عنوان تاریخ
منزلت پیامبر در معنویت قدسی
(ابوالقاسم فنایی)
1398/03/27
نگاهی انتقادی به رویکردها و عملکردهای جماعت‌های اسلامی در گفت‌وگو با دکتر محمود خردو
گفت‌وگو از: اصلاحوب
1398/03/26
درس‌های معنوی بهار
(ابوالقاسم فنایی)
1398/03/25
اساس زندگی معنوی
(صدیق قطبی)
1398/03/23
همزیستی؛ ضرورت و پایه‌های آن
(دکتر عجیل النشمی) (ترجمه: رحمان مام رش – پیرانشهر)
1398/03/20
عبارت «وَاضْرِبُوهُنَّ» در قرآن به چه معناست؟
(محمد خان)
1398/03/20
خشونت دینی حقیقت یا توهّم؟
(ابوالقاسم فنایی) (ترجمه: بایزید توحیدیان)
1398/03/18
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی هفدهم و پایانی(آخرین روزها)
(هادی محمودی)
1398/03/17
تحلیل پاره‌ای از رویدادهای جهان اسلام در گفت‌وگو با قائم‌مقام دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح
گفت‌وگو از: اصلاح‌وب
1398/03/13
از اتّهام تا اعدام؛ اتّهامات سلمان عوده
(دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: عبدالرحمن عزام)
1398/03/12
چوب حرّاج زدن بر یک سرزمین
(امیررضا رضایی(اوزی))
1398/03/11
شتاب در نماز تراویح
(دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/03/11
مبارزه‌ی همیشگی
(عبدالکریم بکار) (ترجمه: وفا حسن‌پور)
1398/03/10
تعامل خدا با بندگانش
(فرزان خاموشی)
1398/03/09
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی شانزدهم (آخرین سالها...)
(هادی محمودی)
1398/03/08
شب قدر
(دکتر زغلول نجار) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/03/08
باورهای مذاهب اسلامی حرمت ابدی دارند
(محمّد هادیفر)
1398/03/08
درس‌هایی که از بیداری اسلامی آموختم
(دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: رسول رسولی‌کیا - مهاباد)
1398/03/07
از خلوت شب‌های رمضان
(یوسف عزیزپور- پیرانشهر)
1398/03/06
چکیده‌ی معنویت
(صدیق قطبی)
1398/03/05
فضایل و ویژگی‌های خاصّ امّ‌المؤمنين عایشه‌ی صدّیقه - رضی‌الله عنها-
(دکتر خالد محمد صالح) (ترجمه: یونس سلیمان‌زاده)
1398/03/05
اصلاح فرهنگی زمینه‌ساز همزیستی مسالمت‌آمیز؛ به بهانه‌ی الزام به پاک کردن شعار «همه از مرگ می‌ترسند و من از رانندگی زن!»
(جمال اسماعیلی)
1398/03/04
باز هم ثمر تلخ فرهنگ توهین و دشنام!
(جلیل بهرامی‌نیا)
1398/03/04
قرآن کتابی پویا و انگیزاننده‌
(شیخ محمد غزالی) (ترجمه: سردار شمامی)
1398/03/04
پیرامون فقه واقع
(دکتر عصام بشیر -رییس مؤسسه‌ی اعتدال و وسطیت) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/03/02
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی پانزدهم(انقلاب قلب‌ها)
(هادی محمودی)
1398/03/01
اصول زندگی مشترک
(ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/31
مقاصد بعثت محمّدی
(استاد علّامه دكتر احمد ریسونی رییس اتّحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان) (ترجمه: اصلاحوب)
1398/02/29
رمضان ماه آزادى
(دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: هاشم حکیمی)
1398/02/28
زنان حائض ارزش شب‌های قدر را اینگونه درک می‌کنند
(گردآورنده: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح)
1398/02/27
برقرار کردن رابطه «من-تو» با خداوند شخصیت فرد را متحول می‌کند و از او موجودی دیگر می‌سازد. این رابطه اگر ادامه پیدا کند به «تولد دوباره» منجر می‌شود. این رابطه همان رابطه عاشقانه‌ای است که مرده را زنده می‌کند. مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم این رابطه تیرگی‌ها را می‌زداید و آلودگی‌ها را پاک می‌کند. در ادبیات عرفانی ما خداوند به دریا تشبیه شده است. ما ز دریایم و دریا می‌رویم ما ز بالاییم و بالا می‌رویم یکی از وجوه تشابه بین خدا و دریا همین است که همان‌گونه که رودها و برکه‌های کوچکی که حاوی آب آلوده و تیره‌اند در اثر پیوستن به دریا پاک و زلال می‌شوند، جان ملول و تیره آدمی نیز در اثر همنشینی با خداوند، پاک و زلال می‌شود. همنشینی با دوستان خدا نیز همین اثر و خاصیت را دارد.
