عنوان تاریخ
گواهی تاریخی در سالروز قتل عام گارد ریاست جمهوری
(دکتر ناهد الدیب) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1397/04/23
اصلاح قوانین گمرکی و بالا بردن کیفیت کالای داخلی راهی به سوی حذف قاچاق و کولبری
(خالد توکلّی؛ دکترای جامعه‌شناسی)گفت‌وگو از: امیر ارسلان خضری
1397/04/21
سنندج در آتش!
(جمعی از کنشگران مدنی سردشت)
1397/04/20
بترس ز آه مظلومان!
(عبدالرحمن عزام)
1397/04/19
نگاهی انتقادی به جنبش‌های اسلامی معاصر(عبور از فکر حرکی به سوی حرکت فکری)
(دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: احمد عباسی)
1397/04/18
راشد غنوشی در قامت رئیس جمهور تونس!
(صابر گل‌عنبری)
1397/04/17
سی توصیه برای موفّقیّت در زندگی
(سالم بن سعيد الطوقي) (ترجمه: منصور پیوند)
1397/04/16
لزوم دوری از تعصّب
(عبدالرحمن عزام)
1397/04/15
اندیشه‌ی وُفور و اندیشه‌ی ندرت
(استفان کاوی) (ترجمه: فاطمه شمسی)
1397/04/13
نسبت فرهنگ جهانی و فرهنگ بومی
(محمّدامین مروتی)
1397/04/12
با چه نیّتی قرآن می‌خوانی؟
(گردآورنده: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح)
1397/04/10
بمباران شیمیایی سردشت و ضرورت استقرار صلح در جهان
(عبدالعزیز مولودی)
1397/04/09
احیای شب و روز
(دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1397/04/08
دل‌نوشته‌ای برای دو معلم شهیدم
(صلاح‌الدین قاسمیانی)
1397/04/07
در باب زندگی و آثار محمد اِقْبال‌ِ لاهوری‌
(محمّدامین مروتی)
1397/04/06
چند توصیه برای کنکوری‌ها
(فرشاد سعیدی)
1397/04/04
کسب و کار از ایده تا اجرا و بهره‌برداری
گفت‌وگو از: عثمان عباسی
1397/04/04
سخنی با هم‌قطاران و سایر برادران ایمانیِ گرانقدرم
(حیدر غلامی)
1397/04/02
اجتهاد و تقلید و سلف صالح امت / ائمه‌‌‌ی اربعه و فقه پویا و بالنده در زندان جمود و تحجّر‌ - بخش سوّم
(نویسنده: عبدالرحمن عبدالخالق- کویت) (ترجمه: عبدالرحیم فرامرزی (با اندکی دخل و تصرّف‌) - پیرانشهر)
1397/04/02
دین به ما چه می‌دهد که علم نمی‌تواند بدهد؟
(استیون آسما(استاد فلسفه)) (ترجمه: دکتر محمود خردو)
1397/04/01
واکاوی شرایع از منظر قرآن
(علامه محمّدرشید رضا) (ترجمه: عرفان حسین‌پناهی)
1397/03/30
اقبال از تجربه‌ی خود در تعامل با قرآن می‌گوید
(الحاق جوادی)
1397/03/29
نفی تحزّب یا نفی تعصّب؟!
