عنوان تاریخ
نقد رویاهای رسولانه‌ی عبدالکریم سروش
(مصطفی حسینی طباطبایی)
1398/04/29
اختلاف ائمه‌ی مذاهب و حکم تقلید از آنها(٢)
(دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: دکتر احمد نعمتی)
1398/04/27
اختلاف ائمه‌ی مذاهب و حکم تقلید از آنها(١)
(دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: دکتر احمد نعمتی)
1398/04/25
شورا در سنّت نبوی (ص)
(ذبیح‌الله ساعی)
1398/04/23
مصاحبه‌ی اختصاصی اصلاحوب با پروفسور پیرصاحب درباب اهمّیت تعلّق سازمانی
گفت‌وگو از: اصلاحوب
1398/04/22
معنی و مفهوم شورا
(ذبیح‌الله ساعی)
1398/04/21
چگونه قرآن ایشان را به شگفتی وا می‌دارد؟
(ابراهیم سکران) (ترجمه: زهرا صالحی)
1398/04/19
قرآن و تأثیر آن بر جسم و روح
(ابراهیم سکران) (ترجمه: زهرا صالحی)
1398/04/17
پرورش استعدادها
(فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث)
1398/04/16
تربیت فرزندان در اسلام
(یوسف محمدالحسن) (ترجمه: عبدالله دارابی)
1398/04/15
٩ ایده برای تعطیلات تابستانی
(دکتر جاسم المطوع) (ترجمه: رسول رسولی‌کیا - مهاباد)
1398/04/12
امتحان دنیا و امتحان آخرت
(دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/04/11
واکاوی خاطرات تلخ بمباران شیمیایی سردشت و نقصان فرهنگ فرصت همدلی
(محمدعلی سوره ـ كارشناسی ارشد علوم سیاسی)
1398/04/10
به‌پیشواز صلح با عبرت از بمباران شیمیایی سردشت
(صلاح قاسمیانی)
1398/04/08
نگاهی اخلاق‌مدارانه به جنایت بمباران شیمیایی ۷تیر ۱۳٦٦ سردشت
(دلیر عباسی ـ کارشناسی ارشد فلسفه‌ی اخلاق)
1398/04/06
مقام عشق منبر نیست، دار است
(حیدر غلامی)
1398/04/05
انتخابات مجدد شهرداری استانبول و پیامدهای آن
(عبدالعزیز مولودی)
1398/04/04
گفتمان اصلاحی و چالش‌های ریشه‌دار
(سلطان عمیری)
1398/04/04
گفت‌وگوی اختصاصی اصلاحوب پیرامون رویکرد همبستگی و راهکار مشارکت با عضو شورای مرکزی جماعت
گفت‌وگو از: اصلاحوب
1398/04/01
مرسی رفت و شرافت و انسانیتش ماند
(عادل شماخ) (ترجمه: احمد حسنی)
1398/03/31
وحی و لغزش‌گاه‌های نوگرایان
(سلطان عمیری) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی بینش)
1398/03/29
شهید محمّد مرسی یک شهید با چندین قاتل
(دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/03/28
منزلت پیامبر در معنویت قدسی
(ابوالقاسم فنایی)
1398/03/27
نگاهی انتقادی به رویکردها و عملکردهای جماعت‌های اسلامی در گفت‌وگو با دکتر محمود خردو
گفت‌وگو از: اصلاحوب
1398/03/26
درس‌های معنوی بهار
(ابوالقاسم فنایی)
1398/03/25
اساس زندگی معنوی
(صدیق قطبی)
1398/03/23
همزیستی؛ ضرورت و پایه‌های آن
(دکتر عجیل النشمی) (ترجمه: رحمان مام رش – پیرانشهر)
1398/03/20
عبارت «وَاضْرِبُوهُنَّ» در قرآن به چه معناست؟
(محمد خان)
1398/03/20
خشونت دینی حقیقت یا توهّم؟
(ابوالقاسم فنایی) (ترجمه: بایزید توحیدیان)
1398/03/18
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی هفدهم و پایانی(آخرین روزها)
(هادی محمودی)
1398/03/17
مقدمه موضوع این بحث، نقد رؤیاهای رسولانۀ دکتر سروش است که سر و صدای زیادی پر کرده است. ولی آیا این نظریه سابقۀ تاریخی داشته است و یا یک نظریۀ جدید است؟! خالی از لطف نیست که بدانیم که این نظر مشرکان مکّه بود: ﴿بَلۡ قَالُوٓاْ أَضۡغَٰثُ أَحۡلَٰمِۢ بَلِ ٱفۡتَرَىٰهُ بَلۡ هُوَ شَاعِرٞ فَلۡيَأۡتِنَا بِ‍َٔايَةٖ كَمَآ أُرۡسِلَ ٱلۡأَوَّلُونَ٥﴾ [الأنبياء: 5]. «بلکه (آنها) گفتند: (آنچه او آورده) خوابهای آشفته است، بلکه آن را به دروغ (به خدا) افترا بسته است، (نه) بلکه اوشاعر است، پس (اگر راست می‌گوید) برای ما معجزه‌ای بیاورد، چنانکه پیامبران پیشین (با معجزات) فرستاده شدند».
