عنوان تاریخ
تربیت فرد از درون
(دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/21
ادّعای تاریخمندی قرآن
(دکتر طه جابر عَلوانی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/20
نُه کار آسان که هر یک با قیام یک شب برابر است
(گردآورنده: اصلاحوب)
1398/02/19
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی سیزدهم(پيكهای رحمت به سوی فرمانروايان جهان)
(هادی محمودی)
1398/02/18
آنچه روزه‌داران فراموش می‌کنند!
(صدیق قطبی)
1398/02/16
رمضان فرصتی برای نجات قلب
(میی محمد) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/16
با چه حالی به پیشواز ماه رحمت و بخشایش می‌روی؟
(دکتر سیرین صعیدی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/14
زندگانی پيامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی دوازدهم
(هادی محمودی)
1398/02/12
لذّت‌های مقرّبان
(دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: وفا حسن‌پور)
1398/02/12
تصحیح انسانیت پیش از آموزش دین‌داری
(شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/09
گفت‌وگویی کوتاه با مسؤول روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح درباره‌ی مساجد اهل سنّت تهران
گفت‌وگو: صلاح‌الدین بهرامی
1398/02/06
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی یازدهم
(هادی محمودی)
1398/02/05
به مدینه هم سفری کن!
(دکتر مصطفی مرادی)
1398/02/04
پس از سودان و الجزایر نگاه‌ها به مصر خیره شده است
(دیوید هیرست) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/02
انسانیت انسان پیش از حقوق انسان
(دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/01/31
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی-پاره‌ی دهم(تلاش برای فروپاشی جامعه‌ی مدینه)
(هادی محمودی)
1398/01/29
مروری بر نشانه‌های اعتدال اسلامی ـ ۱
(دکتر یوسف قرضاوی)
1398/01/28
نقش مسجد در دعوت عمومی
(محمد احمدیان) (ترجمه: حسن آبیار)
1398/01/28
زندگانی محمّد پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی نهم (بنیان جامعه‌ای نوین)
(هادی محمودی)
1398/01/26
آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌‌‌دار در حال احتضار نیست؟(پرسشی انتقادی از مصطفی ملکیان)
(دکتر حسام‌الدین خاکپور- سقز)
1398/01/26
مدیریت اختلاف بین متن و واقعیت
(مروان عبد الرحمن القادری) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/01/26
درس‌هایی از اسراء و معراج
(گردآورنده: اصلاحوب)
1398/01/26
دموکراسی و آزادی بیان
(آرش نراقی)
1398/01/15
حقوق بشر زنان
(مینو مرتاضی لنگرودی)
1398/01/13
عبدالله عَروی روشنفکر هزاره‌ی سوم
(محمد حداوی) (ترجمه: دکتر عبدالظاهر سلطانی)
1398/01/11
چالش تعریف مقاصد شریعت
(محمّد شهید) (ترجمه: طیّب فیضی)
1398/01/09
شیخ احمد ریسونی و پالایش فقه
(عدنان فلاحی)
1398/01/08
در این قحطسال دمشقی..
(صدیق قطبی)
1398/01/07
چگونگی بر پایی نماز شب و نماز وتر
(بهروز فیروزی)
1398/01/07
ابن‌خلدون و نگاهی حدّاقلّی به احکام پزشکی
(عرفان حسین‌پناهی)
1398/01/05
امت‌ها بر اساس سنت الهی دچار ضعف و ناکامی می شوند و اگر این حالت ادامه یابد طومارشان پیچیده خواهند شد و امت دیگری جای آن را خواهد گرفت: «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» و ما اين روزها[ى شكست و پيروزى‌] را ميان مردم به نوبت مى‌گردانيم.  این چیزی است که در تاریخ امت‌های گذشته مانند روم و یونان و ایران به روشنی به چشم می‌خورد. زمانی در اوج قدرت بودند سپس با هم درگیر شدند و به ضعف و سستی رو نهادند و سرانجام از صفحه‌ی روزگار محو شدند چنان که گویی هرگز وجود نداشته‌اند. اما امت اسلامی امت عقیده و اندیشه و رسالت است و پایانی ندارد اما ملت‌ها و اقوام دستخوش تغییر می‌شوند:
موضع مدارس نوین در خصوص ادّعای تاریخ‌مندی نصوص قرآن را چگونه ارزیابی کنیم؟ این ایده‌ی نو چه ابعادی دارد؟ تا چه میزان می‌توان عناصر زبانی و ظاهری برای نص قرآن به کار برد؟ به نظر شما این کار چه ضوابطی دارد؟ همه‌ی مدارس نوین در موضع‌گیری خود نسبت به نص قرآن شدیداً دچار سردرگمی هستند و در جداسازی بین زبان قرآن و زبان عربی به خطا رفته‌اند. بر این باورند که نص قرآن وضعی است و به وسیله‌ی بشر گردآوری شده است. آنان بین نص قرآن و قصیده‌ی امرئ القیس یا طرفه بن العبد یا لبید و غیره تفاوتی قائل نیستند.