(جلیل بهرامی‌نیا)
1397/03/28
بازگشت به عیدگاه
(عبدالغفور گردهانی)
1397/03/26
یادداشت‌‌های یک نماینده
(دکتر جلیل رحیمی)
1397/03/26
رمضان، ماهی که ۳۰ روز است
(میلاد صالحی)
1397/03/24
قطب سانو: «اجتهاد در برابر نص صحیح نیست» قاعده‌ای مجهول است
(ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)گفت‌وگو از: اسلام‌آنلاین
1397/03/23
یادی از حاج ماموستا عبدالله احمدیان
(دکتر لقمان ستوده)
1397/03/23
اجتهاد و تقلید و سلف صالح امت / ائمه‌‌‌ی اربعه و فقه پویا و بالنده در زندان جمود و تحجّر‌ - بخش دوّم
(عبدالرحمن عبدالخالق- کویت) (ترجمه: عبدالرحیم فرامرزی (با اندکی دخل و تصرّف‌) - پیرانشهر)
1397/03/22
نگرش‌های سیاسی در قصه‌ی یوسف
(دکتر عامر توفيق القضات) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1397/03/21
اولین شبی بود که خداوند متعال مقدر کرده بود در بیمارستان میدانی شیفت باشم؛ جمعیت موج می‌زد و از بیرون میدان راه برای رسیدن به بیمارستان میدانی ناممکن بود. شبکه‌ی تلفن‌های همراه بسیار ضعیف بود. تماسم با خانواده‌ام قطع شد و تصمیم گرفتم شب را در بیمارستان سپری کنم. با چند تن از پرسنل بیمارستان برای یافتن مکان بنای یادبود در کنار گارد ریاست جمهوری رفتیم تا در آنجا هم بیمارستان میدانی دیگری بنا کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم تاریک است و روشنایی بسیار ضعیف است. جنگنده‌ها بر بالای ما چرخ می‌زدند و با دود خود شکل‌هایی چون قلب و.. ترسیم می‌کردند
-عوامل شکل‌گیری پدیده‌ی کولبری در مناطق مرزی و به‌ویژه غرب کشور را چه می‌دانید؟ عوامل زیادی در بروز این پدیده دخیل هستند امّا به عنوان اصلیترین عامل، عوامل اقتصادی و جغرافیایی هستند. از سویی در جوار مرز ساکن هستیم و در تمام کشورهای جهان با پدیده‌ی قاچاق در نواحی مرزی خود مواجه هستند. از گذشته در مرزهای خودمان هم پدیده قاچاق کم و بیش وجود داشته است که معمولاً بخشی از قاچاق نیز با کول و توسّط افراد انجام گرفته شده است. امّا تفاوتی که کولبری نسبت به گذشته وجود دارد در این است که اکنون حجم آن زیادتر و در مقیاسی وسیعتر انجام می‌گیرد؛ و این از وضعیّت اقتصادی نشأت می‌گیرد که آن هم دو علّت دارد:
سنندج در آتش! این شاید تیتر اول رسانه‌های چاپی و دیجیتالی فردای ایران باشد! شاید به این جهت که متأسّفانه، سال‌هاست فعّالان مدنی، فریادشان  از  آسیب‌های جادّه‌ای با عامل تانکرهای سوخت بلند است امّا  کمتر رسانه‌ای بازنقل داد و کمتر مسؤولی شنید تا اینکه امشب، آتش حاصل از بی‌مهریهای دامنه‌دار و بی توجّهی‌های مدام، دامن شهروندان کردستانی عازم پایتخت را گرفت و غدّه‌ی چرکین مدیریتی دیگر نیز سرباز کرد! گویند: «حادثه خبر نمی‌کند» ولی باور کنید این حادثه، از چندین سال قبل، خبر کرده بود ولی نه رسانه‌ای برای بازنشر و اطّلاع‌رسانی خبرش موجود بود
الله متعال برای به خوبی سپری شدنِ زندگی انسان، او را با خوبی‏ها، راستی‏ها و درستی‏ها آَشنا نمود و بدی‏ها، زشتی‏ها و نارسایی‏ها را به او شناساند تا خوبی‏ها را فراچنگ آورد و از زشتی‏ها، خویشتنِ خویش را دور بدارد. لذا از بَدو خلقتش هنگامی که او را در بهشت برین خود جای داد، بدو آموخت تا از زیبایی‏ها بهره ور گردیده و با فرمان؛ {اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا} [بقره:٣٥] «تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمت‏هاي فراوان و گوارای) آن، هرچه و هر كجا كه مي‌خواهيد، خوش و آسوده بخوريد» او را از همه‏ی نعمت‏های فراوان و گوارای بهشت، برخوردار نمود. و از او خواست تا در مقابلِ این همه انعام و بخشش، فقط او تعالی را سپاس گوید و نعمتش را شکر، بجای آورد؛ {كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ} [بقره:١٧٢]
جنبش‌های اسلامی‌ای که در اطراف و اکناف جهان اسلام شکل گرفته‌اند، در شرایط و احوالی پا به عرصه وجود نهادند که مبارزه‌طلبی‌های خطرناکی ـ به ویژه در دهه‌های نخست قرن بیستم ـ امّت اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده بود. موج خروشان این تهدید و مشکلات تنها بعد سیاسی و استقلال جغرافیای شرق و غرب جهان اسلام را در بر نگرفت بلکه حیات اجتماعی و دینی را نیز درنوردید. در زهدان این اوضاع و احوال ناگوار و نگران‌کننده بود که جنبشهای اسلامی در مناطق مختلف جهان اسلام دیده به جهان گشود و زاد و ولد کرد.