اختلاف در فروع موجب تَفَرُّق و تَشَتُّت نخواهد شد اختلاف در مسائل اجتهادی که درباره‌ی آن‌ها نص قطعی الثبوت و قطعی الدلاله وارد نشده است، نباید باعث تفرق و تنازع میان امت گردد. اصحاب در مسائل غیر منصوص با هم اختلاف داشتند، ولی میان‌شان هیچ‌گونه تفرقه، عداوت و نزاع، راه نمی‌یافت و اختلاف نظر آن‌ها در قضایای منصوص، یک امر عادی تلقی می‌شد. در میان اصحاب، تابعین و افراد بعد از آن‌ها، کسانی هستند که در قرائت فاتحه، بسم الله... می‌خواندند و بعضی دیگر نمی‌خواندند. بعضی به جهری خواندن بسم الله... و گروهی به سری بودن آن قائل بودند. بعضی در نماز صبح قنوت می‌خواندند و بعضی نمی‌خواندند.
آیا عمل برخلاف مذاهب چهارگانه جایز است؟ سؤال: مدت‌های مدیدی است که بعضی از دوستان کتاب‌خوان به خاطر آن‌چه که مجله (نورالاسلام) از مباحث فقهی تحت عنوان (غریب الاحکام) منتشر نموده، سؤالی از من می‌پرسند و آن این است که: آیا عمل به این احکام غریب، اگرچه مخالف مذهب و امام خواننده و سؤال کننده باشد، جایز است؟ مبنی بر این‌که در میان این نوع فتاوا، احکامی وجود دارد که بر خلاف تمام مذاهب چهارگانه مشهور و مورد اعتماد هستند. لذا دل انسان چگونه در عمل به آن حکم غریب، آرامش می‌یابد؟
ب- شورا در سنت نبوی (ص)  شورا یكی از سنت‌های فعلی و قولی رسول اكرم (ص) بوده است. آن حضرت (ص) در موارد مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی در امور زندگی و زندگانی شخصی به مشورت پرداخته‌اند. چنانکه صحابی جلیل القدر (حضرت ابوهریرهس) می‌گوید: «حضرت رسول اكرم (ص) بیش از هر كس دیگری با اصحاب خود به مشورت می‌پرداختند». همچنان گفته است: «هیچ كسی را ندیدم كه بیشتر از پیامبر اكرم (ص) با اصحاب خود مشورت كند»[١٢]. بعضی از علما گفته‌اند: هیچكس بیشتر از پیامبر (ص) با یاران خود مشوره نکرده است[١٣].