بدان که ارزش این اعمال از جهت پاداش است. این فرصتی است که تو را به عمل تشویق می‌کند و عمل قلعه‌ای است که از ورود غم و اندوه جلوگیری می‌کند. هر گاه بنده در عمل کوتاهی کند خداوند او را به غم و اندوه دچار می‌کند. و اینک آن نه عمل: ١-  نماز عشا و صبح با جماعت: مسلم به روایت از عثمان بن عفان آورده است: از رسول گرامی اسلام شنیدم که فرمود: «من صلى العشاء في جماعةٍ فكأنما قام نصف الليل، ومن صلى الصبح في جماعةٍ فكأنما صلى الليل كله» هر کس نماز عشا را به جماعت بخواند گویی نصف شب را احیا کرده است و هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند گویی تمام شب را در نماز بوده است. 
پیشگفتار:‌ مكیان با وجود جمعیت بسیار زیادی كه نسبت به مردم مدینه داشتند و با دو جنگ بزرگ بدر و احد كه با محمّد انجام داده بودند؛ دریافتند كه حریف قدرتمندی دارند كه با وجود اینكه سه برابر آنها هستند حریف آنها نیستند و از آینده و ترقی جامعه مدینه و بیشتر شدن پیروان محمّد نیز واهمه داشتند و به فكر راه حل و چاره‌ای بودند . بنابراین مكیان پس از مذاكرات طولانی، اتحاد عظیمی از قبایل عرب را با خود همراه ساختند و با نیرویی عظیم و بسیار زیاد، تصمیم به جنگی تمام عیار و بی سابقه علیه محمّد و جامعه مدینه را نمودند
١. همچنان که نماز بدون حضور قلب، کم‌اثر است، روزه هم بدون حضور قلب، روشنی‌بخشی چندانی ندارد. حضور قلب یعنی توجه همواره به این که چرا از خوردن و نوشیدن امساک می‌کنیم و قرار است با این امساک، چه روحیه‌ای در ما تقویت شود (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ / باشد که پرهیزکاری کنید/ بقره:١٨٣). اگر این حضور قلب در اغلب آنات روزه‌داری همراه ما نباشد، عمدتاً رنج بُرده‌ایم و کمی اجر،‌ اما روشن‌بینی و حظ معنوی نه. پیامبر(ص) گفته‌اند: «رُبَّ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ، وَرُبَّ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَر / چه بسیار که روزه‌دار جز گرسنگی نصیبی از از روزه ندارد، و چه بسیار شب‌زنده‌داری که تنها بهره‌اش از شب‌زنده‌داری، بی‌خوابی است.»(به‌روایت نسائی و ابن‌ماجه)
چند روزی بیشتر تا فرا رسیدن ماه رمضان باقی نمانده است؛ دل‌ها پراکنده، روان‌ها افسرده، اراده‌ها ضعیف و ناتوان و دل‌ها و عقل‌ها پرمشغله؛ نه حال امت خوشایند است و نه سکوت جایز است؛ سرگرمی‌ها پایانی ندارد و خواسته‌ها دست نیافتنی است. در جهانی آکنده از پراکندگی و آشفتگی زندگی می‌کنیم کم هستند کسانی که با عزم و همت باشد؛ در این شرایط بهترین ما کسی است که به آرامش رمضان و زیبایی تراویح و خشوع قرآن امیدوار است... این چه حالی است! روح نمی‌تواند در فضای عطرآگین رمضان نفس بکشد؛ پس چگونه است
زندگی تنها فرصتی است که هیچ وقت تکرار نمی‌شود و اهمیتش در آن است که کشتگاه زندگی بعدی و گذرگاه آخرت و میدان رقابت برای زندگی پس از مرگ است. تلاش و کوشش و تمام حرکات و سکنات انسان در این جهان به او باز می‌گردد؛ انسان‌ها در روزی با شکوه در پیشگاه کردگار جهان گرد می‌آیند تا به خاطر تمام کارهای آشکار و نهان‌شان حساب پس دهند. از فضایل خدای بزرگ بر ما آن است که گذر زندگی دنیایی موسم‌های برای خیر و طاعت قرار داده است تا پاداش عمل در آن بیشتر از روزهای دیگر باشد همچنان که در جهان مکان‌های مقدسی وجود دارد که بالاتر از سایر مکان‌ها هستند. 