اشاره: دکتر محمود خردو(١٣٦١پارسیان هرمزگان) دارنده‌ی دانشنامه‌ی دكتری اصول دين و انديشه‌ی اسلامی معاصر از دانشگاه بين‌المللی اسلامی مالزی است. وی سال‌های ٢٠١٣-٢٠١٤ استاد پاره‌وقت دانشگاه بين‌المللی اسلامی مالزی بوده است. دکتر خردو از سال ١٣٩٤ تاکنون، استاديار رشته‌ی مطالعات اسلامی دانشکده‌ی تحصيلات تکميلی معهد عالی اهل سنّت جنوب ايران است. وی سردبيری مجلّه‌ی «راشدين» را از سال ١٣٩٥ تاکنون عهده‌دار است. وی علاوه بر فارسی به زبان‌های عربی و انگلیسی مسلّط است. كتابهای چاپ شده‌ی وی عبارتنداز:  • تطوّر مفهوم الجهاد: دراسة فی الفکر الإسلامی المعاصر، ناشر: الشبکة العربية للأبحاث والنشر، بيروت، لبنان.
درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست. درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم. درس اول: درون خود را به گلستانی بدل کنیم که همواره خرم و سرسبز است
مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)  شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)
همزیستی و همدلی همزیستی در بین افراد جامعه با وجود اختلافات فکری، نژادی، مذهبی و حتّی اختلافات دینی برای تحقّق امنیّت کشور و بندگان ضروری است. این زندگی مسالمت‌آمیز غیر از نزدیکی و تقارب در آراء، نژاد، مذاهب و ادیان است. تقارب و نزدیکی در آراء و نژاد و ...  نه اینکه ضروری نیست، بلکه تحقّق آن سخت و دشوار است. پیامبر عظیم الشأن اسلام - صلّی الله علیه وسلّم - با یهود و نصاری و مشرکان و منافقان زیر لوای باور به «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» زندگی کرد و تا جایی که خیانت و تجاوز نکردند به نیکی با آنها رفتار کرد. زمینه‌ی نزدیکی و تقارب در بین آراء، جهات فکری و قناعتها و مذاهب، تنگ و بسیار سخت است
آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد. جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود
چکیده پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.
پیشگفتار: پس از فتح مكّه محمّد تبدیل به بزرگترین قدرت بدون رقیب در عربستان گشته بود و شهرهای بزرگ مكّه و مدینه در دست او بودند و پس از ساماندهی مسلمانان با لشكركشی عظیمی به سوی امپراطوری روم، ناحیه تبوك در شام را ضمیه قلمرو خود كرده و دیگر تمامی عربستان در دستان او بود و در این شرایط كه كسی توان رویارویی با وی را نداشت، تقریباً دیگر كسی جرات دست اندازی و تعرض به تازه مسلمانان را نداشت. این موضوع سبب گردید كه از سراسر عربستان، نمایندگان قبایل به مكّه بیایند و پس از عقد اتحاد و اعلام پیمان وفادری به محمّد، مسلمان گردند؛ به نحوی كه سال نهم هجری، در منابع تاریخی به عام الوفود(سال گروه‌‌‌ها و ملت‌‌‌ها) مشهور است
اشاره: با استاد سعدالدین صدیقی «قائم‌مقام دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح» که دانش‌آموخته‌ی حوزه و دانشگاه در زمینه‌ی علوم و معارف اسلامی است و هم‌کنون معاونت آموزشی معهد عالی جنوب را نیز به‌عهده دارد، پرسش‌‌هایی درخصوص پاره‌ای از مسائل و رخدادهای ایران و منطقه درمیان نهاده‌ایم و دیدگاه ایشان را به عنوان عضو شورای مرکزی این تشکّل مدنی اهل سنّت جویا شده‌ایم. امید که این گفت‌وگو، ارباب بصیرت و طالبان معرفت را سودمند افتد.  