اشاره: پروفسور مقداد پیرصاحب(۱۳٤۵پاوە) عضو هیٲت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، دارای دانشنامەی دکترای تخصّصی مهندسی بهداشت محیط، عضو شورای مرکزی جماعت در چهار دوره‌ی گذشته و از مدیران قدیمی این تشکّل مدنی، بە چند پرسش اصلاحوب درباب اهمّیت تعلّق سازمانی پاسخ گفته است. توجّه خوانندگان عزیز را به این مصاحبه‌ی کوتاه جلب می‌کنیم:
معنی و مفهوم شورا شورا (به ضم اول و فتح را) کلمه عربی بوده و به معنای مشورت کردن است. شورا که از واژه (شور[١]) گرفته شده است به معانی متعدد و مفاهیم مختلف بکار رفته است. از نظر اصطلاحی، شورا به معنای اظهار نظر خواستن از دیگران و دخالت دادن آن‌ها نسبت به یک امر و پرهیز از تک روی و استبداد رأی می‌باشد[٢]. در اصطلاح علوم سیاسی، حقوقی و اجتماعی (شورا) عبارت است از: نظرخواهی از یک یا چند نفر، به منظور دسترسی به رأی صایب و درست[٣]. 
بنگر که چگونه جمادات در برابر کلام حق خاشع می‌گردند و کوه‌هایی که نماد صلابت و استواری هستند از هیبت کلام پروردگار خویش تکه تکه می‌شوند. ﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾ [الحشر: ٢١] «اگر ما این قرآن (عظیم الشأن) را (به جای دل‌های خلق) بر کوه نازل می‌کردیم مشاهده می‌کردی که کوه از ترس و عظمت خدا، خاشع و ذلیل و متلاشی می‌گشت و این امثال را برای مردم بیان می‌کنیم باشد که اهل (عقل و) فکرت شوند».
از جمله عجیب‌ترین اسرار قرآن، حس غریبی است که به هنگام شنیدن نوای آن بر قلب‌ها سایه می‌افکند؛ همان حس غریبی که جان‌ها در پرتو آن خاشع می‌گردد و نفس‌ها در سینه حبس می‌شود.  همان که عقل‌ها را حیران و مدهوش خویش می‌سازد.  گویی همه‌ی جمادات در سکوتی برابر به نظم نشسته‌اند و تمامی وجود ایشان، تسلیمِ شنیدن این طنین آسمانی گشته است.  گویی زمان از حرکت باز ایستاده است و تمامی ثانیه‌ها و دقیقه‎ها و ساعت‌ها در این لحظه بی‌معنا می‌شوند.  حسی غریب و زیبا که با هیچ واژه‌ای نمی‌توان آن را وصف کرد. 
معمولاً پرورش، در جهت بارور ساختن استعداد خير در وجود آدمى به كار مى‌رود؛ زیرا ميل و گرايش انسان به سمت فجور بسى آسان و هموار است و حرکت انسان در مسیر بدی‌ها برخلاف سیر در وادی خیر و نیکی چندان نیازمند پرورش و تربیت خاصی نیست. همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید: بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ [القيامة: ٥]  (انسان در قدرت خداوند بر گردآوردن استخوانها و زنده کردن مردگان تردیدی ندارد) بلکه هدف انسان (از انکار) این است که می‌خواهد در مدّت زمانی که در پیش دارد (تا زنده است) گناه کند(و مسیر شر و بدی را پیش گیرد)).
بسم الله الرحمن الرحیم خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا ٧٤﴾ [الفرقان:۷۴]. «مؤمنان کسانیند که می‌گویند: پروردگارا! همسران و فرزندانی به ما عطا فرما که باعث روشنی چشمان‌مان گردند و ما را پیشوا و قدوۀ پرهیزگاران بگردان». و می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ ٦﴾ [التحریم:۶].
تعطیلات تابستانی امسال دارای ١٠٠روز ٢٤٠٠ساعت است، شما و فرزندانت برای این تعطیلات چه برنامه‌ای دارید؟  عدە‌ای تعطیلات تابستانی را فرصتی برای خوابیدن و استراحت نگاە می‌کنند! و عدەای نیز آن را فرصتی برای بازی وگذراندن وقت می‌نگرند! تعداد اندکی از مردم به نیکی از این ۱۰۰ روز به خوبی استفادە می‌کنند و از آن به عنوان فرصتی جهت افزایش دانش و فرهنگ و مهارت‌هایشان بهرە می‌گیرند.