پیشگفتار: پیروزی حیرت‌انگیز سپاه ٣١٣ نفره‌ی محمّد، بر سپاه مجهز ٩٥٠ نفره‌ی مكّه، در جنگ بدر، سبب استحكام شدیدتر پایه‌های حكومت محمّد در مدینه گردیده و رؤسای مكّه و در رأس آنها، ابوسفیان، دریافتند كه شكست دادن محمّد به سادگی قابل انجام نیست، بنابراین تصمیم گرفتند با كارشكنی و ایجاد اختلافات داخلی در مدینه، جامعه‌ی مدینه را دچار چند دستگی كنند تا پایه‌های حكومت نوپای محمّد، سست گردد.  بدین جهت با طوایف داخل مدینه و اطراف مدینه، ارتباط برقرار كرده تا از طریق ایجاد اختلافات داخلی، پایه‌های حكومت نوپای محمّد را سست گردانند؛
یکی از دلخوشیهای علمای ربّانی آن است که حاملان رسالت الهی هستند: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» كسانى كه پيام‌هاى خدا را ابلاغ مى‌كنند و از او مى‌ترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند. زیرا در این صورت از نوادر روزگار و برگزیدگان خدای متعال خواهند بود. احمد شوقی می‌گوید:  إن الذي خلق الحقيقة علقما        لم يُخل من أهل الحقيقة جيلا إن الشجاعة في القلوب كثيرة     ورأيت شجعان العقول قليلا کسی که حقیقت را تلخ آفریده است هیچ نسلی را از اهل حقیقت خالی نکرده است. کسانی که شجاعت قلبی دارند فراوانند اما شجاعت عقلی را کم دیده‌ام. 
وقتی ضعف مادی و ادبی وجود داشته باشد هیچ خیری قابل تصور نیست و از هیچ شری جلوگیری نمی‌کند؛ انسان بسته‌ی راکد و بی‌هنر نه از دین سود می‌برد و نه دین از آن سود می‌برد.  کسی که اوضاعش ویران، توانمندی‌هایش پایین است و بر روی زمین چون مشتی خاک یا قطعه‌ای سنگ زندگی کرده است چه سودی به حال اسلام دارد؟ اسلام هیچ سودی از این شخص نمی‌برد و تنها باعث زیان و رسوایی آن می‌شود. ظرف آلوده پاک‌ترین مایعات را می‌آلاید و بی‌ارزش می‌کند.  همچنین ملت‌های ناتوان و تنبل و بی‌هنر ارزش و جایگاه دین خود را پایین می‌آورند و عقیده‌ی خود را به خاک می‌نشانند. 
 اشاره: گروه تلگرامی گفتمان، در ششم تیرماه سال گذشته نشستی با جمال اسماعیلی مسؤول روابط عمومی جماعت درباب بررسی عملكرد اجتماعی این تشكل مدنی در چهار دهه‌ی اخیر برگزار کرد، نظر به اهمّیّت موضوع مساجد اهل سنّت در تهران، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط با موضوع بازنشر داده می‌شود، امید است مورد عنایت علاقه‌مندان قرار گیرد.   - جماعت بارها در مجامع عمومی از مساجد اهل‌سنّت در تهران سخن به میان آورده و اعضای جماعت نیز از این اصطلاح استفاده کرده‌اند، در صورتی که می‌دانیم چیزی رسمی به اسم مسجد اهل‌سنّت در تهران وجود ندارد. 