اینک با گذشت یک سال از دستگیری و ناپدید شدن اجباری دعوتگر اندیشمند، شیخ سلمان عوده، خبر از آغاز محاکمات پنهانی شیخ عوده شنیده می‌شود که به اساس اخبار منتشر شده‌ی مطبوعات و روزنامه‌های سعودی در این اواخر، خبر از درخواست اجرای حکم اعدام شیخ عوده بنا به اتهام ٣٧ فقره جرم می‌دهد. من شیخ سلمان عوده را از دیرزمانی است به خوبی می‌شناسم؛ داشتم به این اتّهامات سی‌وهفتگانه می‌اندیشیدم که به خود گفتم: اتّهامات پنهانی است و محاکمه نیز به شکل مخفیانه صورت می‌گیرد؛ لذا کسانی که با شیخ و افکار و زندگی‌اش آشنایی دارند
شاید هم بدانیم در مفهوم آواره شدن به اینکه: بخاطر نداریهای زندگی آواره شویم، به خاطر جریانات پیش‌آمده در هر زندگی‌ آواره شویم حال چه با دست خویش و چه بخاطر شرایط محیطی نامناسب آواره شویم، در درون مرزهای کشور خود. ولی آواره شدن به اجبار، به قیمت سرقت خاک، به جبر جبّار، به لطف خیانت و به لطف تمام زدوبندهای سردمداران دست نشانده‌ی خائن بر سرزمین‌های اسلامی، تا آواره نشویم درک آن سخت خواهد بود. درک کوچ اجباری به اردوگاه‌ها، درکی نیست که بتوان با جان و دل فهمید تا آنکه در واقعیّت آن قرار بگیری و زندگی کنی به اجبار و دیدن آنسوی خانه‌ات با حصاری از حصاربندان قومی سرکش.
پرسش: در برخی از مساجد شاهد هستیم که نماز تراویح را با شتاب می‌خوانند و توجّهی به مفهوم آن نمی‌کنند؛ به نظر شما این نوع نماز خواندن چه حکمی دارد و خشوع و کیفیت نماز چقدر مهمّ است؟ بسم الله والحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وبعد... در صحیحین از رسول خدا روایت است که فرمود: «مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ» هر کس در رمضان با ایمان و امید به پاداش نماز بخواند گناهان گذشته‌اش بخشوده می‌شود. خدای متعال روز رمضان را به روزه و شب‌ را به نماز اختصاص داده است و نماز و قیام شب را باعث بخشایش گناهان قرار داده است. امّا قیامی که باعث بخشایش گناهان و شستن پلیدی‌ها می‌شود نمازی است که با شرایط و ارکان و آدابش خوانده شود. 
 خداوند دنیا را محل آزمایش اقسام مردم قرار داده است: ثروتمند و فقیر، باهوش و کم‌هوش، شریف و حقیر، قوی و ضعیف.. هر یک از این افراد در وضعیتی که هستند و با توجه به جایگاه و نعمتی که از آن برخودارند مورد آزمایش قرار می‌گیرند. ما وظیفه داریم در چارچوب امکانات و ابزارهایی که در دست داریم کار خود را به نحو احسن انجام دهیم؛ وظیفه داریم با موانعی که ما را از هدف و رویکردمان باز می‌دارد مبارزه کنیم. در دنیا منطقه‌ی امنی وجود ندارد که در آنجا رخت اقامت بیفکنیم و تقوا و پارسایی و صفات اخلاقی و رفتاری خود را در آن بار بنشانیم. همه‌ی ما بر زمین لرزانی قرار داریم در کشمکش میان درست و نادرست و خیر و شر.
خداوند با قوانینی زندگی بر روی زمین را نظم می‌بخشد که بر همگان جاری است.  و در قرآن و سنت شریف به قوانینی که حاکم بر زندگی است سخن گفته شده است. به صورت کلی قوانین به دو دسته تقسیم می‌شوند:  ۱- قوانین مادی: این قانون حرکت ماده را در هستی نظم می‌بخشند. مانند گردش شب و روز، چهار فصل، حرکت ماه.... ۲- قوانین اجتماعی: قوانینی هستند که زندگی آدمی را نظم بخشیده و سعادت و شقاوتشان از بکارگیری و یا عدم بکارگیری این قوانین حاصل می‌شود. و کسی که در قوانین اجتماعی نظر بیفکند متوجه می‌شود که یک تقسیم‌بندی دو طرفه شکل گرفته و شروع آن زمانی است که فرد خواهان آن باشد. این حالت هم چون معادلات ریاضی است که کامل شدن طرف اول سبب تحقق طرف بعدی می‌شود.