امتحان دنیا توسط بندگان از یک‌دیگر گرفته می‌شود و امتحان آخرت توسط پروردگار بندگان. امتحان دنیا یک ماده‌ دارد و امتحان آخرت شامل همه چیز می‌شود: شامل جوانی، پیری، مال و علم. خدای متعال می‌فرماید: "مَالِ هَـٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا"
ر طول  ۳۲ سال بعد از وقوع بمباران شیمیایی سردشت، به دفعات قلم در دست گرفتم تا چیزی از این تراژدی بنگارم و حداقل خاطرات خود را که با روح و پوستم لمس کرده بودم، بازتاب دهم تا شاید دردهای درونم را کمی تسکین داده، فریادهای مظلومانه‌ی شهروندان نجیب و کم‌توقعم را به گوش متوليان امور برسانم.
  پیمان بریان- گلوک یا پیمان پاریس در ۲۷ اوت سال ۱۹۲۸ به عنوان پیمان همگانی برای خودداری از جنگ به امضای ۹ دولت آلمان، ایالات متحده‌ی آمریکا، ایتالیا، بریتانیا، بلژیک، چک‌واسلواکی، ژاپن، فرانسه و لهستان رسید؛ هرچند پس از جنگ جهانی اول، همزمان با شکل‌گیری جامعه‌ی ملل، سنگ بنای اصل عدم توسل به زور و تحریم جنگ نهاده شد، ولی ممنوعیت توسل به زور در پیمان پاریس یک ممنوعیت مطلق و مستقل از میثاق جامعه‌ی ملل بود.
  هفتم تیرماه هر سال یادآور جنایتی بزرگ در طول تاریخ بشری است‌‌‌؛ جنایتی که در لابلای بی‌رحمی عاملان آن، سکوت جامعه‌ی جهانی و نارسایی صدای قربانیان آن، سی و دومین سالگرد خود را سپری می‌کند، تراژدی‌ای که نتیجه‌ی آن صدها شهید و هزاران مصدومی بود که در معرض گازهای سمی قرار گرفتند. 
هفته‌ی گذشته دکتر محمد مرسی، دقیق در سالروز اعلام انتخاب ایشان به عنوان اولین رئیس‌جمهور منتخبِ تاریخ مصر،  در بیدادگاه نظامی فرعون مصر، به شهادت رسید. پس از کودتای مصر و قبضه‌ی قدرت توسط ارتش به رهبری ژنرال سیسی، دکتر مرسی بدون کوچکترین جرم و گناه اثبات شده در دادگاهی عادل، به مدت شش سال ـ پنج سال آن در سلول انفرادی ـ بدون کمترین امکانات زندگی و بهداشتی، زندانی شد.
لغو انتخابات شهرداری استانبول برای حزب عدالت و توسعه، ریسک بزرگی بود که به نظر می‌رسد همانند موارد پیشین انتخابات در این کشور، نتیجه ی مطلوب را برای این حزب رقم نزد. در دور اول انتخابات شهرداری استانبول، فاصله‌ی ۱درصدی بین دو حزب رقیب جمهوری خلق‌ها و آک پارتی، به شکافی  ۹درصدی تبدیل شد که برای حزب حاکم شکست بزرگی محسوب می‌شود.
کسی که به واقع معرفت‌شناسانه‌ی امروز ما می‌نگرد با اندک نگاهی درمی‌یابد که پروژه‌ی اسلامی بزرگی که آرزوی سایه افکندن بر تمام جهان را دارد در جوانب بسیاری از ضعف رنج می‌برد. مساله به این برمی‌گردد که عصر کنونی ما، چالش‌هایی معرفت‌شناسانه، فکری و عملی را تحمیل کرده که تعداد آن‌ها از حد گذشته‌اند و در اوج دشواری، ابهام و پیچیدگی قرار دارند.