سال سوّم و چهارم هجری پیشگفتار: رؤسای مكّه كه به شدت مترصد فرصتی بودند تا حكومت محمّد(ص)، بزرگتر نشده و قدرت او از مكّه كمتر است؛ یك جنگ با محمّد(ص) را آغاز كنند، تا مردم مدینه كه زیاد اهل جنگ نبود و كشاورز بودند، جنگ نكرده و محمّد(ص) را رها كنند و یا اینكه جنگ كرده و شكست بخورند و بدین وسیله حكومت نوپای محمّد(ص) نابود شود.  بدین جهت تحریكات از طرف مكّه، حدود یك سال پس از اقامت محمّد(ص) در مدینه، آغاز گردیده و هر روز به بهانه‌ای، برخی از كاروانهای تجاری و قبایل مكّه، به مدینه نزدیك شده و اموالی را از مردم اطراف مدینه غارت كرده و گاهاً عدّه‌ای را كشته و به سرعت فرار می‌كردند.
هر کس که با تاریخ اسلام آشنایی داشته باشد تفاوت دعوت در مکّه و مدینه و حتّی نحوه‌ی دینداری در این دو مکان را به وضوح متوجّه می‌شود. شرایطی که بر شهر مکّه و ساکنان آن حاکم بوده است تأثیر بسیار زیادی در نحوه‌ی برخورد پیامبر و مسلمانان با دیگران داشته است. اینکه چرا آیات نازله در مکّه بسیار جنبه‌ی تنبیهی و تشویقی دارند و کمتر به احکام و نحوه‌ی اجرای آنها پرداخته‌اند ناشی از وضعیتی است که هم مسلمانان و هم مکیان داشته‌اند. اولاً مکیان هیچ انگیزه و تمایلی به قبول دین جدیدی که تفاوت و تضاد بسیار زیادی با دین آباء و اجدادیشان دارد نداشته و ثانیاً مسلمانان هم هنوز نه به آن درجه از علم و توانایی نرسیده‌اند
دیوید هیرست نویسنده‌ی آمریکایی مقاله‌ای منتشر کرده است که در آن از «موج دوم» بهار عربی می‌گوید که هم‌اکنون کشورهای سودان و الجزایر را در می‌نوردد. نویسنده این مقاله را در سایت میدل ایست تحت عنوان «آیا بهار عربی دیگری در راه است» منتشر کرده است. مصر محک انقلاب خاورمیانه است و امید به سرنگونی دیکتاتوری در این کشور بسیار زیاد است.   مصر کشوری بود که موج نخست بهار عربی در آن ناکام ماند و در آینده کشوری خواهد بود که دیکتاتوری ناشی از بهار عربی در آن پایان خواهد یافت.
بدون شک نظریه‌ی حقوق بشر با عنوان و فلسفه‌ و مضمون متداول امروزی آن، از فرهنگ غرب گرفته شده است؛ صرف نظر از این‌که با بسیاری از اصول و ارزش‌های دینی ما سازگاری دارد و به طور مستقیم یا غیر مستقیم از آن الهام می‌گیرد.  یقیناً حرکتی به نام حقوق بشر و بسیاری از شعارها و دستاوردهای جدید آن در نوع خود یک تحول مثبت در تاریخ بشریت بود. اما این حرکت وابسته به فرهنگ و تمدن غربی، به پایه‌های ثابت و اهداف کوتاه و روشن و نیز معیارهای منظم و جهت‌دار نیازمند است. این باعث می‌شود که در بسیاری از اوقات در مسیر حرکت خود نوسان داشته باشد و احیانا در جهت مخالف حرکت کند؛
پیشگفتار: اقدامات زیركانه محمد در مدینه كه آن هم تنها در یكسال بود، بسیار مؤثّر واقع افتاد و به صورت شگفت‌انگیزی، جامعه ابتدایی و بی نظم مدینه؛ انضباط عجیبی به خود گرفت و یك سیستم اداری بسیار منظّم به وجود آمد. در ادامه این اقدامات بود كه یك سیستم نامه نگاری و مكتوبات به وجود آمد و سیستمی جدید برای مالكیت ایجاد گردید و در نهایت اوّلین سیستم قضایی در جامعه عربستان توسط محمّد در مدینه ایجاد گردید، كه سبب از بین رفتن اختلافات قبیله‌ای و وحدت جامعه مدینه و از بین رفتن هرج و مرج در شهر شد و جامعه مدینه به یك  ملت واحده مبدل گردید.