تونس مهد انقلاب‌های عربی است. محمّد بوعزیزی تنها آتش به جان خود نزد، بلکه چنان آتشی در جهان عرب برافروخت که هنوز هم شعله‌هایش زبانه می‌کشد.  انقلاب ۱۴ ژانویه‌ی ۲۰۱۱ تونس تا مرز شکست پیش رفت. اگر غنوشی نبود، تونس سرنوشتی بهتر از مصر و لیبی نداشت. کوتاه آمد و قدرت را واگذار کرد تا کشور بماند. وقتی بهار عربی رنگ خزان به خود گرفت و اخوان مصر قدرت را باخت و سرنوشت تلخی پیدا کرد، خیلی زود راشد غنوشی خطر را احساس و به مقتضای آن عمل کرد. بر عکس اخوان مصر که شناختی دقیق از موازنه‌ی قدرت در داخل و منطقه نداشتند، غنوشی نشان داد که سیاستمدار موقعیت‌شناسی است و خوب با پیچ و خم سیاست آشناست و می‌داند چه وقت امتیاز دهد و چه وقت امتیاز بگیرد. 
١-  همیشه لبخند بزن و خندان باش. ٢- اوقاتت را منظّم و کارهایت را برنامه‌ریزی کن و بر وقت و زمانت حسّاس باش. ٣- در زمان حال و امروز زندگی کن. ٤- اهداف خود را به روشنی و وضوح تعیین کن. ٥- هیچ‌گاه نفست را خوار و ذلیل مشمار. ٦- در مقابل سختیهای زندگی همانند سنگ باش. ٧- به عیب و ایرادهای واهی مردم توجّه نکن. ٨- پستچی و فرمانبر شیطان مباش. ٩- همّ و غم کره‌ی زمین را در ذهن و فکرت حمل نکن. ١٠-  در انتخاب تصمیم‌ها بعد از بررسی و تحقیق، جرأت و شهامت داشته باش. ١١-  به خودت و نفست اطمینان داشته باش.
اسلام دینی است که به اساس کرامت انسانی، همه‌‏ی انسان‏ها را با هم مساوی و از حقوق انسانیِ برابر، برخوردار نموده است. و فخر فروشی، خود پسندی و خود برتربینی و تکبّر را از ایشان نمی‌پسندد؛ تا باشد ‏همگان به پاس ارزِ انسانیتِ خویش، از مزایای آن استفاده برده و زندگی را به نیکویی سپری نمایند. و در آخرت هر یک بنا بر آنچه عمل نموده است، پاداش خویش را از خوب و بد، به دست آوَرد. الله متعال در این بین انسان‏هایی را که با معیتِ کرامتِ انسانی خویش، ندای پیامبران و فرستاده شد‏گان او را لبیک گفته و سرِ تسلیم در آستانه‏‌ی دین او خم نموده
این دو اندیشه در واقع دو اندیشه و طرز تفکّری هستند که در زندگی ما ریشه دوانیده‌اند و استیفن  کاوی در کتاب خود «هشت عادت مؤثّر» آن‌ها را ذکر نموده است. اندیشه‌ی وُفور(فراوانی):  صاحب این اندیشه ایمان دارد در این دنیا به اندازه‌ای فرصت پیشرفت مهیّا شده که برای همه کافی است و به اندازه‌ای خیر و نیکی وجود دارد که می‌تواند به همه برسد پس لازم نمی‌بیند که خسارت یا اذیّتی به کسی وارد نماید تا خودش پیروز شود؛ چون می‌پندارد  خیر و خوبی به اندازه‌ی همه‌ی مردم مهیّا شده و برای همه کافی است.