اشاره: مهندس محمّداعظم احراری متولّد نوروز سال ١٣٤٤ شهرستان بیرجند، مقیم فعلی زاهدان از اعضای پیشکسوت جماعت در استان خراسان و از فعّالان اجتماعی آن دیار است. وی افزون بر اینکه چندین مسئولیت اجرایی جماعت را در دوره‌های متمادی به‌عهده داشته، در دوره‌ی اخیر نیز، عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح است. احراری یکی از فعّالان اقتصادی- تولیدی کشور است که به‌عنوان مدیر اجرایی و مدیرعامل چند شرکت، ازجمله شرکت مهندسین مشاور، کارخانجات چرم مصنوعی مشهد و شهد ایران، فعّالیت چشمگیری داشته است. اصلاحوب درباب رویکرد «همبستگی» و راهکار «مشارکت»، پرسش‌‌هایی را با ایشان درمیان نهاده است؛ توجّه شما عزیزان را به پاسخ‌ آنها، جلب می‌کنیم.
محمد مرسی همانند بسیاری از بزرگانی که پس وفات قدرو منزلتشان شناخته می‌شود از دنیا رفت. دلاور مردی که ندای پروردگارش را لبیک گفت و با عزت و کرامت تمام از دیار فانی رخت بربست. در حالی نفسهای آخرش را کشید که در زنجیر یاغیان و پاسبابان بیرحم در بند بود اما باعزت و سربلند و آزاد رفت.  این چه مرگ باشکوهی بود ای مجاهد نستوه! در میان مکاران و دسیسه‌چینانی جان سپردی که هیچ رحم و شفقتی به انسانیت ندارند. این ردای شهادت بر بالایت مبارک باد؛ خداوند خواست تا خائنان و باطلگرایان خوار شوند و دنیا بداند که مردانگی همچنان باقی است و در امت محمد ریشه‌دار است. در این امت مجاهدانی وجود دارند که بر سر عهد و پیمان خود بردبار و شکیبا می‌مانند و محمد مرسی یکی از آنان بود.
اشاره: در این مقاله نویسنده کوشیده است تا پیامدهای نواندیشی ساختارشکنانه در اسلام سنی را مورد مداقه قرار دهد. نواندیشی، نوگرایی و اجتهاد روشمند در اسلام راز ماندگاری آن در طول زمان است. آنچه جای نقد دارد این است که نویسنده‌ی این نوشتار تفاوت میان نواندیشی لجام‌گسیخته و نوگرایی بسان یک سازوکار را مورد توجه قرار نداده است. نکته‌ی دیگر اینکه این مقاله صرفاً برای آگاهی بیشتر از نظرات کلامی نویسندگان و تبال آرا و نظرات اندیشمندان مسلمان در اینجا منتشر می‌شود و به‌معنای تأیید همە‌ی محتوای آن ازطرف اصلاحوب و مآلاً جماعت نیست.
شش سال بود که در زندان‌ها شکنجه می‌شد... شش سال بود که او را به بی‌دادگاه‌های مصر می‌کشاندند و پای محاکمات خنده‌دار می‌نشاندند... شش سال بود که او را به آرامی می‌کشتند... از شش سال پیش تاکنون وضعیت اسفبار دکتر محمد مرسی لکه‌ی ننگی بر پیشانی مصر با تمام اقشارش بود به استثنای باند جنایتکار حکام بر مصر... این خائنان نه آبرویی برای خود باقی گذاشته‌اند و نه جایی که لکه‌ی ننگ دیگری بر آن بنشیند... مرگ او مایه‌ی ننگ و رسوایی اعراب، مسلمانان و بشریّت است. وضعیت دکتر مرسی از خیانت توطئه‌گران آل سعود و آل نهیان و تمام کسانی حکایت دارد که در کشتن او سهم داشته‌اند؛ تمام کسانی که دست‌شان به خون مردم مصر و لیبی و یمن و سودان و دیگر انسان‌ها آلوده است. 