یکی از نشانه‌های اعتدال و نوگرایی اسلام، حقوق و جایگاه و احترامی است که به زن به عنوان یک انسان، زن، دختر، همسر، مادر و عضوی از اعضای جامعه داده است و او را از محدودیت‌های دوران ضعف و عقب‌ماندگی اسلام آزاد کرده است. در آن زمان زن از بسیاری از حقوق حقوق خود حتی نماز خواندن در مسجد و حق انتخاب همسر محروم بود. از سوی دیگر نابسامانی تهاجم فرهنگ غرب هم زن را از مسیر فطرتش خارج کرد؛ زنانگی او را مراعات نکرد و زن مسلمان را در همه چیز دنباله‌روی زن غربی قرار داد. به همین خاطر ناقدان و مصلحان همواره از جنایت این تمدن بر زنانگی زن و ظلم به فطرت انسانی و جفا در حق زن و مرد شاکی هستند. 
الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه محمّد وعلی آله وصحبه أجمعین  و أمّا بعد: مقدّمه خداوند متعال را سپاسگزارم که توفیق تشکیل جلسات هم‌اندیشی را به ما ارزانی بخشیده است؛ جوامع، امروزه برای هم‌سویی و هم‌فکری، نیازمند تشکیل چنین جلساتی هستند تا در نهایت، منتَج به نتایج و تصمیماتی شود که پایه و اساسِ کار و فعالیّت قرار گیرد. برای ما مسلّم است، در چهارده قرن اخیر، مسجد در کارِ دعوت، اساسی‌ترین نقش را ایفا نموده است. اگر چه در کنار مسجد، به مرور زمان، دانشگاه هم شکل گرفت و توانست در توسعه‌ی فکر و اندیشه‌ی اسلامی نقش داشته باشد، اما با این وصف، نتوانسته است در کار و فعالیّت دینی از مساجد پیشی بگیرد؛ دلیل این موضوع، یعنی برتری فعالیّت مسجد بر کار دانشگاه در گذر زمان، آن است
پیشگفتار: بزرگان مكه و رؤسای طوایف چهلگانه‌ی مكه، كه هنگام مهاجرت محمد، تصمیم به قتل او را داشتند و نقشه‌شان شكست خورده بود؛ با شنیدن خبر رسیدن محمد به یثرب، تا مدتی، هیچ واكنشی نشان ندادند، زیرا تصور می‌كردند جامعه نژاد پرست یثرب، كه بین سه دسته اوس، خزرج و یهودیان تقسیم بندی شده بود و بر اساس نژاد و تعصب شدید قبیله‌ای به افراد بها می‌دادند، تا مدتی كوتاه به محمد پناه می‌دهند و پس از اندكی، چون او یك شخص خارجی است و متعلق به هیچكدام از قبیله‌ها نیست، از اطراف وی پراكنده خواهنده شد و سپس مخالفانش در یثرب، وی را بیرون خواهند كرد؛ بنابراین سكوت كرده و كار خاصی انجام ندادند.
نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌‌‌پرسش‌‌‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌‌‌‌تر از ایشان که در بخش دوّم نوشتار طرح خواهد شد، فراهم ‌‌‌‌آید. در بخش دوّم نوشتار بر آنم که با تأکید بر وجه دیالکتیکی اندیشه (دیالکتیک ذهن و عین یا عامل و ساختار) به این مسأله بپردازم که اندیشه‌‌‌‌های ملکیان و پروژه‌‌‌‌ی اصالت فرهنگی، با نادیده گرفتن ساختارها و درد و رنج‌‌‌‌هایی که این ساختارهای نابه‌‌‌‌سامان برای عاملان انسانی ایجاد کرده‌‌‌‌اند، نتوانسته‌ غایت اندیشه‌‌‌‌ی وی را که کاهش درد و رنج انسان گوشت و پوست و خون‌‌‌‌دار است، به مقصود برساند. 