پیشگفتار: محمّد در روز بیستم رمضان سال هشتم هجری و در سن ٦١ سالگی؛ پس از ٨ سال دوری از مكّه با سپاه عظیم ده‌ها هزار نفری اش به مكّه وارد گردید و مكیان از ترس جان به خانه‌هایشان پناه بردند و مكّه فتح گردید. مسلمانان فریاد انتقام سر می‌دادند و از محمّد می‌خواستند كه دستور قصاص و انتقام خون شهیدان را صادر كند؛ اما محمّد به یكباره گفت، امروز روز مرحمت است و فرمان عفو عمومی صادر كرد.  به زودی تمامی مردم مكّه مسلمان شدند و نیز از سراسر عربستان دسته‌دسته؛ سران قبایل به مكّه آمده و اعلام وفاداری به محمّد نموده و مسلمان شدند.
کلمه‌ی قدر که در توصیف این شب آمده است به معنی مقام و شرف و برکت است؛ به همین خاطر خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (الدخان:٣-٦). [كه‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم. در آن [شب‌] هر [گونه‌] كارى [به نحوى‌] استوار فيصله مى‌يابد. [اين‌] كارى است [كه‌] از جانب ما [صورت مى‌گيرد]. ما فرستنده [پيامبران‌] بوديم. [و اين‌] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الفَجْرِ» (القدر:١-٥).
اهانت احدی از مدّاحان به باورهای اهل سنّت در برنامه‌ای زنده‌ی تلویزیونی شبکه‌ی پنج، انتقادات و اعتراضاتی را به دنبال داشت این حرکت قبیح ناشی از نوعی نگرش تفرقه‌افکنانه از جانب فردی غیرعالم بوده که موجب تألّماتی در جامعه گردیده است. اهانت  از حجم برخورد با آن چنین استنباط می‌گردد که این نوع رفتارهای مذموم از هرکسی و هر جایگاهی که باشد پذیرفته شدنی نبوده و دارای بارهای منفی می‌باشد. هرچند که این اقدام سخیف حاصل یک گاف مدیریتی رسانه‌ای بوده که در پخش زنده‌ی همه‌ی رسانه‌‌ها سابقه‌ی طولانی دارد. امّا مدیریت رسانه‌ی ملّی در سطحی مؤثّر با عوامل این انتشار برخورد نموده و با اخراج مدیرشبکه‌ی مذکور نارضایتی خود را از این عمل زشت نشان داد.
بیداری اسلامی؛ گرچه من از پیشگامان آن نیستم و یکی از شاگردانش هستم به من درس‌‌ها، ارزش‌ها و مبانی والایی آموخت که مسیر درست زندگی را به او نشان داده و جهان جاوید را پیش رویش قرار می‌دهد. «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت: ۳۳)  ۱ـ بیداری اسلامی به من آموخت که در زندگی فرمانبردار خداوند بوده، با قرآن زندگی کنم و از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- پیروی نمایم و همچنین آموختم که انسان باید در زندگی دارای هدفی والا باشد. ۲ـ بیداری اسلامی به من آموخت که این امّت بزرگ به جهاد و تلاش و مبارزه پرداخت
برادران و خواهران ایمانی السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته در سایه‌ی لطف و مرحمت خدا مدتی است که همه‌ی ما «ایمان »را به منظور آبادنمودن درون و «اسلام» را جهت آباد نمودن برون و تنظیم زندگی برگزیده، که جای بسی شکر و سپاس است. از همان روز که پروردگار مهربان، شیطان ناسپاس و نافرمان را به دلیل تمرد و سرپیچی‌اش که ناشی از حسادتش به انسان و جایگاه وی نزد خدا بود؛ از درگاه خود راند، شیطان نیز قسم خورده‌ی ما شد و مطمئن باشیم که از وسوسه و گمراهی ما یک لحظه هم کوتاهی نکرده و نخواهد کرد. و بازهم متأسّفانه در این راه موفّقیّت‌هایی داشته است ولی این موجود شرور، متمرّد و مغرور هیچ گاه حریف مخلصین و مجاهدین واقعی در راه خدا» مراد کسانی هستند
«يَا مُحَمَّدُ! أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ، فَإِنَّكَ مُفَارِقُه، وَاعْمَلْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَجْزِيٌّ بِهِ وَعِشْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ»(صحیح‌الترغیب و الترهیب، شعب الایمان بیهقی، مستدرك الحاكم) (ای محمد! هر که را می‌خواهی دوست بدار، اما بدان که او را ترک خواهی کرد. هر چه می‌خواهی انجام بده، اما از یاد مبر که پیامد آن را خواهی دید. چنان که می‌خواهی زندگی کن، اما از یاد مبَر که روزی خواهی مُرد.) این حدیث، ‌از درخشان‌ترین‌ سخنان معنوی است که در کلماتی اندک به عُمده‌ترین اوصاف معنوی اشاره می‌کند. سه توصیه‌ی ارجمندی که در حدیث قدسی آمده‌اند هر یک کتابی ژرف‌اند که می‌توانند زندگی ما را چراغ‌آیین کنند.