کلمه‌ی فرهنگ از دو بخش «فر» به معنی نور و «هنگ» به معنی قصد و آهنگ تشکیل شده است. لذا فرهنگ عزیمت به قصد نور و روشنایی و گرماست. در زبان انگلیسی نیز culture به معنای کشت و کار است که حاصل آن آبادانی و پیشرفت است. بدین ترتیب فرهنگ عصاره‌ی فضائل ملّتهاست. مجموعه دستاوردهای مادّی و معنوی انسان‌ها در همه‌ی جهان است. مع الاسف  دیوارکشی‌های سیاسی عرصه‌ی فرهنگ و هنر را نیز مصون نداشته و اهل سیاست با تقسیم فرهنگ به خوب و بد، جهت‌گیریهای سیاسی خود را نوعی دفع فرهنگ بد و تقویت فرهنگ خوب قلمداد و بدین وسیله توجیه می‌کنند.
بسیاری از مسلمانان قرآن را تنها به قصد اجر و ثواب می‌خوانند و از منافع فراوان آن تنها به همین بسنده می‌کنند. هر کس قرآن را با هر نیّتی بخواند به آن دست می‌یابد؛ زیرا پیامبر اسلام فرموده است: اعمال به نیّات بستگی دارد و عمل هر کس در گرو نیّت اوست. قرآن آیین زندگی است و نیّت، وسیله‌ی تجارت علماست. به همین خاطر به خود و برادرانم یادآوری می‌کنم که نیّت خود را در قرائت این‌گونه قرار دهند:
هفتم تیرماه یادآور تجربه‌ی تلخ بمباران شیمیایی سردشت در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳٦٦، بیانگر درخواستی اصیل برای استقرار صلح در جهان است. امری که با گسترش دامنه‌اش به صحنه‌ی جهانی و همراهی مردم صلح دوست هیروشیما، ناکازاکی و حلبچه در کنار مردم خوب سردشت، ضرورتی انکارناپذیر است.
در قرآن کریم دو سوره‌ی مشابه و هم‌جوار وجود دارد که از نظر زمانی و مکانی شباهت زیادی به هم دارند؛ سوره‌ی مزّمّل و مدّثّر. به لحاظ تشابه ملاحظه می‌شود که در لفظ و معنا به هم نزدیک هستند یعنی هر دو سوره با خطاب به رسول خدا آغاز می‌شوند: «يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ» و «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ» هم‌چنین هر دو سوره به قیام و برخاستن امر می‌کند. به لحاظ زمانی هم هر دو سوره پشت سر هم یا در فاصله‌ی زمانی نزدیک به هم در اوایل بعثت نازل شده‌اند. به لحاظ هم‌جواری نیز هر دو سوره در مصحف شریف در کنار هم آمده‌اند با این‌که بسیاری از سوره‌ها و آیات قرآن در نزول نزدیک به هم امّا در ترتیب دور از هم قرار دارند.