به گمانم مدیریت اختلاف مهم‌ترین و دقیق‌ترین نکته در زندگی امت مسلمان به ویژه در حوزه‌ی فعالیت‌های اسلامی است؛ زیرا اختلاف یک بیماری تاریخی است که از دیرباز دامنگیر امت اسلام بوده است و نزاع و درگیری‌های گوناگونی در پی داشته است. خروجی فعالیت‌های حیاتی امت اسلام و عملکرد اخلاقی، سیاسی، سازمانی و فرهنگی آن با این مسأله گره خورده است. نوابغ فلسفه و حقوق در غرب توانستند ساز و کارها و روش‌هایی برای مدیریت اختلاف ابداع کنند که مهم‌ترین دستاورد فرهنگی را برای آنان رقم زد و آن هم پایان دادن به درگیری‌های خونین طولانی‌مدت دینی و نژادی بود.
معجزه‌ی اسراء و معراج از بزرگ‌ترین معجزات و آیاتی است که خداوند به پیامبرش محمد اختصاص داده است. برای اهمیت این معجزه است که خداوند در دو جای کتاب گرانقدرش از آن یاد کرده است: نخست: در سوره‌ی اسراء که در آغاز آن می‌فرماید: "سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ" [إسراء: ١] منزّه است آن [خدايى‌] كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى -كه پيرامون آن را بركت داده‌ايم- سير داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمايانيم، كه او همان شنواى بيناست.
در این نوشتار مایلم رابطه میان دموکراسی و آزادی بیان، و نیز ارزش آزادی بیان در متن یک نظام دموکراتیک را به اختصار بررسی کنم.  (۱) دموکراسی دموکراسی را می‌توان به بیان ساده روشی برای تصمیم گیری جمعی دانست، روشی که در آن تمام اعضای گروه از موضع برابر در فرآیند تصمیم گیری مشارکت می‌جویند. اما چرا جوامع بشری رفته رفته به سوی نظام‌های تصمیم گیری دموکراتیک متمایل می‌شوند؟ کدام ویژگیهاست که دموکراسی را بر دیگر شیوه‌های تصمیم‌گیری جمعی برتری نسبی می‌بخشد؟  یکی از مهم‌ترین مزایای تصمیم‌گیری به شیوه‌های دموکراتیک آن است
حقوق بشر از دستاورد‌های سیاسی دوران جدید یا دوران مدرن است. حقوق بشر(human rights) در جهان مدرن به معنای حقوق بنیادین و طبیعی انسانهاست. حقوق بشر بر اساس نظریّه‌ی حقوق طبیعی و به موجب قانون طبیعی یکسان به همه‌ی افراد بشر داد شده است و جزء ذاتی و جدایی‌ناپذیر حیات انسانی است. حقوق بشر معیاری برای تنظیم روابط اجتماعی انسانها با یکدیگر و با نهادهای سیاسی اجتماعی درونی و بین‌الملل جوامع است. این معیار با مقدّم دانستن حقوق طبیعی بر فرهنگ، دین، نژاد و قومیت با سه تراز کلّی، میزان رعایت حقوق بشر در جوامع را اندازه می‌گیرد. ١-حق آزادی فکر و بیان و ضمانت آزادیهای پس از بیان  ٢-حق برابری همه انسانها در برخورداری از حقوق طبیعی
تقریبا بر این اجماع شده است که عبدالله عروی؛ اندیشمند، مورخ و نویسنده‌ی مغربی بارزترین روشفکر و دانشمند عربی در طی قرن بیستم و آغاز هزاره‌ی سوم می‌باشد، بویژه با گسترش بنیادگرایی که عروی پیش‌بینی کرده بود و از عواقب وخیمش بیم می‌داد.  عبدالله عروی کیست؟ کجا زاده شد و پرورش یافت؟ کجا تحصیل نمود؟ به چه اشتغال داشت؟ و چه تولید کرد؟ این مقاله که به زندگی‌ عبدالله عروی می‌پردازد، خودش یک ماجراجویی است و اگر در سال‌های اخیر خود عروی زندگی‌نامه‌اش را ننوشته بود و برخی از رازهایش را در معرض دید عموم نگذاشته بود، من چنین جرأتی نمی‌کردم.