در میان همسران پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- خداوند به امّ‌المؤمنین عایشه-رضی الله عنها- فضایل و ویژگی‌های خاصّی عطا فرموده بودند. ایشان در این مورد می‌فرمایند: الله تعالی به من نُه فضلیت و ویژگی داده‌اند که بعد از مریم بنت عمران آن را به کسی دیگر عطا نفرموده‌اند. ۱) جبریل نازل شده و روی کف دستانش تصویر من را به پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم- نشان داده‌اند و حتی به پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- دستور فرموده‌اند که مرا به همسری خود درآورند. ۲) پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- با من درحالی‌که دختری باکره بودم ازدواج کرده‌اند، حال هیچ یک از همسران دیگر ایشان باکره نبوده‌اند.
اشاره: بازنشر مطلبی که قبلاً در همین صفحه انتشار یافته بود به مناسبت توهین یکی از مداحان در سیمای ملی، خالی از لطف نیست. در این نوشتار، بر اصلاح مبانی فرهنگی برای پیشگیری از تکرار این موارد تأکید شده است. استقبال گسترده‌ی مردم در فضای مجازی از کلیپ اجبار پلیس برای پاک کردن نوشته‌ی «همه از مرگ می‌ترسند و من از رانندگی زن!» نشان از جا افتادن فرهنگ برابری زن و مرد در جامعه دارد. از نگاه افسر پلیس، این جمله مصداق خشونت علیه زنان بوده
بار دیگر درخت شوم تعصب و دگرستیزی میوه داد و این بار از شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی و از زبان یک مداح، به خلفای راشدین و مادر مؤمنان حضرت عایشه صدیقه-رضی الله عنهم - توهین شد؛ مدّاحی که در اصل خودش نیز قربانی تربیت غلط و لذا پیش از همه مستحق ترحّم است! نوع تعامل با مخالفان فکری-سیاسی و هویت‌های متفاوت، یکی از وجوه بنیادین نگرش و فرهنگ اجتماعی است که ربط مستقیمی به سطح رشد فکری و فرهنگی دارد؛ توسل به توهین و دشنام، شاخصه فرهنگ‌های بدوی و  حقیرانه‌ترین شیوه تعامل با مخالفان و ترکیبی از کینه‌ی پایدار و توهّم مالکیت حقیقت است؛راست است که فرهنگ جوامع بشری به انواع علل فردی و اجتماعی، نوعاً  پالودگی و پیراستگی ناب ندارند
قرآن کتاب مبارکی است که‌ توانست از ملتی نادان امتی بزرگ تشکیل دهد و نسلی را بر صفحه‌ی تاریخ ماندگار ساخت که‌ اگر انگیختن‌های این کتاب وجود نداشت، هرگز نامی در تاریخ نمی‌یافت. قرآن تنها ملت عرب را از برکات خود بهره‌مند نساخت، بلکه‌ جهانیان توانستند بهترین نتایج را از این کتاب والا برچینند، زیرا تعالیم قرآنی، جامعه‌ انسانی را از نو بنیان نمود و تمامی کج اندیشی و خرافه‌‌پرستی‌های گذشتگان را برچید. دیدگاهی که‌ جامعه‌ی جهانی با ظهور قرآن بدان رویی آورد، منطقی نو را بخشید، زیرا اسلوب معرفتی را آزاد گذاشت و توانست بر گیتی دست یابد. 