امروز باز هم هفتم تیرماه دیگری است در پی آن هفتم تیری که در سال ۱۳٦٦ فاجعه‌ی شیمیایی خونبار سردشت را رقم زد. هر هفتم تیرماه با تکرار سالیانه‌اش تیری است در دل که آن داغ قدیم را تازه می‌نماید و دردت را زنده می‌گرداند. آیا می‌توان پس از گذشت سی و یک سال از زمان فاجعه، آن را به فراموشی سپرد؟
اقبال شاعر و متفکّر مسلمان‌ شبه‌ قاره هند و پاکستان‌ بود. نیاکان او از برهمنان کشمیر بودند که حدود دویست سال پیش از تولّد  او، اسلام آورده بودند. همانند پدرش‌ به‌ سلسله‌ی قادریه‌ تعلّق‌ خاطر داشت. اوّلین شخصیت مؤثّر بر افکار او‌ سیدمیر حسن‌ بود که‌ خود از طرفداران افکار سرسید احمدخان‌، بنیان‌ گذار نهضت‌ علیگره‌ بود. در ۱۸۹۵م‌ به‌ لاهور رفت‌ و در دانشکده دولتی لاهور‌  به مدّت ٥ سال  زبان‌های‌ فارسی‌ و عربی‌، ادبیات‌ انگلیسی‌ و ادبیات‌ جدید اروپایی‌ و مقدّمات‌ فلسفه‌ی غرب‌ را فرا گرفت‌. تحصیلات او در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه‌ی اوّل از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشته‌ی فلسفه گرفت.
بیش از دو سه روز به آغاز آزمون سراسری ورود به دانشگاه‌ها باقی نمانده و داوطلبان عزیز باید آماده‌ شوند تا نتیجه‌ی تلاش و پشتکارشان را محک بزنند. برای همه‌ی این عزیزان آرزوی موفّقیّت داریم و امیدواریم که با رعایت نکات زیر، شاهد نتایجی خوشایند باشند و بعد از سالیان، از تجربه‌ی کنکور و داستان تلاش‌های‌شان خاطره‌ای دلنشین در ذهن داشته باشند.  - توجّه به اطّلاعیه‌های سازمان سنجش و پرینت کارت ورود به جلسه (sanjesh.org) - مرور مهم‌ترین نکات و یادداشت‌های از پیش مطالعه شده و جواب دادن به کلّ سؤالات چند آزمون سراسری سال‌های قبل (شبیه‌سازی کنکور برای خودتان) - وقت نگذاشتن برای مطالبی که تاکنون فرصت مطالعه‌ی آن‌ها وجود نداشته
اشاره: متن زیر حاصل گفت‌وگوی عثمان عباسی روزنامه‌نگار با دکتر ایرج یوسفی، دکتری کسب و کار و کارشناس امور بانکی و اقتصادی درباب کارآفرینی و اشتغال‌زایی است. توجه شما را به مطالعه‌ی آن جلب می‌کنیم.   - گفت‌وگو را با این پرسش شروع می‌نماییم که شما چه مهارت‌هایی را برای موفّقیّت در کسب و کار لازم می‌دانید؟ در مورد مهارت‌هایی که برای کسب و کار مهمّ است ابتدا باید یک کارآفرین هدفمند فعّالیّت بکند و پشتکار داشته باشد. بسیاری از کارآفرینهایی که در دنیا هستند دارای پشتکار بوده و بارها و بارها شکست خورده‌اند. در این مورد نیاز به داشتن اطّلاعات تجاری دارند و آمادگی رویاروویی با شکست را باید داشته باشند و به خود متّکی باشند.
هرازچندگاهی در فضای مجازی عده‌ای به بهانه‌های مختلف، «جماعت دعوت و اصلاح» را آماج حمله و تهمت قرار می‌دهند. این افراد با نیّت‌خوانی و تکیه بر ظنّ و گمان‌های خویش، بر مسند قضاوت نشسته و باب میلِ خود، بدون رعایت اصول اخلاقی و توجّه به آیاتی چون: مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿ق: ١٨﴾ » کلماتی چون خائن، معامله‌گر، عامل تفرّق و ... را به جماعت نسبت می‌دهند. امری که به هیچ وجه زیبنده‌ی مسلمانی عادّی نیست؛ چه رسد به مسلمانی که ادّعای دعوتگری و ... را دارد.   جماعتی كه بر اساس آموزه‌های قرآن و سنّت و با فهم عصری از دین در سایه‌ی اجتهاد گروهی، حركت می‌كند. 