برقرار کردن رابطه «من-تو» با خداوند شخصیت فرد را متحول می‌کند و از او موجودی دیگر می‌سازد. این رابطه اگر ادامه پیدا کند به «تولد دوباره» منجر می‌شود. این رابطه همان رابطه عاشقانه‌ای است که مرده را زنده می‌کند. مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم این رابطه تیرگی‌ها را می‌زداید و آلودگی‌ها را پاک می‌کند. در ادبیات عرفانی ما خداوند به دریا تشبیه شده است. ما ز دریایم و دریا می‌رویم ما ز بالاییم و بالا می‌رویم یکی از وجوه تشابه بین خدا و دریا همین است که همان‌گونه که رودها و برکه‌های کوچکی که حاوی آب آلوده و تیره‌اند در اثر پیوستن به دریا پاک و زلال می‌شوند، جان ملول و تیره آدمی نیز در اثر همنشینی با خداوند، پاک و زلال می‌شود. همنشینی با دوستان خدا نیز همین اثر و خاصیت را دارد.
اشاره: دکتر محمود خردو(١٣٦١پارسیان هرمزگان) دارنده‌ی دانشنامه‌ی دكتری اصول دين و انديشه‌ی اسلامی معاصر از دانشگاه بين‌المللی اسلامی مالزی است. وی سال‌های ٢٠١٣-٢٠١٤ استاد پاره‌وقت دانشگاه بين‌المللی اسلامی مالزی بوده است. دکتر خردو از سال ١٣٩٤ تاکنون، استاديار رشته‌ی مطالعات اسلامی دانشکده‌ی تحصيلات تکميلی معهد عالی اهل سنّت جنوب ايران است. وی سردبيری مجلّه‌ی «راشدين» را از سال ١٣٩٥ تاکنون عهده‌دار است. وی علاوه بر فارسی به زبان‌های عربی و انگلیسی مسلّط است. كتابهای چاپ شده‌ی وی عبارتنداز:  • تطوّر مفهوم الجهاد: دراسة فی الفکر الإسلامی المعاصر، ناشر: الشبکة العربية للأبحاث والنشر، بيروت، لبنان.
درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست. درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم. درس اول: درون خود را به گلستانی بدل کنیم که همواره خرم و سرسبز است
مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)  شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)
همزیستی و همدلی همزیستی در بین افراد جامعه با وجود اختلافات فکری، نژادی، مذهبی و حتّی اختلافات دینی برای تحقّق امنیّت کشور و بندگان ضروری است. این زندگی مسالمت‌آمیز غیر از نزدیکی و تقارب در آراء، نژاد، مذاهب و ادیان است. تقارب و نزدیکی در آراء و نژاد و ...  نه اینکه ضروری نیست، بلکه تحقّق آن سخت و دشوار است. پیامبر عظیم الشأن اسلام - صلّی الله علیه وسلّم - با یهود و نصاری و مشرکان و منافقان زیر لوای باور به «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» زندگی کرد و تا جایی که خیانت و تجاوز نکردند به نیکی با آنها رفتار کرد. زمینه‌ی نزدیکی و تقارب در بین آراء، جهات فکری و قناعتها و مذاهب، تنگ و بسیار سخت است
آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد. جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود
چکیده پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.
پیشگفتار: پس از فتح مكّه محمّد تبدیل به بزرگترین قدرت بدون رقیب در عربستان گشته بود و شهرهای بزرگ مكّه و مدینه در دست او بودند و پس از ساماندهی مسلمانان با لشكركشی عظیمی به سوی امپراطوری روم، ناحیه تبوك در شام را ضمیه قلمرو خود كرده و دیگر تمامی عربستان در دستان او بود و در این شرایط كه كسی توان رویارویی با وی را نداشت، تقریباً دیگر كسی جرات دست اندازی و تعرض به تازه مسلمانان را نداشت. این موضوع سبب گردید كه از سراسر عربستان، نمایندگان قبایل به مكّه بیایند و پس از عقد اتحاد و اعلام پیمان وفادری به محمّد، مسلمان گردند؛ به نحوی كه سال نهم هجری، در منابع تاریخی به عام الوفود(سال گروه‌‌‌ها و ملت‌‌‌ها) مشهور است
همزمانی محتوا