 چکیده: تصنیفات (تدوینات) حوزه‌ی علوم شریعت در میراث اسلامی همواره به‌دقت و ظرافت علمی و استواری در تألیف و فن آن، شناخته‌شده‌اند. در این میان تعریف اصطلاحات تخصصی در طول تاریخ آبستن دغدغه و مشغله‌ی فکری برای عالمان علوم مختلف اسلامی بوده است. تا جایی که می‌توان گفت، هرکدام از این دانش‌ها،(علوم)  مطالب طولانی‌ای را در لابه‌لای کتاب‌ها برای تعریف اصطلاحات کلیدی، اختصاص داده‌اند.  اصول فقه و مباحث آن ازجمله دانش‌هایی است که موصوف به‌دقت و ظرافت علمی در تعریف اصطلاحات کلیدی و تخصصی است.
سخن شیخ احمد الریسونی فقیه برجسته‌ی مراکشی درباره‌ی «تغییر ۹۰درصد از فقه» واکنش‌هایی را برانگیخته است. در این میان البته یک نکته‌ی مغفول، بیش از پیش روشن شد. و آن نکته این بود که طلب تنقیة و تنقیح و اصلاح محصولات و نتایج اجتهادات قُدَما و فقه قُدَمایی، فقط از حنجره‌ی مبتدعان و زندیقان و مجوسان امت خارج نمی‌شود بلکه این بار فقیهی کلاسیک و رییس اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمانان، چنین چیزی را طلب می‌کند.
سعدی می‌گفت: چنان قحط‌سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق (بوستان، باب اول) گاهی چنان اوضاع بر ما تنگ می‌شود، که عشق را فراموش می‌کنیم. هوشنگ ابتهاج می‌گوید: «عشق من و تو؟... آه این هم حکایتی است. اما، درین زمانه که درمانده هر کسی از بهر نان شب، دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست.» شاعری دیگر اما می‌گوید اصالت عشق، درست در همین قحط‌سالی‌های دمشقی پدیدار می‌شود: «در این قحط‌سال دمشقی اگر حرمت عشق را پاس داری تو را می‌توان خواند عاشق وگرنه به هنگام عیش و فراخی به آواز هر چنگ و رودی توان از لب هر مُخَنَّث
شمار رکعات نماز شب، حدّاقل آن یک رکعت و حدّاکثر آن یازده رکعت است. به دلیل حدیث امّ‌المؤمنین عایشه- رضی‌الله عنها-  که فرمودند: «مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَزِيدُ فِي رَمَضَانَ وَلا غَيْرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً» (متفقٌ‌علیه) پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- چه در رمضان و چه در غیر رمضان بیش از یازده رکعت [نماز سنّت] نمی‌خواند.   ولی در روایتی دیگر وارد شده است که پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- فرمودند: «صَلَاةُ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى، فَإِذَا خِفْتَ الصُّبْحَ فَأَوْتِرْ بِوَاحِدَةٍ»(روایت بخاری)   «نماز شب دو رکعت دو رکعت است و اگر بیم از طلوع صبح داشته باشی پس با یک رکعت نماز وتر آنرا خاتمه بده.»  
ابن‌خلدون، تاریخ‌نگار مشهور اسلامی نگاهی حدّاقلّی به احکام دینی دارد و تمامیّت‌خواه نیست و انتظار کشف ذرّه و اتم و درمان بیماری‌های جسمی را از دین انتظاری ناموجّه و غیر معقول می‌داند که در تناقض با منقولاتی از پیامبر(ص) می‌باشد. ابن‌خلدون، انتظار رفع تمام مشکلات و گره‌گشایی از مشکلات جسمی، اقتصادی و اجتماعی را از دین ندارد که بزرگترین ظلم به دین ناشی از همین نگاه‌های حدّاکثری است. از ابن‌خلدون در «دیوان المبتدا و الخبر» مجلّد اول صفحه‌ی ٦٥١ انتشارات دار الفکر بیروت می‌خوانیم: گزاره‌های پزشکی موجود در کتاب‌های شرعی نیز از همین جنس هستند یعنی وحی نیستند و منشأ الهی ندارند بلکه حاصل تجارب مردمان سرزمین عربستان بوده است.
همزمانی محتوا