ثوابت و متغیرات دین: مسلمانان بخاطر فهم نادرست از آیه‌ی ٣ سوره‌ی مائده  دچار ضرر عظیم گردیده‌اند. آنجا که خداوند می‌فرماید: «ما امروز دین را برای شما کامل گردانیده‌ام و نعمت را بر شما تمام نموده و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.» نیز حدیث رسول خدا که فرمود: «هر کس چیزی جدیدی دردین ما بوجود آورد که قبلاً‌ در دین نبوده باشد مردود است ( اخراج از بخاری – مسلم و ابن ماجه) بر اساس این فهم خطا و نادرست، چنین حکم شده که هر گونه اضافه‌ی در دین باطل و مردود می‌باشد. در نتیجه یک باب مهم از ابواب اسلام که اجتهاد تطبیقی است تعطیل نمودند و به حالت جمود و خشک و ثابت، در مقابل مشکلات و تغییرات عصری متوقف شدند.
زمانه برای دفاع از دین زمانه‌ی سختی است؛ چرا که احترام به دین تقریباً در هر جنبه از زندگی مدرن کم شده است. نه فقط در میان خداناباوران و روشنفکران، بلکه حتّی در میان طیف وسیع‌تری از مردم. و نسل آینده به نظر بیشترین عدم وابستگی دینی را در دوران مدرن تجربه خواهد کرد. این ناخرسندی دلایل خوبی دارد: افشای سوء رفتارهای کشیشان و رجال دین، کارزارهای جهاد علیه کفار و دشمنی فزاینده‌ی پیروان مسیحیت با فرهنگهای متنوع و سکولار. این همگرایی رفتارهای زننده و تبلیغات رسانه‌ای بسیاری را برآن داشته تا ادعای زیست‌شناس فرگشت‌باور ویلسون را تکرار کنند که می‌گوید: «بهترین کاری که ما برای پیشرفت بشریت می‌توانیم انجام دهیم این است که ایمان مذهبی را تا سرحد نابودی کاهش دهیم.»
اشاره‌: در میان نواندیشان وطنی کسانی یافت می‌شوند که با تمسّک به مفاهیم «شرعه» و «منهاج»، دل در گرو ایجاد روشهایی نوین برای تدین و زیست مؤمنانه دارند. آنان معتقدند که در سایه‌ی الگوپذیری از حقیقت ادیان می‌توان سنت تکامل شرایع را ادامه داد و بر همان شریعت زمانه‌ی محمّد که اغلب آنها برخاسته و برساخته‌ی فرهنگ اعراب است متّکی نبود، نباید از رشد باز ایستاد که نهایتاً در چنبره‌ی زمان خواهیم ماند و روی فراخ مدرنیته را بر خود خواهیم بست که نتیجه‌ی بدیهی این امر، بازماندن از قافله‌سالاران فرهنگ و مدنیت خواهد بود. از سوی دیگر اندیشمندانی در اقدامی گزینشی، آیاتی از قرآن را مورد استناد قرار داده و در راستای حق پنداشتن تمامی پیروان ادیان جهدها کرده و حقانیت آنان را تلقّی به قبول کرده‌اند.
بخوان، گویی که بر خودت نازل گشته! شاعر بزرگ، محمد اقبال لاهوری گوید: تلاش داشتم روزانه بعد از نماز صبح قرآن بخوانم، پدرم -هر روز که مرا می‌دید- از من می‌پرسید: چه کار می‌کنی؟! من پاسخ می‌دادم: قرآن می‌خوانم. بر این منوال سه سال پیاپی سپری شد و او همچنان سؤالش‌ را می‌پرسید و من هم همان جواب را بازگو می‌کردم. تا اینکه روزی به او گفتم: پدر منظورت چیست که پیوسته این سؤال‌ را از من می‌پرسی و من هم همان جواب همیشگی را باز می‌گویم؛ با این وجود باز هم روز بعد سؤالت‌ را از نو باز می‌پرسی‌؟! پدر گفت: فرزندم می‌خواهم به تو بگویم: به گونه‌ای‌ قرآن بخوان، گویی که -مستقیم از نزد خدا- بر خودت نازل شده است!