مهم‌ترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد هم‌خوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب می‌شد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی پیاده کردن نص بر واقعیت چیزی که علمای اصول از آن به تحقیق مناط نام می‌برند و نیز اجتهاد درست شرعی در مسائل نوظهور که نصی درباره‌ی آن وجود ندارد. اگر حکم بر یک چیز فرع تصور آن است، پس فقه واقعی حقانیت خود را از درگیری با واقعیت زندگی مردم کسب می‌کند
پیشگفتار: به دنبال عهد شكنی و خیانت مكّیان به پیمان صلح حدیبیه و اطلاع مسلمانان از این خیانت، ابوسفیان به همراه هیئت نمایندگی مكّه به مدینه آمد تا پیمان را دوباره برقرار کند، اما محمّد كه نمی‌توانست حق كشته شدگان بنی‌خزاعه را كه در پناه او بودند، نادیده بگیرد به ابوسفیان توجّهی نکرد و ابوسفیان كه در مدینه با مشاهده‌ی تعداد فراوان مسلمانان حیرت‌زده شده بود، در حالی كه بسیار ترسیده بود به مكّه بازگشت و قضیه را به اطلاع رؤسای طوایف و بزرگان مكّه رساند. سال هشتم هجری: ١-حركت به سوی مكّه سرانجام محمّد با ارتشی ده‌ هزار نفره از مسلمانان به سوی مکه حرکت کرد و در مسیر نیز هر ساعت سربازان قبیله‌های تازه مسلمان شده
ایجاد زندگی مشترک میان مردم یک جامعه و جهان بشریّت هدف بزرگی است که سایر ادیان و شرائع آسمانی و نیز خردمندان و خیرخواهان جهان برای دستیابی به آن تلاش کرده‌اند. بسیار مهمّ است که در میان مشکلات و بحران‌هایی که بشر با آن دست به گریبان است بر اهمّیّت زندگی مشترک و الزامات آن تأکید شود. شورای افتای اروپا دوره‌ی بیست و پنجم خود را به موضوع «ریشه‌های زندگی مشترک در اروپا» اختصاص داد و به همین مناسبت اصول زندگی مشترک را با جهانی کردن ارزش‌های اسلامی اعلام کرد و از همه‌ی شهروندان اروپا خواست در راستای ایجاد زندگی مشترک و مسالمت‌آمیز همکاری کنند.
«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚفَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴿١٥٦﴾ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف: ١٥٧) و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است؛ و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند و زكات مى‌دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‌آورند، مقرّر مى‌دارم.
آزادی – آنچنانکه عدّه‌ای تصور می‌کنند- به دستیابی ملّتها به استقلال و حق حاکمیت خود منحصر نمی‌شود این آزادی سیاسی است که آزادی اندیشه، فرهنگ، و بینش‌های متعالی انسانی را برای ملّتها به دنبال دارد. همچنین آزادی به معنی سرگردانی انسان به دنبال شهوات و هوای نفس نیست هرآنچه را هوس کرد بخورد و بیاشامد و انجام دهد. این آزادی مطلق را نخست باید یک بحران و سپس بندگی ذلیلانه برای نفس نامید. آزادی مطلق بحران و آنارشیسم است، چون در هیچ جای دنیا آزادی مطلق و نامحدود وجود ندارد. بلکه هر چیزی قانون و مقرّراتی دارد
زنانی که در حیض و نفاس هستند نگران نباشند بسیاری از زنان از این که دچار حیض و نفاس می‌شوند اندوهگین هستند چرا که نمی‌توانند تعدادی از روزهای رمضان را روزه باشند. رسول خدا در شب‌ها و روزهای این ماه مبارک به زنانی که در حیض و نفاس هستند و تمام کسانی که عذری دارند این چنین مژده می‌دهد: می‌فرماید: دنیا برای چهار نفر است: بنده‌ای که خداوند مال فراوانی به او ارزانی داشته است؛ او تقوای خدا را رعایت می‌کند؛ صله‌ی رحم به جای می‌آورد و می‌داند که خدا را در این مال حقی است. چنین فردی بهترین جایگاه را دارد.
همزمانی محتوا