم این است: «امویان و قاتلان سیدالشهدا (ع) نمایندگان تفکر اهل سنت محسوب نمی شوند. اهل سنت خود را ادامه ی جریان جمل می دانند و عبدالله بن زبیر را شاخص ترین نماینده‌ی خود در وقایع اختلافی صدر اسلام می دانند.»

من در سخنرانی خود تحت عنوان «امامت و اعتدال دینی» (۳ آذر ۱۳۹۱) در مقام این بودم که بگویم مسلمانان اهل سنت را نمی توان دنباله رو بنی امیه دانست، انان معاویه و یزید را نمایندگان شاخص اهل سنت نمی دانند، به همین دلیل نمی توان هر اهل سنتی را در فاجعه ای که بر حسین بن علی (ع) رفت شریک و مقصر شناخت، خوارج هم که از آغاز صف خود را از شیعه و سنی جدا کردند، بنابرین منطقی است که در انشقاق چهارگانه در زمان امام علی (ع) و بعد از آن اهل سنت را ادامه جریان جمل بدانیم، چه کسی می تواند انکار کند که در نظر اهل سنت ام المومنین عایشه بانوی اول جهان اسلام است؟ چگونه می توان انکار کرد که از منظر اهل سنت طلحة الخیر و زبیربن عوام از عشره‌ی مبشره اند؟

اینکه بزرگانی از اهل سنت انصاف به خرج داده ایشان را درفتنه‌ی ناکثین جمل محکوم کرده باشند، قابل تقدیر است، اما واقعیت مسئله را متأسفانه عوض نمی کند. عبدالله بن زبیر شاخص ترین کسی است که بعد از فاجعه‌ی کربلا اهل سنت را نمایندگی می کند. موضع او در قبال مسائل صدر اسلام تا سال ۶۱ چه بوده است؟ من در مقام این بوده ام که به شیعیان یادآوری کنم که فاجعه آفرینان اموی بوده اند اما جریان مسلط اهل سنت که من آن را ادامه جمل با نمایندگی عبدالله بن زبیر می دانم نه تنها خود را ادامه‌ی فاجعه آفرینان نمی دانند بلکه صف خود را از ایشان جدا کرده اند آنچنان که عبدالله بن زبیر کرد. منبع من در این مطلب یک مسلمان اهل سنت اما متکی بر تحقیقات نسبتا بی طرفانه محققین از مستشرقین بنام خالد بلانکشردر کتاب جدیدی با عنوان The Cambridge Companion to Classical Islamic Theology
صفحات ۳۶ و بویژه ۴۲ کتاب.

موفق باشید

محسن کدیور

ضمناجمله ی(در نظر ایشان که شیخین غاصب بوده‌اند) که جنابعالی(آقای جلیل بهرامی نیا) درمتن فوق بیان نموده اید خلاف واقع یا حداقل براحتی نتوان ادعا نمود.نظر جناب کدیور با اکتساب از قسمتی از بیانات ایشان این چنین است:

دکتر کدیور:(...اما یک پرسش باقی می ماند و آن اینکه پیامبر (ص) که دو شأن دینی و سیاسی را جداگانه دارا بودند، در هر دو شأن جانشین معرفی کردند؟ یک احتمال این است: رسول خدا (ص) علی بن بی طالب (ع) را در روز غدیر و دیگر اوقات به عنوان موثق ترین منبع دینی پس از خود به مردم معرفی کردند، اما درباره ی زمامداری سیاسی پس از خود اشاره ای نکردند، یا حداقل اکثر صحابه از فرمایشات رسول خدا (ص) احساس نکردند که ایشان تکلیفی برای جانشینی سیاسی تعیین کرده است. البته اکثر صحابه (به استثنای سه یا چهار نفر) از سخنان رسول الله (ص) حتی جانشینی علی (ع) را در شأن علمی هم احساس نکردند و این امر غریبی است. اشتباه بسیار بزرگ اکثر صحابه یک پاسخ به این پرسش است.).

به امید اتحاد مسلمین و رواداری و دانش اندوزی و خردمندی (که بنیان اسلام اینگونه بوده اما درگذر سالها گرفتار کژفهمی ها و انحرافات شده)

در پاسخ به مطلب (ممیّزات تشیّع یا کژخوانی نگرش‌های تسنّن؟! (نقدی بر اظهارات دکتر محسن کدیور) )