چندی پیش نزد دوستی ارجمند بودم؛ چنان که افتد و دانی، رفاقتِ درآمیخته با شرم و رواج توهّم تقابلِ صراحت با صمیمیّت، آدمی را به نوعی پوشیدەگویی و کنایەبافی می‌کشاند؛ کنایەهایی که گاه فقط محصول خلّاقیّت و مهارت بافندگی خودِ گوینده و عاری از کدهای مشترک فرهنگی است و بیچاره مخاطبِ بی‌گناه، اگر مقصود را در نیابد به بلاهت و دیرفهمی نیز متّهم می‌شود! این دوست ما نیز که هم خود را به زحمت افکنده بود و هم مرا، پس از پُشتک و واروی فراوان، پرده از خیرخواهی و مقصود خویش برگرفت و به من که عضو یک جماعت/حزب هستم، رساند که تحزّب با مسلمانی و اخوّت اسلامی منافات دارد
پس از اجتهادات مربوط به سد ذریعه که از خوف فتنه اجازه نمی‌داد زنان به اماکن عمومی عبادت مثل عیدگاه و مسجد درآیند، با توجه به خطر فتن بی‌شماری که بر سر راه زنان درآمده است برای نخستین بار از تریبون عیدگاه زاهدان توسط مولوی عبدالحمید بازگشت زنان به عیدگاه مطرح شده است. البته این امر از جهت بازگشت به ریشه‌ها‌ امری روشنفکرانه محسوب نمی‌شود و کاملاً‌ سنّت‌گرایانه است اما از جهت اینکه علمای سنتی با ورود زنان به مسجد مخالف بودند کاملاً بدیع و به مقتضای مدنیت امری عقلائی است.
اشاره: دکتر جليل رحيمى، رئيس فراکسيون نمايندگان اهل سنت مجلس شوراى اسلامى است. در پيچيدگي‌هاى بوروکراتيک و البته ايدئولوژيک ساختار سياسى کشور، معلوم نيست چنين نهاد درون پارلمانى تا چه ميزان بتواند کارا و مؤثّر‌ باشد؛ هر چند انصافاً در ادوار گذشته نيز همراهى اکثر نمايندگان اهل سنت را –دست‌کم‌ در امضاى بيانيەهای معطوف بە پیگیری مطالبات شهروندی اهل سنّت‌ـ هموارە داشتەایم، اما این مرد شریف در مسألەی نماز عید فطر دیروز در قامت متفاوت و البتە شامخی درخشید. تردیدی نیست در صورت تداوم این روند، نام او در کنار نام انسان‌های شریف و شجاعی همچون مرحوم مهندس ادب، آقای دکتر جلالی‌زادە و مرحوم مهندس هاشم‌زهی در دل‌های ما موکّلان‌ و نسل‌های آتی جاودانە خواهد شد.
همیشه گله‌مندیم از گذرِ زمانِ روزگار، انگار که نفسش را حبس کرده، دستانش را گره کرده و تمام توانش را برای دویدن رو به فردایِ امروز به کار گرفته است. امروزی که در ادبیات آینده؛ به (انگار همین دیروز بود) تعبیر می‌شود. دستاوردهای هر انسان در زندگی حاصل عادات اوست. به عبارتی دیگر؛ مجموعه‌ی عادات ما است که (خودِ) ما را می‌سازد. انسان‌های موفق عادات روزمره‌ی آنها، به سمت موفقیت سوقشان می‌دهد. روزمرّگی‌ عامل رکود است و رکود در تضادِ با پیشرفت؛ آنهایی که به روزمرگی عادت کرده اند، بدون بصیرت از کنار تمام مسائل می‌گذرند و کمتر اتّفاقی‌ آنها را به تفکر وا می‌دارد.
اشاره: دکتر قطب مصطفی سانو معاون دانشگاه بین‌المللی اسلامی مالزی و عضو مجمع فقه بین‌المللی اسلامی در گفت‌وگو‌ با اسلام اون لاین می‌گوید: «هر مجتهدی مفتی است اما هر مفتی مجتهد نیست.» دکتر سانو در باب اجتهاد و افتاء و ارتباط این دو با هم‌دیگر بر این باور است که عقل سلیم با الهام از قرآن در کشمکش میان تجدّد‌ و اجتهاد به سر می‌برد. قواعدی از نوع «اجتهاد در برابر نص صحیح نیست» قواعد ناشناخته‌ای هستند. این عقل با شگفتی از خود می‌پرسد: اگر اجتهاد در برابر نص صحیح نیست پس چه زمانی صحیح است؟ اجتهاد وقتی علم مستقلی باشد بسیاری از مشکلات مفتی‌ها را حل می‌کند؛
این روزها چهاردهمين سالگرد غروب جسمانى بزرگمرد فرهيختەای است کە خورشید اندیشەی تابناکش در افق حقیقت‌خواهی و حق‌طلبی همچنان می‌درخشد. حاج ماموستا ملا عبداللە‌ احمدیان، از تبار عالمانی بود کە هیچگاە‌ دانش خود را منحصر بە حیطەهای متعارف علوم دینی نکرد و در بیان دیدگاەهای خود، بە چارچوب‌های علمی و پژوهشی هموارە وفادار بود. شاید در سلک ایشان کمتر کسی را بتوان یافت کە خود را در آن سطح بە ارجاع و رفرنس‌دهی ملتزم بداند. شاهد گویای این وسواس علمی و التزام اخلاقی، کتاب سترگ سیمای صادق فاروق اعظم است کە تقریباً‌ مطلب بدون ارجاعی در آن بە چشم نمی‌خورد.
آیا مجتهد مطلق وجود دارد؟ خداوند دینش را نازل فرمود تا تمام زمین و همه زمان‌ها را از بعثت محمد (ص) تا قیام قیامت در بر بگیرد. این اندازه از وسعت و فراگیری زمانی و مکانی و مردم و وجود تعداد مشکلات فراوان و اختلافات نیات و نگاه و کثرت اختلافات، هیچ عقلی با وجود قدرت و زکاوت، توانایی جواب‌گویی آنها را ندارد. دینی که از طرف خدا آمد تنها یک شأن‌ و یا یک مقام از شؤون زندگی را در بر نمی‌گیرد. بلکه شامل همه‌ی شؤون و ابعاد زندگی که عبارتند از: حیات و موت، عبادات و معاملات و اخلاق می‌باشد. هیچ بعدی از ابعاد زندگی چه در باب واجبات و یا مستحبات یا نوافل و سنت‌ها یا حرام و مکروه نیست،
آیا نخست‌وزیری هست که یوسف‌وار عمل کند؟ در اندیشه و کردار، در عزم و همّت‌، در نیکوکاری و دلسوزی یوسف‌گونه باشد؟ حتی اگر پشت میله‌های زندان باشد؛ یا از رهبری و فرماندهی محروم شود؛ یا بدون هیچ دلیل و حجتی محکوم شود همانند فتنه‌ی عشق‌بازی ساختگی؛ یا با حکم قضایی دروغین مظلومانه وارد زندان شود و مقدار دروغ را هم قاضیان ساحری تشخیص ‌دهند که آن را امضاء کرده‌اند. آیا حاکمی شجاعی هست که با چشم سر و در عالم واقعیت – نه در خواب – ببیند که نه هفت گاو چاق بلکه وزرا و رؤسای حال و گذشته‌ای که در صحنه هستند و بوده‌اند، تر و خشک را با هم می‌بلعند و میهن را از شرق و غرب و شمال و جنوب به فساد می‌کشند؟
همزمانی محتوا